از اونجایی که جشنهای باستانی ما مردم ایران به طبیعت و به اکتشافات کیهانی گره خوردهاند، حتی اگر پیوندتان با استورههای کهن قطع بشه، باز هم زیبا، معنادار و شگفتانگیزن.
شب یلدا در ادبیات فارسی همیشه به عنوان سیاهی و بلندی بکار رفته، مثلا در این بیت که شاعر ابن حسام خوسفی میگه:
میکند زلف دراز تو به دلهای هزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند.
با در بیت دگر اومده
گفتمش با عارضت زلفت تناسب از چه یافت
گفت ماه روشن است این و شب یلداست آن
به این ترتیب ایرانیان این شب را به خانه بزرگترها میرون و دور هم جمع میشن و میوه و شیرینی میخورن و بین میوهها انار و هندوانه جایگاه خود را دارند، سرخی هندوانه باعث شده که آن را سنبل آتش یعنی خورشید و تابستان در این شب سرد زمستانی در نظر بگیرند.
دیوان حافظ و شاهنامه و از سنبل سفره یلداست. رسم هست که ایرانین شب یلدا شاهنامه بخوانن و فال حافظ بگیرند. ریشه جشن زیاد مهم نیست که خورشید بوده یا آتش! تنها دلیلش همبستگی یکدلی و دور هم بودن انسانها هست.
به قول سعدی
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
چندی پیش شورای عالی فرهنگی! ج اسلامی، نام شب یلدا را در تقویم حذف کرده و روز ترویج میهمانی و پیوند با خوبشان ثبت شد!
شب یلدا یک سنت دیرینه است و تغییر دادن اسمش نادانی محض افرادی هست که از گردش روزگار و از تاریخ چیزی یاد نگرفتن، هیچ کس نمیتواند شب یلدا و نوروز جشن چهارشنبه سوری یا فردوسی و حافظ و خیام و سعدی و یا رقص و آواز موسیقی را از فرهنگ ایرانیان تغییر و یا حذف کند.
مردم ایران همونطور که رسم این شبها را نگه داشتن، اسمش را هم نگه خواهند داشت.
مردم ایران ( آریایان) قبل از مهاجرت به فلات ایران شب یلدا را به عنوان طولانیترین، تاریکترین و سردترین شب سال بوده جشن میگرفتن و آن را به جهانیان صادر کردن چون جشن طبیعت و علم و ریشه نجمومی دارد. شب سختی که انسانها برای تحملش دور هم جمع میشدن و به هم دلگرمی میدادن، شب یلدا بیشتر از اینکه جنبه جشن و پایکوبی داشته باشه، جنبه همبستگی و همدلی داشته، برهه تاریخی که الان درش هستیم برای ما ایرانیها مثل یه شب سرد و سیاه و طولانی میماند که نمیدانیم کی قراره سحر بشه… همونطور که اجداد ما شب سرد طولانی یلدا را با همبستگی و همدلی سپری میکردند، امیدوارم ما هم این برهه سخت تاریخی رو با همدلی و همبستگی سپری کنیم.
به قول فریدون فرخزاد
فرهنگ ما حافظ و فردوسی و سعدی و پاسداشت همه اینها به اسکندر و چنگیز مغول چیره شد، اینها دیگر چیزی نیستن.
♦️@seemorghbook
شب یلدا در ادبیات فارسی همیشه به عنوان سیاهی و بلندی بکار رفته، مثلا در این بیت که شاعر ابن حسام خوسفی میگه:
میکند زلف دراز تو به دلهای هزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند.
با در بیت دگر اومده
گفتمش با عارضت زلفت تناسب از چه یافت
گفت ماه روشن است این و شب یلداست آن
به این ترتیب ایرانیان این شب را به خانه بزرگترها میرون و دور هم جمع میشن و میوه و شیرینی میخورن و بین میوهها انار و هندوانه جایگاه خود را دارند، سرخی هندوانه باعث شده که آن را سنبل آتش یعنی خورشید و تابستان در این شب سرد زمستانی در نظر بگیرند.
