📕#سرکوبگر_جنگل( خاطرات ژنرال دنسترویل)
✍#لایونل_چارلز_دنسترویل
حاوی یادداشت ها و خاطرات ژنرال دنسترویل آلمانی از عملیاتی است که در منطقه خاورمیانه داشته است.
گیلان و مازندران به دلیل کنترل ارزاق به دست جنگلی ها و رهبری میرزا کوچک خان جنگلی با مشکل مواد غذایی روبه رو نبود، اما پس از شکست جنگلی ها در ژوئن 1918 از انگلیسی ها، رشت به دام قحطی افتاد. بروز قحطی در گیلان به طور کلی ناشی از صادرات غله به باکو بوده است. در این باره دنسترویل اطلاعات زیادی به دست می دهد. باکو به دلیل ملی شدن کشتیرانی از سوی بلشویک ها دچار وضعیت نا بسامانی شده بود، انگلیسی ها برای مقابله با قحطی در باکو تصمیم می گیرند از گیلان مواد غذایی خریداری و به باکو ارسال کنند. این تصمیم در واقع سر آغاز محرومیت مردم گیلان از منابع غذایی خود، همچون برنج، هندوانه و حتی خاویار می شود و در این میان اقدام دولتی ایران برای ممنوعیت صدور مواد غذایی از گیلان بی ثمر می ماند....
سرلشکردنسترویل، فرمانده"دنسترفورس"- نیروهای انگلیس مهاجم به ایران در بهار 1918 - در تشریح سفر خود به انزلی در ژانویه 1918 می نویسد:" تا به اینجا نشانه های قحطی فراوان بوده و ما به کرات شمار زیادی از افراد فقیر، ژنده پوش و گرسنه را که تاب و توان از دست داده اند، در کنار جاده دیده ایم." دست نوشته های دنسترویل پرده از چهره غم انگیز شهر همدان برداشته و برای بخش بزرگی از مردم مرگ را ناگزیر می داند.
با خواندن این سطور، آنچه به ذهن خواننده متبادر می شود، این است که چگونه در کشور حاصلخیزی چون ایران کمبود مواد غذایی به رنج مردمانش منتهی می شود و تکلیف گندم و برنجی که کشاورزان از دل تیره خاک به ثمر می رساندند، چه شده است؟ دیگر آنکه به حقیقت چه رفته است بر مردم آن روزگار در تنگنای گرسنگی و راز سکوت تاریخ در برابر رنج طاقت شکن ایرانیان سالهای 1917 تا 1919 چیست؟
♦️@seemorghbook
✍#لایونل_چارلز_دنسترویل
حاوی یادداشت ها و خاطرات ژنرال دنسترویل آلمانی از عملیاتی است که در منطقه خاورمیانه داشته است.
گیلان و مازندران به دلیل کنترل ارزاق به دست جنگلی ها و رهبری میرزا کوچک خان جنگلی با مشکل مواد غذایی روبه رو نبود، اما پس از شکست جنگلی ها در ژوئن 1918 از انگلیسی ها، رشت به دام قحطی افتاد. بروز قحطی در گیلان به طور کلی ناشی از صادرات غله به باکو بوده است. در این باره دنسترویل اطلاعات زیادی به دست می دهد. باکو به دلیل ملی شدن کشتیرانی از سوی بلشویک ها دچار وضعیت نا بسامانی شده بود، انگلیسی ها برای مقابله با قحطی در باکو تصمیم می گیرند از گیلان مواد غذایی خریداری و به باکو ارسال کنند. این تصمیم در واقع سر آغاز محرومیت مردم گیلان از منابع غذایی خود، همچون برنج، هندوانه و حتی خاویار می شود و در این میان اقدام دولتی ایران برای ممنوعیت صدور مواد غذایی از گیلان بی ثمر می ماند....
سرلشکردنسترویل، فرمانده"دنسترفورس"- نیروهای انگلیس مهاجم به ایران در بهار 1918 - در تشریح سفر خود به انزلی در ژانویه 1918 می نویسد:" تا به اینجا نشانه های قحطی فراوان بوده و ما به کرات شمار زیادی از افراد فقیر، ژنده پوش و گرسنه را که تاب و توان از دست داده اند، در کنار جاده دیده ایم." دست نوشته های دنسترویل پرده از چهره غم انگیز شهر همدان برداشته و برای بخش بزرگی از مردم مرگ را ناگزیر می داند.
