داشتن مغز ، دلیل قطعی
برای انسان بودن نیست !
پسته و گردو هم مغز دارند !
برای انسان بودن باید "شعور" داشت !
♦️@seemorghbook
برای انسان بودن نیست !
پسته و گردو هم مغز دارند !
برای انسان بودن باید "شعور" داشت !
♦️@seemorghbook
👍42👏4❤2
📕#سرکوب_و_هنر_نوشتن
✍#لئو_اشتراوس
آیا سرکوب میتواند از استقلال اندیشه جلوگیری کند؟ نویسندگان چگونه با سرکوب کنار میآیند؟ چرا بسیاری از فیلسوفان نامدار حقایق را در لفافه بیان کردهاند؟ آیا در لفافه نوشتن منحصر به جوامع غیرلیبرال است؟ نظریهپرداز نامدارِ آلمانی-آمریکایی در این جستار به این پرسشها میپردازد.
♦️@seemorghbook
✍#لئو_اشتراوس
آیا سرکوب میتواند از استقلال اندیشه جلوگیری کند؟ نویسندگان چگونه با سرکوب کنار میآیند؟ چرا بسیاری از فیلسوفان نامدار حقایق را در لفافه بیان کردهاند؟ آیا در لفافه نوشتن منحصر به جوامع غیرلیبرال است؟ نظریهپرداز نامدارِ آلمانی-آمریکایی در این جستار به این پرسشها میپردازد.
♦️@seemorghbook
👍4
تصویری جالب از اولین سفیر ایران "میرزا قلی خان" بهمراه همسر امریکاییش در نیویورک ، خبر قربانی کردن یک گوسفند در بالکن هتل والدورف توسط این مرد باعث شد او به حاجی واشنگتن ملقب شود!
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
😁11👍3❤1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
ملانصرالدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد.
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت.
قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی کردند .
چند روز گذشت ...
قاضی به حیلهی ملانصرالدین پی برد.
یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده است.
ملا به فرستاده قاضی جواب داد :
از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان
و بگو اشتباه در سند نیست
در کوزهی عسل است.
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
ملانصرالدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد.
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت.
قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی کردند .
چند روز گذشت ...
قاضی به حیلهی ملانصرالدین پی برد.
یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده است.
ملا به فرستاده قاضی جواب داد :
از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان
و بگو اشتباه در سند نیست
در کوزهی عسل است.
♦️@seemorghbook
😁27👍10
زندگی
کوزه آبی خنک و رنگین است
آب این کوزه گهی تلخ
گهی شور
و گهی شیرین است
"زندگی"
گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد
همه درها بسته است!!
♦️@seemorghbook
کوزه آبی خنک و رنگین است
آب این کوزه گهی تلخ
گهی شور
و گهی شیرین است
"زندگی"
گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد
همه درها بسته است!!
♦️@seemorghbook
❤11👍4
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
کودکی -از شیطنت- بازی کنان
بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وا رهد
خشک لب، میگشت، حیران، راه جو
زیر و بالا ، بسته هر سو راه او
روزنی میجست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هر چه بر جست تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر ، عزیز
#فریدون_مشیری
♦️@seemorghbook
پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
کودکی -از شیطنت- بازی کنان
بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وا رهد
خشک لب، میگشت، حیران، راه جو
زیر و بالا ، بسته هر سو راه او
روزنی میجست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هر چه بر جست تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر ، عزیز
#فریدون_مشیری
♦️@seemorghbook
👏21👍9❤4👎1
کتابها خوراک فکری آدم هستند، که اگر نباشند، فکر آدم برای رفع گرسنگیش، سراغ هر چیز بیهودهای که شده کشیده میشود
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👏16❤1
☕️قطعهای از کتاب
در كجا، كجا خوانده بودم كه محكوم به مرگی يک ساعت پيش از مرگ میگويد يا میانديشد كه اگر مجبور می شد در بلندی يا بر فراز صخره ای زندگي كند كه انقدر باريک باشد كه فقط دو پايش به روی آن جا بگيرد و در اطرافش پرتگاه ها، اقيانوس و سياهی ابدی، تنهايی ابدی و توفان ابدی باشد و به اين وضع ناگزير باشد در آن يک ذره فضا تمام عمر، هزار سال برای ابد بايستد؛ باز هم ترجيح می داد زنده بماند تا اينكه فورا بميرد! فقط زيستن، زيستن و زيستن... هرطور كه باشد، اما زنده ماندن و زيستن. عجب حقيقتی! خداوندا! چه حقيقتی! چه پست است انسان!
