➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
سپاسگزاری یک انرژی غیرقابل رؤیت ولی در عین حال یک منبع واقعی است.
و هنگامی که با انرژی آروزهای شما در هم بیامیزد،
مانند این خواهد بود که دارای نیروی فوق تصوری هستید،
که با آن می توانید به تمام افکار مثبت در ذهنتان دست یابید.
♦️@seemorghbook
سپاسگزاری یک انرژی غیرقابل رؤیت ولی در عین حال یک منبع واقعی است.
و هنگامی که با انرژی آروزهای شما در هم بیامیزد،
مانند این خواهد بود که دارای نیروی فوق تصوری هستید،
که با آن می توانید به تمام افکار مثبت در ذهنتان دست یابید.
♦️@seemorghbook
❤7
با ارزشترین چیز در زندگی ؛
این نیست که چه چیزهایی را داریم
بلکه این است که چه کسانی را داریم.
#پائولو_کوئیلو
♦️@seemorghbook
این نیست که چه چیزهایی را داریم
بلکه این است که چه کسانی را داریم.
#پائولو_کوئیلو
♦️@seemorghbook
👍13❤7
☕️ قطعهای از کتاب
اگر تنازع بقا راست است انسان تنازع فنا می نماید. او می کُشد، برای خوردن می کُشد، برای شفا دادن می کُشد، برای آمرزیدن می کُشد، برای پوشش، برای زیور، برای پول، برای جنگ کردن، برای علم، برای تفریح و بالاخره می کُشد فقط برای کُشتن. پادشاه ستمگر غدار و خون خواریست که همه چیز را می خواهد و به هیچ چیز ابقا نمی کند و هنوز به خودش دلداری زندگانی بهتری را در دنیای دیگر میدهد!
📕#فوائد_گیاه_خواری
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
اگر تنازع بقا راست است انسان تنازع فنا می نماید. او می کُشد، برای خوردن می کُشد، برای شفا دادن می کُشد، برای آمرزیدن می کُشد، برای پوشش، برای زیور، برای پول، برای جنگ کردن، برای علم، برای تفریح و بالاخره می کُشد فقط برای کُشتن. پادشاه ستمگر غدار و خون خواریست که همه چیز را می خواهد و به هیچ چیز ابقا نمی کند و هنوز به خودش دلداری زندگانی بهتری را در دنیای دیگر میدهد!
📕#فوائد_گیاه_خواری
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👏19❤2
ماهی ها گریه شان دیده نمیشود
گرگ ها خوابیدنشان
عقاب ها سقوطشان
و انسان ها درونشان!
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
گرگ ها خوابیدنشان
عقاب ها سقوطشان
و انسان ها درونشان!
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍34❤10
📕#تحلیل_تکنیکال_در_بازار_سرمایه
✍#جان_مورفی
کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه نوشته جان مورفی شامل ۱۸ فصل و دو پیوست می باشد که به صورت جامع و کامل به بررسی اصول کلی تحلیل تکنیکال پرداخته است.
با توجه به اصول مطرح شده و گستردگی مطالب می توان کتاب تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه را به عنوان مرجعی کامل برای همه تحلیلگران در نظر گرفت.
🔹فهرست مطالب:
۱- فلسفه تحلیل تکنیکال
۲- نظریه داو
۳- ساحتار نمودار
۴- الگوهای مهم برگشتی
۵- الگوهای ادامه دهنده
۶- حجم معاملات
۷- نمودارهای بلند مدت
۸- اسیلاتورها
۹- نمودار نقطه و رقم
۱۰- نمودارهای شمعی ژاپنی
۱۱- نظریه موج الیوت
۱۲- چرخه های زمانی
۱۳- کامپیوترها وسیستم های داد وستد
۱۴- مدیریت مالی وتاکتیک های معامله
۱۵- شاخص های بازار سرمایه
۱۶- جمع بندی مباحث : خلاصه مطالب
پیوست ها
پیوست الف.
اندیکاتورهای پیشرفته تکنیکی
پیوست ب
ضروریات ایجاد سیستم معاملاتی (نوشته فرد شاتزمن)
♦️@seemorghbook
✍#جان_مورفی
کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه نوشته جان مورفی شامل ۱۸ فصل و دو پیوست می باشد که به صورت جامع و کامل به بررسی اصول کلی تحلیل تکنیکال پرداخته است.
با توجه به اصول مطرح شده و گستردگی مطالب می توان کتاب تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه را به عنوان مرجعی کامل برای همه تحلیلگران در نظر گرفت.