دیوان حافظ و شاهنامه و از سنبل سفره یلداست. رسم هست که ایرانین شب یلدا شاهنامه بخوانن و فال حافظ بگیرند. ریشه جشن زیاد مهم نیست که خورشید بوده یا آتش! تنها دلیلش همبستگی یکدلی و دور هم بودن انسانها هست.
به قول سعدی
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
چندی پیش شورای عالی فرهنگی! ج اسلامی، نام شب یلدا را در تقویم حذف کرده و روز ترویج میهمانی و پیوند با خوبشان ثبت شد!
شب یلدا یک سنت دیرینه است و تغییر دادن اسمش نادانی محض افرادی هست که از گردش روزگار و از تاریخ چیزی یاد نگرفتن، هیچ کس نمیتواند شب یلدا و نوروز جشن چهارشنبه سوری یا فردوسی و حافظ و خیام و سعدی و یا رقص و آواز موسیقی را از فرهنگ ایرانیان تغییر و یا حذف کند.
مردم ایران همونطور که رسم این شبها را نگه داشتن، اسمش را هم نگه خواهند داشت.
مردم ایران ( آریایان) قبل از مهاجرت به فلات ایران شب یلدا را به عنوان طولانیترین، تاریکترین و سردترین شب سال بوده جشن میگرفتن و آن را به جهانیان صادر کردن چون جشن طبیعت و علم و ریشه نجمومی دارد. شب سختی که انسانها برای تحملش دور هم جمع میشدن و به هم دلگرمی میدادن، شب یلدا بیشتر از اینکه جنبه جشن و پایکوبی داشته باشه، جنبه همبستگی و همدلی داشته، برهه تاریخی که الان درش هستیم برای ما ایرانیها مثل یه شب سرد و سیاه و طولانی میماند که نمیدانیم کی قراره سحر بشه… همونطور که اجداد ما شب سرد طولانی یلدا را با همبستگی و همدلی سپری میکردند، امیدوارم ما هم این برهه سخت تاریخی رو با همدلی و همبستگی سپری کنیم.
به قول فریدون فرخزاد
فرهنگ ما حافظ و فردوسی و سعدی و پاسداشت همه اینها به اسکندر و چنگیز مغول چیره شد، اینها دیگر چیزی نیستن.
♦️@seemorghbook
❤22😁1
آدمها توی زندگیشان مُدام دنبال چیزهایی میگردند که به مرور یا ناگهان گم کردهاند.
دنبالِ شادیهایشان، آرزوهایشان، دلخوشیها و خندههایشان. امّا گاهی آدمیزاد ساکت میماند و دیگر دنبالِ خوشیهایش نمیگردد. به آن لحظهی تلخ میگویند: صفر مطلق
📘#صفر_مطلق
✍#معصومه_باقری
♦️@seemorghbook
دنبالِ شادیهایشان، آرزوهایشان، دلخوشیها و خندههایشان. امّا گاهی آدمیزاد ساکت میماند و دیگر دنبالِ خوشیهایش نمیگردد. به آن لحظهی تلخ میگویند: صفر مطلق
📘#صفر_مطلق
✍#معصومه_باقری
♦️@seemorghbook
👍3❤1
شب جشن اهورائی مبارک بادتان
شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی است
*
شب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان است
*
شب یلد ا و وصف بی مثالش
خداوندا مخواه ،هرگز زوالش
*
شب یلدا فراتر از همه شب
نبینم هیچ کس افتاده در تب
*
شب یلدا زحزن و غم مبراست
بساط شادمانی ها مهیاست
*
شب یلدا بیا روشن روان شو
به نزد شاعران همزبان شو
*
شب یلدا شب سال است ای دل
مرا در انجمن ، شعراست محمل
*
شب یلدا بلند است و یگانه
نمی گیرد دلم هرگز بهانه
*
شب یلدا کنار دوستان باش
برای ما گلی ازبوستان باش
*
شب یلدا به آجیل و ترانه
بساط میوه ها در کنج خانه
*
شب یلدا ، انار و هندوانه
غذا سبزی پلو، ماهی بهانه
*
شب یلدا کتاب قصه ها باز
تمام کودکان همراه و همساز
*
شب یلدا پدر در خانواده
به مادر هدیه ای با عشق داده
*
شب یلدا برای من همیشه
شبی با برف و یخ از پشت شیشه
*
شب یلدا برای هر خردمند
بود نیکو شبی ، سرشار از پند
علی واشقانی
روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مثل پسته
و عمرتون به بلندای یلدا
و دلتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غمی نباشه واسه همیشه ت
یک سبد عاطفه تقدیم دوستان گلم
قشنگترین دعا برای یلدا:
الهی بشود هر آنچه در دل داری...