📕#جنايت_و_مكافات
✍#فئودور_داستايفسكی
♦️@seemorghbook
در كجا، كجا خوانده بودم كه محكوم به مرگی يک ساعت پيش از مرگ میگويد يا میانديشد كه اگر مجبور می شد در بلندی يا بر فراز صخره ای زندگي كند كه انقدر باريک باشد كه فقط دو پايش به روی آن جا بگيرد و در اطرافش پرتگاه ها، اقيانوس و سياهی ابدی، تنهايی ابدی و توفان ابدی باشد و به اين وضع ناگزير باشد در آن يک ذره فضا تمام عمر، هزار سال برای ابد بايستد؛ باز هم ترجيح می داد زنده بماند تا اينكه فورا بميرد! فقط زيستن، زيستن و زيستن... هرطور كه باشد، اما زنده ماندن و زيستن. عجب حقيقتی! خداوندا! چه حقيقتی! چه پست است انسان!
📕#جنايت_و_مكافات
✍#فئودور_داستايفسكی
♦️@seemorghbook
👍6👎1🔥1
پادشاهی را گفتند که در شهر
شخصی هست که شباهت بسیاری با شما دارد
پادشاه دستور داد آن مرد را نزد او بیاورند و سپس با تمسخر از مرد پرسید :
با این شباهت بسیار،
آیا مادرت در کاخ پدرم کنیز بوده؟!
مرد جواب داد :
خیر جناب پادشاه، پدرم
باغبان کاخ مادرتان بوده!
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
شخصی هست که شباهت بسیاری با شما دارد
پادشاه دستور داد آن مرد را نزد او بیاورند و سپس با تمسخر از مرد پرسید :
با این شباهت بسیار،
آیا مادرت در کاخ پدرم کنیز بوده؟!
مرد جواب داد :
خیر جناب پادشاه، پدرم
باغبان کاخ مادرتان بوده!
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍33😁27❤6🤯2👎1
📕#محکوم_شدگان یا داستان هفت نفری که به دار محکوم شدند
✍#لیانید_آندرییف
لئونيد نيکلايويچ آندريف نويسنده مشهور روسي در قرن 19 و 20 مي باشد که تنها تعداد اندکي از آثار او در ايران ترجمه شده و به چاپ رسيده است. از اين رو كتاب فوق از معدود آثار ترجمه شده وي به فارسي مي باشد.
آندريف، که از يک سو در بحبوحه بحران هاي اجتماعي و انقلاب ها حضور داشت و از سوي ديگر در مسير ايده ها و جريانات اجتماعي و ادبي مختلف قرار گرفته بود، در دوره هاي مختلف زندگي اش با عقايد و افکار و تمايلات زيادي دست و پنجه نرم کرد. او تلنگري به همه مکتب هاي ادبي نوين زد و در راهي طولاني از رئاليسم به سمبوليسم، با در هم آميختن اين دو مکتب، طراوت و ظرافت خاصي به آثارش بخشيد.
او همواره به دنبال يافتن پاسخي براي پرسش¬هاي بي¬شمارش در زندگي از جمله سرنوشت، عشق، اميد، زندگي، مرگ و غيره بود. داستان يکي بود، يکي نبود که در اولين مجموعه آثارش در سال 1901 به چاپ رسيد، دغدغه نويسنده دربارة موضوع مرگ و زندگي را به روشني بيان مي دارد.
او عقيده دارد که مرگ، پايان حضور جسماني هر انسان در اين دنيا است، ولي زندگي همچنان پس از مرگ او و بدون او ادامه دارد. قهرمان اصلي داستان, لاورنتي پترويچ، سيماي انسان معاصر است که غرق در جسم خود بوده و از روح و روان خويش غافل مانده و در نهايت پشيمان ميگردد.
