اولین شماره نشریه " پایدیا " نشریه مستقل دانشجویان دانشگاه تهران
@paideia_mag
💠 از دانشگاه چه می دانیم؟
💠 نگاهی نو و انتقادی به آموزش و دانشگاه
💠 بازتاب مشکلات، دغدغه ها و خواسته های دانشجو
@paideia_mag
💠 از دانشگاه چه می دانیم؟
💠 نگاهی نو و انتقادی به آموزش و دانشگاه
💠 بازتاب مشکلات، دغدغه ها و خواسته های دانشجو
🔴آیا شما هم آدم بیعرضهای هستید؟
✍دکتر فردین علیخواه
-جامعهشناس-
🔶در سکوتِ شب و درحالیکه انگشتِ اشارۀ مان را روی صفحۀ موبایل ُسر میدهیم به لبخندها و دندانهای سفید آدمهای موفق خیره میشویم. مکث می کنیم و به فکر میرویم. به اینکه چه آرزوهایی در سر داشتیم و نشد که به آنها برسیم. جنگیدیم ولی پیروز نشدیم. هر چه دویدیم از خطّ آغاز فاصله نگرفتیم. گاهی اوقات یقۀ خودمان را میگیریم و سرِ خودمان فریاد میزنیم. پس از جرّ و بحث شدیدی که با اعضای خانوادهمان داشتیم که ما را "بیعرضه" خطاب کرده بودند، در مقابل آینۀ دستشوئی به خودمان خیره میشویم و به خودمان تشر میزنیم که "ای بیعرضه"، "بیعرضه".
🔸متأسفانه در چند سال گذشته " روانشناسی گرایی" بهشدت در جامعۀ ما گسترش یافته است. منظورم از روانشناسی گرایی آن است که در بررسی مسائل اجتماعی تنها فرد را در شکستهایش به عنوان مقصر میشناسیم و از نقش زمینههای اجتماعی و اقتصادی در رقم زدن شکستها و ناکامیهای افراد غافل میشویم. در این چارچوب، به کسی که مدام شکست میخورد توصیه میکنیم که در "کلاسهای تقویت اراده" شرکت کند و یا اگر نسبت به جامعه بدبین است به «کلاسهای مثبت اندیشی» برود تا بهبود یابد. همهچیز آمادۀ برداشت است و مشکل در ضعفِ اراده و توانایی افراد است. گویی در درون هر فرد غولِ چراغِ جادو منتظر است و فقط باید به فرد کمک کرد تا آن غول را صدا بزند. موضوعاتی همچون چگونگی توزیع منابع، پارتی بازی و فرصتهای نابرابر اهمیتی ندارد. در این نگاه، کارخانهدارانی که به دلیل ورود اجناس چینی ورشکست شدهاند و تنها دلخوشیشان دردِ دل کردن با مسافرانی است که سوار پراید آنان شدهاند، افرادی بیلیاقت تعریف میشوند چون اراده نداشتند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند! دانشجویی که سه سال پس از فارغالتحصیلی همچنان بیکار است و والدینش او را مدام "بیعرضه" خطاب میکنند، تقصیر خودش است و لیاقت پیشرفت ندارد.
🔶 در پاسخ به این پرسش که "چرا من شکست میخورم و ناکام هستم؟"، نگاه روان شنایی گرایی شما را به جمله «خب تقصیر خودت است» میرساند. معمولاً در جهان، سیاستمداران به این نوع پاسخ بسیار علاقه دارند. چون شما در نهایت یقۀ خودتان -و نه آنان را- را خواهید گرفت.
🔸وقتی شبکههای مختلف صداوسیما را تماشا میکنیم میبینیم که در برنامههای متعدد آن روان شناسان حضور گرمی دارند و درحالیکه روی مبلهای شیک نشستهاند و خیلی خوب موقع صحبت کردن دستهایشان را تکان می دهند تلاش میکنند روانِ بینندگانی را که زمینههای نابرابر اجتماعی و اقتصادی به آنان صدمه زده است احیاء کنند. حضور کمرنگ جامعه شناسان در برنامههای صداوسیما همیشه فرصت گسترش این نوع مواجهه با مسائل اجتماعی را فراهم آورده است. واقعیت آن است که ورود جامعه شناسان به بررسی شکستها و ناکامیهای فردی؛ میتواند مخاطرهآمیز باشد؛ چون جامعهشناس ناچار خواهد بود به سراغ ساختارهای اجتماعی نابرابر برود. حتی جامعهشناسی مانند دکتر فرامرز رفیع پور که معمولاً در صحبت کردن جانب احتیاط را نگاه میدارد وقتی در برنامه «توقف ممنوع» شبکه پنج به بررسی « فساد اقتصادی» میپردازد کاغذی را به سمت بینندگان میگیرد که بر روی آن فلشهای مختلفی به دایرههای رنگی متعدد وصل شدهاند و توضیح میدهد که این فلشها بیانگر ازدواجهای فامیلی در بین مسئولان کشور است و یکی از زمینههای بالقوه گسترش فساد اقتصادی –به بیان او- همین عامل است.
