این عبارت,روی سنگ قبریک کشیش نوشته شده
"جوان و آزاد بودم ,تصوراتم هیچ محدودیتی نداشتند و درخیال خودم می خواستم دنیاراتغییربدهم.پیرتر و عاقل تر که شدم,فهمیدم که دنیا تغییر نمیکند. بنابراین توقعم را کم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم.ولی کشورم هم نمیخواست عوض شود.به میان سالی که رسیدم آخرین توانایی هایم رابه کارگرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم ولی پناه برخدا آنها هم نمیخواستند عوض شوند
و اینک در بستر مرگ آرمیده ام و ناگهان دریافتم که اگر فقط خود را عوض میکردم,خانواده ام هم عوض می شد و با پشت گرمی آنها میتوانستم کشورم راهم عوض کنم و چه کسی میداند شاید میتوانستم دنیا را هم عوض کنم."
♦️@seemorghbook
"جوان و آزاد بودم ,تصوراتم هیچ محدودیتی نداشتند و درخیال خودم می خواستم دنیاراتغییربدهم.پیرتر و عاقل تر که شدم,فهمیدم که دنیا تغییر نمیکند. بنابراین توقعم را کم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم.ولی کشورم هم نمیخواست عوض شود.به میان سالی که رسیدم آخرین توانایی هایم رابه کارگرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم ولی پناه برخدا آنها هم نمیخواستند عوض شوند
و اینک در بستر مرگ آرمیده ام و ناگهان دریافتم که اگر فقط خود را عوض میکردم,خانواده ام هم عوض می شد و با پشت گرمی آنها میتوانستم کشورم راهم عوض کنم و چه کسی میداند شاید میتوانستم دنیا را هم عوض کنم."
♦️@seemorghbook
👍21👏5❤2
☕ قطعهای از کتاب
اطلاعات تاريخی از اين جهت مورد نفرت است كه ما هنوز نيازهای خود را رفع نكردهايم و لذا هر چه مانع و رادع تأمين نيازها و احتياجاتمان باشد، جداً زائد مینمايد.
ما مطمئناً به تاريخ نياز داريم، ولی نيازِ ما به تاريخ با نيازی كه كاهلان و كمتحرّكان در برج عاج دارالعلمها به تاريخ دارند، تفاوت دارد؛ اگرچه چنان كسی ممكن است نيازها و بايدهای ما را از تاريخ خام و بیجاذبه تشخيص بدهد. ما به تاريخ به خاطرِ زندگی و فعاليت محتاجايم نه برای آنكه ما را از زندگی و عمل دور كند يا حتی برای اينكه آلام و دردهای زندگی خويشتنطلبانه و فعاليت ساده و ترسآلودِ ما را تخفيف دهد.
ما بر آنيم فقط تا آنجا در خدمتِ تاريخ باشيم كه تاريخ در خدمتِ زندگی و حياتمان قرار میگيرد: زيرا ممكن است كسی برای مطالعهی تاريخ به حدی ارزش قائل باشد كه ديگر از رشد باز ايستد و تباه شود، پديدهای كه دردمندانه در رويارویی با عوارضِ خاص روزگار خودمان ناگزير به اعتراف آنيم.
📕#تأملات_نابهنگام
✍#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
اطلاعات تاريخی از اين جهت مورد نفرت است كه ما هنوز نيازهای خود را رفع نكردهايم و لذا هر چه مانع و رادع تأمين نيازها و احتياجاتمان باشد، جداً زائد مینمايد.
ما مطمئناً به تاريخ نياز داريم، ولی نيازِ ما به تاريخ با نيازی كه كاهلان و كمتحرّكان در برج عاج دارالعلمها به تاريخ دارند، تفاوت دارد؛ اگرچه چنان كسی ممكن است نيازها و بايدهای ما را از تاريخ خام و بیجاذبه تشخيص بدهد. ما به تاريخ به خاطرِ زندگی و فعاليت محتاجايم نه برای آنكه ما را از زندگی و عمل دور كند يا حتی برای اينكه آلام و دردهای زندگی خويشتنطلبانه و فعاليت ساده و ترسآلودِ ما را تخفيف دهد.
