هر رقابتی،
اسلحهی ویژهی خود را دارد،
گاهی زور
گاهی زر
گاهی هوش وَ گاهی مهربانی...
♦️@seemorghbook
اسلحهی ویژهی خود را دارد،
گاهی زور
گاهی زر
گاهی هوش وَ گاهی مهربانی...
♦️@seemorghbook
👏16👍9❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهونه هات ، رویاهات رو
تبدیل به خاکستـرمیکنه،
معجـزه ها وقتى شروع به اتفاق افتادن ميكنن كه حداقـل به همون اندازه اى كه به تـرس هات بها و انـرژى ميدى، به رويـاهات هم انرژى بدى.
♦️@seemorghbook
تبدیل به خاکستـرمیکنه،
معجـزه ها وقتى شروع به اتفاق افتادن ميكنن كه حداقـل به همون اندازه اى كه به تـرس هات بها و انـرژى ميدى، به رويـاهات هم انرژى بدى.
♦️@seemorghbook
❤8
☕️قطعهای از کتاب
این جنگها چیزی بهما نمیآموزند. این جنگها حتی شیوهی غلبه بر ترسهایمان را هم نشانمان نمیدهند. ما هنوز همان انسانهای غارنشین هستیم که شاید هم بتوانیم خود را انسانهای غارنشینِ دمکرات بنامیم.
اما تنها دمکرات بودن، کافی نیست. جنگ ما بر سر ناتوانی ما در ترک عادت غارنشینیست. اگر اندک کوششی در جهت ترک این عادت از خود نشان دهیم، در کالبد دنیا نفسی تازه خواهیم دمید.
📕#ادبیات_مرده_است
✍#هنری_میلر
♦️@seemorghbook
این جنگها چیزی بهما نمیآموزند. این جنگها حتی شیوهی غلبه بر ترسهایمان را هم نشانمان نمیدهند. ما هنوز همان انسانهای غارنشین هستیم که شاید هم بتوانیم خود را انسانهای غارنشینِ دمکرات بنامیم.
اما تنها دمکرات بودن، کافی نیست. جنگ ما بر سر ناتوانی ما در ترک عادت غارنشینیست. اگر اندک کوششی در جهت ترک این عادت از خود نشان دهیم، در کالبد دنیا نفسی تازه خواهیم دمید.
📕#ادبیات_مرده_است
✍#هنری_میلر
♦️@seemorghbook
👍5❤4👏2
تغییر قانون اساسی در یک کشور بسته به تغییر اندیشهها و فهمهاست. باید اندیشهها و فهمها بالاتر رود و جنبشی در توده پدید آید تا زمینه برای تغییر قانون اساسی آماده گردد. تغییری که بی زمینه باشد نتیجه درستی از آن بدست نخواهد آمد، بلکه اگر حقیقت را بخواهیم زیانها از آن پدیدار خواهد گردید.
#احمد_کسروی
♦️@seemorghbook
#احمد_کسروی
♦️@seemorghbook
👍25❤5
📕#راهنمایی_مستند_تخت_جمشید
✍#شاهپور_شهبازی
راهنمای مستند تخت جمشید عنوان کتابی است از علیرضا شاپور شهبازی که در ۲۶۳ صفحه و به وسیله نشر بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد چاپ شدهاست. همانطور که از عنوان کتاب هویدا است، این کتاب در خصوص کاخ بزرگ تخت جمشید و جزئیات آن چاپ گردیدهاست. در کتاب نگارههای گوناگونی از سنگ نبشتهها، نقوش و سنگ نگارهها وجود دارد.
پیش از کتاب راهنمای مستند تخت جمشید کتاب شرح مصور تخت جمشید در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به فارسی توسط علیرضا شاپور شهبازی چاپ گردیده بود.
در این کتاب متون سنگ نوشتههای به زبان فارسی باستانی، بابلی و ایلامی موجود در تخت جمشید به فارسی ترجمه شده است.
♦️@seemorghbook
✍#شاهپور_شهبازی
راهنمای مستند تخت جمشید عنوان کتابی است از علیرضا شاپور شهبازی که در ۲۶۳ صفحه و به وسیله نشر بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد چاپ شدهاست. همانطور که از عنوان کتاب هویدا است، این کتاب در خصوص کاخ بزرگ تخت جمشید و جزئیات آن چاپ گردیدهاست. در کتاب نگارههای گوناگونی از سنگ نبشتهها، نقوش و سنگ نگارهها وجود دارد.
پیش از کتاب راهنمای مستند تخت جمشید کتاب شرح مصور تخت جمشید در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به فارسی توسط علیرضا شاپور شهبازی چاپ گردیده بود.