گروههای مختلف تلگرامی هم پرشده است از توصیههای روانشناسانه به آدمها. غافل از اینکه "زندگی مثبت" فقط با تغییر نگاه ما شکل نمیگیرد و شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز بر زندگی ما اثرگذار است.
✅ ساعت هفت صبح است و مجریِ رادیو حرف میزند: سلام ای جوان ایرانی، آره، آره، با توأم، چرا به پشت سرت نگا میکنی، نه با توأم، بیکاری؟ کنکور قبول نشدی؟ هر چی می دویی بهجایی نمیرسی؟ نه، نه ، تو حق نداری ناراحت بشی، یه یا علی بگو، نفس عمیق بکش و در این صبح زیبا بگو سلام زندگی، آره. امروز، امروز طرحی نو بینداز، بگو من می تونم، بگو، با صدای بلند بگو تا من که توی استودیو هستم بشنوم، دنیا بشنوه و راهها به روت باز شه...الآن می خوایم با یه روانشناس درباره اراده صحبت کنیم، جایی نریا.../
رادیو را خاموش میکنم و پیامهای تلگرامیام را باز میکنم:
"سلام استاد. 15 ماهه فارغالتحصیل شدم و هنوز بیکارم. چند آزمون استخدامی شرکت کردم و هر بار رتبهی 5 آوردم ولی همش یک یا دو نفر میخواستند. میخواستم ازتون خواهش کنم اگه جایی کاری سراغ دارین منو معرفی کنید. غیر مرتبط هم باشه خوبه. چشم امیدم به شماست. ممنون"
2⃣6⃣1⃣
@senfi_uni_iran
✍دکتر فردین علیخواه
-جامعهشناس-
🔶در سکوتِ شب و درحالیکه انگشتِ اشارۀ مان را روی صفحۀ موبایل ُسر میدهیم به لبخندها و دندانهای سفید آدمهای موفق خیره میشویم. مکث می کنیم و به فکر میرویم. به اینکه چه آرزوهایی در سر داشتیم و نشد که به آنها برسیم. جنگیدیم ولی پیروز نشدیم. هر چه دویدیم از خطّ آغاز فاصله نگرفتیم. گاهی اوقات یقۀ خودمان را میگیریم و سرِ خودمان فریاد میزنیم. پس از جرّ و بحث شدیدی که با اعضای خانوادهمان داشتیم که ما را "بیعرضه" خطاب کرده بودند، در مقابل آینۀ دستشوئی به خودمان خیره میشویم و به خودمان تشر میزنیم که "ای بیعرضه"، "بیعرضه".
🔸متأسفانه در چند سال گذشته " روانشناسی گرایی" بهشدت در جامعۀ ما گسترش یافته است. منظورم از روانشناسی گرایی آن است که در بررسی مسائل اجتماعی تنها فرد را در شکستهایش به عنوان مقصر میشناسیم و از نقش زمینههای اجتماعی و اقتصادی در رقم زدن شکستها و ناکامیهای افراد غافل میشویم. در این چارچوب، به کسی که مدام شکست میخورد توصیه میکنیم که در "کلاسهای تقویت اراده" شرکت کند و یا اگر نسبت به جامعه بدبین است به «کلاسهای مثبت اندیشی» برود تا بهبود یابد. همهچیز آمادۀ برداشت است و مشکل در ضعفِ اراده و توانایی افراد است. گویی در درون هر فرد غولِ چراغِ جادو منتظر است و فقط باید به فرد کمک کرد تا آن غول را صدا بزند. موضوعاتی همچون چگونگی توزیع منابع، پارتی بازی و فرصتهای نابرابر اهمیتی ندارد. در این نگاه، کارخانهدارانی که به دلیل ورود اجناس چینی ورشکست شدهاند و تنها دلخوشیشان دردِ دل کردن با مسافرانی است که سوار پراید آنان شدهاند، افرادی بیلیاقت تعریف میشوند چون اراده نداشتند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند! دانشجویی که سه سال پس از فارغالتحصیلی همچنان بیکار است و والدینش او را مدام "بیعرضه" خطاب میکنند، تقصیر خودش است و لیاقت پیشرفت ندارد.
🔶 در پاسخ به این پرسش که "چرا من شکست میخورم و ناکام هستم؟"، نگاه روان شنایی گرایی شما را به جمله «خب تقصیر خودت است» میرساند. معمولاً در جهان، سیاستمداران به این نوع پاسخ بسیار علاقه دارند. چون شما در نهایت یقۀ خودتان -و نه آنان را- را خواهید گرفت.
