☕️ قطعه ای از کتاب
آدم در تنهایی است که میپوسد و پوک میشود و خودش هم حالیش نیست. میدانی؟ تنهایی مثل ته کفش میماند، یکباره نگاه میکنی میبینی سوراخ شده. یکباره میفهمی که یک چیزی دیگر نیست. بیشتر آدمهای دنیا در هر شغلی که باشند از خودشان هرگز نمی پرسند چرا چنین شغلی دارند. چیزهای دیگری هم هست که آدم دنبال دلیلش نمیگردد. یکیش مثل تنهایی است. خیلیها فکر میکنند که سلامتی بزرگترین نعمت است، ولی سخت دراشتباهند، وقتی سالم باشی و در تنهایی دست و پا بزنی ، آنی مریض میشوی، بدترین نحوست ها میآید سراغت ، غم از در و دیوارت می بارد، کپک میزنی، کاش مریض باشی ولی تنها نباشی ...
📕 #تماما_مخصوص
✍ #عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
آدم در تنهایی است که میپوسد و پوک میشود و خودش هم حالیش نیست. میدانی؟ تنهایی مثل ته کفش میماند، یکباره نگاه میکنی میبینی سوراخ شده. یکباره میفهمی که یک چیزی دیگر نیست. بیشتر آدمهای دنیا در هر شغلی که باشند از خودشان هرگز نمی پرسند چرا چنین شغلی دارند. چیزهای دیگری هم هست که آدم دنبال دلیلش نمیگردد. یکیش مثل تنهایی است. خیلیها فکر میکنند که سلامتی بزرگترین نعمت است، ولی سخت دراشتباهند، وقتی سالم باشی و در تنهایی دست و پا بزنی ، آنی مریض میشوی، بدترین نحوست ها میآید سراغت ، غم از در و دیوارت می بارد، کپک میزنی، کاش مریض باشی ولی تنها نباشی ...
📕 #تماما_مخصوص
✍ #عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
☕ قطعهای از کتاب
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻪ ﮐﻨﺞ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﺑﻪ ﮐﺘﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍﺵ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﭘﻨﺠﻪ ﺯﻫﺮﺁﻟﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﮐﻪ حتی ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯼ، ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻧﺎﺳﻮﺭﺵ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺭﻭﯼ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺯﻭﺭﻣﻨﺪ ﺍﺯ ﻭﺣﺸﯽ ﮔﺮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺘﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﺸﯽ، ﮐﺸﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ....!!
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻪ ﮐﻨﺞ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﺑﻪ ﮐﺘﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍﺵ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﭘﻨﺠﻪ ﺯﻫﺮﺁﻟﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﮐﻪ حتی ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯼ، ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻧﺎﺳﻮﺭﺵ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺭﻭﯼ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺯﻭﺭﻣﻨﺪ ﺍﺯ ﻭﺣﺸﯽ ﮔﺮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺘﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﺸﯽ، ﮐﺸﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ....!!
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
👍20
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
تماما مخصوص که آخرین کتاب عباس معروفی است، داستان زندگی “عباس ایرانی”، روزنامه نگاری تبعیدی است که بعد از آشفتگی های سیاسی دهه شصت مجبور به فرا ر از ایران و مهاجرت به آلمان می شود. راوی کتاب خود عباس ایرانی و پررنگترین شخصیت داستان هم خود اوست.اما اصل داستان رمان تماما مخصوص مربوط به زمانی می شود که عباس ایرانی در یک هتل به عنوان مدیر شبانه شروع به کار می کند و می توان کتاب را به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که شامل زندگی عباس ایرانی در آلمان / خاطرات گذشتهاش در ایران و مهاجرتش / زندگی عاشقانه و خیالات و رویاهایش میشود.بخشی که شامل قسمت های پایانی داستان و روایت سفر عباس ایرانی به قطب شمال می شود.
♦️@seemorghbook
✍#عباس_معروفی
تماما مخصوص که آخرین کتاب عباس معروفی است، داستان زندگی “عباس ایرانی”، روزنامه نگاری تبعیدی است که بعد از آشفتگی های سیاسی دهه شصت مجبور به فرا ر از ایران و مهاجرت به آلمان می شود. راوی کتاب خود عباس ایرانی و پررنگترین شخصیت داستان هم خود اوست.اما اصل داستان رمان تماما مخصوص مربوط به زمانی می شود که عباس ایرانی در یک هتل به عنوان مدیر شبانه شروع به کار می کند و می توان کتاب را به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که شامل زندگی عباس ایرانی در آلمان / خاطرات گذشتهاش در ایران و مهاجرتش / زندگی عاشقانه و خیالات و رویاهایش میشود.بخشی که شامل قسمت های پایانی داستان و روایت سفر عباس ایرانی به قطب شمال می شود.
♦️@seemorghbook
👍12
☕ قطعهای از کتاب
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻪ ﮐﻨﺞ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﺑﻪ ﮐﺘﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍﺵ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﭘﻨﺠﻪ ﺯﻫﺮﺁﻟﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﮐﻪ حتی ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯼ، ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻧﺎﺳﻮﺭﺵ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺭﻭﯼ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺯﻭﺭﻣﻨﺪ ﺍﺯ ﻭﺣﺸﯽ ﮔﺮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺘﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﺸﯽ، ﮐﺸﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ....!!
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻪ ﮐﻨﺞ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﺑﻪ ﮐﺘﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍﺵ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﭘﻨﺠﻪ ﺯﻫﺮﺁﻟﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﮐﻪ حتی ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯼ، ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻧﺎﺳﻮﺭﺵ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺭﻭﯼ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺯﻭﺭﻣﻨﺪ ﺍﺯ ﻭﺣﺸﯽ ﮔﺮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺘﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﺸﯽ، ﮐﺸﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ....!!
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
👍16
☕️قطعهای از کتاب
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
👍16
☕️قطعهای از کتاب
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
👍15👏3
☕️قطعهای از کتاب
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕#تماما_مخصوص
✍#عباس_معروفی
♦️@seemorghbook
🔥11👍9❤4