📕#زندگی_واقعی_سباستین_نایت
✍#ولادیمیر_ناباکوف
شکل کلی اثر:
به نظر می رسد که شکل بندی کلی کتاب، طرحی از شطرنج داشته باشد. درهرفصل، حرکت یک مهره به نمایش گذاشته می شود و بازی با 20 حرکت (20 فصل) تمام می شود. درآخر شاه (خواننده ـ نویسنده) مات می شود. در زبان انگلیسی، نایت(knight)، مهره اسب در شطرنج است که از این کلمه کلیدی درطول رمان برای فضاسازی صفحه شطرنج استفاده می شود. که در طول آن سطور، به سیاه و سفیدی مهره ها اشاره می شود و حتا آدم ها با مهره های سیاه و سفیدشان مورد خطاب قرار می گیرند. «سیاه تعظیم کرد….سیاه به طرزی مبهم گفت:… وقتی غرش سفید پایان یافت، «سیاه» آرام گفت:… هنگامی که بر سر آن حرکت مشاجره می کردند و «سفید» سعی می کرد حرکتش را پس بگیرد،… دیدم او باخته و «سیاه» دارد مهره ها – به جز آن انگشتانه – را در جعبه ی مقوایی کهنه ای می گذارد.»
نام کتاب اشاره ایهام انگیزی به فضای کلی داستان و موضوع آن دارد. در ظاهر، نام شخصیت اصلی داستان بر کتاب گذاشته شده است. اما نام با طرح کلی کتاب، فضای کلی آن و حرکت نهایی مهره اسب مرتبط است. تلفظ کلمه نایت، (night) یادآور شب (سیاه) است که توصیفات سباستین از شب و ستاره ها و آسمان در داستان فراوان است و نیز مرگ اعجاب آور سباستین که حرکت پایانی مهره اسب است. «شب است. آسمان از ستارگان جان گرفته است. سباستین سال ها بعد نوشت که خیره شدن به ستارگان، مانند نگاه کردن به امعا و احشای بیرون ریخته ی یک حیوان، احساس چندش و تهوع به او می دهد. اما در آن زمان سباستین هنوز فکر و احساسش را بیان نکرده. تاریک ِ تاریک است. …»
♦️@seemorghbook
✍#ولادیمیر_ناباکوف
شکل کلی اثر:
به نظر می رسد که شکل بندی کلی کتاب، طرحی از شطرنج داشته باشد. درهرفصل، حرکت یک مهره به نمایش گذاشته می شود و بازی با 20 حرکت (20 فصل) تمام می شود. درآخر شاه (خواننده ـ نویسنده) مات می شود. در زبان انگلیسی، نایت(knight)، مهره اسب در شطرنج است که از این کلمه کلیدی درطول رمان برای فضاسازی صفحه شطرنج استفاده می شود. که در طول آن سطور، به سیاه و سفیدی مهره ها اشاره می شود و حتا آدم ها با مهره های سیاه و سفیدشان مورد خطاب قرار می گیرند. «سیاه تعظیم کرد….سیاه به طرزی مبهم گفت:… وقتی غرش سفید پایان یافت، «سیاه» آرام گفت:… هنگامی که بر سر آن حرکت مشاجره می کردند و «سفید» سعی می کرد حرکتش را پس بگیرد،… دیدم او باخته و «سیاه» دارد مهره ها – به جز آن انگشتانه – را در جعبه ی مقوایی کهنه ای می گذارد.»