با خواندن این سطور، آنچه به ذهن خواننده متبادر می شود، این است که چگونه در کشور حاصلخیزی چون ایران کمبود مواد غذایی به رنج مردمانش منتهی می شود و تکلیف گندم و برنجی که کشاورزان از دل تیره خاک به ثمر می رساندند، چه شده است؟ دیگر آنکه به حقیقت چه رفته است بر مردم آن روزگار در تنگنای گرسنگی و راز سکوت تاریخ در برابر رنج طاقت شکن ایرانیان سالهای 1917 تا 1919 چیست؟
♦️@seemorghbook
❤12🤔6
برای اینکه خوب باشه حالت
صبح رو با داشتههات شروع کن
تمام روز رو وقت بذار و زندگی کن
صبح چشمت رو که باز کردی
به داشتههات سلام کن
♦️@seemorghbook
صبح رو با داشتههات شروع کن
تمام روز رو وقت بذار و زندگی کن
صبح چشمت رو که باز کردی
به داشتههات سلام کن
♦️@seemorghbook
❤12
ارزش ندارد که آدمی برای مبارزه کردن با کوته فکران خود را آزرده سازد؛
زیرا پیروزی بر آنان هیچ ارزشی ندارد!
♦️@seemorghbook
زیرا پیروزی بر آنان هیچ ارزشی ندارد!
♦️@seemorghbook
👏28👍11❤3
📕#مکتبهای_سیاسی
✍#بهالدین_پازارگاد
این کشور بواسطه موقعیت خاص جغرافیایی که دارد در جنک دوم شکل دالان یا معبری را بین قوای متفقین پیدا کرد و در واقع بصورت یک کشور بین المللی و جهانی(کاسموپولینتنان)در آمد. مرزها برداشته شد، و پای هر قوم و نژاد و ملتی از ملل جهان در این کشور باز شده، بعضی از ایشان آزادانه بفعالیت سیاسی و نشر افکار خود پرداختند. پس از جنگ نیز میدان نبردهای سری و علنی و سیاسی و حنگهای سرد قدرتهای بزرگ و مرکز تحریکات پشت پرده اجنبیان و جولانگاه تبلیغات ایادی خارجی و داخلی گردید، و در این کشمکش کمتر کسی است از هر طبقه، از کاسب بازاری و دهقان و دهاتی گرفته تا برسد بطبقات عالیه کشوری و نظامی ، که بشکلی از اشکال پایش بمیان این کشمکشها کشیده نشده و بطریقی وارد جنجال های سیاسی بیست سال گذشته نشده باشد، یا لااقل تماسی با این انقلابات و تحولات پیدا نکرده باشد.
. افزایش تعداد اشخاص باسواد در پایتخت و شهرهای بزرگ نیز به افزایش تیراژ و تعداد انتشار جراید خبری و سیاسی و نشر مقالات و رسالات و احیانا کتب سیاسی کمک کرده، قدر مسلم این است که عده کثیری که هیچ قابل مقایسه با تعداد قبل از سال 1320 نیست بخواندن روزنامه ها راغب گشته، و این کار جزء عادات روزانه ایشان قرار گرفته.
نمیتوان انکار کرد که بجهات فوق یک نوع بیداری سیاسی در افکار عمومی بطهور رسیده، و حوادث جنگ دوم و ده سال پس از جنگ دوم اگر زیانهای مادی و معنوی بسیار در برداشته ولی فایده بزرگ را نیز منضمن بوده و آن مسئله آشنایی افکار سیاسی است که از ضروریات اولیه زندگی هر بشر متمدن امروزی میباشد.
