هنگام آسیب زدن به خود،
این فقط شما نیستید که ضربه میخورید...
اطرافیانه شما بیشترین ضربه را میخورند...
♦️@seemorghbook
این فقط شما نیستید که ضربه میخورید...
اطرافیانه شما بیشترین ضربه را میخورند...
♦️@seemorghbook
👍6
در هجده سالگی ...
نگران تفکر دیگران
در مورد خودتان هستید
وقتی چهل ساله میشوید
اهمیتی نمی دهید که دیگران
در مورد شمــا چه فکر میکنند .
و زمانی که شصت ساله میشوید
پی میبرید که اصلا هیچکس
در مورد شما فکر نمیکرده است !
وااای که چه آسان هدر میدهیم
عمر خویش را فقط برای دیگران و طرز فکرشان!!!
تا فرصت زندگی داری جانانه زندگی کن
♦️@seemorghbook
نگران تفکر دیگران
در مورد خودتان هستید
وقتی چهل ساله میشوید
اهمیتی نمی دهید که دیگران
در مورد شمــا چه فکر میکنند .
و زمانی که شصت ساله میشوید
پی میبرید که اصلا هیچکس
در مورد شما فکر نمیکرده است !
وااای که چه آسان هدر میدهیم
عمر خویش را فقط برای دیگران و طرز فکرشان!!!
تا فرصت زندگی داری جانانه زندگی کن
♦️@seemorghbook
👍20
☕️ قطعهای از کتاب
عدم آگاهی نسبت به رویدادهای طبیعی باعث شده است که مردم باستان خدایان متعددی اختراع کنند تا بر هر جنبه از زندگی ما حکمرانی کنند. خدایان عشق و جنگ، خورشید و زمین و آسمان، باران و توفان و زمینلرزه و آتشفشان. زمانی که خدایان راضی بودند انسان رها از فجایع و امراض زندگی میکرد اما اگر ناراضی میبودند، خشکسالی و جنگ و بیمارهای همهگیر همهجا را فرامیگرفت.
📕#طرح_بزرگ
✍#استیون_هاوکینگ
♦️@seemorghbook
عدم آگاهی نسبت به رویدادهای طبیعی باعث شده است که مردم باستان خدایان متعددی اختراع کنند تا بر هر جنبه از زندگی ما حکمرانی کنند. خدایان عشق و جنگ، خورشید و زمین و آسمان، باران و توفان و زمینلرزه و آتشفشان. زمانی که خدایان راضی بودند انسان رها از فجایع و امراض زندگی میکرد اما اگر ناراضی میبودند، خشکسالی و جنگ و بیمارهای همهگیر همهجا را فرامیگرفت.
📕#طرح_بزرگ
✍#استیون_هاوکینگ
♦️@seemorghbook
👍13
حق ، حق است،
حتی اگر همه بر علیه آن باشند.
و اشتباه اشتباه است
حتی اگر همه موافق آن باشند.
#ویلیام_پن
♦️@seemorghbook
حتی اگر همه بر علیه آن باشند.
و اشتباه اشتباه است
حتی اگر همه موافق آن باشند.
#ویلیام_پن
♦️@seemorghbook
👍24❤2👎2
📕#بابا_گوریو
✍#اونوره_دو_بالزاک
کتاب باباگوریو، رمانی کلاسیک نوشته ی اونوره دو بالزاک است که نخستین بار در سال 1835 به انتشار رسید. این رمان جاودان، داستان تراژیک پدری را روایت می کند که عشق افراطی اش به دو دخترش، او را به ورطه ی نابودی می کشاند. رمان علاوه بر این موضوع، به نجیب زاده ای جوان اما فقیر می پردازد که برای به دست آوردن ثروت خود به پاریس آمده است. این جوان با گذشت داستان با گوریو دوست شده و وارد زندگی او و دخترانش می شود. کتاب باباگوریو با ارائه ی داستانی بسیار جذاب، جامعه ای را در کانون توجه قرار می دهد که جاه طلبی و پول پرستی را ارزش های خود می داند.