یلداتون وفرا رسیدن زمستونتون مبارک❤️🍉
عمرتون وشادیهاتون وخوشیهاتون به صد شب یلدا عزیزان
♦️@seemorghbook
شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی است
*
شب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان است
*
شب یلد ا و وصف بی مثالش
خداوندا مخواه ،هرگز زوالش
*
شب یلدا فراتر از همه شب
نبینم هیچ کس افتاده در تب
*
شب یلدا زحزن و غم مبراست
بساط شادمانی ها مهیاست
*
شب یلدا بیا روشن روان شو
به نزد شاعران همزبان شو
*
شب یلدا شب سال است ای دل
مرا در انجمن ، شعراست محمل
*
شب یلدا بلند است و یگانه
نمی گیرد دلم هرگز بهانه
*
شب یلدا کنار دوستان باش
برای ما گلی ازبوستان باش
*
شب یلدا به آجیل و ترانه
بساط میوه ها در کنج خانه
*
شب یلدا ، انار و هندوانه
غذا سبزی پلو، ماهی بهانه
*
شب یلدا کتاب قصه ها باز
تمام کودکان همراه و همساز
*
شب یلدا پدر در خانواده
به مادر هدیه ای با عشق داده
*
شب یلدا برای من همیشه
شبی با برف و یخ از پشت شیشه
*
شب یلدا برای هر خردمند
بود نیکو شبی ، سرشار از پند
علی واشقانی
روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مثل پسته
و عمرتون به بلندای یلدا
و دلتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غمی نباشه واسه همیشه ت
یک سبد عاطفه تقدیم دوستان گلم
قشنگترین دعا برای یلدا:
الهی بشود هر آنچه در دل داری...
یلداتون وفرا رسیدن زمستونتون مبارک❤️🍉
عمرتون وشادیهاتون وخوشیهاتون به صد شب یلدا عزیزان
♦️@seemorghbook
❤14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از یلدا ، سحرگاهت همایون
طلوع روشنِ راهت همایون
رسید اسب زمستان ، یالش از برف
نخستین روز دی ماهت همایون
♦️@seemorghbook
طلوع روشنِ راهت همایون
رسید اسب زمستان ، یالش از برف
نخستین روز دی ماهت همایون
♦️@seemorghbook
❤10🍾1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱ دی؛ روز میلاد خورشید یا جشن خرم روز (نخستین جشن دی گان) مبارک🌞
روزی که خورشید دوباره بعد از بلندترین شب سال طلوع میکند و باز به دنیا زندگی میبخشد!!!
دی یا دتوشو Daatoshu به معنی دادار و آفریدگار است.در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است.
این روز, روز برابری و برادری و عدالت بشریت بوده است. در این روز تمام مردم، چه شاهان و رعیت همه لباس سادهای به تن میکردند تا همه در نظر یکسان و برابر به نظر برسند. هیچ کس در این روز حق دستور دادن به کسی را نداشته.
یکی از آیین های ویژه «دی گان» این بود که در این روز کارهایی مثل جنگ و خونریزی، شکار در حد کشتن یک مرغ یا گوسفند ممنوع بوده و به شدت از انجام آنها اجتناب میشده است. و در این روز ایرانیان در برابر درخت سرو که به آن به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند می ایستادند و قول می دادند که تا سال بعد دست کم یک نهال سرو دیگر کشت کنند.
♦️@seemorghbook
روزی که خورشید دوباره بعد از بلندترین شب سال طلوع میکند و باز به دنیا زندگی میبخشد!!!
