〰〰〰〰〰〰〰〰〰
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:
بشکن و بخور و برای من دعا کن،
بهلول گردوها را شکست و خورد،
اما دعا نکرد!
مرد گفت:
گردوها را می خوری نوش جان،
ولی من صدای دعای تو را نشنیدم…
بهلول گفت:
مطمئن باش اگر در راه خدا
داده ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده...
♦️@seemorghbook
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:
بشکن و بخور و برای من دعا کن،
بهلول گردوها را شکست و خورد،
اما دعا نکرد!
مرد گفت:
گردوها را می خوری نوش جان،
ولی من صدای دعای تو را نشنیدم…
بهلول گفت:
مطمئن باش اگر در راه خدا
داده ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده...
♦️@seemorghbook
👏29👍6❤1
☕️ قطعهای از کتاب
در ميان هر ملتی بيش از هزاران هيتلر و استالين بالقوه وجود دارد اما به ندرت پيش میآيد كه اين توفيق را داشته باشند تا مرحلۀ به دستگيری کامل قدرت مطلقه پيشروی كنند و به آرزوی خود برای همتايی با خدايان جهان دست يابند و موفقيت آنان در اين امر بیش از هرچیز به شرايط اقتصادی، فرهنگی و سياسی جامعه بستگی دارد...
به عنوان نمونه جامعهای را تصور كنید كه ابتدا احزاب و جامعه مدنی توسط صاحبان قدرت به شدت تضعیف شده سپس معیشت و زندگی اكثر مردم تحت فشار است به گونهای كه آنان از وضعيت ِنابسامان خود شديداً احساس اهانت و تحقیر میكنند و در ادامه طبقه حاكم به واسطۀ خطری كه در خصوص حفظ قدرت و يا افشای رانتهای پشتپرده احساس ميكند نتواند يا اینکه اصلاً نخواهد مشكلات را حل كند در چنین شرايطی مردم معمولاً بجای تلاش و كوشش برای بهبود وضعيت خود نااميدوارانه در انتظار یک قهرمان و ناجی مینشینند كه با ظهور خويش همۀ مسائلشان را حل كند.
اين تفكر همواره مدعيان اعجاز آفرينی را بر اريکۀ قدرت مینشاند که سریعاً به حاکمانی مستبد تبدیل میشوند و برای حفظ قدرتشان از هیچ جنایتی فروگذار نیستند.
📕#بررسی_روانشناسی_خودکامگی
✍#مانس_اشپربر
♦️@seemorghbook
در ميان هر ملتی بيش از هزاران هيتلر و استالين بالقوه وجود دارد اما به ندرت پيش میآيد كه اين توفيق را داشته باشند تا مرحلۀ به دستگيری کامل قدرت مطلقه پيشروی كنند و به آرزوی خود برای همتايی با خدايان جهان دست يابند و موفقيت آنان در اين امر بیش از هرچیز به شرايط اقتصادی، فرهنگی و سياسی جامعه بستگی دارد...
به عنوان نمونه جامعهای را تصور كنید كه ابتدا احزاب و جامعه مدنی توسط صاحبان قدرت به شدت تضعیف شده سپس معیشت و زندگی اكثر مردم تحت فشار است به گونهای كه آنان از وضعيت ِنابسامان خود شديداً احساس اهانت و تحقیر میكنند و در ادامه طبقه حاكم به واسطۀ خطری كه در خصوص حفظ قدرت و يا افشای رانتهای پشتپرده احساس ميكند نتواند يا اینکه اصلاً نخواهد مشكلات را حل كند در چنین شرايطی مردم معمولاً بجای تلاش و كوشش برای بهبود وضعيت خود نااميدوارانه در انتظار یک قهرمان و ناجی مینشینند كه با ظهور خويش همۀ مسائلشان را حل كند.
اين تفكر همواره مدعيان اعجاز آفرينی را بر اريکۀ قدرت مینشاند که سریعاً به حاکمانی مستبد تبدیل میشوند و برای حفظ قدرتشان از هیچ جنایتی فروگذار نیستند.
