☕️قطعهای از کتاب
+ میخواهم حکم کنم سرت را ببرند، چه وصیت داری؟ - هیچ.
+ کسانت اینجا هستند، پسرت را میخواهی ببینی؟ - نه.
+ زنت را چه؟ - نه.
+ مادرت؟ - نه.
+ چرا؟ قلب در سینه نداری؟
گلمحمد لبخندی زد.
+ از چه میخندی؟
گل محمد پلکها را فرو بست و گفت:
"از پا افتادنِ مرد، دیدنی نیست".
📕#کلیدر
✍ #محمود_دولت_آبادی
♦️@seemorghbook
+ میخواهم حکم کنم سرت را ببرند، چه وصیت داری؟ - هیچ.
+ کسانت اینجا هستند، پسرت را میخواهی ببینی؟ - نه.
+ زنت را چه؟ - نه.
+ مادرت؟ - نه.
+ چرا؟ قلب در سینه نداری؟
گلمحمد لبخندی زد.
+ از چه میخندی؟
گل محمد پلکها را فرو بست و گفت:
"از پا افتادنِ مرد، دیدنی نیست".
📕#کلیدر
✍ #محمود_دولت_آبادی
♦️@seemorghbook
👍50😢8👎1🔥1
☕️قطعهای از کتاب
برای این که یک مردمی را به زانو در بیاورند، اول استقلالش را میدزدند و برای این که استقلال یک مردمی را بتوانند بدزدند، آن مردم را به خود محتاج میکنند.
با این احتیاج وامانده است که آدم خودش را از دست میدهد.خوار و زبون میشود و به غیر خودی وابسته میشود و نوکر میشود و میشود مثل کفشهای پای آنها، مثل نی سیگار آنها و حتی مثل تیغهی شمشیر آنها که وقتی لازم باشد گردن برادر خود، گردن زن و فرزند خود را هم میزند.
📕#کلیدر
✍#محمود_دولت_آبادی
♦️ @seemorghbook
برای این که یک مردمی را به زانو در بیاورند، اول استقلالش را میدزدند و برای این که استقلال یک مردمی را بتوانند بدزدند، آن مردم را به خود محتاج میکنند.
با این احتیاج وامانده است که آدم خودش را از دست میدهد.خوار و زبون میشود و به غیر خودی وابسته میشود و نوکر میشود و میشود مثل کفشهای پای آنها، مثل نی سیگار آنها و حتی مثل تیغهی شمشیر آنها که وقتی لازم باشد گردن برادر خود، گردن زن و فرزند خود را هم میزند.
📕#کلیدر
✍#محمود_دولت_آبادی
♦️ @seemorghbook
👍12