کتابخانه سیمرغ
73.3K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.36K files
466 links
Download Telegram
ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
درهم شده خلقی، ز پریشانی ما

بت در بغل و به سجده پیشانی ما
کافر زده خنده بر مسلمانی ما ....

#شيخ_بهائى

♦️@seemorghbook
20👍11
پژوهشی در مفهوم پوزیتیویته در فلسفه هگل

حامد صفاریان
♦️@seemorghbook
4🤔1
📕#پژوهشی_در_مفهوم_پوزیتیویته_در_فلسفه_هگل

#حامد_صفاریان

مواجهه با واژه‌ی Positivität و درنگ در معنای آن، وقتی به‌منظور نگارش رساله‌ای در همین باب (به زبان آلمانی) متون هگلِ جوان را مطالعه می‌کردم، زمینه‌ساز نگارش این دفتر شد. این مواجهه در ابتدا سرآغازی شد برای دو پژوهش موازی به زبان فارسی که محتوای جُستارهای اول و دوم را تشکیل می‌دهد: جستار نخست، پژوهشی است در کار کسانی که در زبان فارسی، هر یک به‌نوعی به معنای این واژه پرداخته‌اند، و جستار دوم، پژوهشی است برای بیرون کشیدن معنای این واژه از دل متون هگل.

 در بررسی آثار فارسی در جستار نخستین، مسئله‌ای سر برآورد، که ضرورت جستار دوم را دوچندان کرد. مسئله ازاین‌قرار است که در  مقالات و ترجمه‌های موجود در ارتباط با «فلسفه‌ی دینِ» هگل، در زبان فارسی، به طیفی گسترده اما درعین‌حال نامُتلائم، ناهمساز و مغشوش از معادل‌های گوناگون برای واژه‌ی positiv (و سایر مشتقات آن، مانند Positivität یا das Positive) بر‌خوردم؛ چنان‌که شاید بتوان نتیجه گرفت که هنوز درک و فهم درستی از معنای این واژه در زبان فارسی حاصل نشده است؛ یا اینکه ناخواسته، خلطی خطیر، میان معانی گوناگون این واژه، در میان افتاده است. جستار دوم از این منظر، جستجویی است برای یافتن پاسخی برای مسئله‌ی طرح شده در جستار نخست.

این دفتر، جستار سومی را  نیز در بر می‌گیرد که چنان‌که اشاره شد، رساله‌ای است کوتاه در همین باب به زبان آلمانی. این بخش را نیز به دلایلی که در مقدمه‌ی همان جستار آورده‌ام -و از تکرار آن در اینجا می‌پرهیزم- به پژوهش حاضر افزودم. خوانندگانی که آلمانی نمی‌دانند چندان مغبون نخواهند شد، چراکه محتوای متن آلمانی، پیش‌تر به‌تفصیل در همان جستار دوم آمده است. اما آن چیزی که می‌تواند در جستار سوم بااهمیت باشد، مسائلی است مربوط به «روشگانِ تحقیق» که آن را هم درجای خود شرح داده‌ام.  اما هر جستار را، درعین‌حال که ارتباطی با دوتای دیگر دارد، می‌توان نوشتاری مستقل نیز به شمار آورد. به دلیل همین استقلال نسبی، و نیز به دلیل تفاوت در شیوه‌ی رویکرد به محتوایی واحد، هر جستار با مقدمه‌ای علی‌حده همراه شده است.

♦️@seemorghbook
👍41🤔1
زندگی کردن آنگونه که دوست دارید خودخواهی نیست.
خودخواهی آن است که از دیگران بخواهید آنگونه که شما دوست دارید زندگی کنند.

#اسکار_وایلد
♦️@seemorghbook
👍193
🔹 سه پرده از نظام های دیکتاتوری:

در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه می‌افتند، انگار بهشت گمشده خود را یافته‌اند؛ ایدئولوژی را دربست می‌پذیرند و خواهان کوچک‌ترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم، واقعیات چهره ی خود را نشان داده و هیچ کدام از وعده‌های رهبران تحقق نیافته است و مردم از نظام دلزده و مایوس می‌شوند. در این فاز گروهی به فکر اصلاحات می‌افتند، ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمی‌توان تغییر داد، اصلاحات سرانجام راه به جایی نمی‌برد.
فاز سوم، فاز نهایی نظام‌های دیکتاتوری است که در این فاز متولیان تمامیت‌خواه سعی می‌کنند از خشونت عریان استفاده کنند. از بین همفکران سابق، هر کسی را‌ که با آن‌ها کوچک‌ترین زاویه دیدی داشته باشد، از دایره ی خودی‌ها می‌رانند. تصفیه‌های گسترده شروع می‌شود و دایره ی خودی‌ها کوچک و کوچک‌تر و ناکارآمدی‌ها، عمیق‌تر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر می‌شود و نهایتا سیل اعتراضات می‌آید و همه چیز را با خود می‌برد.