🔹فهرست مطالب:
۱- فلسفه تحلیل تکنیکال
۲- نظریه داو
۳- ساحتار نمودار
۴- الگوهای مهم برگشتی
۵- الگوهای ادامه دهنده
۶- حجم معاملات
۷- نمودارهای بلند مدت
۸- اسیلاتورها
۹- نمودار نقطه و رقم
۱۰- نمودارهای شمعی ژاپنی
۱۱- نظریه موج الیوت
۱۲- چرخه های زمانی
۱۳- کامپیوترها وسیستم های داد وستد
۱۴- مدیریت مالی وتاکتیک های معامله
۱۵- شاخص های بازار سرمایه
۱۶- جمع بندی مباحث : خلاصه مطالب
پیوست ها
پیوست الف.
اندیکاتورهای پیشرفته تکنیکی
پیوست ب
ضروریات ایجاد سیستم معاملاتی (نوشته فرد شاتزمن)
♦️@seemorghbook
❤8
غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند.
مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:
«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟»
غلام گفت:
«خداوند مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»
♦️@seemorghbook
مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:
«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟»
غلام گفت:
«خداوند مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»
♦️@seemorghbook
👍29❤13👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترس دو معنی داره : همه چیز رو فراموش و رها کن، یا با همه چیز روبرو شو و رشد کن، انتخاب با شماست.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤11👍7
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
پسر و دختر کوچکی مشغول بازی با هم بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چندتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد ... پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرداد.اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب برای کسی است که راستگو نیست...
وآرامش از آن کسانی است که راستگویند...!
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد
راستگو زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان راستگو زندگی میکنند ...
♦️@seemorghbook
پسر و دختر کوچکی مشغول بازی با هم بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چندتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد ... پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرداد.اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب برای کسی است که راستگو نیست...
وآرامش از آن کسانی است که راستگویند...!
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد
راستگو زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان راستگو زندگی میکنند ...
♦️@seemorghbook
👍27❤1
ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﻫﺮ ﻣﺮﮔﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩ، ﮐﯿﺴﻪﺍﯼ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﮐﻠﻤﺎﺕ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪﺟﺎ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ.
#هرتا_مولر
♦️@seemorghbook
#هرتا_مولر
♦️@seemorghbook
👍19❤4
☕️قطعهای از کتاب
بسيارى از معلمين تاريخ هنوز هم نمىدانند مقصود از تدريس تاريخ فقط دانستن حوادث جنگى نيست و اگر مقصود همين باشد، براى شاگرد مدرسه چه فايده دارد كه بداند فلان جنگ در چه تاريخ واقع شده يا فلان سردار در چه تاريخ به دنيا آمده؟ يا چه زمانى مردهاست؟ بلكه شاگرد بايد بطور تحقيق از علت اين نبردها و حوادث تاريخى آگاه شود.
📕#نبرد_من
✍#آدولف_هيتلر
♦️@seemorghbook
بسيارى از معلمين تاريخ هنوز هم نمىدانند مقصود از تدريس تاريخ فقط دانستن حوادث جنگى نيست و اگر مقصود همين باشد، براى شاگرد مدرسه چه فايده دارد كه بداند فلان جنگ در چه تاريخ واقع شده يا فلان سردار در چه تاريخ به دنيا آمده؟ يا چه زمانى مردهاست؟ بلكه شاگرد بايد بطور تحقيق از علت اين نبردها و حوادث تاريخى آگاه شود.
📕#نبرد_من
✍#آدولف_هيتلر
♦️@seemorghbook
👍21❤2🔥1
" یک دیکتاتور کلا برای مردمش ترسناک است.
و یک دیکتاتور تنها از یک چیز مردم میترسد،
آگاهی … "
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
و یک دیکتاتور تنها از یک چیز مردم میترسد،
آگاهی … "
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
👍30❤5
📕#گریز_با_چادر
✍#کریستین_بک
گریز با چادر، داستان گریز خود کریستین بک، از افغانستان به سمت پاکستان است، و علت این گریز هم نارضایتی کریستین است. او سعی دارد تا با این گریز به آلمان غربی برود.
مردم کشور افغانستان شخصیتی ویژه دارند که سخت از وضعیت زندگی شان شکل گرفته. یکی سرخورده شده و با نیایش خود را آرام می سازد، یکی دیگر با همه چیز کنار می آید، دیگری دنبال برتری می گردد و از تهیدستی همسایگان سوء استفاده می کند.
کریستین بک، در کتاب گریز با چادر قصد ندارد تنها داستان گریزش را بازگوید، بلکه می خواهد کشور بسیار دوری را بر پایه آنچه که دیده است، نزدیک بیاورد. زمانی که در کابل گذرانده و گریزش از راه کوه های افغانستان به کریستین نشان داد که میان مسلمان معتصبی که بی ارج، نهی و همدردی با دیگران، حتی خود را نیز می تواند بکشد، تا مسلمان باورمندی که قرآن را راهنمای زندگی خداپسندانه می بیند، شکاف و فاصله زیادیست.