♦️@seemorghbook
✍#لیانید_آندرییف
لئونيد نيکلايويچ آندريف نويسنده مشهور روسي در قرن 19 و 20 مي باشد که تنها تعداد اندکي از آثار او در ايران ترجمه شده و به چاپ رسيده است. از اين رو كتاب فوق از معدود آثار ترجمه شده وي به فارسي مي باشد.
آندريف، که از يک سو در بحبوحه بحران هاي اجتماعي و انقلاب ها حضور داشت و از سوي ديگر در مسير ايده ها و جريانات اجتماعي و ادبي مختلف قرار گرفته بود، در دوره هاي مختلف زندگي اش با عقايد و افکار و تمايلات زيادي دست و پنجه نرم کرد. او تلنگري به همه مکتب هاي ادبي نوين زد و در راهي طولاني از رئاليسم به سمبوليسم، با در هم آميختن اين دو مکتب، طراوت و ظرافت خاصي به آثارش بخشيد.
او همواره به دنبال يافتن پاسخي براي پرسش¬هاي بي¬شمارش در زندگي از جمله سرنوشت، عشق، اميد، زندگي، مرگ و غيره بود. داستان يکي بود، يکي نبود که در اولين مجموعه آثارش در سال 1901 به چاپ رسيد، دغدغه نويسنده دربارة موضوع مرگ و زندگي را به روشني بيان مي دارد.
او عقيده دارد که مرگ، پايان حضور جسماني هر انسان در اين دنيا است، ولي زندگي همچنان پس از مرگ او و بدون او ادامه دارد. قهرمان اصلي داستان, لاورنتي پترويچ، سيماي انسان معاصر است که غرق در جسم خود بوده و از روح و روان خويش غافل مانده و در نهايت پشيمان ميگردد.
♦️@seemorghbook
👍7❤1
موفقيت يعني : از مخروبه هاي شکست ، کاخ
پيروزي ساختن
موفقيت يعني : خنديدن به آنچه ديگران مشکلش ميپندارند
موفقيت يعني:ازتجارب انسانهاي موفق درس گرفتن
موفقيت يعني : خسته نشدن از مبارزه با دشواريها
موفقيت يعني : هميشه جانب حق را نگاه داشتن
موفقيت يعني :اشتباه را پذيرفتن و تکرار نکردن آن
موفقيت يعني: باشرايط مختلف خود را وفق دادن
موفقيت يعني : حفظ خونسردي در شرايط دشوار
موفقيت يعني : از ناممکن ها ، ممکن ساختن
موفقيت يعني : نا کامي ها را جدي نگرفتن
موفقيت يعني : تکيه گاه بودن براي ديگران
موفقيت يعني : توانايي دوست داشتن
موفقيت يعني : عاشق زندگي بودن
موفقيت يعني : با آرامش زيستن
موفقيت يعني : قدردان بودن
موفقيت يعني : صبور بودن
♦️@seemorghbook
پيروزي ساختن
موفقيت يعني : خنديدن به آنچه ديگران مشکلش ميپندارند
موفقيت يعني:ازتجارب انسانهاي موفق درس گرفتن
موفقيت يعني : خسته نشدن از مبارزه با دشواريها
موفقيت يعني : هميشه جانب حق را نگاه داشتن
موفقيت يعني :اشتباه را پذيرفتن و تکرار نکردن آن
موفقيت يعني: باشرايط مختلف خود را وفق دادن
موفقيت يعني : حفظ خونسردي در شرايط دشوار
موفقيت يعني : از ناممکن ها ، ممکن ساختن
موفقيت يعني : نا کامي ها را جدي نگرفتن
موفقيت يعني : تکيه گاه بودن براي ديگران
موفقيت يعني : توانايي دوست داشتن
موفقيت يعني : عاشق زندگي بودن
موفقيت يعني : با آرامش زيستن
موفقيت يعني : قدردان بودن
موفقيت يعني : صبور بودن
♦️@seemorghbook
👍19🙏1
⚜پندهائی از قابوسنامه عنصرالمعالی باب هفتم
از معروفترین پندنامه های تاریخ...