اما با کمال تاسف، افکار سیاسی در ایران غالبا از مجاری دیقصد و منابع صاجب اغراض خاص سیاسی بدماغ(ذهن) مردم وارد گشته، نه از طریق آموزشگاه و تعلیم صحیح و منطم و کنفرانسهای آموزنده و بیدار کننده که راههای شایسته آن است. و لذا این اطلاعات معمولا ناقص و مبهم و غالبا یکطرفه بوده و بر ابهام مسائل در دماغ مردم افزوده ، افکار و عقاید سیاسی غالبا در نظر مردم مبهم است، چه بسا که موجب گمراهی عده کثیری نیز شده است.
از طرف دیگر به واسطه فقدان کتب اصیل و نشریات صحیح سیاسی و فرهنگها و کتب مآخد و مراجع مربوط به سیاست و روابط بین الملل، و عدم آشنایی اکثریت مردم بزبانهای خارجی، و هم بواسطه اینکه حتی کتب سیاسی بزبان خارجی هم برای کسانیکه آشنایی بزبانهای خارجی دارند در دسترس ایشان نیست، مسائل سیاسی حتی برای طبقات عالیه و اشخاص روشنفکر هم بصورت مبهمات و مسائل غامضی در آمده، غالبا در تشخیص صواب از ناصواب و حل مسائل سیاسی عاجز مانده اند.
مثلا امروز کمتر کسی است در ایران در هر طبقه حتی مردم بازاری و عوام که اصلاحات دموکراسی، فاشیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم، ماکیاولیسم و امثال آن بگوشش نخورده باشد.
در نتیجه پندارهایی تیره و مه آلود از این عقاید و افکار و ایسم ها در دماغها پیدا شده و این خود محرک افکار مردم گردیده و میل وافر دارند بدانند معنی و مفهوم واقعی این اصطلاحات و ایسم ها چیست و از آن چه مقصود و نظر است؟
از چند سال قبل احتیاج بتالیف کتابهایی که رفع این نوع ابهامات را برای مردم بنماید و با بیطرفی کامل نوشته شده باشد و شامل نص حقایق باشد کاملا محسوس بود و ملاحظه میشد که عموم طبقات این کشور تشنه این نوع اطلاعات سیاسی بوده و احساس کرده اند که باید برای بقای خود و جامعه خویش افکار سیاسی خود را پرورش دهند و عقاید خود را با کسب اطلاعات صحیح و اصیل در باره مسلک ها و مرام های سیاسی و روابط سیاسی بین الملل اصلاح نمایند.
بهمین سبب بود که نویسنده این سطور از اوایل ظهور این نهضت فکری و تحول سیاسی در ایران که این نکته را احساس نمود، بخیال افتاد در حد قدرت و امکان در صدد رفع این نقیصه برآید.و کتاب فوق دسترنج و محصول این تلاش و همت مولف میباشد.
♦️@seemorghbook
✍#بهالدین_پازارگاد
این کشور بواسطه موقعیت خاص جغرافیایی که دارد در جنک دوم شکل دالان یا معبری را بین قوای متفقین پیدا کرد و در واقع بصورت یک کشور بین المللی و جهانی(کاسموپولینتنان)در آمد. مرزها برداشته شد، و پای هر قوم و نژاد و ملتی از ملل جهان در این کشور باز شده، بعضی از ایشان آزادانه بفعالیت سیاسی و نشر افکار خود پرداختند. پس از جنگ نیز میدان نبردهای سری و علنی و سیاسی و حنگهای سرد قدرتهای بزرگ و مرکز تحریکات پشت پرده اجنبیان و جولانگاه تبلیغات ایادی خارجی و داخلی گردید، و در این کشمکش کمتر کسی است از هر طبقه، از کاسب بازاری و دهقان و دهاتی گرفته تا برسد بطبقات عالیه کشوری و نظامی ، که بشکلی از اشکال پایش بمیان این کشمکشها کشیده نشده و بطریقی وارد جنجال های سیاسی بیست سال گذشته نشده باشد، یا لااقل تماسی با این انقلابات و تحولات پیدا نکرده باشد.
. افزایش تعداد اشخاص باسواد در پایتخت و شهرهای بزرگ نیز به افزایش تیراژ و تعداد انتشار جراید خبری و سیاسی و نشر مقالات و رسالات و احیانا کتب سیاسی کمک کرده، قدر مسلم این است که عده کثیری که هیچ قابل مقایسه با تعداد قبل از سال 1320 نیست بخواندن روزنامه ها راغب گشته، و این کار جزء عادات روزانه ایشان قرار گرفته.