ما بر آنيم فقط تا آنجا در خدمتِ تاريخ باشيم كه تاريخ در خدمتِ زندگی و حياتمان قرار میگيرد: زيرا ممكن است كسی برای مطالعهی تاريخ به حدی ارزش قائل باشد كه ديگر از رشد باز ايستد و تباه شود، پديدهای كه دردمندانه در رويارویی با عوارضِ خاص روزگار خودمان ناگزير به اعتراف آنيم.
📕#تأملات_نابهنگام
✍#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍13❤3
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند وطنشان نیست بلکه ابتدا باید خودشان را نجات دهند،
زیرا بیشتر آنها در اعماق ناآگاهیها، توهم دانایی دارند...!
♦️@seemorghbook
زیرا بیشتر آنها در اعماق ناآگاهیها، توهم دانایی دارند...!
♦️@seemorghbook
👍18❤8
📕#آفرینگان
✍#صادق_هدایت
داستان زیبا، در موردِ زنی به نامِ «زربانو» است که پس از مرگش سایۀ او از او جدا شده و با سایه های دیگر جنازه ها در «استودان» (جایی که مردگان را در آنجا میگذاشتند که ابتدا بدنشان بپوسد و تجزیه شود.. اینگونه دیگر عناصر چهارگانۀ طبیعت آلوده نمیشد) هم صحبت میشوند... این سایه ها در روز هرکدام به هرجایی که دوست دارند میروند و در شب به «استودان» بازگشته و در کنارِ استخوان هایشان میمانند. دو نکتۀ قابلِ توجه در این داستان به چشم می آید، اول اینکه: «صادق هدایت» این نویسندۀ خردگرا در این داستان نامی از "روح" نبرده، بلکه از "سایه" نام برده است
دوم اینکه: این نویسندۀ خردمندِ ایرانی «صادق هدایت»، در این داستان از تعدادِ زیادی نام های اصیل و زیبایِ ایرانی استفاده کرده است .
خلاصه «زربانو» به کمکِ سایه ها و بخصوص سایه ای به نامِ «آذین» که بسیار واقع گرا و خردمند است، متوجه میشود که هرچه در زندگی به او در مورد جهان دیگر و بهشت و جهنم گفته اند و وعده در مورد پاداش به کار نیک داده اند، دروغی بیش نبوده است که مبلغّان دینی تحویل او و امثال او داده اند.
♦️@seemorghbook
✍#صادق_هدایت
داستان زیبا، در موردِ زنی به نامِ «زربانو» است که پس از مرگش سایۀ او از او جدا شده و با سایه های دیگر جنازه ها در «استودان» (جایی که مردگان را در آنجا میگذاشتند که ابتدا بدنشان بپوسد و تجزیه شود.. اینگونه دیگر عناصر چهارگانۀ طبیعت آلوده نمیشد) هم صحبت میشوند... این سایه ها در روز هرکدام به هرجایی که دوست دارند میروند و در شب به «استودان» بازگشته و در کنارِ استخوان هایشان میمانند. دو نکتۀ قابلِ توجه در این داستان به چشم می آید، اول اینکه: «صادق هدایت» این نویسندۀ خردگرا در این داستان نامی از "روح" نبرده، بلکه از "سایه" نام برده است
دوم اینکه: این نویسندۀ خردمندِ ایرانی «صادق هدایت»، در این داستان از تعدادِ زیادی نام های اصیل و زیبایِ ایرانی استفاده کرده است .