نام کتاب اشاره ایهام انگیزی به فضای کلی داستان و موضوع آن دارد. در ظاهر، نام شخصیت اصلی داستان بر کتاب گذاشته شده است. اما نام با طرح کلی کتاب، فضای کلی آن و حرکت نهایی مهره اسب مرتبط است. تلفظ کلمه نایت، (night) یادآور شب (سیاه) است که توصیفات سباستین از شب و ستاره ها و آسمان در داستان فراوان است و نیز مرگ اعجاب آور سباستین که حرکت پایانی مهره اسب است. «شب است. آسمان از ستارگان جان گرفته است. سباستین سال ها بعد نوشت که خیره شدن به ستارگان، مانند نگاه کردن به امعا و احشای بیرون ریخته ی یک حیوان، احساس چندش و تهوع به او می دهد. اما در آن زمان سباستین هنوز فکر و احساسش را بیان نکرده. تاریک ِ تاریک است. …»
♦️@seemorghbook
👍9
تاریخ ایران دلیر مردان زیادی دارد که گمنام ماندهاند از جمله “آرسام”. میگس تاس راوی و پزشک یونانی جنگ ترموپیل چنین روایت میکند: یکی از مناظر برجسته و قابل تحسین این نبرد، آرسام برادر خشایارشا بود! او میگوید با اینکه آرسام دشمن ما بود اما اعتراف میکنم هنگامی که شمشیر میزد به یکی از خدایان شبیه بود...
چهره او به زیبایی میدرخشید و من در موقع شمشیر زدن به صورت او مینگریستم که ذرهای ترس در چهرهاش نیست و این نشان میدهد که دلیری آن جوان ذاتی است و ناشی از خشم موقت نیست. وقتی ده شمشیر به سمت او روانه میشد مانند آن بود که شاخههای باریک درخت حواله او میشود و به راحتی آنان را دفع میکرد!
♦️@seemorghbook
چهره او به زیبایی میدرخشید و من در موقع شمشیر زدن به صورت او مینگریستم که ذرهای ترس در چهرهاش نیست و این نشان میدهد که دلیری آن جوان ذاتی است و ناشی از خشم موقت نیست. وقتی ده شمشیر به سمت او روانه میشد مانند آن بود که شاخههای باریک درخت حواله او میشود و به راحتی آنان را دفع میکرد!
♦️@seemorghbook
👍15❤3👏3😁1
دزدی مرتبا به دهكده ای ميزد
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ. ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﺩﺍﺷﺖ،ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ
ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ، ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.
♦️@seemorghbook
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ. ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﺩﺍﺷﺖ،ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ
ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ، ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.
♦️@seemorghbook
👍38❤5😢2
بزرگترین خِرد آن است که از گذشته بیرون بخزی. بدون چسبیدن به آن. درست مانند مار که از پوست قدیم خود بیرون میخزد و هرگز به عقب نگاه نمیکند. حرکت او همیشه از کهنه به تازه است.
#اشو
♦️@seemorghbook
#اشو
♦️@seemorghbook
👏14👍5
از گوسفندی پرسیدند:
اگر تو گرگ بودی چه كار می كردی؟
گوسفند گفت:
من گرگ ها را به علف خوردن عادت می دادم تا دیگر به گوسفند های بی گناه حمله نكنند.
از گرگی هم پرسیدند:
اگر گوسفند بودی چه كار می كردی؟
گفت:
من به گوسفند ها می آموختم كه چه طور با دو پای عقبشان به سر گرگ ها بزنند و آن ها را بكشند.
ذات هیچ حیوانی را نمی توان عوض كرد
و آدم ها هم با پوشیدن لباس های رنگارنگ
ذاتشان تغییر نمیكند.
♦️@seemorghbook
اگر تو گرگ بودی چه كار می كردی؟
گوسفند گفت:
من گرگ ها را به علف خوردن عادت می دادم تا دیگر به گوسفند های بی گناه حمله نكنند.
از گرگی هم پرسیدند:
اگر گوسفند بودی چه كار می كردی؟
گفت:
من به گوسفند ها می آموختم كه چه طور با دو پای عقبشان به سر گرگ ها بزنند و آن ها را بكشند.
ذات هیچ حیوانی را نمی توان عوض كرد
و آدم ها هم با پوشیدن لباس های رنگارنگ
ذاتشان تغییر نمیكند.