نمیتوان انکار کرد که بجهات فوق یک نوع بیداری سیاسی در افکار عمومی بطهور رسیده، و حوادث جنگ دوم و ده سال پس از جنگ دوم اگر زیانهای مادی و معنوی بسیار در برداشته ولی فایده بزرگ را نیز منضمن بوده و آن مسئله آشنایی افکار سیاسی است که از ضروریات اولیه زندگی هر بشر متمدن امروزی میباشد.
اما با کمال تاسف، افکار سیاسی در ایران غالبا از مجاری دیقصد و منابع صاجب اغراض خاص سیاسی بدماغ(ذهن) مردم وارد گشته، نه از طریق آموزشگاه و تعلیم صحیح و منطم و کنفرانسهای آموزنده و بیدار کننده که راههای شایسته آن است. و لذا این اطلاعات معمولا ناقص و مبهم و غالبا یکطرفه بوده و بر ابهام مسائل در دماغ مردم افزوده ، افکار و عقاید سیاسی غالبا در نظر مردم مبهم است، چه بسا که موجب گمراهی عده کثیری نیز شده است.
از طرف دیگر به واسطه فقدان کتب اصیل و نشریات صحیح سیاسی و فرهنگها و کتب مآخد و مراجع مربوط به سیاست و روابط بین الملل، و عدم آشنایی اکثریت مردم بزبانهای خارجی، و هم بواسطه اینکه حتی کتب سیاسی بزبان خارجی هم برای کسانیکه آشنایی بزبانهای خارجی دارند در دسترس ایشان نیست، مسائل سیاسی حتی برای طبقات عالیه و اشخاص روشنفکر هم بصورت مبهمات و مسائل غامضی در آمده، غالبا در تشخیص صواب از ناصواب و حل مسائل سیاسی عاجز مانده اند.
مثلا امروز کمتر کسی است در ایران در هر طبقه حتی مردم بازاری و عوام که اصلاحات دموکراسی، فاشیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم، ماکیاولیسم و امثال آن بگوشش نخورده باشد.
در نتیجه پندارهایی تیره و مه آلود از این عقاید و افکار و ایسم ها در دماغها پیدا شده و این خود محرک افکار مردم گردیده و میل وافر دارند بدانند معنی و مفهوم واقعی این اصطلاحات و ایسم ها چیست و از آن چه مقصود و نظر است؟
از چند سال قبل احتیاج بتالیف کتابهایی که رفع این نوع ابهامات را برای مردم بنماید و با بیطرفی کامل نوشته شده باشد و شامل نص حقایق باشد کاملا محسوس بود و ملاحظه میشد که عموم طبقات این کشور تشنه این نوع اطلاعات سیاسی بوده و احساس کرده اند که باید برای بقای خود و جامعه خویش افکار سیاسی خود را پرورش دهند و عقاید خود را با کسب اطلاعات صحیح و اصیل در باره مسلک ها و مرام های سیاسی و روابط سیاسی بین الملل اصلاح نمایند.
بهمین سبب بود که نویسنده این سطور از اوایل ظهور این نهضت فکری و تحول سیاسی در ایران که این نکته را احساس نمود، بخیال افتاد در حد قدرت و امکان در صدد رفع این نقیصه برآید.و کتاب فوق دسترنج و محصول این تلاش و همت مولف میباشد.
♦️@seemorghbook
❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طوری بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،
چنان عشق بورز...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود
و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود...!
این زندگی نیست که میگذرد ما هستیم که رهگذریم
پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن
میدانی...!
روزها بالاخره به شب میرسند
تا رسیدن شب از گذشت روزت راضی باش دوست من...
♦️@seemorghbook
چنان عشق بورز...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود
و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود...!
این زندگی نیست که میگذرد ما هستیم که رهگذریم
پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن
میدانی...!
روزها بالاخره به شب میرسند
تا رسیدن شب از گذشت روزت راضی باش دوست من...
