کتابخانه سیمرغ via @like
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
موضوع این نمایشنامه سرگذشت مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را تجربه کند. پس نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار میدهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزواء و به دور از جامعه صورت میگیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس میباشد در آن زمان که زمینداران با زمینداران و روستائیان با زمینداران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند حرامزاده مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند؛ ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازهای ابداع کند خسته میشود. در رویارویی با کشیشی که هاینریش نام دارد تصمیم میگیرد که از این پس خوبی کند و مرد مقدسی شود. اما انگیزه او عشق به بشر نمیباشد، بلکه میل رسیدن به جایگاه است...
@seemorghbook
✍#ژان_پل_سارتر
موضوع این نمایشنامه سرگذشت مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را تجربه کند. پس نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار میدهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزواء و به دور از جامعه صورت میگیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس میباشد در آن زمان که زمینداران با زمینداران و روستائیان با زمینداران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند حرامزاده مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند؛ ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازهای ابداع کند خسته میشود. در رویارویی با کشیشی که هاینریش نام دارد تصمیم میگیرد که از این پس خوبی کند و مرد مقدسی شود. اما انگیزه او عشق به بشر نمیباشد، بلکه میل رسیدن به جایگاه است...
@seemorghbook
☕️قطعهای از کتاب
ناستی: کی تو را نمایندهی خدا کرده است؟
اسقف: کلیسای مقدس.
ناستی: کلیسای تو زن هرجایی است: الطافش را به ثروتمندها میفروشد.
تویی که میخواهی به اقرارهای من گوش بدهی؟
تویی که میخواهی از من شفاعت بکنی؟
روح تو را گری گرفته است. وقتی خدا چشمش به آن میافتد، دندانقروچه میکند.
برادران، احتیاجی به کشیش نیست: همهی مردم میتوانند غسل تعمید بدهند، همهی مردم میتوانند آمرزش بطلبند، همهی مردم میتوانند موعظه بکنند.
من حقیقت را به شما میگویم: یا همهی مردم پیغمبرند و یا خدایی وجود ندارد.
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
ناستی: کی تو را نمایندهی خدا کرده است؟
اسقف: کلیسای مقدس.
ناستی: کلیسای تو زن هرجایی است: الطافش را به ثروتمندها میفروشد.
تویی که میخواهی به اقرارهای من گوش بدهی؟
تویی که میخواهی از من شفاعت بکنی؟
روح تو را گری گرفته است. وقتی خدا چشمش به آن میافتد، دندانقروچه میکند.
برادران، احتیاجی به کشیش نیست: همهی مردم میتوانند غسل تعمید بدهند، همهی مردم میتوانند آمرزش بطلبند، همهی مردم میتوانند موعظه بکنند.
من حقیقت را به شما میگویم: یا همهی مردم پیغمبرند و یا خدایی وجود ندارد.
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍28👏4
📕#شیطان_به_قتل_می_رسد
✍#آگاتا_کریستی
رمان "شیطان به قتل می رسد" یا "ورقها روی میز" اثر آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی است. این رمان جنایی از مجموعه داستانهای پوآرو می باشد. هرکول پوآرو کارآگاه تخیلی بلژیکی است که توسط آگاتا کریستی خلق شده است و از مشهورترین شخصیتهای داستانی تاریخ ادبیات است.
این رمان در رابطه با مرگ موسیو شیطانا است که فردی ثروتمند با چهره ای اهریمنی است و علاقه ی زیادی به جمع آوری کلکسیون اشیای ارزشمند دارد و در ملاقاتی که با پوآرو داشت به او گفت جالب بود اگر کلکسیونی از انسان هایی که جنایت کردند را جمع آوری می کردم و پوآرو در جواب می گوید که این کار به نظرش جالب نیست. شیطانا هشت نفر را به خانه اش دعوت میکند سه نفر کاراگاه، که یکی از آنها پوآرو است، خانمی رمان نویس به اسم اولیور و چهار نفر که گمان می کند یکی از آنها مرتکب قتل شده است. کاراگاه ها و رمان نویس با هم و چهار نفر مضنون به قتل، مشغول بازی بریج میشوند. قبل از بازی شیطانا قاتل واقعی را تحریک کرده بود و بعد از بازی جسد شیطانا پیدا می شود. پوآرو جستجو را شروع می کند و با استفاده از سلول های خاکستری مغزش (سخن معروف پوآرو: کار درست همیشه در درون انسان انجام می شود، همه چیز بر عهده ی سلولهای خاکستری است. هیچ وقت این سلول های کوچک را از یاد مبر دوست من.) پرده از این راز برمی دارد. در ابتدا هیچ چیز که به قاتل مربوط باشد پیدا نمی شود. پوآرو برای شروع از امتیازات بازی بریج استفاده کرده، فکر قاتل را دنبال میکند و سرانجام قاتل را پیدا می کند.
