📕#گنج_شایگان
✍#حسیب_الدین_صاحب
گنج شایگان عنوان کتابی است نوشتهٔ حسیبالدین صاحب متخلص به «سوزان». اثری به نثر و نظم فارسی است که در سال ۱۲۷۷ هـ. ش. نوشته شده است. حسیبالدین صاحب این اثر را به تقلید از گلستان سعدی و در پنج باب با نامهای در معارف یزدانی، در مراسم جهانبانی، در ترک شناعت، در برگ قناعت و در آداب موافقت و ادای حق مرافقت به نگارش درآورد. از ویژگیهای این اثر، وجود ابیات فارسی و عربی در بین حکایات است.
♦️@seemorghbook
✍#حسیب_الدین_صاحب
گنج شایگان عنوان کتابی است نوشتهٔ حسیبالدین صاحب متخلص به «سوزان». اثری به نثر و نظم فارسی است که در سال ۱۲۷۷ هـ. ش. نوشته شده است. حسیبالدین صاحب این اثر را به تقلید از گلستان سعدی و در پنج باب با نامهای در معارف یزدانی، در مراسم جهانبانی، در ترک شناعت، در برگ قناعت و در آداب موافقت و ادای حق مرافقت به نگارش درآورد. از ویژگیهای این اثر، وجود ابیات فارسی و عربی در بین حکایات است.
♦️@seemorghbook
❤7
ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ، ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺍﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻣﺶ، ﺑﻬﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ، ﺍﻭ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ...
ﺩﺭ آﻥ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ؛ ﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺦ!!
ﻧﺦ آﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ، ﺳﯿﮕﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺣﻤﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ آمدﻡ، ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ ...
ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﻮﺳﯿﺪمش
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ ...
#گاندی
♦️@seemorghbook
ﺩﺭ آﻥ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ؛ ﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺦ!!
ﻧﺦ آﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ، ﺳﯿﮕﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺣﻤﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ آمدﻡ، ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ ...
ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﻮﺳﯿﺪمش
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ ...
#گاندی
♦️@seemorghbook
❤33👏8👍5😁5😢4👎1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح باشکوهترین لحظه زندگیست
یک نفس عمیق بکش وبا امید به خدا
گامهایت رامحکم واستوار بردار
و بهترین روز زندگیت رابساز...
♦️@seemorghbook
یک نفس عمیق بکش وبا امید به خدا
گامهایت رامحکم واستوار بردار
و بهترین روز زندگیت رابساز...
♦️@seemorghbook
👍3❤1
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست،
و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد.
هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.
هیچ موشی، به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند،
و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست...
و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد.
کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند.
زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!!
هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند،
و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد!
ای انسان
دنیا، فقط برای تو نیست...
♦️@seemorghbook
هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست،
و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد.
هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.
هیچ موشی، به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند،
و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست...
و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد.
کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند.
زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!!
هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند،
و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد!
ای انسان
دنیا، فقط برای تو نیست...
♦️@seemorghbook
👏14👍2❤1
☕️قطعهای از کتاب
پرسش فقط این نیست که "من کیستم؟" بلکه این هم هست که "برای چه زندگی میکنم؟" و "چه کاری ارزش انجام دادن دارد؟"
وقتی که برای خودم هدفی تعیین میکنم یا تصمیمی میگیرم باید باور داشته باشم که این منم که آیندهام را میسازم وگرنه خودم را مثل یک عروسک خیمهشببازی خواهم دید که با بندهای شرایط تکان میخورد.
اینکه آیا عروسکگردانی هست، چه خدا و چه سرنوشت، موضوع دیگری است. به اعتقاد من، هنر زندگی و هدف هر فلسفه شخصی این است که یک "من" معنادار بسازد و به زندگیام معنا ببخشد.
📕#من
✍#مل_تامپسون
♦️@seemorghbook
پرسش فقط این نیست که "من کیستم؟" بلکه این هم هست که "برای چه زندگی میکنم؟" و "چه کاری ارزش انجام دادن دارد؟"
وقتی که برای خودم هدفی تعیین میکنم یا تصمیمی میگیرم باید باور داشته باشم که این منم که آیندهام را میسازم وگرنه خودم را مثل یک عروسک خیمهشببازی خواهم دید که با بندهای شرایط تکان میخورد.
اینکه آیا عروسکگردانی هست، چه خدا و چه سرنوشت، موضوع دیگری است. به اعتقاد من، هنر زندگی و هدف هر فلسفه شخصی این است که یک "من" معنادار بسازد و به زندگیام معنا ببخشد.
📕#من
✍#مل_تامپسون
♦️@seemorghbook
👍7❤1
اندیشه ها همیشه باید
به سوی آینده پیش رود
اگر خدا میخواست که انسان
به گذشته بازگردد
و راه و رسم گذشتگان را پیش بگیرد
یک چشم پشت سر او میگذاشت...!
