☕️قطعهای از کتاب
آغاز زندگی چه بسیار با پایان آن تفاوت دارد. یکی مملو از آرزوهای دروغین و سرشار از لذت جسمانی، و دیگری میوهی فرسایش و فساد کالبد و بوی مرگ.
زندگی، تا آن جا که به خوشبختی و لذت مربوط میشود، راهی است دو بخشی؛ اول خوشیها، رویاهای کودکی و سرور جوانی، و دوم ناخوشیها، زحمات میانسالی، رنج و ضعف مداوم کهنسالی، و در آخر سکرات موت و پنجه در افکندن با مرگ.
آیا همهی اینها احساسی جز آن به دست میدهند که زندگی جز یک اشتباه دیگر هیچ نیست، نتیجهی خبطی اندک اندک هویدا میگردد؟
عاقلانهترین کار این است که زندگی را چون پنداری بیهوده، چون یک فریب بنگریم؛ افسانهای که بس واقعی مینماید.
📕#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍ #آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
آغاز زندگی چه بسیار با پایان آن تفاوت دارد. یکی مملو از آرزوهای دروغین و سرشار از لذت جسمانی، و دیگری میوهی فرسایش و فساد کالبد و بوی مرگ.
زندگی، تا آن جا که به خوشبختی و لذت مربوط میشود، راهی است دو بخشی؛ اول خوشیها، رویاهای کودکی و سرور جوانی، و دوم ناخوشیها، زحمات میانسالی، رنج و ضعف مداوم کهنسالی، و در آخر سکرات موت و پنجه در افکندن با مرگ.
آیا همهی اینها احساسی جز آن به دست میدهند که زندگی جز یک اشتباه دیگر هیچ نیست، نتیجهی خبطی اندک اندک هویدا میگردد؟
عاقلانهترین کار این است که زندگی را چون پنداری بیهوده، چون یک فریب بنگریم؛ افسانهای که بس واقعی مینماید.
📕#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍ #آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
👍9🔥3
☕️قطعهای از کتاب
تعجب نمیکنم از اینکه میبینم برخی مردم وقتی خود را تنها مییابند ملول و کسل میشوند؛ زیرا وقتی با خود تنها هستند نمیتوانند بخندند. پس آیا باید خندیدن را علامتی برای دیگران بدانیم - یک نشان محض، همچون یک کلمه؟ چیزی که باعث میشود مردم خندیدن در تنهایی را زادهی خیال، و آنطور که در «تئوفراستوس» آمده، عمدتاً حمل بر کودنی کنند. حیوانات فروتر هرگز نمیخندند، چه بهتنهایی و چه در میان گله. روزی مایسونِ مردمگریز با خود میخندید. یکی از این مردم او را دید و متعجب شد. پرسید: برای چه میخندی؟ کسی که نزد تو نیست. مایسون گفت: دقیقاً به همین دلیل است که میخندم.
📕#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
تعجب نمیکنم از اینکه میبینم برخی مردم وقتی خود را تنها مییابند ملول و کسل میشوند؛ زیرا وقتی با خود تنها هستند نمیتوانند بخندند. پس آیا باید خندیدن را علامتی برای دیگران بدانیم - یک نشان محض، همچون یک کلمه؟ چیزی که باعث میشود مردم خندیدن در تنهایی را زادهی خیال، و آنطور که در «تئوفراستوس» آمده، عمدتاً حمل بر کودنی کنند. حیوانات فروتر هرگز نمیخندند، چه بهتنهایی و چه در میان گله. روزی مایسونِ مردمگریز با خود میخندید. یکی از این مردم او را دید و متعجب شد. پرسید: برای چه میخندی؟ کسی که نزد تو نیست. مایسون گفت: دقیقاً به همین دلیل است که میخندم.
📕#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
👍17😁3❤1
اکثر مردم هنگامی که به پایانِ کار میرسند و نظری بر گذشته میافکنند، درمییابنند که سرتاسرِ زندگی را چون چیزی گذرا زیستهاند و با حیرت مشاهده میکنند که آنچه بیاعتنا از کنارش گذشتهاند و لذّتی از آن نبردهاند، همان زندگیشان بوده است؛ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کردهاند. انسان فریاد بر میآورد که امید و آرزو او را فریفتهاند تا اینکه عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید! آه چه مخلوق حریصِ سیری ناپذیری است این انسان!
📘#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍ #آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
📘#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍ #آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
👍8👏2❤1
☕️قطعهای از کتاب
تعجب نمیکنم از اینکه میبینم برخی مردم وقتی خود را تنها مییابند ملول و کسل میشوند؛ زیرا وقتی با خود تنها هستند نمیتوانند بخندند. پس آیا باید خندیدن را علامتی برای دیگران بدانیم - یک نشان محض، همچون یک کلمه؟ چیزی که باعث میشود مردم خندیدن در تنهایی را زادهی خیال، و آنطور که در «تئوفراستوس» آمده، عمدتاً حمل بر کودنی کنند. حیوانات فروتر هرگز نمیخندند، چه بهتنهایی و چه در میان گله. روزی مایسونِ مردمگریز با خود میخندید. یکی از این مردم او را دید و متعجب شد. پرسید: برای چه میخندی؟ کسی که نزد تو نیست. مایسون گفت: دقیقاً به همین دلیل است که میخندم.
📕#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍#آرتور_شوپهناور
♦️@seemorghbook
تعجب نمیکنم از اینکه میبینم برخی مردم وقتی خود را تنها مییابند ملول و کسل میشوند؛ زیرا وقتی با خود تنها هستند نمیتوانند بخندند. پس آیا باید خندیدن را علامتی برای دیگران بدانیم - یک نشان محض، همچون یک کلمه؟ چیزی که باعث میشود مردم خندیدن در تنهایی را زادهی خیال، و آنطور که در «تئوفراستوس» آمده، عمدتاً حمل بر کودنی کنند. حیوانات فروتر هرگز نمیخندند، چه بهتنهایی و چه در میان گله. روزی مایسونِ مردمگریز با خود میخندید. یکی از این مردم او را دید و متعجب شد. پرسید: برای چه میخندی؟ کسی که نزد تو نیست. مایسون گفت: دقیقاً به همین دلیل است که میخندم.
📕#جهان_و_تاملات_فیلسوف
✍#آرتور_شوپهناور
♦️@seemorghbook
👍15