This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا زندگی کنیم
خورشید روزی دو بار طلوع نمیکند
ما هم دوبار به دنیا نمی آییم
هر چه زودتر
به آنچه از زندگی ات باقی مانده بچسب ...
♦️@seemorghbook
خورشید روزی دو بار طلوع نمیکند
ما هم دوبار به دنیا نمی آییم
هر چه زودتر
به آنچه از زندگی ات باقی مانده بچسب ...
♦️@seemorghbook
❤12👎2
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
خدا نکند انسانی از خوب بودنش خسته بشود،
آدمی بشود که مهربانیش هربار نگران و آزرده خاطرش کرده...
چرا که آن وقت است که می ماند بلاتکلیف،
نه بد بودن را بلد است،
و نه توان خوب ماندنش است،
آن وقت است که میگریزد...
هجرت از دنیای آدم ها،
به خلوتی که درونش پوچِ پوچ است.
سکوتی که قالبش تنهایی است،
که خودخواسته نبوده
و لذت بخش نیست...
آدم ها را ، از خوب بودنشان خسته نکنیم.
♦️@seemorghbook
خدا نکند انسانی از خوب بودنش خسته بشود،
آدمی بشود که مهربانیش هربار نگران و آزرده خاطرش کرده...
چرا که آن وقت است که می ماند بلاتکلیف،
نه بد بودن را بلد است،
و نه توان خوب ماندنش است،
آن وقت است که میگریزد...
هجرت از دنیای آدم ها،
به خلوتی که درونش پوچِ پوچ است.
سکوتی که قالبش تنهایی است،
که خودخواسته نبوده
و لذت بخش نیست...
آدم ها را ، از خوب بودنشان خسته نکنیم.
♦️@seemorghbook
❤18👏2
☕️ قطعهای از کتاب
وقتی سر بلند كردم دیدم جایش خالی است ... حساب میزش را در بشقاب گذاشته و رفته بود از صدای "آكاردئون" نوازنده ی نابینای جلوی در احساس می كردم هوا ابری است ...
سرگرداندم ، چند نفر خیره ام شده بودند ..!
نه، دیگر نمی خواستم. هیچ كدام از آن چشم ها را نمی خواستم چشم های كه از معنا تهی بود ؛ فقط مثل شیشه های بدلی برق می زد. هركدام به رنگی مثل چراغ های شهر در شب كه نمی دانی كدام سو مال كدام خانه است ...
كجا عشق می ورزند و كجا آدم می كشند ... .
📕#پیکر_فرهاد
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
وقتی سر بلند كردم دیدم جایش خالی است ... حساب میزش را در بشقاب گذاشته و رفته بود از صدای "آكاردئون" نوازنده ی نابینای جلوی در احساس می كردم هوا ابری است ...
سرگرداندم ، چند نفر خیره ام شده بودند ..!
نه، دیگر نمی خواستم. هیچ كدام از آن چشم ها را نمی خواستم چشم های كه از معنا تهی بود ؛ فقط مثل شیشه های بدلی برق می زد. هركدام به رنگی مثل چراغ های شهر در شب كه نمی دانی كدام سو مال كدام خانه است ...
كجا عشق می ورزند و كجا آدم می كشند ... .
📕#پیکر_فرهاد
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
👍10❤2
کردم از عقل سوالی،
که مگر ایمان چیست؟
عقل بر گوش دلم گفت؛
که ایمان ادب است،
آدمیزاد اگر بی ادب است،آدم نیست،
فرق ما بین بنی آدم و حیوان،
ادب است!
#سعدی
♦️@seemorghbook
که مگر ایمان چیست؟
عقل بر گوش دلم گفت؛
که ایمان ادب است،
آدمیزاد اگر بی ادب است،آدم نیست،
فرق ما بین بنی آدم و حیوان،
ادب است!
#سعدی
♦️@seemorghbook
❤21👏11👍1
📕#در_باب_معیار_ذوق_و_تراژدی
✍#دیوید_هیوم
كتاب حاضر متشكل از دو بخش مجزاست كه بخش نخست به مقاله "در باب معيار ذوق" و بخش ديگر به مقاله "در باب تراژدي" مي پردازد، كه بر گرفته از كتاب "در باب معيار ذوق و مقالات ديگر" هيوم است.