🔸وقتی شبکههای مختلف صداوسیما را تماشا میکنیم میبینیم که در برنامههای متعدد آن روان شناسان حضور گرمی دارند و درحالیکه روی مبلهای شیک نشستهاند و خیلی خوب موقع صحبت کردن دستهایشان را تکان می دهند تلاش میکنند روانِ بینندگانی را که زمینههای نابرابر اجتماعی و اقتصادی به آنان صدمه زده است احیاء کنند. حضور کمرنگ جامعه شناسان در برنامههای صداوسیما همیشه فرصت گسترش این نوع مواجهه با مسائل اجتماعی را فراهم آورده است. واقعیت آن است که ورود جامعه شناسان به بررسی شکستها و ناکامیهای فردی؛ میتواند مخاطرهآمیز باشد؛ چون جامعهشناس ناچار خواهد بود به سراغ ساختارهای اجتماعی نابرابر برود. حتی جامعهشناسی مانند دکتر فرامرز رفیع پور که معمولاً در صحبت کردن جانب احتیاط را نگاه میدارد وقتی در برنامه «توقف ممنوع» شبکه پنج به بررسی « فساد اقتصادی» میپردازد کاغذی را به سمت بینندگان میگیرد که بر روی آن فلشهای مختلفی به دایرههای رنگی متعدد وصل شدهاند و توضیح میدهد که این فلشها بیانگر ازدواجهای فامیلی در بین مسئولان کشور است و یکی از زمینههای بالقوه گسترش فساد اقتصادی –به بیان او- همین عامل است.
گروههای مختلف تلگرامی هم پرشده است از توصیههای روانشناسانه به آدمها. غافل از اینکه "زندگی مثبت" فقط با تغییر نگاه ما شکل نمیگیرد و شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز بر زندگی ما اثرگذار است.
✅ ساعت هفت صبح است و مجریِ رادیو حرف میزند: سلام ای جوان ایرانی، آره، آره، با توأم، چرا به پشت سرت نگا میکنی، نه با توأم، بیکاری؟ کنکور قبول نشدی؟ هر چی می دویی بهجایی نمیرسی؟ نه، نه ، تو حق نداری ناراحت بشی، یه یا علی بگو، نفس عمیق بکش و در این صبح زیبا بگو سلام زندگی، آره. امروز، امروز طرحی نو بینداز، بگو من می تونم، بگو، با صدای بلند بگو تا من که توی استودیو هستم بشنوم، دنیا بشنوه و راهها به روت باز شه...الآن می خوایم با یه روانشناس درباره اراده صحبت کنیم، جایی نریا.../
رادیو را خاموش میکنم و پیامهای تلگرامیام را باز میکنم:
"سلام استاد. 15 ماهه فارغالتحصیل شدم و هنوز بیکارم. چند آزمون استخدامی شرکت کردم و هر بار رتبهی 5 آوردم ولی همش یک یا دو نفر میخواستند. میخواستم ازتون خواهش کنم اگه جایی کاری سراغ دارین منو معرفی کنید. غیر مرتبط هم باشه خوبه. چشم امیدم به شماست. ممنون"
2⃣6⃣1⃣
@senfi_uni_iran
❗️❗️❓❓
"چرا باید پرسشگر بود؟"
پویا جانی پور، دبیر کمیسیون خوابگاه شورای صنفی علم و صنعت
انتخابات ریاست جمهوری پیش رو یک فرصت بسیار خوب برای فعالین صنفی است تا با فرض شرکت یا عدم شرکت در انتخابات از کاندیداهای ریاست جمهوری در مورد برنامه ی خود در مورد آموزش عالی و روند کالایی سازی آموزش سوال بپرسند و این موضوع را به موضوعی در مناظره های انتخاباتی تبدیل کنند. در دوران انتخابات مناظره هایی در دانشگاه ها بین نمایندگان ستادهای کاندیداهای انتخاباتی در دانشگاه در می گیرد که عموما از هر دری سخن و سوالی مطرح می شود غیر از مسائل دانشگاهی.
فعالین صنفی می بایست سوالاتی که در طول سال با مراجعه به وزارت علوم و سازمان دانشجویان هیچ جوابی برایشان نگرفته اند در این فرصت مطرح کنند و جواب را بعد از انتخابات نیز به کاندیدای برنده ی انتخابات گوشزد کنند.
مثلا وقتی یک نامزد انتخابات وعده ی افزایش تعداد پردیس های دانشگاهی و پارک های علم و فناوری را می دهد یا بدتر از آن صحبتی در این مورد نمی کند فعالین صنفی-دانشجویی با عدم #پرسشگری در این مورد تنها عرصه ی فعالیت خود و دوره های بعدی شورای صنفی را تنگ تر می کنند.
شرکت یا عدم شرکت فعال در انتخابات، از طریق پرسش در مورد سوالاتی مشخص از کاندیداها راهی بسیار مطلوب برای بهبود فعالیت در سالهای آینده خواهد بود. با اینکه به تجربه ثابت شده که وعده های انتخاباتی الزامی برای کاندیداها ایجاد نمیکند! اما این پرسشگری (اگر به صورت سوالاتی هماهنگ در سراسر کشور) مطرح شود قطعا هم مسئولین و هم دانشجوبان و مردم را نسبت به وضعیت دانشجویان حساس تر خواهد کرد.