♦️@seemorghbook
✍#اونوره_دو_بالزاک
کتاب باباگوریو، رمانی کلاسیک نوشته ی اونوره دو بالزاک است که نخستین بار در سال 1835 به انتشار رسید. این رمان جاودان، داستان تراژیک پدری را روایت می کند که عشق افراطی اش به دو دخترش، او را به ورطه ی نابودی می کشاند. رمان علاوه بر این موضوع، به نجیب زاده ای جوان اما فقیر می پردازد که برای به دست آوردن ثروت خود به پاریس آمده است. این جوان با گذشت داستان با گوریو دوست شده و وارد زندگی او و دخترانش می شود. کتاب باباگوریو با ارائه ی داستانی بسیار جذاب، جامعه ای را در کانون توجه قرار می دهد که جاه طلبی و پول پرستی را ارزش های خود می داند.
♦️@seemorghbook
❤12👍7
اگر یک روز از زندگیِاَم باقی مانده باشد آن یک روز را هم برایِ استقلال و حفظِ کرامتِ ایران خواهم جنگید؛ حتی اگر لقبِ شورشی و ضدِ مملکت به من داده شود.
#ستارخان
امروز ۲۸ مهر ماه، زادروزِ «ستار خان» سردارِ ملی و از آزادیخواهان و مبارزانِ راستینِ ایرانزمین است؛ کسی که از او به عنوانِ نمادِ غیرت و شجاعت و شرافت یاد میکنند، کسی که ماندن و جنگیدن در زیرِ پرچمِ ایران را به پرچمِ بیگانه که وعدهیِ در امان ماندن و بهرهمند شدن از امتیازاتِ فراوانی را داشت، ترجیح داد و به سمبل و پیشرو جریانی که خواستارِ ساختنِ کشوری آزاد و آباد بود، تبدیل شد.
زادروزش خجسته، نامش جاوید، یادش گرامی و راهش پررهرو باد🌹
♦️@seemorghbook
#ستارخان
امروز ۲۸ مهر ماه، زادروزِ «ستار خان» سردارِ ملی و از آزادیخواهان و مبارزانِ راستینِ ایرانزمین است؛ کسی که از او به عنوانِ نمادِ غیرت و شجاعت و شرافت یاد میکنند، کسی که ماندن و جنگیدن در زیرِ پرچمِ ایران را به پرچمِ بیگانه که وعدهیِ در امان ماندن و بهرهمند شدن از امتیازاتِ فراوانی را داشت، ترجیح داد و به سمبل و پیشرو جریانی که خواستارِ ساختنِ کشوری آزاد و آباد بود، تبدیل شد.
زادروزش خجسته، نامش جاوید، یادش گرامی و راهش پررهرو باد🌹
♦️@seemorghbook
❤27👍9👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح از سفر سخت زمان می آید
زانسوی زمین و آسمان می آید
شب را به فراسوی زمین رانده به خشم
صبحی که نفس نفس زنان می آید
♦️@seemorghbook
زانسوی زمین و آسمان می آید
شب را به فراسوی زمین رانده به خشم
صبحی که نفس نفس زنان می آید
♦️@seemorghbook
👍4
در خاطرات هرکسی، چیزهایی است که به هیچکس نمیگوید،
فقط برای دوستانش بازگو میکند.
مسائلی هم هست که حتی به دوستان نمیشود گفت و آدم فقط برای خودش میتواند بازگو کند، عین راز است.
اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی میترسد برای خودش هم آشکار کند.
#فئودور_داستايوفسكى
♦️@seemorghbook
فقط برای دوستانش بازگو میکند.
مسائلی هم هست که حتی به دوستان نمیشود گفت و آدم فقط برای خودش میتواند بازگو کند، عین راز است.
اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی میترسد برای خودش هم آشکار کند.
#فئودور_داستايوفسكى
♦️@seemorghbook
👍11❤1
هدفِ اصلی آن است که در زندگی
احساسِ عشق و آرامش
و لذت کنی ...
هر آنچه را
که به تو احساسِ عشق
و لذت می بخشد، دنبال کن ....
♦️@seemorghbook
احساسِ عشق و آرامش
و لذت کنی ...
هر آنچه را
که به تو احساسِ عشق
و لذت می بخشد، دنبال کن ....
♦️@seemorghbook
👏6👍1
☕️قطعهای از کتاب
"ما هر کسی را طوری میکشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضیها را با کارهایی که کردهایم و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم. "
📕#جنایات_و_مکافات
✍#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
"ما هر کسی را طوری میکشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضیها را با کارهایی که کردهایم و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم. "
📕#جنایات_و_مکافات
✍#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
👍10
📕#پنج_دفتر_شعر
✍#فریدون_مشیری
خلاصه رمان پنج شعر
به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست!