مترجم اين كتاب نيز در مقدمه اي، اين دو مقاله را از جمله مهمترين و مؤثرترين مقاله هاي هيوم در مورد معيار و قواعد هنر و تراژدي مي داند كه نقشي انكار ناپذير در شكل گيري نظريه هاي بعد از هيوم (عصر روشنگري به بعد) دار هستند.
هيوم در مقاله اول اين كتاب در پي يافتن معيار ذوق يا قانوني است كه بر مبناي آن بتواند احساسات مختلف انسانها را سازگار كند.
از نظر هيوم يكي از شرايط لازم براي قضاوت صحيح در مورد اثر هنري، ارتباط تنگاتنگ احساس و عقل است. بر اين اساس عقل و فعاليت آن براي ذوق ضروري است.
همه آثار برجسته محصول رابطه متقابل و تطابق اجزا است و داراي غايتي خاص است كه بر طبق آن تنها به ياري عقل مي توان به تطبيق اجزا و تشخيص غايت نايل شد و قضاوت صحيح در مورد اثر ارائه داد.
هیوم در توضیح ذوق میگوید که آثار بزرگ در طول زمان خود را نشان می دهند و بهترین گزینه برای ارزیابی اثری گذر زمان است.در تراژدی نیز شرح می دهد که چگونه رنج و غم داستان،مخاطب را سر ذوق میاورد،همین نرسیدن قهرمان به مقصود و دانستن اینکه واقعا برای خود مخاطب در زندگی واقعی رخ نمیدهد مخاطب را به وجد میاورد.
♦️@seemorghbook
✍#دیوید_هیوم
كتاب حاضر متشكل از دو بخش مجزاست كه بخش نخست به مقاله "در باب معيار ذوق" و بخش ديگر به مقاله "در باب تراژدي" مي پردازد، كه بر گرفته از كتاب "در باب معيار ذوق و مقالات ديگر" هيوم است.
مترجم اين كتاب نيز در مقدمه اي، اين دو مقاله را از جمله مهمترين و مؤثرترين مقاله هاي هيوم در مورد معيار و قواعد هنر و تراژدي مي داند كه نقشي انكار ناپذير در شكل گيري نظريه هاي بعد از هيوم (عصر روشنگري به بعد) دار هستند.
هيوم در مقاله اول اين كتاب در پي يافتن معيار ذوق يا قانوني است كه بر مبناي آن بتواند احساسات مختلف انسانها را سازگار كند.
از نظر هيوم يكي از شرايط لازم براي قضاوت صحيح در مورد اثر هنري، ارتباط تنگاتنگ احساس و عقل است. بر اين اساس عقل و فعاليت آن براي ذوق ضروري است.
همه آثار برجسته محصول رابطه متقابل و تطابق اجزا است و داراي غايتي خاص است كه بر طبق آن تنها به ياري عقل مي توان به تطبيق اجزا و تشخيص غايت نايل شد و قضاوت صحيح در مورد اثر ارائه داد.
هیوم در توضیح ذوق میگوید که آثار بزرگ در طول زمان خود را نشان می دهند و بهترین گزینه برای ارزیابی اثری گذر زمان است.در تراژدی نیز شرح می دهد که چگونه رنج و غم داستان،مخاطب را سر ذوق میاورد،همین نرسیدن قهرمان به مقصود و دانستن اینکه واقعا برای خود مخاطب در زندگی واقعی رخ نمیدهد مخاطب را به وجد میاورد.
♦️@seemorghbook
👍4
با دين يا بدون دين، انسانهاى خوب كارهاى خوب ميكنند و انسانهاى بد، كارهاى بد…
اما براى اينكه انسان بخواهد با ظاهر خوب كارهاى بد كند، قطعاً به دين نياز دارد…!
#استیون_واینبرگ
♦️@seemorghbook
اما براى اينكه انسان بخواهد با ظاهر خوب كارهاى بد كند، قطعاً به دين نياز دارد…!