۱- ای فرزند خویشتن را به راستگویی معروف کن، تا جایی که اگر به ضرورت دروغ گفتی از تو بپذیرند.
۲- ای فرزند سخن چهار نوع است: یکی نه دانستنی است و نه گفتنی (سودی به حالت ندارد ). دوم: هم دانستنی است و هم گفتنی ( کلام خدا و اولیا و پارسایان ). سوم: گفتنی است ولی نا دانستنی است ( صلاح تو در آن است )
و چهارم: دانستنی است و ناگفتنی ( عیب دوست و محتشمی بر تو معلوم شود و باید خموش ماند) و بهترین این چهار نوع همان دومی است. غیر این سخن مگو.
۳- و اما ای پسر افراط را شوم دار.
۴- فرزندم آرام سخن بگو و به آهسته سخن گفتن عادت کن.
۵- ای پسر به دانستن رازی که سودی به تو نمیرساند و به تو ارتباط ندارد رغبت نکن.
۶- فرزندم جز با خود راز خویش مگو و اگر گفتی دیگر رازش مخوان.
۷- فرزندم سرد سخن مباش که سخن سرد تخمی است که از او دشمنی روید.
۸- فرزندم اگرچه دانایی, ولی خویش را نادان شمر تا دَر آموختن بر تو باز و گشاده بماند.
۹- فرزندم اگر چه سخن دان باشی ولی کمتر از آنچه می دانی سخن بگو تا به وقت گفتار وا نمانی.
۱۰- بسیار دان کم گو باش, نه کم دان بسیار گو.
۱۱- فرزندم خاموشی دوم سلامت است و بسیار گفتن دوم بی خردی.
۱۲- کسی که بسیار حرف میزند اگرچه خردمند باشد مردمان او را بی خرد شناسند، و نادان اگر خاموش بماند مردم سکوت او را نشانه ی خردش می دانند.
۱۳- هر چند پاک روَش و پارسا باشی، خود بین و خویشتن ستای مباش.
۱۴- فرزندم سعی کن تا مردم ستایشت کنند نه این که خویش ستایش گر خویش باشی.
۱۵- فرزندم با هرکه سخن میگویی، اول ببین که خریدار سخن تو هست یا نه؟ اگر خریدار نبود خوش زبانی کن تا خریدار شود.
۱۶- فرزندم تا می توانی از شنیدن سود ببر که مردم از سخن شنیدن سخن گوی می شوند.
۱۷- فرزندم شنیدن پند حکما دیده ی خرد را روشن می کند....
♦️@seemorghbook
از معروفترین پندنامه های تاریخ...
۱- ای فرزند خویشتن را به راستگویی معروف کن، تا جایی که اگر به ضرورت دروغ گفتی از تو بپذیرند.
۲- ای فرزند سخن چهار نوع است: یکی نه دانستنی است و نه گفتنی (سودی به حالت ندارد ). دوم: هم دانستنی است و هم گفتنی ( کلام خدا و اولیا و پارسایان ). سوم: گفتنی است ولی نا دانستنی است ( صلاح تو در آن است )
و چهارم: دانستنی است و ناگفتنی ( عیب دوست و محتشمی بر تو معلوم شود و باید خموش ماند) و بهترین این چهار نوع همان دومی است. غیر این سخن مگو.
۳- و اما ای پسر افراط را شوم دار.
۴- فرزندم آرام سخن بگو و به آهسته سخن گفتن عادت کن.
۵- ای پسر به دانستن رازی که سودی به تو نمیرساند و به تو ارتباط ندارد رغبت نکن.
۶- فرزندم جز با خود راز خویش مگو و اگر گفتی دیگر رازش مخوان.
۷- فرزندم سرد سخن مباش که سخن سرد تخمی است که از او دشمنی روید.
۸- فرزندم اگرچه دانایی, ولی خویش را نادان شمر تا دَر آموختن بر تو باز و گشاده بماند.
۹- فرزندم اگر چه سخن دان باشی ولی کمتر از آنچه می دانی سخن بگو تا به وقت گفتار وا نمانی.
