کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.37K files
472 links
Download Telegram
به چهره‌ها و راه‌ها
چنان نگاه می‌کنم
که کور می‌شوم
چه مدّتی‌ست دلبرا،
ندیده‌ام تو را؟

#رضا_براهنی
@seemorghbook
📕#رازهای_سرزمین_من

#رضا_براهنی

رضا براهنی را بزرگترین منتقد ادبی ایران می‌دانند. او در دهه چهل همراه با دیگر نویسندگان و شاعران در مجلات ادبی می‌نوشت و بواسطه نقدها و نظریاتی که درباره شعر و ادبیات مطرح کرد، جایگاه خود را به عنوان نظریه‌پرداز و منتقدی برجسته در ایران تثبیت نمود. 
او پس از مهاجرت از ایران نیز به کار نوشتن و سرودن ادامه داد. یکی از مهم‌ترین آثار براهنی همین رمان «رازهای سرزمین من» است که در داستانی پرکشش و سرشار از شخصیت‌هایی که دوران گذار ایران را به انقلاب سال 57 نمایندگی می‌کنند، روایتی از سقوط رژیم پهلوی و شور و خروش جامعه ایران در آن دوران به دست داده است.

♦️@seemorghbook
👍15👎4
📕#روزگار_دوزخی_آقای_ایاز(ممنوعه)

#رضا_براهنی

رمان روزگار دوزخی آقای ایاز در سال های پایانی دهه ۱۳۴۰ به قلم رضا براهنی نوشته شده است، کتاب از همان دهه درگیر سانسور شد. این رمان به نقد ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه روزگار خود پرداخته است. داستان با جمله‌ی «گفت: اره را بیار بالا» آغاز می شود،(با توصیف مثله کردن شخصی به نام منصور به دست سلطان محمود و غلامش ایاز) براهنی به جزئیات اره کردن اعضای بدن او در مقابل جمعیت زیادی از مردم که به تماشا آمده اند، می پردازد.

راوی داستان(ایاز) در خلال داستان گریزی به زندگی شخصی خود، افراد خانواده و نزدیکانش و حتی چگونگی ورود به کاخ سلطان محمود می‌زند. او پس از ورود به کاخ، متوجه می‌شود پدرش کشته شده و برادرش صمد از دست ماموران حکومتی فراری است و سرنوشتش نامعلوم است و دو برادر دیگر او هم سرنوشتی چون صمد دارند. در کاخ به طور پنهانی عاشق دختری به نام کیمیا می‌شود، اما کیمیا باردار است و از دست عموی سلطان محمود مجبور به فرار می‌شود.

به ایاز خبر می‌آورند که برادرانش(منصور و یوسف) به دنبال صمد هستند او به آن‌ها می‌پیوندد و جنازه صمد را در کنار رودی می‌یابند و او را دفن می‌کنند. بعد از این ماجراها، ایاز متوجه تفاوت خود و برادرانش می‌شود و به این نتیجه می‌رسد که نمی‌تواند بیرون از کاخ زندگی کند و به زندگی کنار سلطان محمود باز می‌گردد.

♦️@seemorghbook
👍13👎1
📕#طلا_در_مس

#رضا_براهنی

طلا در مس نوشته رضا براهنی در فاصله سال‌های 1339و 1344نوشته شده و نویسنده درباره این کتاب تصریح می‌کند" : طلا در مس با عصر خود، در کنار عصر خود، در میان حرکات و سکنات عصر خود نوشته شده، و به همین دلیل، انگار در ذات و در هستی آن عصر بود که طلا در مس نوشته شد .رشد آن متناسب با رشد آثار شعری عصر خود بوده است .طلا در مس تذکره الشعرا هم نیست، تاریخ زندگی آدم‌ها، افکار و عقاید را نمی‌دهد، بلکه به ساختارهای آثار و تفکر آفرینندگان آن‌ها می‌پردازد ".پاره‌ای از مباحث کتاب بدین‌قرار است : شعر و اشیا"، "تصویر چیست؟"، "خلاقیت، تجربه و مسئولیت شاعرانه"، "طلا در مسل (تحقیقی در تشابهات بین مولوی، سوررئالیسم، رمبو، و فروید)، "نقد تحلیلی شعر امرو"، "فرم چیست؟"، "ادبیات رسمی و ادبیات غیر رسمی"، "زن و مرد در شعر فارسی "و "ادبیات پدرسالار و ادبیات مادر سالار .


♦️@seemorghbook
👍12👎3
و بعد کسی نبود در خوابش
مغزش
ویرانه‌ی شهرهای شرقی بود
چون بلخ و چو نیشابور
یا ری
مغزش
ویرانه‌ی شهرهای شرقی بود.

#رضا_براهنی

♦️@seemorghbook
👍8👎32
📕#آزاده_خانم_نویسنده‌اش ( آشویتس خصوصی دکتر شریفی)

#رضا_براهنی

آزاده خانم و نویسنده‌اش با عنوان فرعی آشویتس خصوصی دکتر شریفی روایت پست مدرن زندگی نویسنده‌ای به نام دکتر مجید شریفی و زنی به نام آزاده خانم است. آزاده خانم، در این داستان چهره‌های گوناگونی پیدا می‌کند و به صورت کهن الگویی از زن شرقی عرضه می‌شود. او گاهی به صورت زنی در یک صد سال قبل از هجرت، ظاهر می‌شود و گاه صورت زن اثیری بوف کور یا قهرمان داستان شب‌های روشن داستایفسکی را به خود می‌گیرد. او زنی است که راوی، هم به آن دلبسته است و هم از آن می‌گریزد. محور اصلی وقایع این کتاب اتفاقات اجتماعی دهه‌ی 20 تا دهه‌ی 70 و زندگی خصوصی و اجتماعی راوی و آدم‌های اطراف اوست. بسیاری از منتقدان، این کتاب را برخوردار از سبکی خاص و گامی‌نو در ادبیات داستانی می‌دانند. براهنی، در این اثر از انواع شگردها و زبان‌های رمان‌نویسی استفاده می‌کند.

♦️@seemorghbook
9👍2👎2