#یادداشت
2⃣6⃣2⃣
@senfi_uni_iran
"چرا باید پرسشگر بود؟"
پویا جانی پور، دبیر کمیسیون خوابگاه شورای صنفی علم و صنعت
انتخابات ریاست جمهوری پیش رو یک فرصت بسیار خوب برای فعالین صنفی است تا با فرض شرکت یا عدم شرکت در انتخابات از کاندیداهای ریاست جمهوری در مورد برنامه ی خود در مورد آموزش عالی و روند کالایی سازی آموزش سوال بپرسند و این موضوع را به موضوعی در مناظره های انتخاباتی تبدیل کنند. در دوران انتخابات مناظره هایی در دانشگاه ها بین نمایندگان ستادهای کاندیداهای انتخاباتی در دانشگاه در می گیرد که عموما از هر دری سخن و سوالی مطرح می شود غیر از مسائل دانشگاهی.
فعالین صنفی می بایست سوالاتی که در طول سال با مراجعه به وزارت علوم و سازمان دانشجویان هیچ جوابی برایشان نگرفته اند در این فرصت مطرح کنند و جواب را بعد از انتخابات نیز به کاندیدای برنده ی انتخابات گوشزد کنند.
مثلا وقتی یک نامزد انتخابات وعده ی افزایش تعداد پردیس های دانشگاهی و پارک های علم و فناوری را می دهد یا بدتر از آن صحبتی در این مورد نمی کند فعالین صنفی-دانشجویی با عدم #پرسشگری در این مورد تنها عرصه ی فعالیت خود و دوره های بعدی شورای صنفی را تنگ تر می کنند.
شرکت یا عدم شرکت فعال در انتخابات، از طریق پرسش در مورد سوالاتی مشخص از کاندیداها راهی بسیار مطلوب برای بهبود فعالیت در سالهای آینده خواهد بود. با اینکه به تجربه ثابت شده که وعده های انتخاباتی الزامی برای کاندیداها ایجاد نمیکند! اما این پرسشگری (اگر به صورت سوالاتی هماهنگ در سراسر کشور) مطرح شود قطعا هم مسئولین و هم دانشجوبان و مردم را نسبت به وضعیت دانشجویان حساس تر خواهد کرد.
#یادداشت
2⃣6⃣2⃣
@senfi_uni_iran
🔹قانون بودجۀ 96- رونمایی از دو سنجۀ جدید در حوزۀ آموزش🔹
🔸تا سال پیش، «تعداد دانشجو» سنجۀ اصلی برای برآورد و تخصیص منابع مالی در برنامههای مختلف آموزش عالی بود. در قانون بودجۀ 96، سنجۀ «دانشجو در سنوات مجاز تحصیلی» جایگزین سنجۀ پیشین شده است. معنای این سنجه این است که دانشجویانی که سنوات تحصیل آنها در مقاطع مختلف از حد مجاز بیشتر است، عملاً سهمی از منابع عمومی دولت در زمینۀ خدمات آموزشی، کمک آموزشی، خدمات رفاهی دانشجویی ندارند؛ به عبارت دیگر دولت در تأمین مالی دانشگاهها این گروه از دانشجویان را عملاً نادیده میگیرد. این سنجه در راستای عملیاتیکردن قانون موسوم به «سنوات تحصیلی» است که سال گذشته با اعتراضهای گستردهای از سوی دانشجویان مواجه شد، اما به نظر میرسد صدای این اعتراضها در نظام بودجهریزی شنیده نشده است.
🔸در حوزۀ آموزش عمومی نیز در بسیاری از برنامههای اصلی، سنجۀ «دانشآموزان در گروه سنی ذیربط» جایگزین سنجۀ «تعداد دانشآموزان» شده است. این سنجۀ جدید به بیان ساده بدین معناست که بهعنوان مثال، بودجهای که دولت به برنامۀ آموزش ابتدایی اختصاص میدهد صرفاً براساس تعداد دانشآموزانی است که بین 6 تا 11 سال سن دارند و در منابع عمومی دولت برای آموزش دانشآموزانی که بیش از 11 سال سن دارند (در نتیجۀ مردودی، بازماندگی موقت از تحصیل، تأخیر در ورود به مدرسه، و ...) و در مقطع ابتدایی هستند، بودجهای پیشبینی نشده است. در سایر مقاطع نیز براساس سن، همین رویه وجود دارد.
