خری را گفتند احوالت چون است؟
گفت: خوراکم کم و کارم زیاد است، ولیکن مطیع و شاکرم.
گفتند حقا که خری
#عبید_زاکانی
♦️ @seemorghbook
گفت: خوراکم کم و کارم زیاد است، ولیکن مطیع و شاکرم.
گفتند حقا که خری
#عبید_زاکانی
♦️ @seemorghbook
👍30❤3🤔2
هگل فیلسوف آلمانی در مورد ایرانیان میگوید :
ایرانیان نخستین ملتی در تاریخ بودند که توانستند یک امپراطوری واقعی را که نظیرش در هیچ نقطه ای پیدا نمیشود پایه گذاری کنند .
♦️@seemorghbook
ایرانیان نخستین ملتی در تاریخ بودند که توانستند یک امپراطوری واقعی را که نظیرش در هیچ نقطه ای پیدا نمیشود پایه گذاری کنند .
♦️@seemorghbook
👍30❤6😭2👎1
ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺁﯾﺪ، ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ : « ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ» ، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺣﮑﻢ ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﺖ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﮐﻨﺪ؛ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﯼ، ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ، ﭼﻨﺪﺑﺮﺍﺑﺮﺵ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ. ﺍﻭﻝ ﺫﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺩﮔﻮﯾﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ؛ ﭼﻮﻥﺯﯾﺮﺑﻨﺎﯼ ﻫﺴﺘﯽ، ﺗﻔﮑﺮ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻋﺎﻟﯽ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﺎﯾﺪ. ﻧﮕﺮﺵ ﻭ ﺫﻫﻨﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻩ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺕﺑﻪ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺮﺵ ﺗﻮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﻩ ﺩﺭﺻﺪ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
♦️ @seemorghbook
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ : « ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ» ، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺣﮑﻢ ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﺖ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﮐﻨﺪ؛ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﯼ، ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ، ﭼﻨﺪﺑﺮﺍﺑﺮﺵ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ. ﺍﻭﻝ ﺫﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺩﮔﻮﯾﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ؛ ﭼﻮﻥﺯﯾﺮﺑﻨﺎﯼ ﻫﺴﺘﯽ، ﺗﻔﮑﺮ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻋﺎﻟﯽ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﺎﯾﺪ. ﻧﮕﺮﺵ ﻭ ﺫﻫﻨﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻩ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺕﺑﻪ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺮﺵ ﺗﻮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﻩ ﺩﺭﺻﺪ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
♦️ @seemorghbook
👍10👎1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
قاضی از قاتل انور السادت میپرسد چرا او را کشتی؟
قاتل جواب میدهد: ایشان یک سکولار است.
قاضی میگوید: آيا معنی سکولار را میدانید؟
قاتل میگوید: نه نمیدانم!
در ترور نافرجام نجیب محفوظ(برنده جایزه نوبل نویسنده مصری)
قاضی از تروریست میپرسد: چرا نجیب را با خنجر زدید؟
جانی میگوید: بدلیل نوشته های آن،خصوصا کتاب بچه های کوی ما.
قاضی میگوید: کتاب را خوانده ای؟
قاتل میگوید: خیر!
قاضی از قاتل فرج فوده، شاعر و نویسنده مصری میپرسد چرا او را کشتی؟
قاتل میگوید:او کافراست.
قاضی به قاتل میگوید: چطور به این نتیجه رسیدی؟
قاتل: از کتاب هایش.
قاضی میگوید: آیا کتابهایش را خوانده ای؟
قاتل جواب میدهد: خیر من اصلا سواد ندارم!
اینگونه جامعه ی بشری ما تاوان جهل عده ای را داد و هنوز هم می دهد ...
♦️@seemorghbook
قاضی از قاتل انور السادت میپرسد چرا او را کشتی؟
قاتل جواب میدهد: ایشان یک سکولار است.
قاضی میگوید: آيا معنی سکولار را میدانید؟
قاتل میگوید: نه نمیدانم!
در ترور نافرجام نجیب محفوظ(برنده جایزه نوبل نویسنده مصری)
قاضی از تروریست میپرسد: چرا نجیب را با خنجر زدید؟
جانی میگوید: بدلیل نوشته های آن،خصوصا کتاب بچه های کوی ما.
قاضی میگوید: کتاب را خوانده ای؟
قاتل میگوید: خیر!
قاضی از قاتل فرج فوده، شاعر و نویسنده مصری میپرسد چرا او را کشتی؟
قاتل میگوید:او کافراست.
قاضی به قاتل میگوید: چطور به این نتیجه رسیدی؟
قاتل: از کتاب هایش.