#هانا_آرنت

♦️@seemorghbook
👍328
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست؛

شاید آن خنده که امروز،
دریغش کردیم،
آخرین فرصت خندیدن ماست
هرکجاخندیدیم،
زندگی هم آنجاست
زندگی شوق رسیدن بخداست
خنده کن بی پروا
خنده هایت زیباست

♦️@seemorghbook
16👍4
#تلنگر

95 درصد قتل‌ها، در پی درگیری‌های کوتاه و ناگهانی لفظی صورت می‌گیرد: "چرا ماشینت را جلوی در ما پارک کردی؟"، "بوی قورمه‌سبزی واحد شما در کل ساختمان پیچیده"، "آینه ماشینت به آینه ماشین من خورد"، "حواست کجاست؟ به من تنه زدی" و ... .

ما - تقریباً همه ما - مهارتی به نام "کنترل خشم" نداریم. بی‌هیچ تعارفی، سر همین یک مورد هم ممکن است روزی، ناخواسته، قاتل یا مقتول شویم.

عجالتاً همین نکته را به یاد داشته باشیم و تمرین کنیم: هرگاه خشمگین شدیم، یا با فرد خشمگینی مواجه شدیم، دقایقی را صبر و سکوت کنیم. حتی بعضی‌ها می‌گویند تا 100 بشمارید.

عصبانیت، مانند رگباری است که زود می‌آید و زود می‌گذرد. آن مدت کوتاه را باید مدیریت کنیم و از حالا برای خودمان تعریف کنیم که اگر در موقعیت خشم قرار گرفتیم، چه کاری خواهیم کرد؟

♦️@seemorghbook
👏262
سعی کن به اعمال خودت افتخار کنی.

افتخار اجداد تو ، مال خود آنها بوده است !

#سامرست_موام
♦️@seemorghbook
👍193👎1
☕️قطعه‌ای از کتاب

به دنیا نیامده‌ایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بی‌راهی مردم را قضاوت کنیم.
ما مرکز دنیا نیستیم‌، حتی اگر این به نظرمان برسد.
ما لبریز از اشتباهات و کمبود‌هایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر می‌کنیم ...

📕#شهری_میان_تاریکی

#هورناز_هنرور

♦️@seemorghbook
👍8
اﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﻏﺮق ﺷﻮد
ﻗﻄﻌﺎً میمیرد
ﭼﻪ دردرﯾﺎ
ﭼﻪ دررؤﯾﺎ
چه دردروغ
ﭼﻪ درﮔﻨﺎﻩ
چه درخوشی
چه درقدرت
چه درجهل
چه درانکار
چه دربخل
چه درکینه
چه درانتقام
مواظب باشیم غرق ﻧﺸﻮﻳﻢ.

