📕#دورنمایی_از_فرهنگ_ایرانی_و_اثر_جهانی_آن
✍#ذبیحالله_صفا
"كتاب حاضر مشتمل بر مجموعه اسناد و منابع تاریخی است كه افراد برجسته در حوزههای گوناگون در اختیار «ایرج افشار» قرار دادهاند و وی آنها را در این كتاب منتشر نموده است. در ابتدای هر بخش، نخست تصویری از سند تاریخی ارائه شده است و سپس متن آن برای خواندن بهتر و آسانتر به صورت چاپی در اختیار خواننده قرار گرفته است. برخی از اسناد و منابع تاریخی عبارتاند از: اخبار بنادر و بیخهجات (سال 1271 عهد طهماسبمیرزا)؛ الصحیفه النبیه (خاندان میرزا سعیدخان موتمن الملك)؛ علل بدبختی ما و علاج آن نوشته حسن محتشمه السلطنه اسفندیاری؛ افتتاح ناصری (گزارشی اتفاقیه از هجوم شیخ عبیدا...) خاطرات و خاندان: نوشته حاج وزیر نجاتی؛ روزنامه محلات دالخلافه؛ پرژكت معادن؛ دو یادگار از حسین كاظمزاده ایرانشهر؛ فهرست تالیفات ادوارد براون و امضای ادبا و رجال ایران و..."
♦️@seemorghbook
✍#ذبیحالله_صفا
"كتاب حاضر مشتمل بر مجموعه اسناد و منابع تاریخی است كه افراد برجسته در حوزههای گوناگون در اختیار «ایرج افشار» قرار دادهاند و وی آنها را در این كتاب منتشر نموده است. در ابتدای هر بخش، نخست تصویری از سند تاریخی ارائه شده است و سپس متن آن برای خواندن بهتر و آسانتر به صورت چاپی در اختیار خواننده قرار گرفته است. برخی از اسناد و منابع تاریخی عبارتاند از: اخبار بنادر و بیخهجات (سال 1271 عهد طهماسبمیرزا)؛ الصحیفه النبیه (خاندان میرزا سعیدخان موتمن الملك)؛ علل بدبختی ما و علاج آن نوشته حسن محتشمه السلطنه اسفندیاری؛ افتتاح ناصری (گزارشی اتفاقیه از هجوم شیخ عبیدا...) خاطرات و خاندان: نوشته حاج وزیر نجاتی؛ روزنامه محلات دالخلافه؛ پرژكت معادن؛ دو یادگار از حسین كاظمزاده ایرانشهر؛ فهرست تالیفات ادوارد براون و امضای ادبا و رجال ایران و..."
♦️@seemorghbook
❤7👍3
دیکتاتور امروز به مراتب، خطرناک تر از دیکتاتور هزار سال پیش است.
📘#توپ_مرواری
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
📘#توپ_مرواری
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍21❤1
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
ایرج پزشکزاد روزنامه نگار و
نویسنده معروف، سالها قبل نوشته بود :
من در کلاس سوم دبستان که درس می خواندم بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم ... یک روز مدیر مدرسه ، من و سه - چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد ... شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم ... فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصابنیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید ... مدیر گفت : چون بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم ، مبتلا به کچلی نشوند هر چه بچه کچل در مدرسه هست اخراج کنیم ... پدرم به مدیر گفت : اما پسر من که کچل نیست .. مدیر مدرسه گفت : بله منم می دانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را می بستیم ، این بود که چهار- پنج بچه ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود ...
♦️@seemorghbook
ایرج پزشکزاد روزنامه نگار و
نویسنده معروف، سالها قبل نوشته بود :
من در کلاس سوم دبستان که درس می خواندم بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم ... یک روز مدیر مدرسه ، من و سه - چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد ... شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم ... فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصابنیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید ... مدیر گفت : چون بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم ، مبتلا به کچلی نشوند هر چه بچه کچل در مدرسه هست اخراج کنیم ... پدرم به مدیر گفت : اما پسر من که کچل نیست .. مدیر مدرسه گفت : بله منم می دانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را می بستیم ، این بود که چهار- پنج بچه ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود ...