♦️@seemorghbook
✍#آگاتا_کریستی
رمان "شیطان به قتل می رسد" یا "ورقها روی میز" اثر آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی است. این رمان جنایی از مجموعه داستانهای پوآرو می باشد. هرکول پوآرو کارآگاه تخیلی بلژیکی است که توسط آگاتا کریستی خلق شده است و از مشهورترین شخصیتهای داستانی تاریخ ادبیات است.
این رمان در رابطه با مرگ موسیو شیطانا است که فردی ثروتمند با چهره ای اهریمنی است و علاقه ی زیادی به جمع آوری کلکسیون اشیای ارزشمند دارد و در ملاقاتی که با پوآرو داشت به او گفت جالب بود اگر کلکسیونی از انسان هایی که جنایت کردند را جمع آوری می کردم و پوآرو در جواب می گوید که این کار به نظرش جالب نیست. شیطانا هشت نفر را به خانه اش دعوت میکند سه نفر کاراگاه، که یکی از آنها پوآرو است، خانمی رمان نویس به اسم اولیور و چهار نفر که گمان می کند یکی از آنها مرتکب قتل شده است. کاراگاه ها و رمان نویس با هم و چهار نفر مضنون به قتل، مشغول بازی بریج میشوند. قبل از بازی شیطانا قاتل واقعی را تحریک کرده بود و بعد از بازی جسد شیطانا پیدا می شود. پوآرو جستجو را شروع می کند و با استفاده از سلول های خاکستری مغزش (سخن معروف پوآرو: کار درست همیشه در درون انسان انجام می شود، همه چیز بر عهده ی سلولهای خاکستری است. هیچ وقت این سلول های کوچک را از یاد مبر دوست من.) پرده از این راز برمی دارد. در ابتدا هیچ چیز که به قاتل مربوط باشد پیدا نمی شود. پوآرو برای شروع از امتیازات بازی بریج استفاده کرده، فکر قاتل را دنبال میکند و سرانجام قاتل را پیدا می کند.
♦️@seemorghbook
👍18🔥1
📕#شیطان
✍#لئو_تولستوی
دو جوان به نامهای یوگنی ایرتنیف و برادرش آندری پس از مرگ پدرشان صاحب میراث هنگفت او میشوند. اما این وراث شامل بدهیهایی میشود و برادران باید تصمیم بگیرند که آیا آن را قبول کنند یا نه.
♦️@seemorghbook
✍#لئو_تولستوی
دو جوان به نامهای یوگنی ایرتنیف و برادرش آندری پس از مرگ پدرشان صاحب میراث هنگفت او میشوند. اما این وراث شامل بدهیهایی میشود و برادران باید تصمیم بگیرند که آیا آن را قبول کنند یا نه.
♦️@seemorghbook
👍12
☕️قطعه ای از کتاب
بچه ی تو مُرد برای اینکه پولدارهای شهر ما ضد اسقف اعظم که ارباب پولدار آن هاست شورش کرده اند. وقتی که پولدارها با هم میجنگند
فقیرها باید کشته شوند...
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
بچه ی تو مُرد برای اینکه پولدارهای شهر ما ضد اسقف اعظم که ارباب پولدار آن هاست شورش کرده اند. وقتی که پولدارها با هم میجنگند
فقیرها باید کشته شوند...
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍20😢1
☕️قطعه ای از کتاب
بچه ی تو مُرد برای اینکه پولدارهای شهر ما ضد اسقف اعظم که ارباب پولدار آن هاست شورش کرده اند. وقتی که پولدارها با هم میجنگند
فقیرها باید کشته شوند...
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
بچه ی تو مُرد برای اینکه پولدارهای شهر ما ضد اسقف اعظم که ارباب پولدار آن هاست شورش کرده اند. وقتی که پولدارها با هم میجنگند
فقیرها باید کشته شوند...