قاضی میگوید: آیا کتابهایش را خوانده ای؟
قاتل جواب میدهد: خیر من اصلا سواد ندارم!
اینگونه جامعه ی بشری ما تاوان جهل عده ای را داد و هنوز هم می دهد ...
♦️@seemorghbook
👍46
"خوشبختی"
حراجِ روزانه دنیاست!
اینکه ما قدمی برنمیداریم و قیمت پیشنهاد نمیکنیم،
داستانِ دیگریست.
"خوشبختی" پیداکردنی نیست!
"خوشبختی"ساختنیست...
♦️ @seemorghbook
حراجِ روزانه دنیاست!
اینکه ما قدمی برنمیداریم و قیمت پیشنهاد نمیکنیم،
داستانِ دیگریست.
"خوشبختی" پیداکردنی نیست!
"خوشبختی"ساختنیست...
♦️ @seemorghbook
👍4❤3
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ر
وستا ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ.
♦️@seemorghbook
مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ر
وستا ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﯿﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ روستا، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪﺍﺵ ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺑﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: «ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ، مراد ﯾﮏ شیر ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ!»
مراد ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﺷﯿﺮ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻏﺶ ﮐﺮﺩ. ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺷﯿﺮ ﺑﻮﺩﻩ است.
ﻭﻗﺘﯽ به هوش آمد از او پرسیدند: «برای چه از حال رفتی؟»
مراد گفت: «فکر کردم حیوانی که به من حمله کرده یک سگ است!»
مراد بیچاره ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ یک سگ به او حمله کرده است وگرنه ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻏﺶ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺷﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﻢ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺠﻨﮕﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ.
♦️@seemorghbook
👍23
روزها ، ماه ها ، سالها
سیاست به من فکر کرده است
تا من روزها ، ماه ها
تنها ، به نان فکر کنم
♦️@seemorghbook
سیاست به من فکر کرده است
تا من روزها ، ماه ها
تنها ، به نان فکر کنم
♦️@seemorghbook
👍16👏3
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
اكثريت عظيم روشنفكرانى كه مىشناسم در جستوجوى چيزى نيستند و هيچ كارى نمىكنند و به درد كارى نمىخورند. همهشان بد تحصيل كردهاند، به طور جدى مطالعه نمىكنند، دربارهى علوم فقط پر حرفى مىكنند، از هنر هم كم سر در مىآورند. همهشان خودشان را مىگيرند و با قيافهى جدى، گندهگويى و فلسفهبافى مىكنند؛ حال آن كه پيش چشمشان كارگرها غذا ندارند و چهل نفرى در يك اتاق نامناسب مىخوابند، توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاكى اخلاقى مىلولند...
پر واضح است كه همهى حرفهاى قشنگمان فقط براى آن است كه سر خودمان و ديگران شيره بمالیم...
#آنتوان_چخوف
♦️@seemorghbook
اكثريت عظيم روشنفكرانى كه مىشناسم در جستوجوى چيزى نيستند و هيچ كارى نمىكنند و به درد كارى نمىخورند. همهشان بد تحصيل كردهاند، به طور جدى مطالعه نمىكنند، دربارهى علوم فقط پر حرفى مىكنند، از هنر هم كم سر در مىآورند. همهشان خودشان را مىگيرند و با قيافهى جدى، گندهگويى و فلسفهبافى مىكنند؛ حال آن كه پيش چشمشان كارگرها غذا ندارند و چهل نفرى در يك اتاق نامناسب مىخوابند، توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاكى اخلاقى مىلولند...
پر واضح است كه همهى حرفهاى قشنگمان فقط براى آن است كه سر خودمان و ديگران شيره بمالیم...
#آنتوان_چخوف
♦️@seemorghbook
👍8❤2👎1
☕️قطعهای از کتاب
من هیچ گاه وعظ ترسناکی را که وقتی کوچک بودم در نماز خانه ی مدرسه مان شنیدم،فراموش نمیکنم.
حتی یادآوری اش هم ترسناک است: آن موقع،مغز کودکانه ام سخن آن واعظ را به گوش جان شنید.
او برایمان داستان یک جوخه سرباز را تعریف کرد،که بر روی یک خط آهن مشغول تمرین نظامی بودند.در یک لحظه ی حساس که قطار داشت از روبه رو به جوخه می رسید،حواس سرجوخه پرت شد و دستور تغییر مسیر را نداد.سربازان آن قدر خوب تعلیم دیده بودندکه هرگز بدون دستور فرمانده تغییر جهت نمی دادند.به همین خاطر مسیرشان را عوض نکردند و به حرکت شان روی ریل ادامه دادند.