خلاصه «زربانو» به کمکِ سایه ها و بخصوص سایه ای به نامِ «آذین» که بسیار واقع گرا و خردمند است، متوجه میشود که هرچه در زندگی به او در مورد جهان دیگر و بهشت و جهنم گفته اند و وعده در مورد پاداش به کار نیک داده اند، دروغی بیش نبوده است که مبلغّان دینی تحویل او و امثال او داده اند.
♦️@seemorghbook
👍14🙏8❤6👎1
من در شعبده بازی روی طناب راه رفته ام
و میدانم چقدر این کار دشوار است .
اما به جرات میگویم
که آدم بودن و روی زمین راه رفتن
از این هم سخت تراست !
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
و میدانم چقدر این کار دشوار است .
اما به جرات میگویم
که آدم بودن و روی زمین راه رفتن
از این هم سخت تراست !
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
👍25❤7
مجلس میهمانی بود.
پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت.
دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده؛ به همین دلیل با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفتند:
پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟
پیرمرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است؛ می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود.
مواظب قضاوت هایمان باشیم.
♦️@seemorghbook
پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت.
دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده؛ به همین دلیل با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفتند:
پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟
پیرمرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است؛ می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود.
مواظب قضاوت هایمان باشیم.
♦️@seemorghbook
👍31👏6
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
دیشب به خودم گفتم: شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی آید، از بهاری می آید که فرا میرسد.
گیاه به روزهایى که رفته، نمی اندیشد، به روزهایى می اندیشد که می آید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم؟
#جبران_خلیل_جبران
♦️@seemorghbook
دیشب به خودم گفتم: شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی آید، از بهاری می آید که فرا میرسد.
گیاه به روزهایى که رفته، نمی اندیشد، به روزهایى می اندیشد که می آید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم؟
#جبران_خلیل_جبران
♦️@seemorghbook
❤22👏4👍3🤔1
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.
ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ.
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ؟
ﺍﺯ ﺳﮑﻮت ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺶ.ﺍﺯ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ.ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﭙﻮﺵ.
ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ. ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ای ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ.ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮ.
ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﮐﻦ ...
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﺭﯼ.
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺟﻤﻌﻪ ﻧﺒﺎﺵ.
ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ. ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ.ﺧﻄﺮ ﮐﻦ!
این زندگی برای توست ...
ﮐﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯽ؟
#ﻟﻮﯾﯿﺰ_ﻓﻠﻮﺭﯼ
♦️@seemorghbook
ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ.
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ؟
ﺍﺯ ﺳﮑﻮت ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺶ.ﺍﺯ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ.ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺁﻥ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﭙﻮﺵ.
ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ. ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ای ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ.ﻫﺮ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮ.
ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﮐﻦ ...
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﺭﯼ.
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺟﻤﻌﻪ ﻧﺒﺎﺵ.
ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ. ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ.ﺧﻄﺮ ﮐﻦ!
این زندگی برای توست ...
ﮐﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯽ؟
#ﻟﻮﯾﯿﺰ_ﻓﻠﻮﺭﯼ
♦️@seemorghbook
❤10👍1👏1
همیشه خلاف جهت رودخونه شنا کن.
توده همیشه در اشتباه بوده.
قرنها در اشتباه بوده و همیشه در اشتباه خواهد بود.
#چارلز_بوکفسکی
♦️@seemorghbook
توده همیشه در اشتباه بوده.
قرنها در اشتباه بوده و همیشه در اشتباه خواهد بود.
#چارلز_بوکفسکی
♦️@seemorghbook
👍10❤6
هفت علامت که نشون میده شما برای خودتون سمی هستین:
۱-شک کردن به توانایی هاتون و احساس این که به اندازه کافی خوب نیستید حتی زمانی که خوب عمل میکنید.
۲-داشتن تردید برای درخواست کمک، چون نگرانید ناتوان به نظر برسید.
۳-مقایسه دایمی زندگیتون با زندگی دیگران در فضای مجازی و احساس عقب افتادن از دیگران.
۴-اولویت دادن نیازهای دیگران نسبت به نیازهای خودتون و بی اهمیتی به مراقبت از خود.