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍16
📕#شیطان_و_دوشیزه_پریم
✍#پائولو_کوئلیو
شیطان و دوشیزه پریم آخرین کتاب از سه گانه "و در روز هفتم" میباشد. هر سه کتاب به یک هفته از زندگی انسانهای معمولی پرداخته میشود که ناگهان خود را در برابر آزمونی عظیم از عشق، قدرت و یا مرگ میبنند که سرنوشت برای آنها گسترانده است. دو بخش نخستین این سه گانه "ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد" و "کنار رودخانه پیدار نشستم و گریستم" میباشد.
اما کتاب شیطان و دوشیزه پریم روایت دخترک یتیمیست که در دهکده ای رو به زوال به نام ویسکوز به خدمتکاری مشغول است و به عنوان تنها جوانی که هنوز روستا را ترک نگفته است، شاهد برباد رفتن بهترین روزهای زندگی خود به دست شرایط یکنواخت و ملامت انگیز این روستاست. تا اینکه با ورود شیطان برگ تازه ای برای دخترک، روستا و حتی تمامی انسانیت ورق می خورد و به ناچار باید تصمیمی بسیار بزرگ به قیمت شرافت انسانی اتخاذ کند، اما دخترک میداند هر تصمیمی بهای خود را دارد.
♦️@seemorghbook
✍#پائولو_کوئلیو
شیطان و دوشیزه پریم آخرین کتاب از سه گانه "و در روز هفتم" میباشد. هر سه کتاب به یک هفته از زندگی انسانهای معمولی پرداخته میشود که ناگهان خود را در برابر آزمونی عظیم از عشق، قدرت و یا مرگ میبنند که سرنوشت برای آنها گسترانده است. دو بخش نخستین این سه گانه "ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد" و "کنار رودخانه پیدار نشستم و گریستم" میباشد.
اما کتاب شیطان و دوشیزه پریم روایت دخترک یتیمیست که در دهکده ای رو به زوال به نام ویسکوز به خدمتکاری مشغول است و به عنوان تنها جوانی که هنوز روستا را ترک نگفته است، شاهد برباد رفتن بهترین روزهای زندگی خود به دست شرایط یکنواخت و ملامت انگیز این روستاست. تا اینکه با ورود شیطان برگ تازه ای برای دخترک، روستا و حتی تمامی انسانیت ورق می خورد و به ناچار باید تصمیمی بسیار بزرگ به قیمت شرافت انسانی اتخاذ کند، اما دخترک میداند هر تصمیمی بهای خود را دارد.
♦️@seemorghbook
👍17
📕#شیطان_و_خدا
✍#ژان_پل_سارتر
«شیطان و خدا» اثر ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رماننویس، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار و منتقد فرانسوی است، که نخستین بار در ۷ ژوئن ۱۹۵۱ در «تئاتر آنتوان» به روی صحنه آمد و در همان سال به صورت کتاب منتشر شد. موضوع این نمایشنامه سرگذشت دردناک مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار میدهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت میگیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمینداران با زمینداران و روستائیان با زمینداران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند حرامزاده مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند. ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازهای ابداع کند خسته میشود. در رویارویی با کشیشی به نام هاینریش تصمیم میگیرد که از این پس خوبی کند و مرد مقدسی شود. اما انگیزه او عشق به بشر نیست، بلکه میل رسیدن به جایگاه است. با انتخاب «خوبی» میخواهد خود را مأمور اجرای مقاصد الهی سازد و بدینگونه، از جبر زندگی بشری بگریزد.
♦️@seemorghbook
✍#ژان_پل_سارتر
«شیطان و خدا» اثر ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رماننویس، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار و منتقد فرانسوی است، که نخستین بار در ۷ ژوئن ۱۹۵۱ در «تئاتر آنتوان» به روی صحنه آمد و در همان سال به صورت کتاب منتشر شد. موضوع این نمایشنامه سرگذشت دردناک مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار میدهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت میگیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمینداران با زمینداران و روستائیان با زمینداران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند حرامزاده مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند. ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازهای ابداع کند خسته میشود. در رویارویی با کشیشی به نام هاینریش تصمیم میگیرد که از این پس خوبی کند و مرد مقدسی شود. اما انگیزه او عشق به بشر نیست، بلکه میل رسیدن به جایگاه است. با انتخاب «خوبی» میخواهد خود را مأمور اجرای مقاصد الهی سازد و بدینگونه، از جبر زندگی بشری بگریزد.
♦️@seemorghbook
❤12👏2