کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.36K files
464 links
Download Telegram
☕️قطعه‌ای از کتاب

از کجا معلومه که نوشته هامم با خودم زیر آوار نره. از اول دنیا تا حالا چقده چیز رفته زیر خاک. چقده نوشته از بین رفته عرب و مغول چقدرشو سوزوند و نابود کرد؟ نوشته های ساسانی کو؟ کلیه و دمنه رودکی کو؟ کارهای بیهقی
کو؟ و کو صدها چیزای دیگه که ما اسمشونم نمی دونیم؟
از تو می پرسم این مملکت هیچ نداشت؟
هخامنشی و اشکانی و ساسانی از زیر بته در اومدن؟ نه کتابی، نه هنری، نه اقتصادی، نه مذهبی، نه قشونی، نه قصه ای، نه شعری، نه ساختمانی، هیچ ؟ این ها کجاس؟ اینارو کی نابود کرد؟

بی شرفا، عرب برای ما هیچ چی نیاورد. هر چیم داشتیم نابود کرد. به درک. لابد لياقتشونو نداشتیم. منم نویسنده نمی شم. مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه.

📕#سنگ_صبور

#صادق_چوبک

♦️@seemorghbook
18👍9🔥3👎1
یک حکومت استبدادی دوبار سقوط میکند

اول همراه با سکوت در قلب مردم دوم با صدایی مهیب در خیابان ها ...

♦️@seemorghbook
32👍24🔥3👎2👏1
جوان خام

فئودور داستایفسکی
♦️@seemorghbook
5
📕#جوان_خام

#فئودور_داستایفسکی

جوان خام (به روسی: Подросток, Podrostok) رمانی از نویسندهٔ روس فئودور داستایفسکی است که در سال ۱۸۷۵ منتشر شد.
این رمان شرح احوال جوان ۱۹ سالهٔ روشنفکری با نام «آرکادی دولگوروکی»، فرزند نامشروع ملاکی زنباره به نام «ورسیلوف» است. داستان بر تضاد ایدئولوژیک مستمر پدر و پسر تمرکز دارد که نمایانگر تقابل تفکر سنتی نسل ۱۸۴۰ با نظرات پوچ‌گرایانهٔ نسل ۱۸۶۰ روسیه است.

پشت جلد کتاب جوان خام آمده است:

داستایفسکی، در تمام آثار مهم ادبی خود چالشی را فرا راه خواننده می‌نهد. آدمی چگونه موجودی است، فرشته‌خو یا دیوصفت یا ترکیبی از این دو. اکثر کارکترهای خلق شده توسط او بیشتر از هر چیز درگیر خود هستند و این درگیری موجب خلق روایتهای فرد با افراد و محیط می‌شود. زندگی خاص و پر از پیچیدگی نویسنده، بیماری صرع که بسیاری او را منشاء نبوغ وی می‌دانند، جامعه اشرافی روسیه در دوران زندگی او که از یک سو متاثر از رشد بورژوازی در اروپا و از دیگر سو متکی بر فئودالیسم روسی در تک‌تک آثارش رد پای خود را بر جای نهاده و انسان گرفتار پوچ‌انگاری در جامعه‌ای با ظاهر پر زرق و پر فریب را با استادی تصویر کرده است. جوان خام نیز یکی دیگر از آثار ماندگار این نویسنده بی‌بدیل روس است.

♦️@seemorghbook
14👍3
اﻻﻏﯽ، ﭘﻮﺳﺖ ﺷﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ، ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ.

ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻣﺪﺗﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺩﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ...

ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:
«ﺍﮔﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺗﺮﺳﺎﻧﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮ ﺩﺍﺩﯼ ﺍﺣﻤﻖ!»

ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﭼﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ می‌دهد.

♦️@seemorghbook
👍185👏3
دو درويش در راهی با هم می‌رفتند. يكی بی‌پول بود و ديگری پنج دينار داشت.
درویش بی‌پول، بی‌باک می‌رفت و به هر جايی که می‌رسيدند، چه ايمن بود و چه ناامن، به آسودگی می‌خوابيد و به چيزی نمی‌انديشيد. اما ديگری مدام در بيم و هراس بود كه مبادا پنج دينار را از كف بدهد.

