This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولِ هفته پنجرهی دلتان را باز کنید
احساستان را گردگیری کنید،
دلخوریها را
در جمعهی دلگیرِ هفتهی پیش جا بگذارید
و با رویی گشاده صبحِ شنبه
را با آغوشِ باز پذیرا باشید...
شما میتوانید هر زمان که بخواهید
از نو شروع کنید...
وقتی هفتهها هم نو میشوند،
چرا افکارتان کُهنه بمانند...؟!
♦️@seemorghbook
احساستان را گردگیری کنید،
دلخوریها را
در جمعهی دلگیرِ هفتهی پیش جا بگذارید
و با رویی گشاده صبحِ شنبه
را با آغوشِ باز پذیرا باشید...
شما میتوانید هر زمان که بخواهید
از نو شروع کنید...
وقتی هفتهها هم نو میشوند،
چرا افکارتان کُهنه بمانند...؟!
♦️@seemorghbook
❤7
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
پسر و دختر کوچکی مشغول بازی با هم بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چندتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد ... پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرداد.اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب برای کسی است که راستگو نیست...
وآرامش از آن کسانی است که راستگویند...!
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد
راستگو زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان راستگو زندگی میکنند ...
♦️@seemorghbook
پسر و دختر کوچکی مشغول بازی با هم بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چندتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد ... پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرداد.اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب برای کسی است که راستگو نیست...
وآرامش از آن کسانی است که راستگویند...!
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد
راستگو زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان راستگو زندگی میکنند ...
♦️@seemorghbook
👍8👏2❤1
☕️ قطعهای از کتاب
جهان را باید مثل کتابی ببینی، مثل کتابی که در انتظار خوانندهاش است.
هر روزش را باید جداگانه خواند.
نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده.
اصل این لحظه است.
باید صفحه به صفحه پیش بروی.
📕#بعد_از_عشق
✍#الیف_شافاک
♦️@seemorghbook
جهان را باید مثل کتابی ببینی، مثل کتابی که در انتظار خوانندهاش است.
هر روزش را باید جداگانه خواند.
نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده.
اصل این لحظه است.
باید صفحه به صفحه پیش بروی.
📕#بعد_از_عشق
✍#الیف_شافاک
♦️@seemorghbook
👍5🔥1
در انقلاب ها دو دسته از مردم وجود دارند:
آنهایی که انقلاب می کنند
و آنهایی که از آن سود می برند...
#ناپلئون_هیل
♦️@seemorghbook
آنهایی که انقلاب می کنند
و آنهایی که از آن سود می برند...
#ناپلئون_هیل
♦️@seemorghbook
👏23👍7❤1👎1
📕#نیچه_فروید_مارکس
✍#میشل_فوکو
این کتاب شامل هفت فصل است، که چهار فصل از آن نوشته خود فوکو است. فصل اول، «نیچه، فروید، مارکس»، رساله فوکو درباره ی تأویل، تاثیر این سه اندیشمند بر تأویل متون و چگونگی تأویل متون این سه است. فصل دوم،«درباره کلمات و اشیا»، درواقع درآمدی است بر کتاب کلمات و اشیای فوکو که توسط حامد فولادوند نوشته شده و فصل سوم، «تاریخ» نیز، قسمتی از این کتاب است. فصل چهارم، «جسم محکومان»، فصل اول کتاب «مراقبت و تنبیه» است که در آن به تاریخ شکنجه در اروپا و تغییر شکل آن در زمان حاضر می پردازد. فصل پنجم، «گفتگو درباره میشل فوکو»، قسمتی از متن سمینار پژوهش و مطالعات، «قرن هجدهم»، درباره کلمات و اشیای میشل فوکو است که در 1967 در دانشکده ادبیات و علوم انسانی مونپلیه برگزار شد. فصل ششم، «درباره سبک فلسفی میشل فوکو: درآمدی به نقد بهنجار» نوشته میگوثل موری، استاد فلسفه فرانسوی دانشگاه بارسلونا است. و فصل آخر، «گاهشمار زندگی میشل فوکو»، ترجمه است از گزارش احوال فوکو با عنوان: «میشل فوکو: گفته ها و نوشته ها بر مبنای سالشماری» که در مقدمه جلد اول «نوشته های پراکنده» او چاپ شده است.