♦️@seemorghbook
❤11👏1
قحطی امروز که ما ایرانیان آن را به وضوح لمس می کنیم .
قحطى اخلاق است!قحطی همدلیست!قحطى رأفت است!
قحطی عشق است!قحطی انسانیت است ...!
♦️@seemorghbook
قحطى اخلاق است!قحطی همدلیست!قحطى رأفت است!
قحطی عشق است!قحطی انسانیت است ...!
♦️@seemorghbook
👍58👎2😢2❤1
📕#درد_و_دل_میرزا_یدالله
✍#صادق_هدایت
صادق هدایت به معنای واقعی کلمه استاد توصیف کردن است. وی در آثارش از توصیفات زیاد، به جا و بسیار زیبا استفاده می کند. درد دل های میرزا یدالله اثری بسیار زیبا از این نویسنده است و ویژگی این کتاب در نظر عموم مردم، زمان نوشته شدن کتاب است.
صادق هدایت اکثر آثارش را در دوران افسردگیش خلق کرده است و در آنها ناامیدی و افسردگی به چشم میخورد ولی کتاب درد دل های میرزا یدالله قبل از دوران افسردگی وی نوشته شده است.
توصیفات بی نظیر صادق هدایت در داستان میرزا یدالله موجب آن می شود که به عنوان یک شخصیت سوم شاهد روایت داستان باشید ولی نه بصورتی که در آن غرق شوید و حسی که به شما می دهد حس مشاهده ی یک تئاتر درام است.
♦️@seemorghbook
✍#صادق_هدایت
صادق هدایت به معنای واقعی کلمه استاد توصیف کردن است. وی در آثارش از توصیفات زیاد، به جا و بسیار زیبا استفاده می کند. درد دل های میرزا یدالله اثری بسیار زیبا از این نویسنده است و ویژگی این کتاب در نظر عموم مردم، زمان نوشته شدن کتاب است.
صادق هدایت اکثر آثارش را در دوران افسردگیش خلق کرده است و در آنها ناامیدی و افسردگی به چشم میخورد ولی کتاب درد دل های میرزا یدالله قبل از دوران افسردگی وی نوشته شده است.
توصیفات بی نظیر صادق هدایت در داستان میرزا یدالله موجب آن می شود که به عنوان یک شخصیت سوم شاهد روایت داستان باشید ولی نه بصورتی که در آن غرق شوید و حسی که به شما می دهد حس مشاهده ی یک تئاتر درام است.
♦️@seemorghbook
❤17👏6👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالِ خوبِتان را،
نه از کسی طلب کنید،
نه برایش به این و آن رو بزنید،
و نه حتی منتظرِ معجزه باشید...!
قدری "تلاش" کافیست،
برایِ داشتَنَش!
این خودِ شمایید، که میتوانید، روحِتان را،
مملو از عشق و آرامش کنید...
♦️@seemorghbook
نه از کسی طلب کنید،
نه برایش به این و آن رو بزنید،
و نه حتی منتظرِ معجزه باشید...!
قدری "تلاش" کافیست،
برایِ داشتَنَش!
این خودِ شمایید، که میتوانید، روحِتان را،
مملو از عشق و آرامش کنید...
♦️@seemorghbook
❤17🔥1
■▪■▪■▪■▪■▪■
▪چقدر حکایت زیر برای مردم ما آشناست:
اريش هونكر رهبر المان شرقی روزی در خيابانی مردم را میبيند كه در صف ايستاده اند.
از ماشين پياده می شود و به درون صف رفته میپرسد : چرا اينجا هستيد؟
میگويند در انتظار اجازه سفر به خارج از كشور هستيم.
در مدتی كه او بود صف خلوت شد پرسيد : مردم كجا رفتند؟
شخصی گفت:
وقتی شما بخواهيد برويد ديگر نياز نيست كسی از كشور خارج شود.
بعضی وقتها اگر يک نفر از مملكت خارج شود همه چيز درست خواهد شد.
♦️@seemorghbook
▪چقدر حکایت زیر برای مردم ما آشناست:
اريش هونكر رهبر المان شرقی روزی در خيابانی مردم را میبيند كه در صف ايستاده اند.