بر چاهی رسيدند كه جای دزدان و راهزنان بود.
اولی بی‌پروا دست و روی خود را شست
و زير سايه‌ی درختی آرميد. در همين حين متوجه شد که دوستش با خود چه كنم چه كنم می‌كند!
برخاست و از او پرسيد: اين چندين چه كنم برای چيست؟
گفت: ای جوانمرد! با من پنج دينار است
و اينجا ناامن است و من جرات خفتن ندارم.
مرد گفت: اين پنج دينار را به من دِه
تا چاره‌ی تو كنم.
پس پنج دينار را از وی گرفت و در چاه انداخت و گفت: رَستی از چه كنم چه كنم! ايمن بنشين، ايمن بخسب، و ايمن برو، که آدم فقير، دژی‌ست كه نمی‌توان فتحش كرد.

#قابوسنامه
♦️@seemorghbook
👍108👏2🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه ما لیاقت یکبار تحسین شدن به طور ایستاده را داریم...

با هرکس هر جوری که هست مهربان باشید و قضاوتش نکنید
♦️@seemorghbook
👏64👍4🙏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

جملاتی کوچک با مفاهیم بزرگ

آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می‌برید.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حقّ مسلّم می‌گردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
قدر لحظه‌ها را بدانيد!
زمانی می‌رسد که دیگر شما نمی‌توانید بگوئید جبران می‌کنم.
از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعی می‌کند با دروغ‌های پی‌درپی، شما را قانع كند!
هیچ بوسه‌ای جای زخم‌زبان را خوب نمی‌کند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
جادّه‌ی زندگی نبايد صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان می‌برد!
دست ‏اندازها نعمت بزرگی هستند...

و نکته آخر هیچ وقت فراموش نکنید که
" دنیا تکرار نمیشود، پس زندگی کنید"


♦️@seemorghbook
👏13👍54👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهی امروز برایت همان روزی باشد که می‌خواهی،
همان‌هایی را ببینی که دوستشان داری،
همان حرف‌هایی را بشنوی که دلت می‌خواهد،
و همه چیز همان‌جوری پیش برود که آرزویش را داری...
خوشبختی برایِ هر کس تعریفِ ویژه‌ای دارد،
و من خوشبختی به سبکِ خودت را برایِ تو آرزو می‌کنم...

♦️@seemorghbook
7
واگویه ‌چیست؟

ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ "ﻭﺍﮔﻮیه" ﻣﯽگویند.
ﻭﺍﮔﻮیه ﻫﺎ ﺍﺛﺮﺍﺕ عمیقی ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺩ ﮔﻮینده ﺩﺍﺭﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ MIT امریکا، پژوهشی ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻃﯽ ﺁﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻓﻘﻂ یک ﺑﺎﺭ ﺑﮕﻮیید:
"ﻓﻼﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍنم ﺍﻧﺠﺎﻡ دهم"
ﺑﺎید یک ﻧﻔﺮ ﺩیگر ۱۷ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮید ﮐﻪ "ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍنید ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩهید "
ﺗﺎ ﺍﺛﺮ ﻫﻤﺎﻥ یک بار ﺭﺍ ﺧﻨﺜﯽ ﮐﻨﺪ!

خیلی ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻭﺍﮔﻮیهﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺎشید.

ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻔﻮﺫ ﮐﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ‌ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﻔﺪﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻼﻡ ﺩیگرﺍﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ قوی‌تر است!

♦️@seemorghbook
9❤‍🔥1🤯1
گیاهان میتوانند صدا تولید کنند که این اصوات با آنتن های رادیویی قابل دریافت هستند. این صداها در مناطق روستایی و کم سروصدا شنیده می شود که از آن با عنوان "زمزمه طبیعت" یاد می شود...