♦️@seemorghbook
👍13
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
حداقل بايد ٤٠ سالت باشه
به جملات زير برسى:
-با آشنا معامله نكن
-با همكارات دوست نشو
-چيزى كه قطعى نشده رو به كسى نگو
-خوشحالى و موفقيتتو جار نزن
-زود ميفهمى آدم يدونه از غريبه ميخوره ده تا از خودى...
♦️@seemorghbook
حداقل بايد ٤٠ سالت باشه
به جملات زير برسى:
-با آشنا معامله نكن
-با همكارات دوست نشو
-چيزى كه قطعى نشده رو به كسى نگو
-خوشحالى و موفقيتتو جار نزن
-زود ميفهمى آدم يدونه از غريبه ميخوره ده تا از خودى...
♦️@seemorghbook
👍22
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
حاجی که تمام شب در استغفار است
پیوسته پیِ زنانِ شوهر دار است
آمار تمام صیغه ها را دارد
انگار رییس مرکزِ آمار است
هنگام نماز می نشیند، اما
هنگام خلاف اسب بی افسار است
تا صحبت حور می شود در مسجد
آب دهنش چکیده بر شلوار است
هم پیرو مشیِ شهوت رانی
هم رهرو دین و ضد استکبار است
با طرز تفکری که حاجی دارد
دینداری او فقط ادا اطوار است
پیغام نهفته در چنین رفتاری
انکار وجودی عذاب النار است
حاجی تو که فکر کرده ای ما خوابیم
بر فرض که ما خواب، خدا بیدار است
#مصطفی_علوی
♦️@seemorghbook
حاجی که تمام شب در استغفار است
پیوسته پیِ زنانِ شوهر دار است
آمار تمام صیغه ها را دارد
انگار رییس مرکزِ آمار است
هنگام نماز می نشیند، اما
هنگام خلاف اسب بی افسار است
تا صحبت حور می شود در مسجد
آب دهنش چکیده بر شلوار است
هم پیرو مشیِ شهوت رانی
هم رهرو دین و ضد استکبار است
با طرز تفکری که حاجی دارد
دینداری او فقط ادا اطوار است
پیغام نهفته در چنین رفتاری
انکار وجودی عذاب النار است
حاجی تو که فکر کرده ای ما خوابیم
بر فرض که ما خواب، خدا بیدار است
#مصطفی_علوی
♦️@seemorghbook
👍27👏8❤4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربان كه باشی
خورشید از سمت قلب تو
طلوع خواهد کرد
و صبح مگر چیست
جز لبخند مهربانت
لبخند بزن دوست من
لبخـنـد
♦️@seemorghbook
خورشید از سمت قلب تو
طلوع خواهد کرد
و صبح مگر چیست
جز لبخند مهربانت
لبخند بزن دوست من
لبخـنـد
♦️@seemorghbook
👍9❤2
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
برایت رویاهایی آرزو می کنم، تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو می کنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو می کنم.
آرامش آرزو می کنم.
برایت آرزو می کنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خنده ی کودکان
برایت آرزو می کنم، دوام بیاوری...
در رکود،
بی تفاوتی
و ناپاکی روزگار
به خصوص برایت آرزو می کنم که
خودت باشی ...
#ژاک_برل
♦️@seemorghbook
برایت رویاهایی آرزو می کنم، تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو می کنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو می کنم.
آرامش آرزو می کنم.
برایت آرزو می کنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خنده ی کودکان
برایت آرزو می کنم، دوام بیاوری...
در رکود،
بی تفاوتی
و ناپاکی روزگار
به خصوص برایت آرزو می کنم که
خودت باشی ...
#ژاک_برل
♦️@seemorghbook
👍8❤4
سمت چپ : فرد افسرده
سمت راست : فرد غیر افسرده
در حالت ناراحتی و افسردگی کارایی مغز شما به یک پنجم کاهش پیدا میکند!
♦️@seemorghbook
سمت راست : فرد غیر افسرده
در حالت ناراحتی و افسردگی کارایی مغز شما به یک پنجم کاهش پیدا میکند!