دی یا دتوشو Daatoshu به معنی دادار و آفریدگار است.در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است.
این روز, روز برابری و برادری و عدالت بشریت بوده است. در این روز تمام مردم، چه شاهان و رعیت همه لباس سادهای به تن میکردند تا همه در نظر یکسان و برابر به نظر برسند. هیچ کس در این روز حق دستور دادن به کسی را نداشته.
یکی از آیین های ویژه «دی گان» این بود که در این روز کارهایی مثل جنگ و خونریزی، شکار در حد کشتن یک مرغ یا گوسفند ممنوع بوده و به شدت از انجام آنها اجتناب میشده است. و در این روز ایرانیان در برابر درخت سرو که به آن به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند می ایستادند و قول می دادند که تا سال بعد دست کم یک نهال سرو دیگر کشت کنند.
♦️@seemorghbook
❤9👏3
☕️قطعهای از کتاب
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده میكنند:
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد.
در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
📕#تئوری_انتخاب
✍#ویلیام_گلاسر
♦️@seemorghbook
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده میكنند:
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد.
در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.
افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
📕#تئوری_انتخاب
✍#ویلیام_گلاسر
♦️@seemorghbook
👍5❤4❤🔥1
آزاد انديشان کسانی هستند که تمايل دارند از ذهن خود بدون پيش داوری و بدون ترس از فهميدن چيز هايی که ممکن است با عقايد، باور ها و يا رسومشان جور نباشد، استفاده کنند. اين حالت، در همه انسان ها مشترک نيست ولي برای صحيح انديشيدن لازم است. در صورتي که آزاد انديشی وجود نداشته باشد، بحث کردن بی فايده خواهد بود.
#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
👍9👏2
📕#جنسیت_و_روان_شناسی_اجتماعی
✍#ویون_بار
در آغاز کتاب به تاثیر نفوذ جنسیت در زندگی افراد، نیز به برخی نابرابریهای اساسی میان زن و مرد اشاره شده است. نویسنده معتقد است که برای تغییر و زدودن این نابرابری، لازم است رابطه بین فرایندهای روان شناختی جنسیتی و قانونمندیهای اجتماعی جنسیتی را آزمود. در بخش نخست، همچنین شماری از نظریههای زنگرایی معرفی شده است. تفاوتهای جنسی در شخصیت، "جنسیت، آموزش و پرورش"، "جنسیت، و کار و خانواده"، "طبقهبندی جنسیت در رسانههای جمعی و اشکال فرهنگی" و "جنسیت پژوهش روان شناختی" مباحث اصلی این کتاب به شمار میآیند.
♦️ @seemorghbook
✍#ویون_بار
در آغاز کتاب به تاثیر نفوذ جنسیت در زندگی افراد، نیز به برخی نابرابریهای اساسی میان زن و مرد اشاره شده است. نویسنده معتقد است که برای تغییر و زدودن این نابرابری، لازم است رابطه بین فرایندهای روان شناختی جنسیتی و قانونمندیهای اجتماعی جنسیتی را آزمود. در بخش نخست، همچنین شماری از نظریههای زنگرایی معرفی شده است. تفاوتهای جنسی در شخصیت، "جنسیت، آموزش و پرورش"، "جنسیت، و کار و خانواده"، "طبقهبندی جنسیت در رسانههای جمعی و اشکال فرهنگی" و "جنسیت پژوهش روان شناختی" مباحث اصلی این کتاب به شمار میآیند.
♦️ @seemorghbook
❤6
ما با خواستهها مشکلی نداریم. هرکس میتواند خواستهای داشته باشد و آن را طلب کند و راهی پیدا کند که به خواستهاش برسد. اشکالی ندارد که التماس کنیم، به استدلالهای مختلف متوسل شویم و حتی تا اندازهای گریه و زاری کنیم تا به خواستهمان برسیم، به شرطی که جواب منفی محکم را بپذیریم. شاید پذیرفتن جواب نه، چندان ساده نباشد و طرف ما تا مدتی ناراحت و خشمگین شود، امّا اگر این ارتباط ادامه داشته باشد، توفان آرام میگیرد و ما سعی میکنیم از طریق مذاکره و یا مصالحه راهحلی بیابیم.