♦️@seemorghbook
👍18❤4
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
💯 آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.
#جرج_برناردشاو
♦️@seemorghbook
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
💯 آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.
#جرج_برناردشاو
♦️@seemorghbook
👍22❤8🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من عاشق امروزم
چقدر كار برای امروز دارم...
باید لبخند بزنم
شاد باشم
با عزیزانم مهربان باشم
و عاشقانه زندگی کنم...
♦️@seemorghbook
چقدر كار برای امروز دارم...
باید لبخند بزنم
شاد باشم
با عزیزانم مهربان باشم
و عاشقانه زندگی کنم...
♦️@seemorghbook
❤14
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
هیچ نوزادی ۳۰ ساله زاده نمیشود!
هیچ کتابی از صفحه ۲۶۷ آغاز نمیشود!
هیچ دانه ای به صورت درخت ۴۰ ساله رشد نمیکند.
هیچ کارمندی یک شبه بازنشست نمیشود.
هیچ سربازی را نمیشناسم که روز بعد سرهنگ شده باشد.
برای تکامل هر یک از اینها مدت ها زمان و انرژی صرف شده است!
اصلا این قانون طبیعت است!
هر چرخه دوره تکاملی دارد!
پس انتظار نداشته باش
با تلاش کم و یک شبه به نهایت یک هدف دست پیدا کنی.
تو جدا ازین چرخه نیستی!
♦️@seemorghbook
هیچ نوزادی ۳۰ ساله زاده نمیشود!
هیچ کتابی از صفحه ۲۶۷ آغاز نمیشود!
هیچ دانه ای به صورت درخت ۴۰ ساله رشد نمیکند.
هیچ کارمندی یک شبه بازنشست نمیشود.
هیچ سربازی را نمیشناسم که روز بعد سرهنگ شده باشد.
برای تکامل هر یک از اینها مدت ها زمان و انرژی صرف شده است!
اصلا این قانون طبیعت است!
هر چرخه دوره تکاملی دارد!
پس انتظار نداشته باش
با تلاش کم و یک شبه به نهایت یک هدف دست پیدا کنی.
تو جدا ازین چرخه نیستی!
♦️@seemorghbook
👍16❤5
☕️ قطعهای از کتاب
فیثاغورس فیلسوف و ریاضی دان سده ی ششم پیش از میلاد، از شاگردانش خواسته بود تا هر شب قبل از خواب سه پرسش را از خود بپرسند:
در چه مورد در حق خود جفا کرده ام؟
چه کرده ام؟
به کدام وظیفه ام عمل نکرده ام؟
📕#در_جستجوی_خوشبختی
✍#سیسلا_بوک
♦️@seemorghbook
فیثاغورس فیلسوف و ریاضی دان سده ی ششم پیش از میلاد، از شاگردانش خواسته بود تا هر شب قبل از خواب سه پرسش را از خود بپرسند:
در چه مورد در حق خود جفا کرده ام؟
چه کرده ام؟
به کدام وظیفه ام عمل نکرده ام؟
📕#در_جستجوی_خوشبختی
✍#سیسلا_بوک
♦️@seemorghbook
👍6👏1
هر جامعه ای که ذره ای از "آزادی" خود بگذرد تا اندکی "امنیت" به دست آورد،
نه لایق آزادی است و نه لایق امنیت؛ و در نهایت هر دو را از دست خواهد داد!
#بنجامین_فرانکلین
♦️@seemorghbook
نه لایق آزادی است و نه لایق امنیت؛ و در نهایت هر دو را از دست خواهد داد!
#بنجامین_فرانکلین
♦️@seemorghbook
👍23👏2
📕#شاه_سیاه_پوشان
✍#هوشنگ_گلشیری
شاه سیاهپوشان داستان کوتاهی که به هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی، منسوب است.