♦️@seemorghbook
✍#میشل_فوکو
این کتاب شامل هفت فصل است، که چهار فصل از آن نوشته خود فوکو است. فصل اول، «نیچه، فروید، مارکس»، رساله فوکو درباره ی تأویل، تاثیر این سه اندیشمند بر تأویل متون و چگونگی تأویل متون این سه است. فصل دوم،«درباره کلمات و اشیا»، درواقع درآمدی است بر کتاب کلمات و اشیای فوکو که توسط حامد فولادوند نوشته شده و فصل سوم، «تاریخ» نیز، قسمتی از این کتاب است. فصل چهارم، «جسم محکومان»، فصل اول کتاب «مراقبت و تنبیه» است که در آن به تاریخ شکنجه در اروپا و تغییر شکل آن در زمان حاضر می پردازد. فصل پنجم، «گفتگو درباره میشل فوکو»، قسمتی از متن سمینار پژوهش و مطالعات، «قرن هجدهم»، درباره کلمات و اشیای میشل فوکو است که در 1967 در دانشکده ادبیات و علوم انسانی مونپلیه برگزار شد. فصل ششم، «درباره سبک فلسفی میشل فوکو: درآمدی به نقد بهنجار» نوشته میگوثل موری، استاد فلسفه فرانسوی دانشگاه بارسلونا است. و فصل آخر، «گاهشمار زندگی میشل فوکو»، ترجمه است از گزارش احوال فوکو با عنوان: «میشل فوکو: گفته ها و نوشته ها بر مبنای سالشماری» که در مقدمه جلد اول «نوشته های پراکنده» او چاپ شده است.
♦️@seemorghbook
❤3👍1👎1
وسعت شخصیت هر فرد
توسط بزرگی مشکلی که می تواند
او را از حالت منطقی بیرون آورد
تعریف میشود ...
#زيگموند_فرويد
♦️@seemorghbook
توسط بزرگی مشکلی که می تواند
او را از حالت منطقی بیرون آورد
تعریف میشود ...
#زيگموند_فرويد
♦️@seemorghbook
👏13👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غمگین نباشید...
چرا که خوشبختی میتواند
از درونِ تلخترین روزهایِ زندگی شما،
زاده شود…
باورکن...
در تقدیرِ هر انسانی معجزهای
از طرف خدا تعیین شده
که قطعاً در زندگی،
در زمانِ مناسب نمایان خواهد شد!
یک شخصِ خاص...
یک اتفاقِ خاص...
یا یک موهبتِ خاص...
♦️@seemorghbook
چرا که خوشبختی میتواند
از درونِ تلخترین روزهایِ زندگی شما،
زاده شود…
باورکن...
در تقدیرِ هر انسانی معجزهای
از طرف خدا تعیین شده
که قطعاً در زندگی،
در زمانِ مناسب نمایان خواهد شد!
یک شخصِ خاص...
یک اتفاقِ خاص...
یا یک موهبتِ خاص...
♦️@seemorghbook
❤12👎3
⚜زیر آب زنی از کجا آمده است؟!
زیرآب در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت
زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز میکردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض میرفت و زیرآب را باز میکرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند ، برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز میکردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد ، صاحب خانه وقتی خبردار میشد خیلی ناراحت میشد چون بی آب میماند ، این فرد آزرده میگفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
♦️@seemorghbook
زیرآب در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت
زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز میکردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض میرفت و زیرآب را باز میکرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند ، برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز میکردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد ، صاحب خانه وقتی خبردار میشد خیلی ناراحت میشد چون بی آب میماند ، این فرد آزرده میگفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
♦️@seemorghbook
❤8👏4
مجازات آدم دروغگو اين نيست
كه كسي باورش نمي كند
بلكه اين است كه خودش نمي تواند
حرف كسي را باور كند .