#ماهاتما_گاندی

♦️@seemorghbook
👏23👍4😇1
اولیانا

دیوید ممت
♦️@seemorghbook
3
📕#اولئانا

#دیوید_ممت

اولئانا، بحث‌برانگیزترین و چه بسا مهم‌ترین نمایشنامه‌ی دیوید ممت تا اواخر دهه‌ی نود است. نمایشنامه بیش از هر چیز به دلیل مایه‌های سیاسی و پرداختن به مسایلی نظیر قدرت، فمنیسم، حقانیت سیاسی و آموزش آکادمیک مشهور است، و تقریبا اجرای آن در همه‌جای دنیا، همیشه با مناقشات فراوانی همراه بوده است. قطعا این نمایشنامه به‌لحاظ ساختار زبانی و نیز عدم قطعیت معنایی‌اش، در بین شاخص‌ترین آثار نمایشی قرن بیستم قرار می‌گیرد.
در ابتدای کتاب، ناشر چنین آورده است که تاکید نشر در این مجموعه بیش از ادبیت متن نمایشی، بر ویژگی اجرایی آن است. این چنین است که این مجموعه به زیرمجموعه‌های دیگری تقسیم می‌شود که کلاسیک‌ها، کلاسیک‌های مدرن، دنیای آمریکای لاتین، بعد از هزاره، تک‌پرده‌ای‌ها، چشم‌انداز شرق، نمایشنامه‌های ایرانی، نمایشنامه‌های امریکایی و نمایشنامه‌های اروپایی از این جمله‌اند. دیوید ممت «اولئانا» را در سال 1992 منتشر کرده است. او در سال‌هایی که به نوشتن می‌پرداخت جوایزی چون تونی، اوبی و پولیترز را از آن خود کرده است و همین‌طور در سال 1982 برای نوشتن فیلمنامه‌ی «حکم» نامزد جایزه‌ی اسکار شد.
کتاب اولئانا شامل مقدمه‌ی مترجم، متن نمایشنامه، متنی با نام «اوالئانا: زبان و قدرت» نوشته‌ی برندا مورفی و سال‌شمار زندگی دیوید ممت است؛ یک بسته‌ی کامل برای ورود به جهان دیوید ممت که با سلیقه و آگاهی کنار هم قرار گرفته‌اند.
مترجم اولئانا پیش از چاپ کتاب، آن را در سال 1385 در تهران به روی صحنه برده است. مترجم در مصاحبه‌ای می‌گوید که در ترجمه‌ی نمایشنامه از زبان گفتار و نوشتار در کنار هم بهره برده است و سعی کرده ضمن حفظ زبان شاعرانه‌ی کار، جنبه‌ی رئالیستی را نیز از نظر دور ندارد. دیوید ممت اولئانا را در سال 1992 منتشر کرده است. او در سال‌هایی که به نوشتن می‌پرداخت جوایزی چون تونی، اوبی و پولیتزر را از آن خود کرده است و همین‌طور در سال 1982 برای نوشتن فیلمنامه‌ی حکم نامزد جایزه‌ی اسکار شد.
قسمتی از نمایشنامه ؛
«جان: فلاسفه‌ی رواقی می‌گن اگر شما عبارت "من یک آسیب دیده‌ام" رو حذف کنید، در واقع خود آسیب رو حذف کرده‌اید. حالا: به این فکر کن: من می‌دونم ناراحتی. فقط بهم بگو. خیلی صریح. خیلی صریح: من در مورد تو مرتکب چه عمل اشتباهی شدم؟
کارول: هر کاری که شما با من کرده باشید – تا حدی که این کار رو با من کرده باشید، می‌دونید، نه با من به‌عنوان دانشجو، و بنابراین، با بدن ِیک دانشجو، همه توی گزارش من اومده. به کمیته‌ی گزینش هیأت علمی.»

♦️@seemorghbook
6👍4
مردمان گر یکدِگر را می‌درند

گرگ‌هاشان رَهنما و رهبرند

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍256
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح ها لبخندی بچسبانید گوشه لبتان!
دلیلش مهم نیست
لبخند است دیگر
هفت خان رستم که نیست!
یک لیوان چای تازه دم بنوشید
یک موسیقی خوب برای خودتان پخش کنید و گذشته و آینده را بگذارید به حال خودشان ..

♦️@seemorghbook
13👍3🫡1
شاد کردن قلبی با یک عمل
بهتر از هزاران سَری است که
به نیایش خم شده باشد ...

#مهاتما_گاندی

♦️@seemorghbook
👍17👎1
☕️قطعه‌ای از کتاب

هر روز آدم های زیادی هستند که سعی دارند وسوسه ات کنند وقت و انرژی ات را صرفشان کنی.

برای مثال ایمیل هایت را در نظر بگیر. اگر قرار باشد در هر فعالیت، خرید، یا خدماتی که از طریق ایمیل ها به تو پیشنهاد میشود شرکت کنی، هیچ وقت آزادی برایت باقی نمی ماند. تازه این فقط مربوط به ایمیل هایت می‌شود. علاوه بر این، آدم هایی را در نظر بگیر که تشویقت می کنند پای کدام برنامه ی تلویزیون بنشینی، کجاها غذا بخوری، کجاها بگردی...

و یک وقت به خودت می آیی و میبینی ای دل غافل! داری همان کارهایی را میکنی که همه میکنند، یا میخواهند بکنی.

📕#کافه_ای_به_نام_چرا

#جان_پی_استرلکی

♦️@seemorghbook
👍102
در حیــرتم از مَــرام ایــن مــردم پَـست 
ایـن طـایفـه زنـده کُـش و مُـرده پـرست

تا هسـت بـه ذلـت بکشندش بـه جَـفا 
گـر مُـرد بــه عـزت ببـرندش سـر دســت

#اقـبال_لاهوری

♦️@seemorghbook
👍352👎1
پاسخ های کوتاه به پرسش های اساسی

استیون هاوکینگ

♦️@seemorghbook
7🤔2