#استیون_واینبرگ
♦️@seemorghbook
👍35👏5❤3
فواره چون بلند شود سرنگون شود
گفته اند که خاندان برمک خاندانی ایرانی بودند که در دربار عباسیان نفوذ فراوان داشتند و تعدادی از آنها وزرای خلفای عباسی بودند. جعفر برمکی حتی با هارون الرشید دوستی فوق العاده نزدیک داشت
روزی که به باغی رفته بودند هارون هوس سیب کرد و به جعفر گفت برایم سیب بچین، جعفر دور و بر را نگاه کرد و چیزی که بتواند زیر پایش بگذارد و بالا برود پیدا نکرد
هارون گفت بیا پا روی شانه ی من بذار و بالا برو. جعفر این کار را کرد و سیبی چید و با هارون خوردند و خوششان آمد
هارون به باغبان گفت برای پرورش این باغ قشنگ از من چیزی بخواه
باغبان که از برمکیان بود گفت قربان می خواهم که دست خطی به من بدهید که من از خاندان برمک نیستم!! همه تعجب کردند اما به هر حال هارون این دستخط را به باغبان داد
بعدها هارون از نفوذ برمکیان در حکومتش خیلی ترسید و بر اثر سعایت بعضی از آدمهای حسود دستور قلع و قمع برمکیان را صادر کرد و همه ی آنها را کشتند؛ زمانی که برای کشتن باغبان رفتند باغبان دستخط خلیفه را نشان داد و گفت من برمکی نیستم
این مسئله به گوش هارون رسید و از باغبان پرسید چطور آن روز چنین چیزی را پیش بینی کردی و این دستخط را از من گرفتی؟
باغبان گفت من در این باغ چیزهای مفیدی یاد گرفته ام از جمله این که می بینم وقتی آبفشان را باز می کنم قطرات آب رو به بالا می روند
و وقتی به اوج خودشان می رسند سقوط می کنند و به زمین میفتند
بنابراین وقتی دیدم جعفر پا روی شانه ی شما گذاشت، متوجه شدم که به نقطه ی اوجش رسیده و دیر نیست که سقوط کند
و وقتی هم چیزی سقوط می کند
هر چه بزرگتر باشد خسارت بیشتری وارد می آورد
و فهمیدم که اگر جعفر سقوط کند
ما را هم با خودش به نابودی می کشاند
بنابر این دستخط گرفتم که برمکی نیستم.
♦️@seemorghbook
گفته اند که خاندان برمک خاندانی ایرانی بودند که در دربار عباسیان نفوذ فراوان داشتند و تعدادی از آنها وزرای خلفای عباسی بودند. جعفر برمکی حتی با هارون الرشید دوستی فوق العاده نزدیک داشت
روزی که به باغی رفته بودند هارون هوس سیب کرد و به جعفر گفت برایم سیب بچین، جعفر دور و بر را نگاه کرد و چیزی که بتواند زیر پایش بگذارد و بالا برود پیدا نکرد
هارون گفت بیا پا روی شانه ی من بذار و بالا برو. جعفر این کار را کرد و سیبی چید و با هارون خوردند و خوششان آمد
هارون به باغبان گفت برای پرورش این باغ قشنگ از من چیزی بخواه
باغبان که از برمکیان بود گفت قربان می خواهم که دست خطی به من بدهید که من از خاندان برمک نیستم!! همه تعجب کردند اما به هر حال هارون این دستخط را به باغبان داد
بعدها هارون از نفوذ برمکیان در حکومتش خیلی ترسید و بر اثر سعایت بعضی از آدمهای حسود دستور قلع و قمع برمکیان را صادر کرد و همه ی آنها را کشتند؛ زمانی که برای کشتن باغبان رفتند باغبان دستخط خلیفه را نشان داد و گفت من برمکی نیستم
این مسئله به گوش هارون رسید و از باغبان پرسید چطور آن روز چنین چیزی را پیش بینی کردی و این دستخط را از من گرفتی؟
باغبان گفت من در این باغ چیزهای مفیدی یاد گرفته ام از جمله این که می بینم وقتی آبفشان را باز می کنم قطرات آب رو به بالا می روند
و وقتی به اوج خودشان می رسند سقوط می کنند و به زمین میفتند
بنابراین وقتی دیدم جعفر پا روی شانه ی شما گذاشت، متوجه شدم که به نقطه ی اوجش رسیده و دیر نیست که سقوط کند
و وقتی هم چیزی سقوط می کند
هر چه بزرگتر باشد خسارت بیشتری وارد می آورد
و فهمیدم که اگر جعفر سقوط کند
ما را هم با خودش به نابودی می کشاند
بنابر این دستخط گرفتم که برمکی نیستم.