باور به اینکه در هر انسانی نیرویی یاریگر و آفریننده نهفته است، کریستسن را به انجام کاری کم و بیش نشدنی سرافراز کرد. او معتقد است، کوه ها را جابجا نکرده، اما راهی بر فراز آن ها یافته و آگاهی های بسیاری اندوخته.
کرستین بک (Kerstin Beck) دختری است از آلمان شرقی، که اتفاقا دانشجو هم است. اما به علت نارضایتی اش به بهانه آموختن زبان پارسی و در جهت همکاری های دانشگاهی کشورهای سوسیالیستی، یک ترم در دانشگاه کابل می ماند، زمانی که این ترم تمام می شود و او قصد بازگشت به آلمان را دارد، ناپدید می شود. همه دستگاه های امنیتی جمهوری دموکراتیک افغانستان، آلمان شرقی و شوروی درصددند تا نشانی از او بیابند، ولی کرستین خود را زیر برقع پنهان کرده و همراه با مجاهدین افغانستان به سوی پاکستان گریخته است.
♦️@seemorghbook
✍#کریستین_بک
گریز با چادر، داستان گریز خود کریستین بک، از افغانستان به سمت پاکستان است، و علت این گریز هم نارضایتی کریستین است. او سعی دارد تا با این گریز به آلمان غربی برود.
مردم کشور افغانستان شخصیتی ویژه دارند که سخت از وضعیت زندگی شان شکل گرفته. یکی سرخورده شده و با نیایش خود را آرام می سازد، یکی دیگر با همه چیز کنار می آید، دیگری دنبال برتری می گردد و از تهیدستی همسایگان سوء استفاده می کند.
کریستین بک، در کتاب گریز با چادر قصد ندارد تنها داستان گریزش را بازگوید، بلکه می خواهد کشور بسیار دوری را بر پایه آنچه که دیده است، نزدیک بیاورد. زمانی که در کابل گذرانده و گریزش از راه کوه های افغانستان به کریستین نشان داد که میان مسلمان معتصبی که بی ارج، نهی و همدردی با دیگران، حتی خود را نیز می تواند بکشد، تا مسلمان باورمندی که قرآن را راهنمای زندگی خداپسندانه می بیند، شکاف و فاصله زیادیست.
باور به اینکه در هر انسانی نیرویی یاریگر و آفریننده نهفته است، کریستسن را به انجام کاری کم و بیش نشدنی سرافراز کرد. او معتقد است، کوه ها را جابجا نکرده، اما راهی بر فراز آن ها یافته و آگاهی های بسیاری اندوخته.
کرستین بک (Kerstin Beck) دختری است از آلمان شرقی، که اتفاقا دانشجو هم است. اما به علت نارضایتی اش به بهانه آموختن زبان پارسی و در جهت همکاری های دانشگاهی کشورهای سوسیالیستی، یک ترم در دانشگاه کابل می ماند، زمانی که این ترم تمام می شود و او قصد بازگشت به آلمان را دارد، ناپدید می شود. همه دستگاه های امنیتی جمهوری دموکراتیک افغانستان، آلمان شرقی و شوروی درصددند تا نشانی از او بیابند، ولی کرستین خود را زیر برقع پنهان کرده و همراه با مجاهدین افغانستان به سوی پاکستان گریخته است.
♦️@seemorghbook
❤14🙏1
از عالم آخرت که هنوز خبری نداریم اما از حملۀ عرب تا اینزمان به ایران و ایرانی مصیبتهایی رسیده که در هیچ یک از صفحات دنیا خلق به آن دچار نشدهاند ، ترس از جهنم نمیگذارد بیچاره عوام از نعمات الهی برخوردار شوند .... نغمهپردازی مکن حرام است ، تأتر حرام است ، رقص حرام است ، ساز مزن حرام است ، شطرنج و تخته نرد بازی مکن حرام است ، تصویر مکش حرام است ، نمیدانم چنین خدایی و چنین عذابی که احکام آن یکسره ضد زندگیست اصلا پرستیدن دارد؟؟؟
#میرزا_فتحعلی_آخوندزاده
♦️@seemorghbook
#میرزا_فتحعلی_آخوندزاده
♦️@seemorghbook
👍35❤12👏4👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه را تنها نگذارید
با
خاطرهها سرگرمش کنید
برای دلتنگیاش موسیقی
برای گونهاش بوسه
برای تنهاییاش
آغوش باشید...
چند جمعهی دیگر
فرصتِ عاشقی داریم؟
اصلا معلوم نیست!
♦️@seemorghbook
با
خاطرهها سرگرمش کنید
برای دلتنگیاش موسیقی
برای گونهاش بوسه
برای تنهاییاش
آغوش باشید...
چند جمعهی دیگر
فرصتِ عاشقی داریم؟
اصلا معلوم نیست!