البته من حالا دیگر این داستان را باور نمی کنم و امیدوارم خود واعظ هم آن را باور نکند.
اما وقتی نُه ساله بودم آن را باور کردم،چون آن را از زبان بزرگ تری می شنیدم که بر من ارشدیت داشت.وچه خود آن واعظ این داستان را باور داشت و چه نداشت،میخواست ما کودکان را وادارد تا رفتار برده وار و تعبّد بی چون و چرای آن سربازان را به رغم نامعقولی اش تحسین کنیم و الگوی خود قرار دهیم.و من یکی که تحسین کردم.
اکنون در بزرگسالی، تقریبا برایم ناممکن است که درک کنم چطور آن موقع از خود پرسیدم که آیا من هم این شجاعت را خواهم داشت که بدون دستور فرمانده راهم را کج نکنم و به قیمت زیر قطار رفتن انجام وظیفه کنم.
📕#پندار_خدا
✍#ریچارد_داوکینز
♦️@seemorghbook
من هیچ گاه وعظ ترسناکی را که وقتی کوچک بودم در نماز خانه ی مدرسه مان شنیدم،فراموش نمیکنم.
حتی یادآوری اش هم ترسناک است: آن موقع،مغز کودکانه ام سخن آن واعظ را به گوش جان شنید.
او برایمان داستان یک جوخه سرباز را تعریف کرد،که بر روی یک خط آهن مشغول تمرین نظامی بودند.در یک لحظه ی حساس که قطار داشت از روبه رو به جوخه می رسید،حواس سرجوخه پرت شد و دستور تغییر مسیر را نداد.سربازان آن قدر خوب تعلیم دیده بودندکه هرگز بدون دستور فرمانده تغییر جهت نمی دادند.به همین خاطر مسیرشان را عوض نکردند و به حرکت شان روی ریل ادامه دادند.
البته من حالا دیگر این داستان را باور نمی کنم و امیدوارم خود واعظ هم آن را باور نکند.
اما وقتی نُه ساله بودم آن را باور کردم،چون آن را از زبان بزرگ تری می شنیدم که بر من ارشدیت داشت.وچه خود آن واعظ این داستان را باور داشت و چه نداشت،میخواست ما کودکان را وادارد تا رفتار برده وار و تعبّد بی چون و چرای آن سربازان را به رغم نامعقولی اش تحسین کنیم و الگوی خود قرار دهیم.و من یکی که تحسین کردم.
اکنون در بزرگسالی، تقریبا برایم ناممکن است که درک کنم چطور آن موقع از خود پرسیدم که آیا من هم این شجاعت را خواهم داشت که بدون دستور فرمانده راهم را کج نکنم و به قیمت زیر قطار رفتن انجام وظیفه کنم.
📕#پندار_خدا
✍#ریچارد_داوکینز
♦️@seemorghbook
👍11👏2❤1
آزادی از نظر من یعنی قبل از هر چیز عروج انسان از طریق رها شدن از خرافات ...
آدمیزاد خرافهپرست از بردگی و جهل خودش دفاع میکند و مرا هم با خودش به بردگی میکشاند.
#احمد_شاملو
♦️@seemorghbook
آدمیزاد خرافهپرست از بردگی و جهل خودش دفاع میکند و مرا هم با خودش به بردگی میکشاند.
#احمد_شاملو
♦️@seemorghbook
👍14👎2
📕#خاطراتی_از_هنرمندان
✍#پرویز_خطیبی
کتاب حاضر حاوی خاطرات و دست نوشتههای مرحوم پرویز خطیبی (هنرمند، روزنامهنگار، و کارمند رادیو و تلویزیون) است که پیشتر به صورت سلسله مقالات یا خاطرات در مجله هفتگی جوانان کالیفرنیای آمریکا به چاپ رسیده است .وی در این کتاب خاطراتی از فعالیتهای هنری هنرمندان، نویسندگان، هنرپیشههای قدیم تئاتر، موسیقی، سینما، رادیو، و تلویزیون) هم عهد خویش را باز میگوید .برخی از این افراد عبارتاند از : صادق هدایت، قائمیان، اکبر مشکین، قمرالملوک وزیری، صبا، روحبخش، خالدی، مهدی سهیلی، بهروز وثوقی، ناصر ملک مطیعی، ابوالقاسم حالت، روحا...خالقی و سیمین بهبهانی
♦️@seemorghbook
✍#پرویز_خطیبی
کتاب حاضر حاوی خاطرات و دست نوشتههای مرحوم پرویز خطیبی (هنرمند، روزنامهنگار، و کارمند رادیو و تلویزیون) است که پیشتر به صورت سلسله مقالات یا خاطرات در مجله هفتگی جوانان کالیفرنیای آمریکا به چاپ رسیده است .وی در این کتاب خاطراتی از فعالیتهای هنری هنرمندان، نویسندگان، هنرپیشههای قدیم تئاتر، موسیقی، سینما، رادیو، و تلویزیون) هم عهد خویش را باز میگوید .برخی از این افراد عبارتاند از : صادق هدایت، قائمیان، اکبر مشکین، قمرالملوک وزیری، صبا، روحبخش، خالدی، مهدی سهیلی، بهروز وثوقی، ناصر ملک مطیعی، ابوالقاسم حالت، روحا...خالقی و سیمین بهبهانی
♦️@seemorghbook
👍10❤2
در جامعه ای که مردم
از نعمت آزادی محروم هستند،
عشق فرصتی برای تجربه کردن آزادی است.