این داستان به صورت غیر رسمی انتشار یافتهاست و به دلیل مسائل امنیتی در اکثر نسخههای آن نوشته شدهاست: منسوب به گلشیری.
شاه سیاه پوشان روایت چند ماه از زندانی شدن یک نویسنده در دست عناصر اطلاعاتی است. در همان مدت راوی یا نویسندهٔ روشنفکر داستان با در هم آمیختن روایتهای کهن ایرانی به بیان درد و رنج و تباهی چریکها و مبارزان سیاسی میپردازد.
یکی از عالیترین و درخشانترین صحنههای داستان، زمانی است که یکی از توابین چگونگی شلیک تیر خلاص به همسر سابقش را شرح میدهد.
این داستان در سال 1366 انتشار یافته و به نوعی شرح حال زندگی روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهههای پایان جنگ است.
♦️@seemorghbook
✍#هوشنگ_گلشیری
شاه سیاهپوشان داستان کوتاهی که به هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی، منسوب است.
این داستان به صورت غیر رسمی انتشار یافتهاست و به دلیل مسائل امنیتی در اکثر نسخههای آن نوشته شدهاست: منسوب به گلشیری.
شاه سیاه پوشان روایت چند ماه از زندانی شدن یک نویسنده در دست عناصر اطلاعاتی است. در همان مدت راوی یا نویسندهٔ روشنفکر داستان با در هم آمیختن روایتهای کهن ایرانی به بیان درد و رنج و تباهی چریکها و مبارزان سیاسی میپردازد.
یکی از عالیترین و درخشانترین صحنههای داستان، زمانی است که یکی از توابین چگونگی شلیک تیر خلاص به همسر سابقش را شرح میدهد.
این داستان در سال 1366 انتشار یافته و به نوعی شرح حال زندگی روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهههای پایان جنگ است.
♦️@seemorghbook
❤9👎2
ای نور به قبرت بباره خواجه نصیر که کل فلسفه رو تو سه کلمه میگی :
با حكیم ستیزگی مكن
با لجوج مباحثه منمای
و با اهل تهمت مصاحبه مجوی
♦️@seemorghbook
با حكیم ستیزگی مكن
با لجوج مباحثه منمای
و با اهل تهمت مصاحبه مجوی
♦️@seemorghbook
❤31👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سازت اگر عشق بنوازد
همه خلقت خواهند رقصید
و زبانت اگر شیرین باشد
همه پروانهها گرد تو خواهند آمد
پس عشق را بنواز
با زبان شیرینت بخوان
و با قلبت پذیرا باش...
♦️@seemorghbook
همه خلقت خواهند رقصید
و زبانت اگر شیرین باشد
همه پروانهها گرد تو خواهند آمد
پس عشق را بنواز
با زبان شیرینت بخوان
و با قلبت پذیرا باش...
♦️@seemorghbook
❤9👏4🔥1
☕️قطعهای از کتاب
اینان تا به یک بیمار یا یک سالخورده یا یک جسد بر میخورند در دم میگویند : زندگی باطل است اما اینان تنها خود باطل اند ..!
خود و چشمانشان که جز یک نما از هستی را نمی بینند فرو رفته در عمق افسردگی و آرزومند یک حادثهٔ کوچک مرگآور: این گونه چشمبه راه اند و دندان برهم میسایند ...
📕#چنین_گفت_زرتشت
✍#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
اینان تا به یک بیمار یا یک سالخورده یا یک جسد بر میخورند در دم میگویند : زندگی باطل است اما اینان تنها خود باطل اند ..!
خود و چشمانشان که جز یک نما از هستی را نمی بینند فرو رفته در عمق افسردگی و آرزومند یک حادثهٔ کوچک مرگآور: این گونه چشمبه راه اند و دندان برهم میسایند ...
📕#چنین_گفت_زرتشت
✍#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍6❤3
سه حقیقتی که تمام ادیان در آن مشترکند:
حق با ماست
بقیه در اشتباهند
ما بهتر از همه هستیم !