۱۰- بسیار دان کم گو باش, نه کم دان بسیار گو.
۱۱- فرزندم خاموشی دوم سلامت است و بسیار گفتن دوم بی خردی.
۱۲- کسی که بسیار حرف میزند اگرچه خردمند باشد مردمان او را بی خرد شناسند، و نادان اگر خاموش بماند مردم سکوت او را نشانه ی خردش می دانند.
۱۳- هر چند پاک روَش و پارسا باشی، خود بین و خویشتن ستای مباش.
۱۴- فرزندم سعی کن تا مردم ستایشت کنند نه این که خویش ستایش گر خویش باشی.
۱۵- فرزندم با هرکه سخن میگویی، اول ببین که خریدار سخن تو هست یا نه؟ اگر خریدار نبود خوش زبانی کن تا خریدار شود.
۱۶- فرزندم تا می توانی از شنیدن سود ببر که مردم از سخن شنیدن سخن گوی می شوند.
۱۷- فرزندم شنیدن پند حکما دیده ی خرد را روشن می کند....
♦️@seemorghbook
👍18❤7👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریاب که ایام گل و صبح جوانی
چون برق کند جلوه و چون باد گریزد
شادی کن اگر طالب آسایش خویشی
آسودگی از خاطر ناشاد گریزد
♦️@seemorghbook
چون برق کند جلوه و چون باد گریزد
شادی کن اگر طالب آسایش خویشی
آسودگی از خاطر ناشاد گریزد
♦️@seemorghbook
👍7❤1
☕️ قطعهای از کتاب
هردوت درباره ی اخلاق ایرانیان دوره ی هخامنشی می نویسد که:" ایرانیان از دروغگویی پرهیز میکردند و برای آنکه هرگز دروغ نگویند از قرض کردن و حتی از معامله و تجارت که گاهی احتیاج به دروغ دارد خودداری میکردند، به سواری و تیر اندازی توجه داشتند، و جوانان را به فراگرفتن این دو فن ترغیب میکردند، جشن روز تولد در بین ایرانیان قدیم مرسوم بود و برای اهمیت فراوان قائل بودند. خوردن شراب نیز معمول بود و غالبا در موقع مستی به بحث و مذاکره می پرداختند. با آنکه پارسیان خود را از سایر ملل برتر می شمردند، همینکه رسوم و آداب ملتی را با طبع خود سازگار میدیدند بی درنگ به فراگرفتن آن می پرداختند."
📕#تاریخ_اجتماعی_ایران
✍#مرتضی_راوندی
♦️@seemorghbook
هردوت درباره ی اخلاق ایرانیان دوره ی هخامنشی می نویسد که:" ایرانیان از دروغگویی پرهیز میکردند و برای آنکه هرگز دروغ نگویند از قرض کردن و حتی از معامله و تجارت که گاهی احتیاج به دروغ دارد خودداری میکردند، به سواری و تیر اندازی توجه داشتند، و جوانان را به فراگرفتن این دو فن ترغیب میکردند، جشن روز تولد در بین ایرانیان قدیم مرسوم بود و برای اهمیت فراوان قائل بودند. خوردن شراب نیز معمول بود و غالبا در موقع مستی به بحث و مذاکره می پرداختند. با آنکه پارسیان خود را از سایر ملل برتر می شمردند، همینکه رسوم و آداب ملتی را با طبع خود سازگار میدیدند بی درنگ به فراگرفتن آن می پرداختند."
📕#تاریخ_اجتماعی_ایران
✍#مرتضی_راوندی
♦️@seemorghbook
👍13❤4
در مواجهه با مسائل مختلف ،
یک «برده فکری» میپرسد :
آیا فلان کار قانونی است ؟
اما یک «آزاداندیش» خواهد پرسید :
آیا فلان کار ، درست و انسانی است ؟!
♦️@seemorghbook
یک «برده فکری» میپرسد :
آیا فلان کار قانونی است ؟
اما یک «آزاداندیش» خواهد پرسید :
آیا فلان کار ، درست و انسانی است ؟!
♦️@seemorghbook
👏29