از ماشين پياده می شود و به درون صف رفته میپرسد : چرا اينجا هستيد؟
میگويند در انتظار اجازه سفر به خارج از كشور هستيم.
در مدتی كه او بود صف خلوت شد پرسيد : مردم كجا رفتند؟
شخصی گفت:
وقتی شما بخواهيد برويد ديگر نياز نيست كسی از كشور خارج شود.
بعضی وقتها اگر يک نفر از مملكت خارج شود همه چيز درست خواهد شد.
♦️@seemorghbook
❤39👍25👏3👎2
📕#پنجاه_و_پنج(نایاب)
✍#علی_دشتی
کتاب پنجاه و پنج یا 55 اثر علی دشتی در سال هزار سیصد پنجاه و چهار توسط انتشارات امیرکبیر بچاپ رسید . و کتابیست تاریخی و به نوعی کتابی سفارشی برای خاندان سلطنتی چرا که لحن نویسنده و میتوان گفت گزارشکر همراه با مدح و تمجید است از 55 سال سلطنت پادشاهی پهلوی. که پس از نشر کتاب مورد پسند دربار و توسط شورای دانشگاه تهران به ایشان جایزه دکترای افتخاری کردن. و این موجب نارضایتی عده ای و بلعکس دنبال کننده گانی نسبت به قلم و راهی که دشتی رفت ایجاد شد.که در میان این مخالفان و موافقان افرادی مشهوری نقد مثبت و منفی دادند.
قسمتی از کتاب:
یکی از غروبهای اندوهگین بیست و سوم یا بیست و چهارم فروردین بود. دقایق و ساعات زندان همه غمناک و تیره اند اما نزدیکی غروب و رسیدن شب های پر از کابوس آنرا غمناکتر میکند.
پاسبان محافط در زندان انفرادی را گشود و دو تن از ماموران تامینات وارد شدند. دیدن آنها شوم و با دلهره همراهست.هرچند بر لب تبسم داشته باشند و سخنانانشان با تعارف و انجام مراسم ادب توام باشد. انها دسته کلیدهای خانه ام را میخواستند شاید در سیمایم اثار تگرانی و اضطراب مشاهده کردند از اینرو با چرب زبانی و ملاطفت کفتند: نگران نبشاید این رسم و عادتست باید تفتیشی ظاهرا صورت گیرد. نسبت بشما سوء قصدی در کار نیست.
دو سه روز پیش دو نفر از همین عمله موتی به خانه ام امده و با همین لهجه مودب و تعارف امیز بدیدار رئیس تامینات دعوتم کردند و از شهربانی بزندان قصر آوردند و بجای مجرمینم نشاندند.اکنون دسته کلیدها را گرفته تا در زندگانی خصوصی و محرمانه ام وارد شوند شاید برگه ای از خطای ناکرده بدست اورند. ان روزیکه تیمورتاش از مقام وزارت دربار معاف شد درباره ی وی سوء قصدی نبود و مصلحت اقتضا میکرد که بر سر این کار نباشد ولی پس از ان چند روز پس از ان راه زندان در پیش گرفت و سپس دو محاکمه یکی پس از دیگری ترتیب یافت و رفیق شفیق و همکار صمیمی او پشت دیوان محاکمه نشست تا حکم محکومیت ویرا صادر کرد. انچه مطالعه کردید بخشی از صفحه نخستین کتاب پنجاه و پنج اثر علی دشتی است که توسط نشر جاویدان بچاپ رسیده است و پس از انقلاب تجدید چاپ نگشت.
♦️@seemorghbook
✍#علی_دشتی
کتاب پنجاه و پنج یا 55 اثر علی دشتی در سال هزار سیصد پنجاه و چهار توسط انتشارات امیرکبیر بچاپ رسید . و کتابیست تاریخی و به نوعی کتابی سفارشی برای خاندان سلطنتی چرا که لحن نویسنده و میتوان گفت گزارشکر همراه با مدح و تمجید است از 55 سال سلطنت پادشاهی پهلوی. که پس از نشر کتاب مورد پسند دربار و توسط شورای دانشگاه تهران به ایشان جایزه دکترای افتخاری کردن. و این موجب نارضایتی عده ای و بلعکس دنبال کننده گانی نسبت به قلم و راهی که دشتی رفت ایجاد شد.که در میان این مخالفان و موافقان افرادی مشهوری نقد مثبت و منفی دادند.