🔸هر دوی این سنجهها، نشانگر روند کالاییشدن هرچه بیشتر آموزش عمومی و عالی است. در ایران که بنا بر سرشماریهای عمومی بیش از 10 میلیون نفر از جمیعت بیسواد، و بیش از 18 میلیون نفر کمسواد هستند، چنین رویههایی بسیار آسیبزا خواهد بود. هرچند این موضوع اهمیت دارد که وزارتخانههای مربوطه، چه سازوکارها و تدابیر نهادی و مکملی را برای جبران این کسریهای سرانه پیشبینی میکنند، اما براساس روندهای پیشین میتوان انتظار داشت پرداخت از جیب مردم در حوزۀ آموزش بیشتر شود، کیفیت پایاننامههای دانشجویی نازلتر شود، چرخههای فساد علمی گستردهتر شود، و ...
منبع: کانال سیاست گذاری اجتماعی
@omidi_reza
#یادداشت
#کلایی_شدن_آموزش
2️⃣6️⃣3️⃣
🆔@senfi_uni_iran
🔸تا سال پیش، «تعداد دانشجو» سنجۀ اصلی برای برآورد و تخصیص منابع مالی در برنامههای مختلف آموزش عالی بود. در قانون بودجۀ 96، سنجۀ «دانشجو در سنوات مجاز تحصیلی» جایگزین سنجۀ پیشین شده است. معنای این سنجه این است که دانشجویانی که سنوات تحصیل آنها در مقاطع مختلف از حد مجاز بیشتر است، عملاً سهمی از منابع عمومی دولت در زمینۀ خدمات آموزشی، کمک آموزشی، خدمات رفاهی دانشجویی ندارند؛ به عبارت دیگر دولت در تأمین مالی دانشگاهها این گروه از دانشجویان را عملاً نادیده میگیرد. این سنجه در راستای عملیاتیکردن قانون موسوم به «سنوات تحصیلی» است که سال گذشته با اعتراضهای گستردهای از سوی دانشجویان مواجه شد، اما به نظر میرسد صدای این اعتراضها در نظام بودجهریزی شنیده نشده است.
🔸در حوزۀ آموزش عمومی نیز در بسیاری از برنامههای اصلی، سنجۀ «دانشآموزان در گروه سنی ذیربط» جایگزین سنجۀ «تعداد دانشآموزان» شده است. این سنجۀ جدید به بیان ساده بدین معناست که بهعنوان مثال، بودجهای که دولت به برنامۀ آموزش ابتدایی اختصاص میدهد صرفاً براساس تعداد دانشآموزانی است که بین 6 تا 11 سال سن دارند و در منابع عمومی دولت برای آموزش دانشآموزانی که بیش از 11 سال سن دارند (در نتیجۀ مردودی، بازماندگی موقت از تحصیل، تأخیر در ورود به مدرسه، و ...) و در مقطع ابتدایی هستند، بودجهای پیشبینی نشده است. در سایر مقاطع نیز براساس سن، همین رویه وجود دارد.
🔸هر دوی این سنجهها، نشانگر روند کالاییشدن هرچه بیشتر آموزش عمومی و عالی است. در ایران که بنا بر سرشماریهای عمومی بیش از 10 میلیون نفر از جمیعت بیسواد، و بیش از 18 میلیون نفر کمسواد هستند، چنین رویههایی بسیار آسیبزا خواهد بود. هرچند این موضوع اهمیت دارد که وزارتخانههای مربوطه، چه سازوکارها و تدابیر نهادی و مکملی را برای جبران این کسریهای سرانه پیشبینی میکنند، اما براساس روندهای پیشین میتوان انتظار داشت پرداخت از جیب مردم در حوزۀ آموزش بیشتر شود، کیفیت پایاننامههای دانشجویی نازلتر شود، چرخههای فساد علمی گستردهتر شود، و ...
منبع: کانال سیاست گذاری اجتماعی
@omidi_reza
#یادداشت
#کلایی_شدن_آموزش
2️⃣6️⃣3️⃣
🆔@senfi_uni_iran
شوراهای صنفی دانشجویان کشور
Photo
🔹به گزارش کانال تلگرامی «سامانه بن كتاب نمايشگاه بين المللي كتاب تهران» در این دوره بن ها کتاب، در قطعات 100 هزار تومانی توزیع می گردد. تخفیف دانشجویی در این دوره نیز مانند دوره گذشته 40 درصد است، در صورتی که دوره های پیشین تخفبف دانشجویی 50 درصد بود.
🔸مسئله صرفاً بر سر 10 هزار تومان نیست. جدای از این که اگر همین 10 هزار تومان در تعداد دانشجویان متقاضی ضرب شود چه رقم نجومی ای بدست می آید، مسئله مهمتر گسترش روندی در تمام سطوح آموزش است. در صورت ادامه این روند هر چند سال یک بار، چند درصد دیگری از تخفیف کم می شود، قطعات گران تر و گران تر می شود و «نمایشگاه کتاب» دیگر صرفه مالی برای دانشجوی شهرستانی که از قضا جزو اقشار ضعیف جامعه نیز به حساب می آید، نمی کند.