در این کتاب متون سنگ نوشتههای به زبان فارسی باستانی، بابلی و ایلامی موجود در تخت جمشید به فارسی ترجمه شده است.
♦️@seemorghbook
❤8👎1
آزادی از نظر من یعنی قبل از هر چیز عروج انسان از طریق رها شدن از خرافات.
آدمیزاد خرافهپرست از بردگی و جهل خودش دفاع میکند و مرا هم با خودش به بردگی میکشاند.
♦️@seemorghbook
آدمیزاد خرافهپرست از بردگی و جهل خودش دفاع میکند و مرا هم با خودش به بردگی میکشاند.
♦️@seemorghbook
❤17👍2👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
آورده اند که یک شب شاه عباس با لباس مبدل در كوچه های شهر ميگشت كه به سه دزد برخورد كردكه قصد دزدی داشتند!
شاه عباس وانمود كرد كه او هم دزد است و از آنان خواست كه او راوارد دار و دسته خود كنند!
دزدان گفتند ما سه نفر هر يك خصلتی داريم كه به وقت ضرورت به كار مي آيد ،
شاه عباس پرسيد : چه خصلتی ؟
يكی گفت من از بوی ديوارخانه ميفهمم كه درآن خانه طلا و جواهر هست يا نه و به همين علت به كاهدان نميزنيم . ديگری گفت من هم هر كس را يك بار ببينم بعداً در هرلباسی او را ميشناسم
ديگری گفت من هم از هر ديواری ميتوانم بالا بروم
از شاه عباس پرسيدند تو چه خصوصيتی داری كه بتواند به حال ما مفيد باشد ؟
شاه فكری كرد و گفت من اگر ريشم را بجنبانم كسی كه زندانی باشد آزاد ميشود!
دزدها او را به جمع خود پذيرفتند و پس از سرقت طلاها را در محلی مخفی كردند ،
فردای ان شب شاه دستور داد كه ان سه دزد را دستگير كنند . وقتی دزدها را به دربار آوردند آن دزدی كه با يك بار ديدن همه را باز ميشناخت فهميد كه پادشاه رفيق شب گذشته انها است پس
اين شعر را خطابه شاه خواند كه :
ما همه كرديم كار خويش را
ای بزرگ اخر بجنبان ریش را :)
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
آورده اند که یک شب شاه عباس با لباس مبدل در كوچه های شهر ميگشت كه به سه دزد برخورد كردكه قصد دزدی داشتند!
شاه عباس وانمود كرد كه او هم دزد است و از آنان خواست كه او راوارد دار و دسته خود كنند!
دزدان گفتند ما سه نفر هر يك خصلتی داريم كه به وقت ضرورت به كار مي آيد ،
شاه عباس پرسيد : چه خصلتی ؟
يكی گفت من از بوی ديوارخانه ميفهمم كه درآن خانه طلا و جواهر هست يا نه و به همين علت به كاهدان نميزنيم . ديگری گفت من هم هر كس را يك بار ببينم بعداً در هرلباسی او را ميشناسم
ديگری گفت من هم از هر ديواری ميتوانم بالا بروم
از شاه عباس پرسيدند تو چه خصوصيتی داری كه بتواند به حال ما مفيد باشد ؟
شاه فكری كرد و گفت من اگر ريشم را بجنبانم كسی كه زندانی باشد آزاد ميشود!
دزدها او را به جمع خود پذيرفتند و پس از سرقت طلاها را در محلی مخفی كردند ،
فردای ان شب شاه دستور داد كه ان سه دزد را دستگير كنند . وقتی دزدها را به دربار آوردند آن دزدی كه با يك بار ديدن همه را باز ميشناخت فهميد كه پادشاه رفيق شب گذشته انها است پس
اين شعر را خطابه شاه خواند كه :
ما همه كرديم كار خويش را
ای بزرگ اخر بجنبان ریش را :)
♦️@seemorghbook
😁21❤11👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرامش
رهایی از طوفـان نیست
بلکه آرام زندگی کردن در میان طوفـان هاست!
انسانهاى شاد دنياى درونشان را ميسازند، انسانهاى غمگين دنياى بيرونشان را سرزنش ميكنند.
♦️@seemorghbook
رهایی از طوفـان نیست
بلکه آرام زندگی کردن در میان طوفـان هاست!
انسانهاى شاد دنياى درونشان را ميسازند، انسانهاى غمگين دنياى بيرونشان را سرزنش ميكنند.