۵-اجتناب از تنش به هر قیمتی،حتی اگر به معنای سرکوب کردن احساساتتان باشد.
۶-تلاش بیش از حد برای خشنود کردن دیگران که منجر به استرس و فشار میشه.
۷- عقب انداختن کارهای مهم به دلیل ترس از شکست یا انتقاد
اگر خودتون رو در کشمکش با هر یکی از این موارد می دانید، وقتشه که رویکردتون رو نسبت به کار و زندگی تغییر بدید.
♦️@seemorghbook
۱-شک کردن به توانایی هاتون و احساس این که به اندازه کافی خوب نیستید حتی زمانی که خوب عمل میکنید.
۲-داشتن تردید برای درخواست کمک، چون نگرانید ناتوان به نظر برسید.
۳-مقایسه دایمی زندگیتون با زندگی دیگران در فضای مجازی و احساس عقب افتادن از دیگران.
۴-اولویت دادن نیازهای دیگران نسبت به نیازهای خودتون و بی اهمیتی به مراقبت از خود.
۵-اجتناب از تنش به هر قیمتی،حتی اگر به معنای سرکوب کردن احساساتتان باشد.
۶-تلاش بیش از حد برای خشنود کردن دیگران که منجر به استرس و فشار میشه.
۷- عقب انداختن کارهای مهم به دلیل ترس از شکست یا انتقاد
اگر خودتون رو در کشمکش با هر یکی از این موارد می دانید، وقتشه که رویکردتون رو نسبت به کار و زندگی تغییر بدید.
♦️@seemorghbook
😢13👍7
هر کس
از اونی که میبینه برداشت میکنه
بعضی وقتا
باید از مشکلات فاصله بگیری
بیشتر مواقع
راه حل در اون چیزیه که اصلا نمیبینیش
♦️@seemorghbook
از اونی که میبینه برداشت میکنه
بعضی وقتا
باید از مشکلات فاصله بگیری
بیشتر مواقع
راه حل در اون چیزیه که اصلا نمیبینیش
♦️@seemorghbook
❤15
☕ قطعهای از کتاب
هرچه قدر هم که با نام هایی چون: فرهنگ، شخصیت روان یا چیزهای دیگر، از زنها خواسته شود که این طور یا آن طور لباس بپوشند و رفتار کنند هر چه قدر هم که دیگران بخواهند به کمک چندین مراقب و نگهبان نادان تمام زنها را،
فارغ از بعد تمام انسانی آنها، چون یک گله نگه دارند صرف نظر از این که برای سرکوبِ زندگیِ پر روح این جنس لطیف از چه فشارهایی استفاده میشود.
هیچ یک از اینها نمیتواند این حقیقت را تغییر دهد که زن همانی است که هست. لطیف، ولی در عین حال پرقدرت! آن قدر پر قدرت که هیچ اجباری را نپذیرد.
📕#زنانی_که_با_گرگها_میدوند
✍#کلاریسا_پینکولا_استس
♦️@seemorghbook
هرچه قدر هم که با نام هایی چون: فرهنگ، شخصیت روان یا چیزهای دیگر، از زنها خواسته شود که این طور یا آن طور لباس بپوشند و رفتار کنند هر چه قدر هم که دیگران بخواهند به کمک چندین مراقب و نگهبان نادان تمام زنها را،
فارغ از بعد تمام انسانی آنها، چون یک گله نگه دارند صرف نظر از این که برای سرکوبِ زندگیِ پر روح این جنس لطیف از چه فشارهایی استفاده میشود.
هیچ یک از اینها نمیتواند این حقیقت را تغییر دهد که زن همانی است که هست. لطیف، ولی در عین حال پرقدرت! آن قدر پر قدرت که هیچ اجباری را نپذیرد.