#نمایشگاه_کتاب
2⃣6⃣4⃣
🆔@senfi_uni_iran
🔸مسئله صرفاً بر سر 10 هزار تومان نیست. جدای از این که اگر همین 10 هزار تومان در تعداد دانشجویان متقاضی ضرب شود چه رقم نجومی ای بدست می آید، مسئله مهمتر گسترش روندی در تمام سطوح آموزش است. در صورت ادامه این روند هر چند سال یک بار، چند درصد دیگری از تخفیف کم می شود، قطعات گران تر و گران تر می شود و «نمایشگاه کتاب» دیگر صرفه مالی برای دانشجوی شهرستانی که از قضا جزو اقشار ضعیف جامعه نیز به حساب می آید، نمی کند.
#نمایشگاه_کتاب
2⃣6⃣4⃣
🆔@senfi_uni_iran
امیرحسین سعادت
دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی رفاه اجتماعی (دبیر سابق شورای صنفی دانشگاه علامه طباطبایی)
🔴چگونه می توان از نهادها و تشکل های مدنی ( در اینجا به فراخور موضوع ، در مورد شوراهای صنفی دانشجویان) یک بنگاه خیریه مجانی ساخت ؟!🔴
به یاد مثالی افتادم که شاید کمی بی ربط به بحث اصلیمان باشد اما می تواند به تدقیق موضوع کمک کند .
به لحاظ جامعه شناختی ، نقدی بسیار جدی به عملکرد سمن ها و انجیو های خیریه و یا خیریه ای شده وجود دارد : " فعالیت های خیره ای تنها التیامی موقت برای کاهش دردهایی ست که به نقطه بحران رسیده اند . از این حیث ، فعالیت های خیره ای اتفاقا می تواند در جهت بازتولید شرایط موجود عمل کند ؛ آنچنان که هرچه تعداد انجیو های خیریه ای حمایت از مطرودان نظام طبقاتی بیشتر شده است ، برعکس ،سلطه اقتصادی کار خودش را کرده است و حتی بر تعداد بدهکارانش! افزوده شده است . اما این شرایط نابرابر چگونه ممکن است به سمت برابری و عدالت تغییر کند ؟ روشن است، زمانی که قوانین و اصول بالادستی که در سطح کلان ، سیاستگذاری و برنامه ریزی شده اند ، به نفع ذینفعان تغییر کند . به عنوان مثال در مورد کودکان کار ، راهکار می تواند تغییر قوانین بالادستی اشتغال و کار و دستمزد به نفع خانواده های طبقات فرودست جامعه باشد و نه صحبت از امری محال و شعاری اتوپیایی همچون "لغو کار کودک" .
بگذریم ، شکی نیست که اصلی ترین وظیفه شوراهای صنفی دانشجویان به عنوان نهاد مدافع حقوق و شئون آن ها، پیگیری مشکلات ریز و درشت روزمره است اما خطر : چنانچه شوراهای صنفی دانشجویان صرفا درگیر حل مسائل ریز و درشت روزانه دانشگاه شوند و نسبت به قوانین و آیین نامه های بالادستی که چنین وضعیتی را ایجاد کرده اند ،غافل باشند ، نتیجه تنها یک چیز است : شورای صنفی دانشجویان تبدیل می شود به یک نیروی کار مجانی در اختیار دانشگاه به منظور حل جزییات دست و پاگیر ، یک بازوی اجرایی ، یک واسط و رابط و سوپاپ اطمینان حرفه ای از جنس دانشجو به منظور تلطیف فضا و جلوگیری از اعتراضات رادیکال .
بار دیگر تاکید می کنم ، مسئله از نظر نگارنده این نیست که شوراهای صنفی دانشحویان نباید با مسائل کوچک روزمره درگیر باشند چه که مسئولت اصلیشان این است ، اما بسیاری مواقع ، به سادگی نکته ای بدیهی نادیده گرفته می شود : اگر قیمت خوابگاه اضافه شده است ، اگر کیفیت فلان غذا و فلان خدمات دانشجویی کاهش پیدا کرده است ، اگر هرسال قیمت واحدهای درسی بیشتر می شود ، اگر اینترنت قطع و وصل می شود ، اگر اندازه برنج کم است ، اگر سرویس های نقلیه دانشگاه مدام خراب می شود ، اگر امکانات سلف کم است ، اگر سقف فلان دانشکده دارد خراب می شود روی سرمان ، اگر میلیون میلیون جریمه سنوات گرفته می شد ، اگر کیفیت کلاس های درس کم است ، اگر قیمت اجناس بوفه مدام گران می شود ، اگر کمبود امکانات درمانی و ورزشی و فضای سبز داریم ، اگر بودجه برنامه های فرهنگی کم است و صدها اگر دیگر !
این ها مختص یک دانشگاه خاص نیست ، این ها همه با اختلافی اندک بین همه مان مشترک است . به یک دلیل ساده : منطق و الگوی واحدی وجود دارد که برسازنده چنین وضعیت اسف باری است . لوایح و قوانین بالادستی هستند که مولدان چنین وضعیتی می شوند ، ردیف های بودجه ای مشترکی هستند که بر اساس آن ها برنامه ریزی می شود .