♦️@seemorghbook
👍16❤2
☕️قطعهای از کتاب
حوادث بزرگ هرگز نمی توانند یک شبه شکل بگیرند، و یا یک عامل مشخص را بهانه ای برای وقوع آنها معرفی کرد. حوادث بزرگ حاصل میلیون ها و بلکه میلیاردها حادثه کوچک و بزرگ دیگر هستند که روزانه در اطراف همگی ما اتفاق می افتد و ما بی اعتنا به آن عبورمی کنیم.
📕#جامعه_شناسی_خودمانی
✍#حسن_نراقی
♦️@seemorghbook
حوادث بزرگ هرگز نمی توانند یک شبه شکل بگیرند، و یا یک عامل مشخص را بهانه ای برای وقوع آنها معرفی کرد. حوادث بزرگ حاصل میلیون ها و بلکه میلیاردها حادثه کوچک و بزرگ دیگر هستند که روزانه در اطراف همگی ما اتفاق می افتد و ما بی اعتنا به آن عبورمی کنیم.
📕#جامعه_شناسی_خودمانی
✍#حسن_نراقی
♦️@seemorghbook
👍14
در تصویر عکس سربازی را میبینید که یک الاغ رو کول کرده!
از محبت نیست
اگه الاغ قدمی اشتباه برداره با انفجار مین زندگی همه رو به خطر میندازه
الاغهای اطراف خود را کنترل کنید تا جان خود و عزیزان خود را نجات دهید
♦️@seemorghbook
از محبت نیست
اگه الاغ قدمی اشتباه برداره با انفجار مین زندگی همه رو به خطر میندازه
الاغهای اطراف خود را کنترل کنید تا جان خود و عزیزان خود را نجات دهید
♦️@seemorghbook
👍30😁5
📕#سیر_تمدن_و_تربیت_در_ایران_باستان(نایاب)
✍#اسدالله_بیژن
دوره های اوستائی، مادی و هخامنشی
ایرانیان از دورترین دوران ها برای آموزش و پرورش اهمیت بسیار قائل می شدند. خرد و دانش و ادب در نزد ایرانیان از پرارزش ترین صفت ها و خصوصیت های یک فرد به شمار می رفت. در کتاب های دینی و ادبی فلسفی مانند اوستا، گفتارهای فراوانی در مورد دانش و ادب آموزش یافت می شود و همین گفتارها که درازنای سده های دیگر در کتاب های مختلف به گونه های متفاوت تکرار شده نشان دهنده ی پیوستگی تاریخ و توجه ایرانیان به آموزش و پرورش و گرامی بودن مقام دانش و خرد و ادب در نزد آنان می باشد. آموزش و پرورش در ایران باستان این مفهوم را داشت که یک فرد می بایستی دانش اندوزی نماید و ادب را فراگیرد تا آن که صاحب صفات و کردار نیک گردد و بتواند برای اجتماع عضو مفیدی بشمار رود.
توجه به شواهد به جای مانده از دوران باستان می توان اذعان داشت که در ایران باستان عوامل اولیه ی تعلیم و تربیت عبارت از موارد زیر بودند :
1- طبیعت و وضع جغرافیایی کشور.
2- آرا و عقایدی که آریاییها با خود آورده بودند و زرتشت آنها را پیراسته و اصلاح کرده بود، به عبارتی نقش دین در روند آموزش.
3- دولت و نقش ویژه ی آن در پرورش دادن متعلمین
♦️@seemorghbook
✍#اسدالله_بیژن
دوره های اوستائی، مادی و هخامنشی
ایرانیان از دورترین دوران ها برای آموزش و پرورش اهمیت بسیار قائل می شدند. خرد و دانش و ادب در نزد ایرانیان از پرارزش ترین صفت ها و خصوصیت های یک فرد به شمار می رفت. در کتاب های دینی و ادبی فلسفی مانند اوستا، گفتارهای فراوانی در مورد دانش و ادب آموزش یافت می شود و همین گفتارها که درازنای سده های دیگر در کتاب های مختلف به گونه های متفاوت تکرار شده نشان دهنده ی پیوستگی تاریخ و توجه ایرانیان به آموزش و پرورش و گرامی بودن مقام دانش و خرد و ادب در نزد آنان می باشد. آموزش و پرورش در ایران باستان این مفهوم را داشت که یک فرد می بایستی دانش اندوزی نماید و ادب را فراگیرد تا آن که صاحب صفات و کردار نیک گردد و بتواند برای اجتماع عضو مفیدی بشمار رود.