قسمتی از کتاب:
یکی از غروبهای اندوهگین بیست و سوم یا بیست و چهارم فروردین بود. دقایق و ساعات زندان همه غمناک و تیره اند اما نزدیکی غروب و رسیدن شب های پر از کابوس آنرا غمناکتر میکند.
پاسبان محافط در زندان انفرادی را گشود و دو تن از ماموران تامینات وارد شدند. دیدن آنها شوم و با دلهره همراهست.هرچند بر لب تبسم داشته باشند و سخنانانشان با تعارف و انجام مراسم ادب توام باشد. انها دسته کلیدهای خانه ام را میخواستند شاید در سیمایم اثار تگرانی و اضطراب مشاهده کردند از اینرو با چرب زبانی و ملاطفت کفتند: نگران نبشاید این رسم و عادتست باید تفتیشی ظاهرا صورت گیرد. نسبت بشما سوء قصدی در کار نیست.
دو سه روز پیش دو نفر از همین عمله موتی به خانه ام امده و با همین لهجه مودب و تعارف امیز بدیدار رئیس تامینات دعوتم کردند و از شهربانی بزندان قصر آوردند و بجای مجرمینم نشاندند.اکنون دسته کلیدها را گرفته تا در زندگانی خصوصی و محرمانه ام وارد شوند شاید برگه ای از خطای ناکرده بدست اورند. ان روزیکه تیمورتاش از مقام وزارت دربار معاف شد درباره ی وی سوء قصدی نبود و مصلحت اقتضا میکرد که بر سر این کار نباشد ولی پس از ان چند روز پس از ان راه زندان در پیش گرفت و سپس دو محاکمه یکی پس از دیگری ترتیب یافت و رفیق شفیق و همکار صمیمی او پشت دیوان محاکمه نشست تا حکم محکومیت ویرا صادر کرد. انچه مطالعه کردید بخشی از صفحه نخستین کتاب پنجاه و پنج اثر علی دشتی است که توسط نشر جاویدان بچاپ رسیده است و پس از انقلاب تجدید چاپ نگشت.
♦️@seemorghbook
❤19👍7🔥2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
پدرم همیشه مىگفت: زود خوابیدن و زود بیدار شدن
آدم را سالم، پولدار و عاقل مىکند
در خانه، ساعت هشت چراغها خاموش بود
وسپیده دم با بوى قهوه و بیکن و نیمرو
از خواب بلند مىشدیم
پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد
جوان مرد و مفلس
و فکر مىکنم چندان هم عاقل نبود
من نصیحت او را گوش نکردم
دیر خوابیدم,دیر بیدار شدم
حالا نمىگویم دنیا را فتح کردهام
اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم
از خیلى از دردسر هاى معمولى دورم
وبا آدمهاى جدید وبى نظیر آشنا شدهام
یکى از آنها.
خودم
کسى که پدرم
هرگز
او را نشناخت ...
#چارلز_بوکفسکی
♦️@seemorghbook
پدرم همیشه مىگفت: زود خوابیدن و زود بیدار شدن
آدم را سالم، پولدار و عاقل مىکند
در خانه، ساعت هشت چراغها خاموش بود
وسپیده دم با بوى قهوه و بیکن و نیمرو
از خواب بلند مىشدیم
پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد
جوان مرد و مفلس
و فکر مىکنم چندان هم عاقل نبود
من نصیحت او را گوش نکردم
دیر خوابیدم,دیر بیدار شدم
حالا نمىگویم دنیا را فتح کردهام
اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم
از خیلى از دردسر هاى معمولى دورم
وبا آدمهاى جدید وبى نظیر آشنا شدهام
یکى از آنها.
خودم
کسى که پدرم
هرگز
او را نشناخت ...
#چارلز_بوکفسکی
♦️@seemorghbook
❤30👍4😁4👎1