📕#باج_گیری_عاطفی
✍#سوزان_فوروارد
♦️@seemorghbook
📕#باج_گیری_عاطفی
✍#سوزان_فوروارد
♦️@seemorghbook
👍8❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرقی نمیکنه کی زودتر به مقصد و هدفش میرسه
مهم اینه که تو مسیر رسیدن تو چقدر خوش گذروندی
چقدر با دوستات زدی زیر آواز
چقدر تا نصف شب بیدار موندیو از آرامش شب لذت بردی
چندتا از اون خنده های پرشیطنتت رو تحویل لنز دوربین دادی
چقدر با یه آهنگ حال کردی...
و چقدر...
مهم اینه از مسیر لذت ببری!
♦️@seemorghbook
مهم اینه که تو مسیر رسیدن تو چقدر خوش گذروندی
چقدر با دوستات زدی زیر آواز
چقدر تا نصف شب بیدار موندیو از آرامش شب لذت بردی
چندتا از اون خنده های پرشیطنتت رو تحویل لنز دوربین دادی
چقدر با یه آهنگ حال کردی...
و چقدر...
مهم اینه از مسیر لذت ببری!
♦️@seemorghbook
❤8👍2
کتیبهای فوقالعاده مهم اما کمتر شناخته شده از کوروش بزرگ
متن کتیبه:
"کوروش، پادشاه جهان ، پادشاه انشان، پسر کمبوجیه. خدایان بزرگ همه زمینها را به دست من تحویل دادند و من، این سرزمین را در آرامش و صلح قرار دادم"
قدمت: بیش از ۲۵۰۰ سال
سال کشف: ۱۹۲۳ میلادی
محل کشف: شهر باستانی اور، عراق کنونی
محل نگهداری: موزهی بریتانیا
♦️@seemorghbook
متن کتیبه:
"کوروش، پادشاه جهان ، پادشاه انشان، پسر کمبوجیه. خدایان بزرگ همه زمینها را به دست من تحویل دادند و من، این سرزمین را در آرامش و صلح قرار دادم"
قدمت: بیش از ۲۵۰۰ سال
سال کشف: ۱۹۲۳ میلادی
محل کشف: شهر باستانی اور، عراق کنونی
محل نگهداری: موزهی بریتانیا
♦️@seemorghbook
❤12👏1
☕️ قطعهای از کتاب
نوشتن یک جمله، برپاکردن یک کلیسا، بهتصویر کشیدن گل سرخها، ساختن یک نغمه از پیوند نتها، همه با بیتابی است که بهدست میآید. این بیتابی است که منجر به شکوه آثار هنری میشود و از سرِّ نبودشان پرده برمیدارد.
عشق راستین، نه دربند کلمات است، نه سنگها، نه رنگها و نه نتها. عشق راستین، جز سکوت و صبوری، چیزی نمیداند. مثل وقتی که ما پیش از موعد، سر قرار میرسیم.
📕 #تصویری_از_من_کنار_رادیاتور
✍ #کریستین_بوبن
♦️@seemorghbook
نوشتن یک جمله، برپاکردن یک کلیسا، بهتصویر کشیدن گل سرخها، ساختن یک نغمه از پیوند نتها، همه با بیتابی است که بهدست میآید. این بیتابی است که منجر به شکوه آثار هنری میشود و از سرِّ نبودشان پرده برمیدارد.
عشق راستین، نه دربند کلمات است، نه سنگها، نه رنگها و نه نتها. عشق راستین، جز سکوت و صبوری، چیزی نمیداند. مثل وقتی که ما پیش از موعد، سر قرار میرسیم.