توجه به شواهد به جای مانده از دوران باستان می توان اذعان داشت که در ایران باستان عوامل اولیه ی تعلیم و تربیت عبارت از موارد زیر بودند :
1- طبیعت و وضع جغرافیایی کشور.
2- آرا و عقایدی که آریاییها با خود آورده بودند و زرتشت آنها را پیراسته و اصلاح کرده بود، به عبارتی نقش دین در روند آموزش.
3- دولت و نقش ویژه ی آن در پرورش دادن متعلمین
♦️@seemorghbook
👍11❤1
ای دل تو به ادراک معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
اینجا ز می و جام بهشتی میساز
کانجا بهشت است رسی یا نرسی
#حکیم_عمر_خیام
♦️@seemorghbook
در نکته زیرکان دانا نرسی
اینجا ز می و جام بهشتی میساز
کانجا بهشت است رسی یا نرسی
#حکیم_عمر_خیام
♦️@seemorghbook
❤20👍3
در هـر صد نفر
یکنفر ارزش آن را دارد که
با او بحث کنـی...
بگذار دیگران هرچه دوست دارند بگویند.
زیرا هــر کسـی آزاد است که
احمق باشد...
#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
یکنفر ارزش آن را دارد که
با او بحث کنـی...
بگذار دیگران هرچه دوست دارند بگویند.
زیرا هــر کسـی آزاد است که
احمق باشد...
#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
👍34
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«...پاریس 120سال پیش..»
فیلمی تاریخی از شهر پاریس در سالهای ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۰ ..
بسیار روی فیلم کار شده، صداگذاری و ترمیم شده و نتیجه عالی از کار درآمده..
مظفرالدین شاه اول بار در فروردین ۱۲۷۹ شمسی (برابر با آوریل ۱۹۰۰) راهی اروپا شد، شهر و مردمانی که او در پاریس میدید اینطور بود که در فیلم میبینید.....
هنوز هیچ نشانی از هیچ نوع خودرویی نیست، شهر در تسخیر درشکههاست....
تصاویری از حدود ۱۲۰ تا ۱۲۵ سال پیش...
(چه صداگذاری خوبی! حتا برای لحظهای که زنی چترش رو باز میکنه صدای باز شدن چتر رو گذاشتند.)
پیشنهاد میکنم این فیلم بسیار باکیفیت را از سالهای دهۀ ۱۸۹۰ ببینید!!
♦️@seemorghbook
فیلمی تاریخی از شهر پاریس در سالهای ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۰ ..
بسیار روی فیلم کار شده، صداگذاری و ترمیم شده و نتیجه عالی از کار درآمده..
مظفرالدین شاه اول بار در فروردین ۱۲۷۹ شمسی (برابر با آوریل ۱۹۰۰) راهی اروپا شد، شهر و مردمانی که او در پاریس میدید اینطور بود که در فیلم میبینید.....
هنوز هیچ نشانی از هیچ نوع خودرویی نیست، شهر در تسخیر درشکههاست....
تصاویری از حدود ۱۲۰ تا ۱۲۵ سال پیش...
(چه صداگذاری خوبی! حتا برای لحظهای که زنی چترش رو باز میکنه صدای باز شدن چتر رو گذاشتند.)
پیشنهاد میکنم این فیلم بسیار باکیفیت را از سالهای دهۀ ۱۸۹۰ ببینید!!
♦️@seemorghbook
👏10❤3👍3