♦️@seemorghbook
❤10
☕️ قطعهای از کتاب
ياران به ايرانيان دل نبنديد كه وفا ندارند و آدم را به دام مى اندازند. هرقدر به آبادانى ايشان بكوشى به خرابى تو ميكوشند. دروغ عيب فطرى ايشان است. قسم هاى ايشان را نبينيد. سخن راست را چه احتياج به قسم است؟ به جان تو، به روح پدرم، به روح مادرم، به مرگ تو، به نان و نمك، به پيغمبر، به قبله، به قرآن، به حسن و حسين و ... از اصطلاحات قسم ايشان است. خلاصه آنكه در روح و جان مرده و زنده گرفته تا سر و چشم و دندان شكسته و بازوى بريده و ... همه را مايه ميگذارند تا دروغ خود را به كرسى بنشانند.
📕#سرگذشت_حاجى_باباى_اصفهانى
✍#جیمز_موریه
♦️@seemoghbook
ياران به ايرانيان دل نبنديد كه وفا ندارند و آدم را به دام مى اندازند. هرقدر به آبادانى ايشان بكوشى به خرابى تو ميكوشند. دروغ عيب فطرى ايشان است. قسم هاى ايشان را نبينيد. سخن راست را چه احتياج به قسم است؟ به جان تو، به روح پدرم، به روح مادرم، به مرگ تو، به نان و نمك، به پيغمبر، به قبله، به قرآن، به حسن و حسين و ... از اصطلاحات قسم ايشان است. خلاصه آنكه در روح و جان مرده و زنده گرفته تا سر و چشم و دندان شكسته و بازوى بريده و ... همه را مايه ميگذارند تا دروغ خود را به كرسى بنشانند.
📕#سرگذشت_حاجى_باباى_اصفهانى
✍#جیمز_موریه
♦️@seemoghbook
👍20❤5😐3
عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش میکنند،
اگر همین انرژیشان را صرف عشق ورزیدن به هم نوعان خود کنند،
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مرد ...!
#هلن_کلر
♦️@seemorghbook
اگر همین انرژیشان را صرف عشق ورزیدن به هم نوعان خود کنند،
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مرد ...!
#هلن_کلر
♦️@seemorghbook
❤40👍4
📕#شب_پیشگویی
✍#پل_استر
رمان شب پیشگویی عنوان یکی از آثار پل بنجامین آستر ملقب به پل استر Paul Auster نویسندهی آمریکایی است. “سیدنی اُر” شخصیت اصلی رمان شب پیشگویی ، یک نویسنده است. او روز ۱۲ ژانویه ۱۹۸۲ در ایستگاه متروی خیابان چهاردهم از حال میرود و از بالای پله ها سقوط میکند. او را به بیمارستان “سنت وینسنت” میبرند و چهار ماه در آنجا نگه میدارند. پزشکان امیدی به بهبودی او ندارند اما او بهبود مییابد. مدتی پس از بهبودی بطور تصادفی به مغازهی نوشتافزار فروشی به نام “قصر کاغذی” میرود و دفتری جلد آبی میخرد. به نظر میرسد که این دفتر جادویی است. و نوشتن در این دفتر هم زمان با رویدادهای شگفتانگیزی در زندگی شخصی او میشود و زندگیاش را به چالش میکشد.
♦️@seemorghbook
✍#پل_استر
رمان شب پیشگویی عنوان یکی از آثار پل بنجامین آستر ملقب به پل استر Paul Auster نویسندهی آمریکایی است. “سیدنی اُر” شخصیت اصلی رمان شب پیشگویی ، یک نویسنده است. او روز ۱۲ ژانویه ۱۹۸۲ در ایستگاه متروی خیابان چهاردهم از حال میرود و از بالای پله ها سقوط میکند. او را به بیمارستان “سنت وینسنت” میبرند و چهار ماه در آنجا نگه میدارند. پزشکان امیدی به بهبودی او ندارند اما او بهبود مییابد. مدتی پس از بهبودی بطور تصادفی به مغازهی نوشتافزار فروشی به نام “قصر کاغذی” میرود و دفتری جلد آبی میخرد. به نظر میرسد که این دفتر جادویی است. و نوشتن در این دفتر هم زمان با رویدادهای شگفتانگیزی در زندگی شخصی او میشود و زندگیاش را به چالش میکشد.
♦️@seemorghbook
❤5
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
ما بد تربیت میشویم،
همۀ خرابی ما
بگردن همین خرافات است
که از بچگی توی کله مان چپانده اند
و
همه مردم را آن دنیائی کرده اند.
این دنیا را ما ول کرده ایم
و فکر موهوم را چسبیده ایم،
نمیدانم کی از آن دنیا برگشته
که خبرش را برای ما آورده!