📕 #تصویری_از_من_کنار_رادیاتور
✍ #کریستین_بوبن
♦️@seemorghbook
👍8
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
ﻳﺎﺩِ ﺁﻥ ﺭﻭﺯی ﮐﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ "ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ" ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺩﻓﺘﺮِ ﺧﻂ ﺧﻮﺭﺩهٔ ﻣﺸﻖِ ﺍﻟﻔﺒﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﮐﻔشهایی ﻭﺻﻠﻪﺩﺍﺭ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺷﺎﻳﺪ گِلی
ﻳﮏ ﺩﻝ ﺍﻣﺎ بیﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﺜﻞِ ﺩﺭﻳﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺻﺒﺢ ﻣﻴﺸﺪ ﻋﻄﺮِ ﻧﺎﻥِ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﭼﺎی ﻭ ﭘﻨﻴﺮ
ﺳﻔﺮﻩﺍی ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺳﺎﺩﻩ، ﺩﻟﺨﻮشیﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺯﻧﺪگی ﻳﮏ ﺩﻩ ﺭﻳﺎلی ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖِ ﭘﺪﺭ
ﭘﻮﻝِ ﺗﻮ جیبی ﮐﻪ ﻧﻪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺑﻮﺳﻪی ﭘُﺮ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﻗﺖِ ﺭﻓﺘﻦﻫﺎﻳﻤﺎﻥ
ﺭﺍﻩِ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻏﻮﻏﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ...
♦️@seemorghbook
ﻳﺎﺩِ ﺁﻥ ﺭﻭﺯی ﮐﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ "ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ" ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺩﻓﺘﺮِ ﺧﻂ ﺧﻮﺭﺩهٔ ﻣﺸﻖِ ﺍﻟﻔﺒﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﮐﻔشهایی ﻭﺻﻠﻪﺩﺍﺭ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺷﺎﻳﺪ گِلی
ﻳﮏ ﺩﻝ ﺍﻣﺎ بیﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﺜﻞِ ﺩﺭﻳﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺻﺒﺢ ﻣﻴﺸﺪ ﻋﻄﺮِ ﻧﺎﻥِ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﭼﺎی ﻭ ﭘﻨﻴﺮ
ﺳﻔﺮﻩﺍی ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺳﺎﺩﻩ، ﺩﻟﺨﻮشیﻫﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺯﻧﺪگی ﻳﮏ ﺩﻩ ﺭﻳﺎلی ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖِ ﭘﺪﺭ
ﭘﻮﻝِ ﺗﻮ جیبی ﮐﻪ ﻧﻪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ
ﺑﻮﺳﻪی ﭘُﺮ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﻗﺖِ ﺭﻓﺘﻦﻫﺎﻳﻤﺎﻥ
ﺭﺍﻩِ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻏﻮﻏﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ...
♦️@seemorghbook
👍18❤8😢3🔥1🤔1
📕#ساندویچ_ژامبون
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب ساندویچ ژامبون، داستان بلند و جذابی است سرشار از طنز اما در پس طنز، آثار چارلز بوکوفسکی به دغدغهها و دردهای جوامع صنعتی و مدرنی میپردازد که به مرور زمان از روابط انسانی، عشق و عاطفه، مهرورزی و انسانیت تهی میشوند و روابط مکانیکی، سودجویی و بالا رفتن از مراتب اجتماعی به هر قیمتی جایگزین روابط انسانی میشود.
رمان ساندویچ ژامبون (Ham On Ray) یک شبه اتوبیوگرافی است عدهای معتقدند بوکوفسکی با این عنوان به زندگی خودش اشاره دارد که مانند تکه گوشتی میان دو نان گیر افتاده. در واقع این کتاب طنزی سیاه و تلخ است که در پس ظاهر خندهدار خود میتواند اشک به چشم خواننده بیاورد.
در این اثر شاهد سرنوشت پسر بچهای میباشیم که داخل محلههای فقیرنشین و تهیدست شهر دوران بحرانهای اقتصادی و جنگ با سختیها درگیر خواهد بود. پدر و مادرش دلشان میخواهد که او بهجایی برسد، پدرش میخواهد او مهندس شود ولی هیچ زمان رفتار خوبی با او نداشتهاند. پدرش به طور مرتب و پشت سر هم کتکش میزند.
این پسر که هنری چیناسکی نام دارد (نامی که بوکوفسکی برای خودش در کتابها برگزیده است.) تلاش مینماید بزرگ و خشن شود و اعتبار کسب کند. داخل مدرسه به سبب قیافه زشت و جوشهای ناجورش شانس بسیاری نداشته و درس نمیخواند.