♦️@seemorghbook
👍83😁1
☕️قطعه‌ای از کتاب

یاس و نا‌ اُمیدی– که کشور را فراگرفته بود– در جان نفوذ می‌کرد و برجسم غلبه می‌یافت و انسان را از پای می‌انداخت. بعضی‌ها از زیر بار لطف و احسان حکومت شانه خالی می‌کردند و حکومت می‌کوشید آنها را مورد عزت و احترام فراوان قرار دهد و مجبورشان کند تا در مجامع عمومی و در حضور رهبرانِ جدید، ظاهر شوند. فرانتیسک هروبین– شاعری که از این گونه مهر و محبت‌های حزبی گریزان بود– بدین‌گونه جان داد. وزیر فرهنگ– که شاعر تا آخرین رمق کوشیده بود به دستش گرفتار نشود– هروبین را در تابوت به چنگ آورد. وزیر بر سر مزار او سخنرانی ساختگی کرد و از عشق و علاقه‌ی شاعر به اتحاد شوروی سخن‌ها گفت. شاید این رسوایی را بدان سبب به شاعر نسبت می‌داد تا او را از خواب بیدار کند. اما جهان آنقدر زشت بود که هیچ کدام از مردگان سر از خاک بر نمی‌داشتند.

📕#بار_هستی

#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍52
اگر یک تخم‌ [پرنده] توسط نیروی بیرونی شکسته شود [یک] زندگی پایان می‌یابد. اما اگر توسط نیروی درونی شکسته شود [یک] زندگی آغاز می‌شود...
کارهای فوق‌العاده همیشه با یک تحول و نیروی درونی‌ شروع می‌شوند.

♦️@seemorghbook
👏16👍6
کریستین و کید

هوشنگ گلشیری

♦️@seemorghbook
2
📕#کریستین_و_کید

#هوشنگ_گلشیری

کریستین و کید نام رمانی از هوشنگ گلشیری است. این کتاب که از هفت داستان بلند به هم پیوسته تشکیل شده برای اولین بار در سال ۱۳۵۰ توسط کتاب زمان و در ۱۳۴ صفحه به چاپ رسید. این رمان پس از انقلاب ۵۷ اجازه تجدید چاپ پیدا نکرد.کریستین و کید به دلیل اتکا بر حکایتی فردی و فقدان بعد اجتماعی در سالهای انتشارش مورد انتقاد قرار گرفت و برجستگی‌های تکنیکی و روایتگری بدیع و فن داستان پردازیش مورد توجه قرار نگرفت.اما سال‌ها بعد علی‌رغم تجدید چاپ رمان، برخی آن را از بهترین کارهای گلشیری نامیدند و حتی به آن عنوان بهترین رمان فارسی دادند.
گلشیری در این داستان توانسته بدون آن که به  سانتیمانتالیسم یا رمانتیسم دچار شود، یک رمان عاشقانه مدرن به زبان فارسی بیافریند.


♦️@seemorghbook
5👍1
بخشی از سخنرانی کریستوفر نولان در دانشگاه پرینستون:

بنا به سنت در پایان سخنرانی‌ها، عموما آدم‌ها صحبت‌هایشان را با بیان این جمله به پایان می‌برند: «رویاهایتان را دنبال کنید» اما من نمی‌خواهم چنین جمله‌ای به شما بگویم، چون باورش ندارم. در عوض، میخواهم واقعیت‌تان را دنبال کنید.

احساس می‌کنم در طول زمان، واقعیت در برابر رویا جایگاهش را از دست داده. میخواهم این مسئله را برایتان روشن کنم که رویاهای ما، واقعیت‌های مجازی ما، این مفاهیم انتزاعی که ازشان لذت می‌بریم و خودمان را در آنها محصور کرده‌ایم، در واقع زیرمجموعه‌های "واقعیت" هستند.

#کریستوفر_نولان

♦️@seemorghbook
👍21
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید
که قصد انجام کار مضری را داشته باشید، در غیر این صورت عشق برای انجام هر کاری کافیست.


#چارلی_چاپلین

♦️@seemorghbook
15👏4
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

نابینا:مگر شرط نکردیم از گیلاس های این سبد،یکی یکی بخوریم؟
بینا:آری
نابینا:پس تو با چه عذری سه تا سه تا می خوری؟
بینا:تو حقیقتا نابینایی؟!
نابینا:مادرزاد!
بینا:چگونه دریافتی من سه تا سه تا میخورم؟
نابینا:آن گونه که من دو تا دوتا می خوردم و تو هیچ معترض نمی شدی!

تنها کسانی در مقابل فساد و بی قانونی
می‌ایستند که خود فاسد نباشند!

♦️@seemorghbook
👍27😁4