#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
از نعمت آزادی محروم هستند،
عشق فرصتی برای تجربه کردن آزادی است.
#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍13❤3😢1
■▪■▪■▪■▪■▪■
میدونید حکایت ضربالمثل «همین آش است و همین کاسه» چیه؟
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیاتهای فراوان از آن ها میگرفت، مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند ! نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه میداد، وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همهی استانداران را به مرکز خواند، دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند، بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت : "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"
♦️@seemorghbook
میدونید حکایت ضربالمثل «همین آش است و همین کاسه» چیه؟
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیاتهای فراوان از آن ها میگرفت، مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند ! نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه میداد، وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همهی استانداران را به مرکز خواند، دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند، بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت : "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"
♦️@seemorghbook
👍19😱5
هر کجا هستی
سهم اندک خود را
از خوبی و مهربانی بهجا بیاور!
همین خوبیهای کوچک هستند،
که در کنار یکدیگر بر جهان پیروز میشوند…
♦️ @seemorghbook
سهم اندک خود را
از خوبی و مهربانی بهجا بیاور!
همین خوبیهای کوچک هستند،
که در کنار یکدیگر بر جهان پیروز میشوند…
♦️ @seemorghbook
❤14👍3
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد..
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم،از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم.
#آنتوان_دوسنت_اکزوپری
♦️@seemorghbook
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص! اما حقیقت ندارد..
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم،از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم.
#آنتوان_دوسنت_اکزوپری
♦️@seemorghbook
👍17❤1
برای عمل کردن بدن انسان
باید او را بیهوش کرد...
امــــا
برای عمل کردن روح انسان
باید او را بیدار کرد...
#لئوتولستوی
♦️@seemorghbook
باید او را بیهوش کرد...
امــــا
برای عمل کردن روح انسان
باید او را بیدار کرد...
#لئوتولستوی
♦️@seemorghbook
👍20👏4
■▪■▪■▪■▪■▪■
▪مصاحبه با ماریو بارگاس یوسا
سوال خبرنگار :
ادبیات در زندگی امروز چه کارکردی میتواند داشته باشد؟
پاسخ ماریو :
ادبیات امروز و دیروز ندارد ...
مطالعه و ادبیات باعث رشد نوعی دیدگاه انتقادی می شود .
به این دلیل هم هست که دیکتاتورها از ادبیات می ترسند ، ادبیات راهی برای مجهز شدن در برابر تمام نادرستی موجود در جهانیست که در آن زندگی می کنیم ...
راهی که از آن طریق بتوانیم در جهت تغییر جهان بکوشیم و آن را به دنیای تخیلاتی که با وجود کاستی ها و محدودیت های مان خلق کردهایم ، نزدیک کنیم.
♦️@seemorghbook
▪مصاحبه با ماریو بارگاس یوسا
سوال خبرنگار :
ادبیات در زندگی امروز چه کارکردی میتواند داشته باشد؟
پاسخ ماریو :
ادبیات امروز و دیروز ندارد ...
مطالعه و ادبیات باعث رشد نوعی دیدگاه انتقادی می شود .
به این دلیل هم هست که دیکتاتورها از ادبیات می ترسند ، ادبیات راهی برای مجهز شدن در برابر تمام نادرستی موجود در جهانیست که در آن زندگی می کنیم ...
راهی که از آن طریق بتوانیم در جهت تغییر جهان بکوشیم و آن را به دنیای تخیلاتی که با وجود کاستی ها و محدودیت های مان خلق کردهایم ، نزدیک کنیم.
♦️@seemorghbook
👍11❤1