♦️@seemorghbook
حق با ماست
بقیه در اشتباهند
ما بهتر از همه هستیم !
♦️@seemorghbook
👍31👏10❤5🔥1😁1
📕#پاسارگاد
✍#علی_سامی
نزدیک به دویست سال از اثبات مشهد مادر سلیمان به عنوان آرامگاه کوروش و دشت مرغاب به عنوان پاسارگاد قدیم می گذرد و در این مدت نیز درباره صورت و معنی «پاسارگاد» سخنان بسیاری عنوان شده است. نخستین کسی که اظهار نظر کرده است هرودوت می باشد او می گوید که«پاسارگادی» نام مهمترین طایفه و عشیره پارسیان بوده است و هخامنشیان از این طایفه برخواسته اند. نخستین کسی که نام پایتخت کوروش را یاد کرده ، کتزیاس پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی است که در ایران می زیست و لابد به این نام آشنایی کامل داشته است. وی نوشته است که کوروش در « نزدیک پاسارگاد» بر آخرین پادشاه ماد پیروزی یافت. پس از او آریستبولوس، از یاران اسکندر مقدونی، می گوید که این سردار «گنج پاسرگاد» را تاراج کرد.استرابو جغرافیانویس و مورخ سده اول میلادی و همچنین نیکلائوس دمشقی و پلیانوس از پاسارگاد نام برده اند،پلینی می گوید:«رودخانه ای است به نام سیتپ.گانوس که اگر بر آن هفت روز کشتی برانند به شهر پاسارگاد می رسند.پلوتارخوس، کنتوس، کوریتوس و استفانوس بیزانسی که در سده یازده و دوازده میلادی می زیسته از پاسارگاد نام برده اند. چنانچه می بینیم یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» دانسته و دسته دیگر آن را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در ۱۸۱۰ تا۱۸۱۲ به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان»
♦️@seemorghbook
✍#علی_سامی
نزدیک به دویست سال از اثبات مشهد مادر سلیمان به عنوان آرامگاه کوروش و دشت مرغاب به عنوان پاسارگاد قدیم می گذرد و در این مدت نیز درباره صورت و معنی «پاسارگاد» سخنان بسیاری عنوان شده است. نخستین کسی که اظهار نظر کرده است هرودوت می باشد او می گوید که«پاسارگادی» نام مهمترین طایفه و عشیره پارسیان بوده است و هخامنشیان از این طایفه برخواسته اند. نخستین کسی که نام پایتخت کوروش را یاد کرده ، کتزیاس پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی است که در ایران می زیست و لابد به این نام آشنایی کامل داشته است. وی نوشته است که کوروش در « نزدیک پاسارگاد» بر آخرین پادشاه ماد پیروزی یافت. پس از او آریستبولوس، از یاران اسکندر مقدونی، می گوید که این سردار «گنج پاسرگاد» را تاراج کرد.استرابو جغرافیانویس و مورخ سده اول میلادی و همچنین نیکلائوس دمشقی و پلیانوس از پاسارگاد نام برده اند،پلینی می گوید:«رودخانه ای است به نام سیتپ.گانوس که اگر بر آن هفت روز کشتی برانند به شهر پاسارگاد می رسند.پلوتارخوس، کنتوس، کوریتوس و استفانوس بیزانسی که در سده یازده و دوازده میلادی می زیسته از پاسارگاد نام برده اند. چنانچه می بینیم یک دسته از روایات باستانی نام شهر را« پاسارگاد» دانسته و دسته دیگر آن را با «پارس ، پرس» ارتباط داده اند تا جائیکه به عنوان نمونه ویلیام اوزلی که در ۱۸۱۰ تا۱۸۱۲ به همراه نماینده بریتانیا در ایران بود در سفر نامه خود تخت جمشید و پاسارگاد را یکی می داند و می گوید کلمه «پرسه پلیس» را به نادرست یاد کرده اند و آن « پارسه گرد» بوده یعنی « نشیمنگاه پارسیان»
♦️@seemorghbook
👍9❤2