📕#بررسی_روانشناسی_خودکامگی
✍#مانس_اشپربر
♦️@seemorghbook
👍19👏3
چون آب به جويباروچون باد به دشت
روزی دگر از نوبت عمرم بگذشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت
روزی كه نيامدست و روزی كه گذشت
#حکیم_عمر_خیام
♦️@seemorghbook
روزی دگر از نوبت عمرم بگذشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت
روزی كه نيامدست و روزی كه گذشت
#حکیم_عمر_خیام
♦️@seemorghbook
❤27👍8
📕#سالهای_ابری
✍#علی_اشرف_درویشان
«سالهای ابری» را اگر یک زندگینامه واقعی بدانیم، میتوانیم با اطمینان بگوییم، قهرمان داستان، یعنی «شریف داوریشه» خود «علیاشرف درویشیان» است. این داستان از زبان پسربچهای سه ـ چهار ساله شروع میشود و تا حدود چهل سالگیاش پایان مییابد. «شریف داوریشه» فرزند اول خانواده است که اولین خاطرات ذهنش زمانی را به یاد میآورد که فرزند سوم خانواده، میخواهد قدم به دنیا بگذارد. آغاز داستان، تلاش مادری است در به دنیا آوردن فرزندی دیگر در یک خانواده فقیر و خرافاتی. حرفهایی که «ماما»، «بیبی» و اطرافیان زائو به زبان میآورند و افکاری که در ذهن شریف وول میخورد؛ مؤید فرهنگ خانوادهها و تفکر غالب جامعه است. برخورد ذهنی شریف با «آل» و مواجهه با او، که دارد دل و جگر زائو را با خود میبرد، نمودار کابوسی است که در طول داستان، سایهاش بر زندگی شریف و خانواده و جامعهاش سنگینی میکند. در این زندگینامه واقعی خودنوشته، با افراد مختلفی از جامعه آشنا میشویم که هرکدام نمادی از آدمهای واقعی سالهای نه چندان دور تاریخ کشورمان هستند.
♦️@seemorghbook
✍#علی_اشرف_درویشان
«سالهای ابری» را اگر یک زندگینامه واقعی بدانیم، میتوانیم با اطمینان بگوییم، قهرمان داستان، یعنی «شریف داوریشه» خود «علیاشرف درویشیان» است. این داستان از زبان پسربچهای سه ـ چهار ساله شروع میشود و تا حدود چهل سالگیاش پایان مییابد. «شریف داوریشه» فرزند اول خانواده است که اولین خاطرات ذهنش زمانی را به یاد میآورد که فرزند سوم خانواده، میخواهد قدم به دنیا بگذارد. آغاز داستان، تلاش مادری است در به دنیا آوردن فرزندی دیگر در یک خانواده فقیر و خرافاتی. حرفهایی که «ماما»، «بیبی» و اطرافیان زائو به زبان میآورند و افکاری که در ذهن شریف وول میخورد؛ مؤید فرهنگ خانوادهها و تفکر غالب جامعه است. برخورد ذهنی شریف با «آل» و مواجهه با او، که دارد دل و جگر زائو را با خود میبرد، نمودار کابوسی است که در طول داستان، سایهاش بر زندگی شریف و خانواده و جامعهاش سنگینی میکند. در این زندگینامه واقعی خودنوشته، با افراد مختلفی از جامعه آشنا میشویم که هرکدام نمادی از آدمهای واقعی سالهای نه چندان دور تاریخ کشورمان هستند.
♦️@seemorghbook
👍19❤2👎1
به یک نفر گفتند :
"شما دیوانه اید !"
گفت :
"خیر ، ما فقط تعدادمان کم است .
اگر زیاد بودیم ، شما دیوانه بودید !"
♦️@seemorghbook
"شما دیوانه اید !"
گفت :
"خیر ، ما فقط تعدادمان کم است .
اگر زیاد بودیم ، شما دیوانه بودید !"
♦️@seemorghbook
👍33😁5❤2
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
#اندکی_تفکر
وﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻣﻮﺵ ﻫﺎﯼ ﺻﺤﺮﺍﺋﯽ ﺑﻪ ﻣﺰﺭعه موﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ.
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﭼﻨﺪ ﺗﺎیشان ﺭﺍ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺗﻮﯼ ﯾﮏ ﻗﻔﺲ ﻭ به آنها ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔرسنگی ﺷﺮﻭﻉ بخوردن همدیگر کردند.
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻣﻮﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ماندند ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﭼﺮﺍ ﺁﺯﺍﺩشان ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻮﺵ ﺧﻮﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻣﻮﺷﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺑﺸﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !
این ﺣﮑﺎیت ﺗﻠﺦ ، مثالی برای جوامع ﺁﻓﺖ ﺯﺩﻩ است
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ برای یک لقمه نان به چاپیدن همدیگر عادت نکنیم ...
♦️@seemorghbook
#اندکی_تفکر
وﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻣﻮﺵ ﻫﺎﯼ ﺻﺤﺮﺍﺋﯽ ﺑﻪ ﻣﺰﺭعه موﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ.