مثل تمام کارهای چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski) در طول کتاب طنز تلخ جلب نظر میکند. البته کمتر پیش میآید جایی این طنز بتواند شما را بخنداند، چرا که درگیریهای زندگی هنری آنقدر زیاد و سخت است که بیشترخواننده مشغول دلسوزی و همدردی میشود و کمتر فرصت میکند چیز دیگری حس کند. چارلز بوکوفسکی کتاب خود را «به همه پدرها» تقدیم کرده ولی در همان ابتدای کتاب میتوان به طعنهآمیز بودن کارش پی برد.
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب ساندویچ ژامبون، داستان بلند و جذابی است سرشار از طنز اما در پس طنز، آثار چارلز بوکوفسکی به دغدغهها و دردهای جوامع صنعتی و مدرنی میپردازد که به مرور زمان از روابط انسانی، عشق و عاطفه، مهرورزی و انسانیت تهی میشوند و روابط مکانیکی، سودجویی و بالا رفتن از مراتب اجتماعی به هر قیمتی جایگزین روابط انسانی میشود.
رمان ساندویچ ژامبون (Ham On Ray) یک شبه اتوبیوگرافی است عدهای معتقدند بوکوفسکی با این عنوان به زندگی خودش اشاره دارد که مانند تکه گوشتی میان دو نان گیر افتاده. در واقع این کتاب طنزی سیاه و تلخ است که در پس ظاهر خندهدار خود میتواند اشک به چشم خواننده بیاورد.
در این اثر شاهد سرنوشت پسر بچهای میباشیم که داخل محلههای فقیرنشین و تهیدست شهر دوران بحرانهای اقتصادی و جنگ با سختیها درگیر خواهد بود. پدر و مادرش دلشان میخواهد که او بهجایی برسد، پدرش میخواهد او مهندس شود ولی هیچ زمان رفتار خوبی با او نداشتهاند. پدرش به طور مرتب و پشت سر هم کتکش میزند.
این پسر که هنری چیناسکی نام دارد (نامی که بوکوفسکی برای خودش در کتابها برگزیده است.) تلاش مینماید بزرگ و خشن شود و اعتبار کسب کند. داخل مدرسه به سبب قیافه زشت و جوشهای ناجورش شانس بسیاری نداشته و درس نمیخواند.
مثل تمام کارهای چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski) در طول کتاب طنز تلخ جلب نظر میکند. البته کمتر پیش میآید جایی این طنز بتواند شما را بخنداند، چرا که درگیریهای زندگی هنری آنقدر زیاد و سخت است که بیشترخواننده مشغول دلسوزی و همدردی میشود و کمتر فرصت میکند چیز دیگری حس کند. چارلز بوکوفسکی کتاب خود را «به همه پدرها» تقدیم کرده ولی در همان ابتدای کتاب میتوان به طعنهآمیز بودن کارش پی برد.
♦️@seemorghbook
❤10👍9
«غروب از راه رسید. مردگان، آرام، پهلوبهپهلو میشدند؛ مردگانی که لایههای خاک آنها را در بر گرفته و حرکت آرام چرخِ روزگار، از سر لطفشان بود، در صلح و آرامش، با کسوف و خسوف و سیارکها و نواختران غبارآلود همراه بودند. استخوانهایشان در همآغوشی با خاک بهرنگ قهوهای درآمده و مغز استخوانهای محبوسشان به سنگهای شکننده تبدیل شده بود. ریشههای درختان انگشتانشان را به بند کشیده بودند و با توتانخامن، پادشاه مصر باستان، و آگامِمنون رهبر یونانیان در جنگ تروی، و نیز سرچشمهٔ حیات آدمی و آنانی که در آینده چشمشان به جهان گشوده خواهد شد، همدل و همنوا شده بودند...»
📘#نگهبان_باغ
✍#کورمک_مک_کارتی
♦️@seemorghbook
📘#نگهبان_باغ
✍#کورمک_مک_کارتی
♦️@seemorghbook
👍8❤3