♦️@seemorghbook
❤11
☕️قطعهای از کتاب
در پاكستان نام های خيابانها و محلات اغلب فارسی و صورت اصيل كلمات قديم است.
خيابان های بزرگ دو طرفه را شاهراه مینامند، همان كه ما امروز «اتوبان» میگوييم!
بنده برای نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را كه در آنجاها به كار میبرند و واقعا برای ما تازگی دارد در اينجا ذكر میكنم كه ببينيد زبان فارسی در زبان اردو چه موقعیتی دارد.
نخستين چيزی كه در سر بعضی كوچهها میبينيد تابلوهای رانندگی است.
در ايران ادارهی راهنمايی و رانندگی بر سر كوچهای كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مینويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربی است، اما در پاكستان گمان میكنيد تابلو چه باشد؟
«راه بند»!
تاكسی كه مرا به قونسلگری ايران دركراچی می برد كمی از قونسلگری گذشت، خواست به عقب برگردد، يكی از پشت سر به او فرمان میداد، در چنين مواقعی ما میگوييم: عقب، عقب،عقب، خوب!
اما آن پاكستانی میگفت: واپس، واپس،بس!
و اين حرفها در خيابانی زده شد كه به « شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازههايی را كه ما قنادی میگوييم( و معلوم نيست چگونه كلمهی قند صيغهی مبالغه و صفت شغلی قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادی گفته اند؟)
آری اين دكانها را در آنجا «شيرينكده» نامند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» میخوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتی كسی به ما لطف میكند و چيزی میدهد يا محبتی ابراز میدارد، ما اگر خودمانی باشيم میگوييم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگی مآب باشيم میگوييم «مرسی» اما در آنجا كوچک و بزرگ، همه در چنين موردی میگويند:« مهربانی»!
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده ميیشود.
قطار سريع السير را در آنجا«تيز خرام» میخوانند!
جالبترين اصطلاح را در آنجا من برای مادر زن ديدم، آنها اين موجودی را كه ما مرادف با ديو و غول آوردهايم «خوش دامن» گفتهاند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.
📕#از_پاريز_تا_پاريس
✍#محمدابراهيم_باستانی_پاريزی
♦️@seemorghbook
در پاكستان نام های خيابانها و محلات اغلب فارسی و صورت اصيل كلمات قديم است.
خيابان های بزرگ دو طرفه را شاهراه مینامند، همان كه ما امروز «اتوبان» میگوييم!
بنده برای نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را كه در آنجاها به كار میبرند و واقعا برای ما تازگی دارد در اينجا ذكر میكنم كه ببينيد زبان فارسی در زبان اردو چه موقعیتی دارد.
نخستين چيزی كه در سر بعضی كوچهها میبينيد تابلوهای رانندگی است.
در ايران ادارهی راهنمايی و رانندگی بر سر كوچهای كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مینويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربی است، اما در پاكستان گمان میكنيد تابلو چه باشد؟
«راه بند»!
تاكسی كه مرا به قونسلگری ايران دركراچی می برد كمی از قونسلگری گذشت، خواست به عقب برگردد، يكی از پشت سر به او فرمان میداد، در چنين مواقعی ما میگوييم: عقب، عقب،عقب، خوب!
اما آن پاكستانی میگفت: واپس، واپس،بس!
و اين حرفها در خيابانی زده شد كه به « شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازههايی را كه ما قنادی میگوييم( و معلوم نيست چگونه كلمهی قند صيغهی مبالغه و صفت شغلی قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادی گفته اند؟)
آری اين دكانها را در آنجا «شيرينكده» نامند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» میخوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتی كسی به ما لطف میكند و چيزی میدهد يا محبتی ابراز میدارد، ما اگر خودمانی باشيم میگوييم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگی مآب باشيم میگوييم «مرسی» اما در آنجا كوچک و بزرگ، همه در چنين موردی میگويند:« مهربانی»!
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده ميیشود.
قطار سريع السير را در آنجا«تيز خرام» میخوانند!
جالبترين اصطلاح را در آنجا من برای مادر زن ديدم، آنها اين موجودی را كه ما مرادف با ديو و غول آوردهايم «خوش دامن» گفتهاند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.
📕#از_پاريز_تا_پاريس
✍#محمدابراهيم_باستانی_پاريزی
♦️@seemorghbook
❤40👏4
بزن باران که دیوان در کمین اند
پلیدان در لباس زهد و دین اند
بزن باران ستمکاران به کارند
نهان در ظلمت،اما بی شمارند
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ایی شد
که با آن کسب "ننگ و نام"کردند...
♦️@seemorghbook
پلیدان در لباس زهد و دین اند
بزن باران ستمکاران به کارند
نهان در ظلمت،اما بی شمارند
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ایی شد
که با آن کسب "ننگ و نام"کردند...
♦️@seemorghbook
❤45👍3