آن الگو چیست ؟ یک واقعیت مبرهن : دولت هر روز پیش از پیش پای خودش را از آموزش و وظیفه ای که قانون اساسی بر عهده اش گذاشته است ( فراهم کردن تحصیل رایگان برای همه افراد ) ، کنار می کشد .
اما آیا اگر تمامی مشکلاتمان در نتیجه سیاستگذاری های کلان کشوری در بخش آموزش است ، تلاش ها و پیگیری های ریز و درشت درون دانشگاهی ، صرفا تلاشی بیهوده نیست ؟
اگر بخواهم روراست بگویم ؛ آری ، چنانچه این تلاش ها متوجه سیستم کلان تصمیم گیری های آموزشی نشود و منجرب به تغییر قوانین نگردد ، صرفا تلاش هایی التیام بخش در جهت کاهش درد و سلب کنش های اعتراضی رادیکالی ست که می تواند دولت را وادار به عقب نشینی نسبت به رویه ای که در پیش گرفته است کند . اتفاقا در چنین وضعیتی است که اعتراض ها و تلاش های جزیره ای شوراهای صنفی و دانشجویان دانشگاه های مختلف چنانچه معطوف به هدف و مطالبات مشترک دانشجویان باشد ، در نهایت می تواند منجرب به فشار سیستمی به دولت و بازگشت به سمت آموزش عادلانه و کاهش فشار بر گرده دانشجویان و حتی ذینفعان حوزه آموزش عمومی شود . در نهایت آنچه اهمیت دارد : وحدت رویه در مطالبه است : اصل 30 قانون اساسی دولت را موظف به برقراری آموزش رایگان و برابر کرده است . سوال : اصل 30 قانون اساسی کجاست ؟؟؟ بودجه کم است و فلان آیین نامه اجازه نمی دهد ، مشکل مسئولین است ، نه مشکل دانشجویان .
ادامه در پست بعدی ⏪
2⃣6⃣5⃣
دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی رفاه اجتماعی (دبیر سابق شورای صنفی دانشگاه علامه طباطبایی)
🔴چگونه می توان از نهادها و تشکل های مدنی ( در اینجا به فراخور موضوع ، در مورد شوراهای صنفی دانشجویان) یک بنگاه خیریه مجانی ساخت ؟!🔴
به یاد مثالی افتادم که شاید کمی بی ربط به بحث اصلیمان باشد اما می تواند به تدقیق موضوع کمک کند .
به لحاظ جامعه شناختی ، نقدی بسیار جدی به عملکرد سمن ها و انجیو های خیریه و یا خیریه ای شده وجود دارد : " فعالیت های خیره ای تنها التیامی موقت برای کاهش دردهایی ست که به نقطه بحران رسیده اند . از این حیث ، فعالیت های خیره ای اتفاقا می تواند در جهت بازتولید شرایط موجود عمل کند ؛ آنچنان که هرچه تعداد انجیو های خیریه ای حمایت از مطرودان نظام طبقاتی بیشتر شده است ، برعکس ،سلطه اقتصادی کار خودش را کرده است و حتی بر تعداد بدهکارانش! افزوده شده است . اما این شرایط نابرابر چگونه ممکن است به سمت برابری و عدالت تغییر کند ؟ روشن است، زمانی که قوانین و اصول بالادستی که در سطح کلان ، سیاستگذاری و برنامه ریزی شده اند ، به نفع ذینفعان تغییر کند . به عنوان مثال در مورد کودکان کار ، راهکار می تواند تغییر قوانین بالادستی اشتغال و کار و دستمزد به نفع خانواده های طبقات فرودست جامعه باشد و نه صحبت از امری محال و شعاری اتوپیایی همچون "لغو کار کودک" .
بگذریم ، شکی نیست که اصلی ترین وظیفه شوراهای صنفی دانشجویان به عنوان نهاد مدافع حقوق و شئون آن ها، پیگیری مشکلات ریز و درشت روزمره است اما خطر : چنانچه شوراهای صنفی دانشجویان صرفا درگیر حل مسائل ریز و درشت روزانه دانشگاه شوند و نسبت به قوانین و آیین نامه های بالادستی که چنین وضعیتی را ایجاد کرده اند ،غافل باشند ، نتیجه تنها یک چیز است : شورای صنفی دانشجویان تبدیل می شود به یک نیروی کار مجانی در اختیار دانشگاه به منظور حل جزییات دست و پاگیر ، یک بازوی اجرایی ، یک واسط و رابط و سوپاپ اطمینان حرفه ای از جنس دانشجو به منظور تلطیف فضا و جلوگیری از اعتراضات رادیکال .