♦️@seemorghbook
👍26❤5👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیتوانی به عقب برگردی و شروع را عوض کنی، ولی میتوانی از جایی که هستی آغاز کنی و پایان را عوض کنی!
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤15
☕️قطعهای از کتاب
ما فقط از طریق اعمالمان به زندگی معنی نمیبخشیم بلکه از راه دوست داشتن و نهایتاً از طریق رنج هم به زندگی معنی میدهیم. چون انسان در شیوه پذیرفتن رنجهایش تحت قید و بندهایی، باز قادر است ارزشهای انسانی خود را شکوفا کند.
نوع برخورد ما با دشوارها بهدرستی نشان میدهد که ما کی هستیم و این میتواند به ما توانایی بدهد که معنادار زندگی کنیم.
📕#آری_به_زندگی
✍#ویکتور_فرانکل
♦️@seemorghbook
ما فقط از طریق اعمالمان به زندگی معنی نمیبخشیم بلکه از راه دوست داشتن و نهایتاً از طریق رنج هم به زندگی معنی میدهیم. چون انسان در شیوه پذیرفتن رنجهایش تحت قید و بندهایی، باز قادر است ارزشهای انسانی خود را شکوفا کند.
نوع برخورد ما با دشوارها بهدرستی نشان میدهد که ما کی هستیم و این میتواند به ما توانایی بدهد که معنادار زندگی کنیم.
📕#آری_به_زندگی
✍#ویکتور_فرانکل
♦️@seemorghbook
❤9
📕#رمز_داوینچی
✍#دن_براون
رمز داوینچی (یا راز داوینچی یا کُد داوینچی) نام رمانی کارآگاهی و ماجرایی است از نویسندهٔ آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گستردهای در سراسر جهان برخوردار بودهاست و در فاصله چند سال پس از چاپ آن، یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئوئی هم بر اساس آن ساخته شدهاست.
این کتاب قسمت دوم از سهگانهٔ براون است. قسمت اول آن در سال ۲۰۰۰ با نام «فرشتگان و شیاطین» به چاپ رسید. قسمت سوم از سهگانهٔ براون نیز با نام «نماد گمشده» در سال ۲۰۰۹ به چاپ رسید.
در این کتاب (به خصوص در پاورقیهای ترجمه فارسی آن) اطلاعاتی دربارهٔ خدای مؤنث، ادیان پگانی، دین یهودی و دیر صهیون وجود دارد.
این رمان در سال ۲۰۰۳ بازار را تسخیر کرد و فروشش حتی از مجموعه هری پاتر نیز پیشی گرفت. تا می ۲۰۰۶ بیش از ۶۰ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیدهاست و به ۴۴ زبان (از جمله فارسی) ترجمه شدهاست. محبوبیت و شهرت این کتاب به جایی رسید که شرکتهای مسافرتی در سرتاسر دنیا، تورهایی ایجاد کردهاند که حول وقایع این کتاب میگردد و شرکتهایی مثل شرکت «راوینچیز» مسابقاتی با استفاده از مفاهیم کتاب ایجاد کردهاند. در ضمن یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئوئی نیز بر اساس آن ساخته شدهاند.
♦️@seemorghbook
✍#دن_براون
رمز داوینچی (یا راز داوینچی یا کُد داوینچی) نام رمانی کارآگاهی و ماجرایی است از نویسندهٔ آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گستردهای در سراسر جهان برخوردار بودهاست و در فاصله چند سال پس از چاپ آن، یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئوئی هم بر اساس آن ساخته شدهاست.
این کتاب قسمت دوم از سهگانهٔ براون است. قسمت اول آن در سال ۲۰۰۰ با نام «فرشتگان و شیاطین» به چاپ رسید. قسمت سوم از سهگانهٔ براون نیز با نام «نماد گمشده» در سال ۲۰۰۹ به چاپ رسید.
در این کتاب (به خصوص در پاورقیهای ترجمه فارسی آن) اطلاعاتی دربارهٔ خدای مؤنث، ادیان پگانی، دین یهودی و دیر صهیون وجود دارد.