📕#زنانی_که_با_گرگها_میدوند
✍#کلاریسا_پینکولا_استس
♦️@seemorghbook
❤12👍1
پیروی کورکورانه از عقاید و رسوم گذشتگان
این معنی را تداعی نخواهد کرد
که آنها زنده اند ، بلکه بدان معناست
که زنده های آن جامعه در واقع مرده اند!
#ابن_خلدون
♦️@seemorghbook
این معنی را تداعی نخواهد کرد
که آنها زنده اند ، بلکه بدان معناست
که زنده های آن جامعه در واقع مرده اند!
#ابن_خلدون
♦️@seemorghbook
👍30❤4
📕#راسپوتین
✍#ار_جی_مینی
نویسنده ی این کتاب ار. جی. مینی داستان زندگی گریگوری راسپوتین که شخصیتی برجسته در تاریخ معاصر است را نوشته و چگونگی زندگی او و ارتباط او با اشراف و تزار نیکلای دوم و ملکه الکساندرا را توصیف کرده است و قضاوت این که راسپوتین قدیس بوده یا گناهکار، راهبی خطا رفته یا شیطانی انسان نما، مردی نجیب و آرام که زندگی خود را در راه کمک به دیگران فدا می کرد یا غیره را به خوانندگان این کتاب سپرده است. در ضمن در این کتاب به تاثیر راسپوتین در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه اشاره شده است.
♦️@seemorghbook
✍#ار_جی_مینی
نویسنده ی این کتاب ار. جی. مینی داستان زندگی گریگوری راسپوتین که شخصیتی برجسته در تاریخ معاصر است را نوشته و چگونگی زندگی او و ارتباط او با اشراف و تزار نیکلای دوم و ملکه الکساندرا را توصیف کرده است و قضاوت این که راسپوتین قدیس بوده یا گناهکار، راهبی خطا رفته یا شیطانی انسان نما، مردی نجیب و آرام که زندگی خود را در راه کمک به دیگران فدا می کرد یا غیره را به خوانندگان این کتاب سپرده است. در ضمن در این کتاب به تاثیر راسپوتین در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه اشاره شده است.
♦️@seemorghbook
👍15
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
تو می توانی هر شعری را که تو را خوش نیامد، مچاله کنی و دور بیندازی
اما شاعر تنها چند برگ از تاریخ ادبیات نیست که آنها را از شیرازه جدا کنیم و دور افکنیم
مثل این است که بخواهی پاره های دلت را با ناخن چنگ بزنی و یا حاشیه ابریشمین گوشه ای از روحت را قیچی کنی ...
چه دردی! چه درمانی!
تو به اندازهٔ همان یک تعبیر که دل تو را لرزانده است به او مدیونی، بدهکاری، وامداری ...
نه تنها تو بلکه نسل من و تو
#قیصر_امین_پور
♦️@seemorghbook
تو می توانی هر شعری را که تو را خوش نیامد، مچاله کنی و دور بیندازی
اما شاعر تنها چند برگ از تاریخ ادبیات نیست که آنها را از شیرازه جدا کنیم و دور افکنیم
مثل این است که بخواهی پاره های دلت را با ناخن چنگ بزنی و یا حاشیه ابریشمین گوشه ای از روحت را قیچی کنی ...
چه دردی! چه درمانی!
تو به اندازهٔ همان یک تعبیر که دل تو را لرزانده است به او مدیونی، بدهکاری، وامداری ...
نه تنها تو بلکه نسل من و تو
#قیصر_امین_پور
♦️@seemorghbook
❤7👍2
من مخالفِ مراسم پُر خرجِ
تشییع جنازه هستم ؛
برای انسان باید
هنگام تولد عزاداری کرد
نه وقتی که از این دنیا می رود !
#مونتسکیو
♦️@seemorghbook
تشییع جنازه هستم ؛
برای انسان باید
هنگام تولد عزاداری کرد
نه وقتی که از این دنیا می رود !
#مونتسکیو
♦️@seemorghbook
👍27👎6👏4❤2