#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
به سوی آینده پیش رود
اگر خدا میخواست که انسان
به گذشته بازگردد
و راه و رسم گذشتگان را پیش بگیرد
یک چشم پشت سر او میگذاشت...!
#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
👍20❤5
📕#مارکسیسم_و_نقد_ادبی
✍#تری_ایگلتون
ایگلتون معتقد است نقد مارکسیستی بخشی از آن چیزی است که ماتریالیسم فرهنگی خوانده شده و مدعی است که فرهنگ، سرانجام، چیزی نیست که مردان و زنان با آن زندگی میکنند. اما در عین حال، نمیتوان از فرهنگ چشمپوشی کرد، هر نبرد سیاسی مهم، از جمله نبردی در پهنه اندیشههاست. کتاب پیش رو نیز به تعبیر نویسندهاش برای ادای سهمی در این مبارزه در یکی از عرصههای اصلی علوم انسانی نوشته شده است.
♦️@seemorghbook
✍#تری_ایگلتون
ایگلتون معتقد است نقد مارکسیستی بخشی از آن چیزی است که ماتریالیسم فرهنگی خوانده شده و مدعی است که فرهنگ، سرانجام، چیزی نیست که مردان و زنان با آن زندگی میکنند. اما در عین حال، نمیتوان از فرهنگ چشمپوشی کرد، هر نبرد سیاسی مهم، از جمله نبردی در پهنه اندیشههاست. کتاب پیش رو نیز به تعبیر نویسندهاش برای ادای سهمی در این مبارزه در یکی از عرصههای اصلی علوم انسانی نوشته شده است.
♦️@seemorghbook
👍4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنانی که کتاب میخوانند
برای جوامع نابرابر و مرد سالار خطرناکند.
زیرا آنها با مطالعه میتوانند
دنیایی بهتر را تصور و برای به
وجود آوردنش مبارزه کنند!
♦️@seemorghbook
برای جوامع نابرابر و مرد سالار خطرناکند.
زیرا آنها با مطالعه میتوانند
دنیایی بهتر را تصور و برای به
وجود آوردنش مبارزه کنند!
♦️@seemorghbook
👍14❤6
🔴یک دانشجوی خاورمیانه ای میگفت: زمان تحصیلم در سوئیس با یکی از اساتید دانشگاهمون رفتیم کافه نزدیک دانشگاه تا قهوه بخوریم؛ حرف از حکومت و اوضاع بد خاورمیانه شد که استادم حرف جالبی زد که همواره توی ذهنم نقش بست.
استادم گفت: فکر نکن برای کشورها قرعه کشی کرده اند و مردم سوئیس به خاطر شانس خوب این حکومت گیرشون اومده و مردم خاورمیانه بد شانس بودن و به این روز افتادند.
بلکه هر ملتی حکومتی که سزاوارش هست رو میسازه و مردم سوئیس شایسته داشتن حکومتی اینچنینی هستن و مردم خاورمیانه هم لیاقتشون بیشتر از اینی که دارند، نیست!
دوستم میگفت: کمی احساس تحقیر کردم، به همین خاطر پرسیدم: ما باید چه کاری انجام دهیم تا تغییر کنیم؟
استاد فنجون قهوه رو از کنار دهانش پایین آورد و لبخندی زد و گفت:
هر سوئیسی در سال ۱۰ کتاب میخواند، تو اگر کسی را از خاورمیانه دیدی، از طرف من بگو چنانچه مردم کشورت سالی یک کتاب بخوانند کشورت تغییر خواهد کرد.
♦️@seemorghbook
استادم گفت: فکر نکن برای کشورها قرعه کشی کرده اند و مردم سوئیس به خاطر شانس خوب این حکومت گیرشون اومده و مردم خاورمیانه بد شانس بودن و به این روز افتادند.
بلکه هر ملتی حکومتی که سزاوارش هست رو میسازه و مردم سوئیس شایسته داشتن حکومتی اینچنینی هستن و مردم خاورمیانه هم لیاقتشون بیشتر از اینی که دارند، نیست!
دوستم میگفت: کمی احساس تحقیر کردم، به همین خاطر پرسیدم: ما باید چه کاری انجام دهیم تا تغییر کنیم؟
استاد فنجون قهوه رو از کنار دهانش پایین آورد و لبخندی زد و گفت:
هر سوئیسی در سال ۱۰ کتاب میخواند، تو اگر کسی را از خاورمیانه دیدی، از طرف من بگو چنانچه مردم کشورت سالی یک کتاب بخوانند کشورت تغییر خواهد کرد.
♦️@seemorghbook
❤36👍16👎1😁1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار هر ثانیه، حالِ تو خوب باشد.
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن!
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن بیواسطه بخند...
تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب میشود، باور کن!
♦️@seemorghbook
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن!
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن بیواسطه بخند...
تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب میشود، باور کن!