این رمان در سال ۲۰۰۳ بازار را تسخیر کرد و فروشش حتی از مجموعه هری پاتر نیز پیشی گرفت. تا می ۲۰۰۶ بیش از ۶۰ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیدهاست و به ۴۴ زبان (از جمله فارسی) ترجمه شدهاست. محبوبیت و شهرت این کتاب به جایی رسید که شرکتهای مسافرتی در سرتاسر دنیا، تورهایی ایجاد کردهاند که حول وقایع این کتاب میگردد و شرکتهایی مثل شرکت «راوینچیز» مسابقاتی با استفاده از مفاهیم کتاب ایجاد کردهاند. در ضمن یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئوئی نیز بر اساس آن ساخته شدهاند.
♦️@seemorghbook
❤10👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ ارزش صدها بار دیدن را دارد!
علم ثابت کرده که هر کار نیک و بد در همین دنیا به ما برخواهد گشت....مراقب اعمالمون باشیم !
♦️@seemorghbook
علم ثابت کرده که هر کار نیک و بد در همین دنیا به ما برخواهد گشت....مراقب اعمالمون باشیم !
♦️@seemorghbook
❤15👍3👏2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
وقتی میمیریم ما را به اسم صدا نمیکنند
و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند :جنازه کجاست ؟
وبعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست ؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم
بعد از مرگ فراموش ميشه
مدير ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...
پس فروتن و متواضع باشیم...
نه مغرور و متكبر...
پس به چه مینازید؟!
عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!
تا كه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!
بر درِ خانه نوشتند؛ درگذشت
♦️@seemorghbook
وقتی میمیریم ما را به اسم صدا نمیکنند
و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند :جنازه کجاست ؟
وبعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست ؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم
بعد از مرگ فراموش ميشه
مدير ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس...
پس فروتن و متواضع باشیم...
نه مغرور و متكبر...
پس به چه مینازید؟!
عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!
تا كه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!
بر درِ خانه نوشتند؛ درگذشت
♦️@seemorghbook
❤17👍13👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی میخواهیم در خود تغییر ایجاد کنیم
باید سعی کنیم بهترین نسخه خودمان باشیم،
نه یک کپی از بهترین نسخه فردی دیگر!
♦️@seemorghbook
باید سعی کنیم بهترین نسخه خودمان باشیم،
نه یک کپی از بهترین نسخه فردی دیگر!
♦️@seemorghbook
👍17❤5
☕️ قطعه ای از کتاب
راه توسعه چیست؟ این سؤالیست که در دوران معاصر بیش از هر زمان دیگری مطرح شده اما آنچه میخوانید لوازم اساسی توسعه فردی و پیشرفت عمومی یک کشور محسوب میشوند
▪ وطنپرستی : هیچ ملتی به پیشرفت نخواهد رسید مگر آنکه وطن پرستی جزو خصایصش باشد ، دغدغه وطن نداشتن عامل بنیادین عقب ماندگی ملت هاست
▪دوست داشتن آدم ها : کارگری که مردم را دوست داشته باشد پیچ محصول را خوب سفت میکند ، کارمندی که مردم را دوست دارد کار آنها را به فردا موکول نمیکند ، روزنامهنگار مردم دوست هرگز دروغ نمینویسد ، راننده مردم دوست به خودرویی که میخواهد دور بزند راه میدهد و ...
▪ کتاب خوانی : اگر بخواهیم فقط یک فرق عمده بین کشورهای پیشرفته و جهان سوم را نام ببریم میتوانیم بگوییم مردم کشورهای گروه اول مدام کتاب میخوانند و مردمان جهان سوم با کتاب بیگانه اند
▪عقلگرایی : بها دادن به عقل و دوری از تعصب از لوازم پیشرفت ملی و حتی شخصی هستند ، هر چه میشنویم را به محک عقل بگذاریم و از تردید در آنچه میدانیم نهراسیم
▪خود حق پنداری : تا زمانی که هر کدام از ما خود را حق مطلق و دیگران را باطل بدانیم در لاک خودشیفتگی خواهیم ماند و هزاران هزار آفت آن را تحمل خواهیم کرد
▪حذف پیشداوری : قضاوت کردن دیگران و پیشداوری منهدم کنندۀ اعتماد اجتماعیست ، یاد بگیریم که درگیر داوری اعمال و رفتار خودمان باشیم تا قضاوت و پیشداوری درباره دیگران
▪ عبور از غرور : خود را بیش از آنچه هستیم تصور نکنیم ، ما برتر از دیگران نیستیم فقط ممکن است در برخی موضوعات از آنها بهتر باشیم ، اگر این گونه بیندیشیم هیچکس را تحقیر نخواهیم کرد ، چه همکار و همکلاسی و چه ملت های دیگر
▪حذف تنبلی : ملتهایی که کشورهایشان را ساختهاند بی هیچ استثنایی پرکار بودهاند و هستند ، از ژاپن تا آلمان و آمریکا ، ملتهایی که از زیر کار در رفتن را زرنگی میدانند به هیچ جایی نخواهند رسید
▪ مدارا : باید تمرین مدارا کنیم و یاد بگیریم تفاوت سلیقهها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم و از کنار بسیاری از مسائل با لبخند بگذریم
▪ محیط زیست : دوستی با محیط زیست نه شعاری از سر شکم سیری بلکه از الزامات بسیار جدی در مسیر توسعه است . محیط زیست را دوست بداریم و برای حفظ آن واقعاً بکوشیم.