#جرج_برنارد_شاو
♦️@seemorghbook
كه كسي باورش نمي كند
بلكه اين است كه خودش نمي تواند
حرف كسي را باور كند .
#جرج_برنارد_شاو
♦️@seemorghbook
👍18👏3❤1
☕️قطعهای از کتاب
آزادی ظرفیت و توانمندی انسان برای رشد و تحول است، ظرفیت و توان ساختن و پرداختن خویش، و آگاه بودن به وجود و ویژگیهای خویشتن است. خود آگاهی و آزادی مثل دو روی سکه و همیشه باهم هستند. از آنجا روشن می شود که اگر دقت کنیم می بینیم که هر چه خود آگاهی شخص کمتر باشد افکار و رفتارش کمتر آزادانه و از آن خودش خواهد بود. آزادی، چنان که نیچه گفته است توانایی و ظرفیت رسیدن به آن چیزی است که واقعا هستیم.
آزادی هرج و مرج و بی نظمی نیست. گام اصلی در به دست آوردن آزادی درونی (( انتخاب خویشتن)) است. معنی اش این است که فرد جای مخصوص خود را در جهان تشخیص دهد و مسئولیت ادامه حیات خویش را، به عنوان شخصیتی مستقل، به عهده بگیرد و این همان است که نیچه آن را (( اراده به حفظ و ادامه زندگی )) عنوان کرده است.
📕#نظریه_های_شخصیت
✍#شولتز
♦️@seemorghbook
آزادی ظرفیت و توانمندی انسان برای رشد و تحول است، ظرفیت و توان ساختن و پرداختن خویش، و آگاه بودن به وجود و ویژگیهای خویشتن است. خود آگاهی و آزادی مثل دو روی سکه و همیشه باهم هستند. از آنجا روشن می شود که اگر دقت کنیم می بینیم که هر چه خود آگاهی شخص کمتر باشد افکار و رفتارش کمتر آزادانه و از آن خودش خواهد بود. آزادی، چنان که نیچه گفته است توانایی و ظرفیت رسیدن به آن چیزی است که واقعا هستیم.
آزادی هرج و مرج و بی نظمی نیست. گام اصلی در به دست آوردن آزادی درونی (( انتخاب خویشتن)) است. معنی اش این است که فرد جای مخصوص خود را در جهان تشخیص دهد و مسئولیت ادامه حیات خویش را، به عنوان شخصیتی مستقل، به عهده بگیرد و این همان است که نیچه آن را (( اراده به حفظ و ادامه زندگی )) عنوان کرده است.
📕#نظریه_های_شخصیت
✍#شولتز
♦️@seemorghbook
❤2👍2
سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم
ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیروز ها بهترند ..!؟
#احمد_محمود
♦️@seemorghbook
ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیروز ها بهترند ..!؟
#احمد_محمود
♦️@seemorghbook
👍16❤1
📕#ذن_یا_مکتب_درمانی_شرقی
✍#دکتر_پرویز_فروردین
ذن (به انگلیسی: Zen) مکتبی در مذهب بودایی است که در ژاپن پدیدار شده و تأکید فراوانی بر تفکر لحظه به لحظه و ژرف نگری به ماهیت اشیا جانداران و... به وسیله تجربه مستقیم دارد. این مکتب معمولاً تعالیم خود را به صورتهایی از مقایسهٔ تناقضات دو چیز میآموزد که این دقیقاً چیزی شبیه کاریست که در آیین یین و یانگ صورت میپذیرد.
ذن را میتوان مراقبهای (مدتیشنی) ناظر بر چهار لایه شرح داد:
لایه نخست شاهد بودن بر محیط اطراف شامل صداها، بوها، نورها واحساس سرما و گرما است و نشستن یا خوابیدن و آرام گرفتن از محیط پیرامونلایه دوم ناظر بودن بر ذهن است و آرام کردن ذهن و دور کردن پریشانیها. به این معنی که با افکار واندیشهها ستیز نکنیم، از آنها نگریزیم، آنها را نامگذاری نکنیم (زشت/زیبا).لایه سوم جسم است که بر تک تک نقاط بدن و وانهادگی و آرامش آنها ناظر باشیم بدین معنی که هر بخش را یا از سر تا پایین یا از پایین تا سر یک به یک عضلات را منبسط و آزاد میکنیم.لایه چهارم تنفس است که طی آن ریتم وآهنگ طبیعی تنفس را شاهد خواهیم بود به این صورت : ۴ ثانیه نفس کشیدن ۴ ثانیه حبس ۴ ثانیه بازدم ۴ ثانیه خنثی.