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
درین ساحل که من افتاده ام خاموش.
غمم دریا، دلم تنهاست.
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج، با من می کند نجوا،
که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت!
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت …
مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست!
ز پا این بند خونین بر کنم نیست،
امید آنکه جان خسته ام را،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست!
♦️@seemorghbook
✍#فریدون_مشیری
خلاصه رمان پنج شعر
به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست!
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
درین ساحل که من افتاده ام خاموش.
غمم دریا، دلم تنهاست.
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج، با من می کند نجوا،
که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت!
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت …
مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست!
ز پا این بند خونین بر کنم نیست،
امید آنکه جان خسته ام را،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست!
♦️@seemorghbook
👍11
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
مراسم عروسی بود پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که جوانی پیشش آمد و گفت سلام استاد منو میشناسید؟ پیرمرد جواب داد خیر.
جوان گفت چطور؟ آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید.
یادتون هست سالها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچه ها گم شد و فرمودید که باید جیب همه دانش آموزا رو بگردید همه باید رو به دیوار بایستیم؟ من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که شما ساعت رو از جیبم بیرون میارید و جلو معلمین و دانش آموزا آبروم رو میبرید. ولی شما ساعت رو پیدا کردید و تفتیش جیب دانش آموزا رو تا آخر ادامه دادید و تا پایان سال و سالهای بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت رو به من نگفت و خبردار نشد و شما آبروی منو نبردید.
پیرمرد گفت باز هم شما رو نشناختم ولی واقعه را دقیق یادم هست. آخه موقع تفتیش جیب دانش آموزا چشمامو بسته بودم.
تربیت و حکمت معلمین دانش آموزان را بزرگ می نماید.
♦️@seemorghbook
مراسم عروسی بود پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که جوانی پیشش آمد و گفت سلام استاد منو میشناسید؟ پیرمرد جواب داد خیر.
جوان گفت چطور؟ آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید.
یادتون هست سالها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچه ها گم شد و فرمودید که باید جیب همه دانش آموزا رو بگردید همه باید رو به دیوار بایستیم؟ من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که شما ساعت رو از جیبم بیرون میارید و جلو معلمین و دانش آموزا آبروم رو میبرید. ولی شما ساعت رو پیدا کردید و تفتیش جیب دانش آموزا رو تا آخر ادامه دادید و تا پایان سال و سالهای بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت رو به من نگفت و خبردار نشد و شما آبروی منو نبردید.
پیرمرد گفت باز هم شما رو نشناختم ولی واقعه را دقیق یادم هست. آخه موقع تفتیش جیب دانش آموزا چشمامو بسته بودم.
تربیت و حکمت معلمین دانش آموزان را بزرگ می نماید.
♦️@seemorghbook
👍32👏9
بزرگترین حسرتهای آدمها در حال مرگ؛
نخستین حسرت:
کاش به خانواده ام بيشترمحبت مى كردم ...!
حسرت دوم:
کاش این قدر سخت کار نمی کردم ...!!
حسرت سوم:
کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم!!
حسرت چهارم:
کاش رابطه هایم با دوستانم را حفظ میکردم!!
حسرت پنجم:
کاش شادتر می بودم ولحظات بيشترى مى خنديدم..!!
اين رو به كسانى كه دوستشان داری بفرست كه قدر تكـ تك لحظه هاى زندگيشان را بدانند
عمر ما کوتاه تر از اونیه که فکرشو ميکنیم...
♦️@seemorghbook
نخستین حسرت:
کاش به خانواده ام بيشترمحبت مى كردم ...!
حسرت دوم:
کاش این قدر سخت کار نمی کردم ...!!
حسرت سوم:
کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم!!
حسرت چهارم:
کاش رابطه هایم با دوستانم را حفظ میکردم!!
حسرت پنجم:
کاش شادتر می بودم ولحظات بيشترى مى خنديدم..!!
اين رو به كسانى كه دوستشان داری بفرست كه قدر تكـ تك لحظه هاى زندگيشان را بدانند
عمر ما کوتاه تر از اونیه که فکرشو ميکنیم...
♦️@seemorghbook
👍15
این یکی از عادات قدیمی و مسخره انسان است: وقتی راهش را گم میکند تندتر میدود...
#رولو_می
♦️@seemorghbook
#رولو_می
♦️@seemorghbook
👍13