📕#چرا_عقب_مانده_ایم
✍#علی_محمد_ایزدی
♦️@seemorghbook
راه توسعه چیست؟ این سؤالیست که در دوران معاصر بیش از هر زمان دیگری مطرح شده اما آنچه میخوانید لوازم اساسی توسعه فردی و پیشرفت عمومی یک کشور محسوب میشوند
▪ وطنپرستی : هیچ ملتی به پیشرفت نخواهد رسید مگر آنکه وطن پرستی جزو خصایصش باشد ، دغدغه وطن نداشتن عامل بنیادین عقب ماندگی ملت هاست
▪دوست داشتن آدم ها : کارگری که مردم را دوست داشته باشد پیچ محصول را خوب سفت میکند ، کارمندی که مردم را دوست دارد کار آنها را به فردا موکول نمیکند ، روزنامهنگار مردم دوست هرگز دروغ نمینویسد ، راننده مردم دوست به خودرویی که میخواهد دور بزند راه میدهد و ...
▪ کتاب خوانی : اگر بخواهیم فقط یک فرق عمده بین کشورهای پیشرفته و جهان سوم را نام ببریم میتوانیم بگوییم مردم کشورهای گروه اول مدام کتاب میخوانند و مردمان جهان سوم با کتاب بیگانه اند
▪عقلگرایی : بها دادن به عقل و دوری از تعصب از لوازم پیشرفت ملی و حتی شخصی هستند ، هر چه میشنویم را به محک عقل بگذاریم و از تردید در آنچه میدانیم نهراسیم
▪خود حق پنداری : تا زمانی که هر کدام از ما خود را حق مطلق و دیگران را باطل بدانیم در لاک خودشیفتگی خواهیم ماند و هزاران هزار آفت آن را تحمل خواهیم کرد
▪حذف پیشداوری : قضاوت کردن دیگران و پیشداوری منهدم کنندۀ اعتماد اجتماعیست ، یاد بگیریم که درگیر داوری اعمال و رفتار خودمان باشیم تا قضاوت و پیشداوری درباره دیگران
▪ عبور از غرور : خود را بیش از آنچه هستیم تصور نکنیم ، ما برتر از دیگران نیستیم فقط ممکن است در برخی موضوعات از آنها بهتر باشیم ، اگر این گونه بیندیشیم هیچکس را تحقیر نخواهیم کرد ، چه همکار و همکلاسی و چه ملت های دیگر
▪حذف تنبلی : ملتهایی که کشورهایشان را ساختهاند بی هیچ استثنایی پرکار بودهاند و هستند ، از ژاپن تا آلمان و آمریکا ، ملتهایی که از زیر کار در رفتن را زرنگی میدانند به هیچ جایی نخواهند رسید
▪ مدارا : باید تمرین مدارا کنیم و یاد بگیریم تفاوت سلیقهها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم و از کنار بسیاری از مسائل با لبخند بگذریم
▪ محیط زیست : دوستی با محیط زیست نه شعاری از سر شکم سیری بلکه از الزامات بسیار جدی در مسیر توسعه است . محیط زیست را دوست بداریم و برای حفظ آن واقعاً بکوشیم.
📕#چرا_عقب_مانده_ایم
✍#علی_محمد_ایزدی
♦️@seemorghbook
👍9❤7👏3