♦️@seemorghbook
✍#دکتر_پرویز_فروردین
ذن (به انگلیسی: Zen) مکتبی در مذهب بودایی است که در ژاپن پدیدار شده و تأکید فراوانی بر تفکر لحظه به لحظه و ژرف نگری به ماهیت اشیا جانداران و... به وسیله تجربه مستقیم دارد. این مکتب معمولاً تعالیم خود را به صورتهایی از مقایسهٔ تناقضات دو چیز میآموزد که این دقیقاً چیزی شبیه کاریست که در آیین یین و یانگ صورت میپذیرد.
ذن را میتوان مراقبهای (مدتیشنی) ناظر بر چهار لایه شرح داد:
لایه نخست شاهد بودن بر محیط اطراف شامل صداها، بوها، نورها واحساس سرما و گرما است و نشستن یا خوابیدن و آرام گرفتن از محیط پیرامونلایه دوم ناظر بودن بر ذهن است و آرام کردن ذهن و دور کردن پریشانیها. به این معنی که با افکار واندیشهها ستیز نکنیم، از آنها نگریزیم، آنها را نامگذاری نکنیم (زشت/زیبا).لایه سوم جسم است که بر تک تک نقاط بدن و وانهادگی و آرامش آنها ناظر باشیم بدین معنی که هر بخش را یا از سر تا پایین یا از پایین تا سر یک به یک عضلات را منبسط و آزاد میکنیم.لایه چهارم تنفس است که طی آن ریتم وآهنگ طبیعی تنفس را شاهد خواهیم بود به این صورت : ۴ ثانیه نفس کشیدن ۴ ثانیه حبس ۴ ثانیه بازدم ۴ ثانیه خنثی.
♦️@seemorghbook
❤12🙏2👎1
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم!!
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم!!
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
👍17❤7👏3🥰2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردا دیر است...
امروزت را همین امروز، زندگی کن!
همین امروز لذتش را ببر،
و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن...
حسرت یعنی در گذشته جا ماندهای،
و نگرانی یعنی اسیرِ آیندهای شدهای که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیفتاده!
آیندهای که شاید نرسد
و اتفاقاتی که شاید نیفتد!
بیخیالِ چیزهایی که نبودنِشان کیفیتِ بودنت را کم میکند
آرامش و لبخند را در آغوش بگیر و امروز را همان جوری که دوست داری زندگی کن...
♦️@seemorghbook
امروزت را همین امروز، زندگی کن!
همین امروز لذتش را ببر،
و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن...
حسرت یعنی در گذشته جا ماندهای،
و نگرانی یعنی اسیرِ آیندهای شدهای که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیفتاده!
آیندهای که شاید نرسد
و اتفاقاتی که شاید نیفتد!
بیخیالِ چیزهایی که نبودنِشان کیفیتِ بودنت را کم میکند
آرامش و لبخند را در آغوش بگیر و امروز را همان جوری که دوست داری زندگی کن...
♦️@seemorghbook
❤13
ارغوان میبینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند...
ماندهایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجرهی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
#هوشنگ_ابتهاج
♦️@seemorghbook
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند...
ماندهایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجرهی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
#هوشنگ_ابتهاج
♦️@seemorghbook
❤9😢2
ما به فهرست درست ها و نادرست ها، بايدها و نبايدها نيازی نداريم؛
ما به كتاب ها، زمان و سكوت احتياج داريم ...
#فيليپ_پولمن
♦️@seemorghbook
ما به كتاب ها، زمان و سكوت احتياج داريم ...
#فيليپ_پولمن
♦️@seemorghbook
👍12❤1