از توی خشت که می افتیم
برای آخرتمان گریه میکنیم تا بمیریم،
اینهم زندگی شد؟
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
ما بد تربیت میشویم،
همۀ خرابی ما
بگردن همین خرافات است
که از بچگی توی کله مان چپانده اند
و
همه مردم را آن دنیائی کرده اند.
این دنیا را ما ول کرده ایم
و فکر موهوم را چسبیده ایم،
نمیدانم کی از آن دنیا برگشته
که خبرش را برای ما آورده!
از توی خشت که می افتیم
برای آخرتمان گریه میکنیم تا بمیریم،
اینهم زندگی شد؟
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👏22❤2😭2👎1
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
فروید میگوید: "تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد".
انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها به اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات متنوعتر از سنگها بودند، میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند. از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه. درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.
یاد گرفتیم که چطور گوشههایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است چون دیگر سپری در کار نیست.
یادمان باشد قبل از پرتاب کلمات، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست! حرف باد هوا نیست، حرف آسیب میزند.
خشونت کلامی مخربتر از خشونت فیزیکی است.
♦️@seemorghbook
فروید میگوید: "تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد".
انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها به اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات متنوعتر از سنگها بودند، میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند. از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه. درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد. کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.
یاد گرفتیم که چطور گوشههایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است چون دیگر سپری در کار نیست.
یادمان باشد قبل از پرتاب کلمات، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست! حرف باد هوا نیست، حرف آسیب میزند.
خشونت کلامی مخربتر از خشونت فیزیکی است.
♦️@seemorghbook
👏13❤9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﻣﻨﻔﯽ ﺑـﺎﻓﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﯽ ﻣﯽﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺗـﻮ ﻣﻮﺟﯽ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺨﺎﻃﺐ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺑـﺮﺩ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ،ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﺑﻪ ﺑـﺎﻻ ﯾﺎ ﺑﻪ پاﯾﯿﻦ می ﺮﻭﺩ ﺧﻮﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ.
نگذار ﻣﻮﺝ ﮐﻼﻣﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧـﺰﻭﻝ ﺳﻮﻕ ﺩﻫﺪ. ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﻧﮕﻮ
ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﺑﮕﻮ ﺑـﺎﯾﺪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﯼ
ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺧﺸﻢ.
ﺁنچه ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺟـﺎﺭﯼ میسازد.
ﻫﻤﻪ ﺁن چیزﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺴﺘﯽ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﻮبیهایت ﺟـﺎﺭﯼ ﺷﻮﺩ
ﺍﺯ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺗﯿﺮگیها ﺑﺮ ﺁﯾﻨﻪ ﺩﻝ ﻣﺨﺎﻃﺒﺖ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ بـاش
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﯿﺮگی ها ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾـﺎﺑﺪ.
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ نگذار ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﺎﺭ ﺷﻮﺩ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮینهاﯾﺖ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﻦ
ﺟﻬﻨﻢ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺟـﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺡ ﻧﺎﺭﺍﺿﯽ ﺍﺳﺖ.
♦️@seemorghbook
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﯽ ﻣﯽﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺗـﻮ ﻣﻮﺟﯽ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﺨﺎﻃﺐ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺑـﺮﺩ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ،ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺝ ﺑﻪ ﺑـﺎﻻ ﯾﺎ ﺑﻪ پاﯾﯿﻦ می ﺮﻭﺩ ﺧﻮﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ.
نگذار ﻣﻮﺝ ﮐﻼﻣﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧـﺰﻭﻝ ﺳﻮﻕ ﺩﻫﺪ. ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﻧﮕﻮ
ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﺑﮕﻮ ﺑـﺎﯾﺪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﯼ
ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺧﺸﻢ.
ﺁنچه ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺟـﺎﺭﯼ میسازد.
ﻫﻤﻪ ﺁن چیزﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺴﺘﯽ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﻮبیهایت ﺟـﺎﺭﯼ ﺷﻮﺩ
ﺍﺯ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺗﯿﺮگیها ﺑﺮ ﺁﯾﻨﻪ ﺩﻝ ﻣﺨﺎﻃﺒﺖ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ بـاش
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﯿﺮگی ها ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾـﺎﺑﺪ.
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ نگذار ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﺎﺭ ﺷﻮﺩ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮینهاﯾﺖ ﺭﺍ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﻦ
ﺟﻬﻨﻢ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺟـﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺡ ﻧﺎﺭﺍﺿﯽ ﺍﺳﺖ.
♦️@seemorghbook
👍7❤6