کتابخانه سیمرغ
73.6K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
464 links
Download Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

مرد کچل وارد بحث می‌شود و مثل فیلسوف‌ها سخنرانی می‌کند: تو که نمی‌خواهی بگویی بهتر بود رومئو عشق حقیقی را رها کند و با کسی باشد که واقعا دوستش ندارد! او ترجیح داد به‌ جای اینکه چند سال بیهوده به زندگی یکنواختش اضافه کند، عشق حقیقی خود را به دست آورد.

به‌ نظر من عمر آدمی وقتی ارزش دارد که آن را با کسی سپری کند که از ته دل دوستش دارد. رومئو همان چند روز کوتاه زندگی را با عشق راستین گذراند؛ اما می‌توانست پنجاه سال با یک دروغ زندگی کند. او درست انتخاب کرد.


📕 #عشق_هرگز_فراموش_نمی_کند

#سالی_هپ‌_ورث

♦️@seemorghbook
☕️قطعه‌ای از کتاب

تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم.
او روزهای آخر عمرش از من پرسید :
"اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم، می توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟"
سوالش همیشه با من ماند...!
کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم:
"مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛ اگر کسی، حتی یک نفر، نام تو را به یاد داشته باشد و آن را با عشق تکرار کند، یعنی تو در این دنیا حضور داری!

📕#عشق_هرگز_فراموش_نمی_کند

#سالی_هپ_ورت

♦️@seemorghbook
21👍9👏3
☕️ قطعه‌ای از کتاب

وجود خویش را آنطور که هست بپذیر و بدان که تو تنها در قبال خودت و خدای خودت مسئول هستی ،
نه در مقابل افکار و احساسات کسانی که فکر می کنند از تو بهتر می دانند .

📕 #عشق_رقص_زندگی

#اشو

♦️@seemorghbook
👍241🔥1
متن زیر برنده جایزه بهترین متن سال گشته

ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !
ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !
ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ !
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!...
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!...
ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ..
ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ..
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ #ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ..
ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ،
ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ
ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ ..

♦️@seemorghbook
👍393
📕#عشق_و_زندگی

#دین_اورنیش

کتاب عشق و زندگی از دکتر اورنیش، با هدف درمان بیماری های روحی و جسمی با عشق و مهرورزی تدوین شده است که نتیجه ی تحقیقات و پژوهش های خود نویسنده است که عشق و محبت از جمله قویترین عوامل در سلامت و بیماری است.

دکتر اورنیش، دکترای خود را از دانشگاه پزشکی بای لُر در هوستون دریافت کرد، و دوره ی فلوشیپ بالینی را در دانشکده ی پزشکی هاروارد گذراند و دوره ی انترنی و دستیاریش را در دانشگاه ماساچوست به پایان به برد.
تحقیقات او در مجله ی جامعه ی پزشکی آمریکا، لانست و مجله ی قلب شناسی،و جاهای دیگر به چاپ رسیده است.
اورنیش به دریافت چندین نشان نایل آمده است،مجله ی People، او را به عنوان یکی از جالبترین چهره های سال 1995 معرفی کرده است، و مجله ی Life او را یکی از 50 عضو موثر نسل خود می داند.
دکتر اورنیش اولین فردی است، که بازسازی سلامت قلب را از طریق تغییر شیوه ی زندگی به اثبات رسانید و اکنون با درکی عمیقتر، قلب را مورد بررسی قرار داده و عشق و مهرورزی را نیرومندترین قدرت برای شفا بخشی می داند.


♦️@seemorghbook
👍143
📕#عشق_پرشور_شهریار_و_پری

#بهروز_ثروتیان

سید محمدحسین بهجت تبریزی در سال 1303 خورشیدی در حالی که 19 سال از عمرش می‌گذشت، وارد مدرسة طب دارالفنون شد. این دانشجوی جوان در همان آغاز تحصیل طب، با دیدن دختری زیباروی به نام «ثریا» دل به او بست و ثریا نیز دل به دانشجوی جوان تبریزی سپرد. این عشق، یک امر طبیعی است و حیرت‌آور نیست. اما این مطلب حیرت‌آور است که این دانشجوی جوان و پرشور تصمیم گرفت تا ثریا را پری بنامد تا آن‌جا که می‌توانست نام او را بر زبان نمی‌آورد. این نام‌گذاری افزون بر زیبایی لفظ پری از آن‌جا سرچشمه می‌گرفت که پری در ادب فارسی و افسانه‌های آذری از معنای گسترده و سرشار از زیبایی و افسون‌کاری‌ها برخوردار است. پری در لغت، ترجمه‌ای از واژة جن عربی است که برخلاف فرشتگان، زاد و ولد دارند و در زبان فارسی، زنان ایشان را به خاطر زیبایی بی‌حد و اندازه، پری می‌نامند. در کتاب حاضر سروده‌هایی از شهریار بررسی شده است؛ سروده‌هایی که در دوره‌های وصال و هجران عشق به پری و با یاد پری سروده شده است.

♦️@seemorghbook
👍153
📕#عشق_و_سلطنت(نایاب)

#موسی_نثری_همدانی

در قسمتی از این کتاب می خوانیم :

بعد از آن نامه را از میان موی سر خود بیرون آورد و به کوروش داد و کورش نامه را باز کرد و خواند.
عزیزم ایام دوری و جدایی از تو بسیار طول کشید و غم جدایی شیرینی کلمات امید وار کننده تو و وعده هایت را از یاد من برد و نا امیدی در دل من سایه انداخت و چنان عالم را در نظرم تیره و تار ساخت که گویی دیگر هرگز روشنی امید در دل تنگ من راه نخواهد یافت و گاهی خبر کشته شدن تو در دربار آژیدهاک شایع می شود و در شهر اکباتان ورد زبان ها می شود و گاهی میگویند تو را دستگیر کردند، هروز با خبر وحشت انگیزی روزگارم را چون شب تار می سازد و بر جراحت قلبم می افزایند...
نویسنده در این رمان تاریخی به روایت زندگی کوروش کبیر هخامنشی پرداخته است.
مسافرت اکباتان، ملاقات مادر و پسر، ژوپیتر و شهر پازارگاد» مقدمات جنگ، غوغای عشق، میدان جنگ و محاصره، شاهزاده خانم بابلی، قلعه سارد، معبد بل و...
بعضی از عنوان‌های کتاب است.

♦️@seemorghbook
👍103
📕#عشق_دلقک

#ارونقی_کرمانی

سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....

"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"

♦️@seemorghbook
21
📕#عشق_دلقک

#ارونقی_کرمانی

سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....

"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"

♦️@seemorghbook
22