♦️@seemorghbook
❤13👍2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
از حاتم پرسیدند:
بخشنده تر از خود دیده ای؟
گفت: آری.
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد،
از طعم جگرش تعریف کردم،
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد.
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم.
گفتند: پس تو بخشنده تری
گفت: نه، چون او هر چه داشت به من داد،
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم ...
♦️@seemorghbook
از حاتم پرسیدند:
بخشنده تر از خود دیده ای؟
گفت: آری.
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد،
از طعم جگرش تعریف کردم،
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد.
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم.
گفتند: پس تو بخشنده تری
گفت: نه، چون او هر چه داشت به من داد،
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم ...
♦️@seemorghbook
👏29❤3
☕️قطعهای از کتاب
جنگ عیاشی با خون است، همچنانکه سیاست عیاشی با منافع عمومی است. همهی چیزهای افراطی با هم برادرند.
📕#چرم_ساغری
✍#انوره_دوبالزاک
♦️@seemorghbook
جنگ عیاشی با خون است، همچنانکه سیاست عیاشی با منافع عمومی است. همهی چیزهای افراطی با هم برادرند.
📕#چرم_ساغری
✍#انوره_دوبالزاک
♦️@seemorghbook
👍9❤4
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
#خیام
♦️@seemorghbook
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
#خیام
♦️@seemorghbook
❤29👍6🍾2
📕#اسرار_مرگ_و_زندگی
✍#کامیل_فلاماریون
روح کلمه ایست به قدمت تاریخ انسان و جوهریست که بیش از هر مسئلۀ دیگر فکر انسان را به خود مشغول داشته است. از قدیم الایام تاکنون از مذاهب گرفته تا فلسفه های پیشرفته و فرهنگ عامه و حتی خرافات دربارۀ روح اظهار نظر کرده اند و ذهن بشر را درگیر مسئله و وجودی نموده اند که به شهادت بزرگترین دانشمندان علوم تجربی خود علم در اواخر قرن بیستم پاسخ جامع و مانعی برای آن ندارد. کامیل فلاماریون روح شناس قرن نوزدهم فرانسه , تحقیقات خود را چنین خلاصه می کند: ۱- روح مانند موجود واقعی وجود دارد و مستقل از بدن است. این پایه عقاید روح گرایان است که قبلا” به آن اشاره کردیم. ۲- دارای قوایی است که هنوز علم آنرا نشناخته است . روح می بیند, می شنود , فکر می کند و با دنیای خاکی در تماس است. اگر فکر کنیم هیچ احساسی ندارد اشتباه است. روح انسان دارای قدرت و اثرات فیزیکی است. ۳- روح از فاصلۀ دور و بدون مداخلۀ حسی از طریق تله پاتیک می تواند عمل کند. ۴- در طبیعت یک عامل روانی فعال و عامل وجود دارد که ماهیت آن بر ما پوشیده است و بالاخره امروز می توان یک چیز دیگر بر آن افزود.
♦️@seemorghbook
✍#کامیل_فلاماریون
روح کلمه ایست به قدمت تاریخ انسان و جوهریست که بیش از هر مسئلۀ دیگر فکر انسان را به خود مشغول داشته است. از قدیم الایام تاکنون از مذاهب گرفته تا فلسفه های پیشرفته و فرهنگ عامه و حتی خرافات دربارۀ روح اظهار نظر کرده اند و ذهن بشر را درگیر مسئله و وجودی نموده اند که به شهادت بزرگترین دانشمندان علوم تجربی خود علم در اواخر قرن بیستم پاسخ جامع و مانعی برای آن ندارد. کامیل فلاماریون روح شناس قرن نوزدهم فرانسه , تحقیقات خود را چنین خلاصه می کند: ۱- روح مانند موجود واقعی وجود دارد و مستقل از بدن است. این پایه عقاید روح گرایان است که قبلا” به آن اشاره کردیم. ۲- دارای قوایی است که هنوز علم آنرا نشناخته است . روح می بیند, می شنود , فکر می کند و با دنیای خاکی در تماس است. اگر فکر کنیم هیچ احساسی ندارد اشتباه است. روح انسان دارای قدرت و اثرات فیزیکی است. ۳- روح از فاصلۀ دور و بدون مداخلۀ حسی از طریق تله پاتیک می تواند عمل کند. ۴- در طبیعت یک عامل روانی فعال و عامل وجود دارد که ماهیت آن بر ما پوشیده است و بالاخره امروز می توان یک چیز دیگر بر آن افزود.
♦️@seemorghbook
❤10🤔3
دزدی مرتبا به دهكده ای ميزد،
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ گفت: ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ،
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ.
ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ.
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ!
ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ...
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ. ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪﺩﺍﺷﺖ! ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ. ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ، ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ، ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ گفت: ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ،
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ.
ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ.
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ!
ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ...
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ. ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می ﺷﺪﻧﺪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪﺩﺍﺷﺖ! ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ. ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ، ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ، ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
👏18❤8👍6