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﭼﻨﺪ ﺗﺎیشان ﺭﺍ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺗﻮﯼ ﯾﮏ ﻗﻔﺲ ﻭ به آنها ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔرسنگی ﺷﺮﻭﻉ بخوردن همدیگر کردند.
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻣﻮﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ماندند ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﭼﺮﺍ ﺁﺯﺍﺩشان ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻮﺵ ﺧﻮﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻣﻮﺷﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺑﺸﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !
این ﺣﮑﺎیت ﺗﻠﺦ ، مثالی برای جوامع ﺁﻓﺖ ﺯﺩﻩ است
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ برای یک لقمه نان به چاپیدن همدیگر عادت نکنیم ...
♦️@seemorghbook
👍37❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همین روزها ؛
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد ؛ درست وسطِ روزمرِگی هایمان ،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار ، به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را می بینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار می شویم .
من شک ندارم ؛
یکی از همین روزها ... همه چیز درست خواهد شد !
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد ؛ درست وسطِ روزمرِگی هایمان ،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار ، به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را می بینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار می شویم .
من شک ندارم ؛
یکی از همین روزها ... همه چیز درست خواهد شد !
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
❤16🙏3👍1👎1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
زندگی مانند یک پتوی کوتاه است !
آن را بالا میکشید ، انگشت شستتان بیرون میزند ، آن را پایین میکشید ، شانههایتان از سرما میلرزد !
آدمهای وسواسی ؛ مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمیفهمند !
ولی آدمهای شاد ؛ زانوهای خود را کمی خم میکنند و شب راحتی را سپری میکنند ...
#ماریون_هاوارد
♦️@seemorghbook
زندگی مانند یک پتوی کوتاه است !
آن را بالا میکشید ، انگشت شستتان بیرون میزند ، آن را پایین میکشید ، شانههایتان از سرما میلرزد !
آدمهای وسواسی ؛ مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمیفهمند !
ولی آدمهای شاد ؛ زانوهای خود را کمی خم میکنند و شب راحتی را سپری میکنند ...
#ماریون_هاوارد
♦️@seemorghbook
👍19❤5
هر چه بیشتر احساساتتو مخفی کنی همانقدر هم بیشتر خودشونو نشان میدهند. هر چی بیشتر احساسات تو انکار کنی اونا بیشتر رشد میکنند.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤17👍2
☕ قطعهای از کتاب
از همه مهمتر به خودت دروغ مگو.کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد ، به چنان بن بستی می رسد که حقیقت درون یا پیرامونش را تمیز نمی دهد، و این است که احترام به خود و دیگران را از دست می دهد، و با نداشتن احترام دست از محبت می کشد. و برای مشغول کردن و پرت کردن حواسش از بی محبتی به شهوات و لذات خشن راه می دهد و در بهیمیت فرو می رود ،بسیار آسانتر از دیگران مورد اهانت قرار میگیرد .
میدانی که اهانت پذیری بسیار لذت بخش است .مگر نه ؟ یک نفر ممکن است بداند که کسی به او اهانت نکرده اما اهانت را برای خودش ابداع کرده ، دروغ گفته و مبالغه کرده تا آن را بدیع سازد، به واژه ها چسبیده و از کاه کوهی ساخته –این را خودش می داند .با این همه اولین آدمی خواهد بود که اهانت را بپذیرد و آنقدر از انزجارش شادی کند تا احساس لذتی بزرگ کند ،و به راه کینه حقیقی بیفتد.
📕#برادران_کارمازوف
✍️#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
از همه مهمتر به خودت دروغ مگو.کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد ، به چنان بن بستی می رسد که حقیقت درون یا پیرامونش را تمیز نمی دهد، و این است که احترام به خود و دیگران را از دست می دهد، و با نداشتن احترام دست از محبت می کشد. و برای مشغول کردن و پرت کردن حواسش از بی محبتی به شهوات و لذات خشن راه می دهد و در بهیمیت فرو می رود ،بسیار آسانتر از دیگران مورد اهانت قرار میگیرد .
میدانی که اهانت پذیری بسیار لذت بخش است .مگر نه ؟ یک نفر ممکن است بداند که کسی به او اهانت نکرده اما اهانت را برای خودش ابداع کرده ، دروغ گفته و مبالغه کرده تا آن را بدیع سازد، به واژه ها چسبیده و از کاه کوهی ساخته –این را خودش می داند .با این همه اولین آدمی خواهد بود که اهانت را بپذیرد و آنقدر از انزجارش شادی کند تا احساس لذتی بزرگ کند ،و به راه کینه حقیقی بیفتد.
📕#برادران_کارمازوف
✍️#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
👍9❤4
هر ملتی
دو نوع دشمن خونی دارد
دسته ای که
به قانون پشت پا می زنند
و دسته دیگر کسانی که
با دقت بیش از حد
آن را اجرا می کنند ...
#آلفرد_کاپو
♦️@seemorghbook
دو نوع دشمن خونی دارد
دسته ای که
به قانون پشت پا می زنند
و دسته دیگر کسانی که
با دقت بیش از حد
آن را اجرا می کنند ...
#آلفرد_کاپو
♦️@seemorghbook
👍26👎2
📕#خاطرات_مریم_فیروز (فرمانفرمائیان)
✍#مریم_فیروز
این کتاب، مجموعهای است از مصاحبههای خانم مریم فیروز و گفتار گوناگون وی در باب دوران کودکی، خانواده فرمانفرما و روابط این خانواده در عصر پهلوی، دوران رشد و همچنین حوادثی که در خانوادهاش شاهد بوده است، سالهای تحصیل در خارج از کشور، ازدواج، طلاق و ازدواج مجدد، فرقه پیشهوری، فراماسونری، فعالیتهای حزب توده و فراز و نشیبهای آن، دوران مهاجرت و فعالیتهای حزب در خارج از کشور، رابطه حزب با شوروی سابق، نهضت ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق، جبهه ملی، مردان بانفوذ حزب، تجاوز شوروی به افغانستان، اسلام و کمونیسم، فروپاشی کمونیسم و شوروی، سردمداران شوروی، آینده «چپ» در ایران و مسائل و مباحثی از این قبیل. مریم فیروز (فرمانفرما) دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نوه عباسمیرزا، همسر نورالدین کیانوری دبیر اول حزب توده است. او عضو کمیته مرکزی حزب و مسئول تشکیلات به اصطلاح دمکراتیک زنان و... بود. وی در این کتاب و طی مصاحبههای مختلف از خاطرات، حوادث، تجربیات، فعالیتهای سیاسی و... طی 80 سال زندگی و حدود نیم قرن فعالیت سیاسی خود سخن میگوید.
♦️@seemorghbook
✍#مریم_فیروز
این کتاب، مجموعهای است از مصاحبههای خانم مریم فیروز و گفتار گوناگون وی در باب دوران کودکی، خانواده فرمانفرما و روابط این خانواده در عصر پهلوی، دوران رشد و همچنین حوادثی که در خانوادهاش شاهد بوده است، سالهای تحصیل در خارج از کشور، ازدواج، طلاق و ازدواج مجدد، فرقه پیشهوری، فراماسونری، فعالیتهای حزب توده و فراز و نشیبهای آن، دوران مهاجرت و فعالیتهای حزب در خارج از کشور، رابطه حزب با شوروی سابق، نهضت ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق، جبهه ملی، مردان بانفوذ حزب، تجاوز شوروی به افغانستان، اسلام و کمونیسم، فروپاشی کمونیسم و شوروی، سردمداران شوروی، آینده «چپ» در ایران و مسائل و مباحثی از این قبیل. مریم فیروز (فرمانفرما) دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نوه عباسمیرزا، همسر نورالدین کیانوری دبیر اول حزب توده است. او عضو کمیته مرکزی حزب و مسئول تشکیلات به اصطلاح دمکراتیک زنان و... بود. وی در این کتاب و طی مصاحبههای مختلف از خاطرات، حوادث، تجربیات، فعالیتهای سیاسی و... طی 80 سال زندگی و حدود نیم قرن فعالیت سیاسی خود سخن میگوید.
♦️@seemorghbook
👍13❤2
ذهن یک احمق مانند مردمک چشم می ماند,
هر چقدر که نور بیشتری به آن بتابد تنگ تر میشود.
#الیور_وندل_هولمز
♦️@seemorghbook
هر چقدر که نور بیشتری به آن بتابد تنگ تر میشود.
#الیور_وندل_هولمز
♦️@seemorghbook
👍32❤1
داشتم زندگینامه البرکامو رو میخوندم که خیلی اهل سفر بوده
یه مطلب جالب بود که خود کامو میگفت:
آزادی ما از سفرکردن هایمان معلوم میشود
کسی که دارایی اش را برای سفر خرج میکند
درواقع دارد آزادی ذخیره میکند
برای روزهای حسرت نخوردن...
♦️@seemorghbook
یه مطلب جالب بود که خود کامو میگفت:
آزادی ما از سفرکردن هایمان معلوم میشود
کسی که دارایی اش را برای سفر خرج میکند
درواقع دارد آزادی ذخیره میکند
برای روزهای حسرت نخوردن...
♦️@seemorghbook
👍26😁8👏2