بار دیگر تاکید می کنم ، مسئله از نظر نگارنده این نیست که شوراهای صنفی دانشحویان نباید با مسائل کوچک روزمره درگیر باشند چه که مسئولت اصلیشان این است ، اما بسیاری مواقع ، به سادگی نکته ای بدیهی نادیده گرفته می شود : اگر قیمت خوابگاه اضافه شده است ، اگر کیفیت فلان غذا و فلان خدمات دانشجویی کاهش پیدا کرده است ، اگر هرسال قیمت واحدهای درسی بیشتر می شود ، اگر اینترنت قطع و وصل می شود ، اگر اندازه برنج کم است ، اگر سرویس های نقلیه دانشگاه مدام خراب می شود ، اگر امکانات سلف کم است ، اگر سقف فلان دانشکده دارد خراب می شود روی سرمان ، اگر میلیون میلیون جریمه سنوات گرفته می شد ، اگر کیفیت کلاس های درس کم است ، اگر قیمت اجناس بوفه مدام گران می شود ، اگر کمبود امکانات درمانی و ورزشی و فضای سبز داریم ، اگر بودجه برنامه های فرهنگی کم است و صدها اگر دیگر !
این ها مختص یک دانشگاه خاص نیست ، این ها همه با اختلافی اندک بین همه مان مشترک است . به یک دلیل ساده : منطق و الگوی واحدی وجود دارد که برسازنده چنین وضعیت اسف باری است . لوایح و قوانین بالادستی هستند که مولدان چنین وضعیتی می شوند ، ردیف های بودجه ای مشترکی هستند که بر اساس آن ها برنامه ریزی می شود .
آن الگو چیست ؟ یک واقعیت مبرهن : دولت هر روز پیش از پیش پای خودش را از آموزش و وظیفه ای که قانون اساسی بر عهده اش گذاشته است ( فراهم کردن تحصیل رایگان برای همه افراد ) ، کنار می کشد .
اما آیا اگر تمامی مشکلاتمان در نتیجه سیاستگذاری های کلان کشوری در بخش آموزش است ، تلاش ها و پیگیری های ریز و درشت درون دانشگاهی ، صرفا تلاشی بیهوده نیست ؟
اگر بخواهم روراست بگویم ؛ آری ، چنانچه این تلاش ها متوجه سیستم کلان تصمیم گیری های آموزشی نشود و منجرب به تغییر قوانین نگردد ، صرفا تلاش هایی التیام بخش در جهت کاهش درد و سلب کنش های اعتراضی رادیکالی ست که می تواند دولت را وادار به عقب نشینی نسبت به رویه ای که در پیش گرفته است کند . اتفاقا در چنین وضعیتی است که اعتراض ها و تلاش های جزیره ای شوراهای صنفی و دانشجویان دانشگاه های مختلف چنانچه معطوف به هدف و مطالبات مشترک دانشجویان باشد ، در نهایت می تواند منجرب به فشار سیستمی به دولت و بازگشت به سمت آموزش عادلانه و کاهش فشار بر گرده دانشجویان و حتی ذینفعان حوزه آموزش عمومی شود . در نهایت آنچه اهمیت دارد : وحدت رویه در مطالبه است : اصل 30 قانون اساسی دولت را موظف به برقراری آموزش رایگان و برابر کرده است . سوال : اصل 30 قانون اساسی کجاست ؟؟؟ بودجه کم است و فلان آیین نامه اجازه نمی دهد ، مشکل مسئولین است ، نه مشکل دانشجویان .
ادامه در پست بعدی ⏪
2⃣6⃣5⃣
⏩ ادامه از پست قبل "
در هر حال پیشنهادهای عملی ما به مسئولین می تواند چنین باشد :
1_ این همه بودجه های زائد سرسام آور در بخش های مختلف را کم کنید و به وظایف رفاهی محوله در قانون اساسی این ملت پبردازید . ( در هر حال به ما ربطی ندارد ، بودجه اش را از کجا می آورید ، ما متن قانون اساسی در برابرمان است).
2_ در حرکتی جسورانه ، صورت مسئله را پاک کنید و قانون اساسی را تغییر دهید و به رای بگذارید ، از قضا بخش های رفاهی دیگری نیز در آن قانون وجود دارد که روزی مردم این کشور به آن رای داده اند ، گویا نمی بینید !!
#یادداشت
2⃣6⃣5⃣
@senfi_uni_iran
در هر حال پیشنهادهای عملی ما به مسئولین می تواند چنین باشد :
1_ این همه بودجه های زائد سرسام آور در بخش های مختلف را کم کنید و به وظایف رفاهی محوله در قانون اساسی این ملت پبردازید . ( در هر حال به ما ربطی ندارد ، بودجه اش را از کجا می آورید ، ما متن قانون اساسی در برابرمان است).
2_ در حرکتی جسورانه ، صورت مسئله را پاک کنید و قانون اساسی را تغییر دهید و به رای بگذارید ، از قضا بخش های رفاهی دیگری نیز در آن قانون وجود دارد که روزی مردم این کشور به آن رای داده اند ، گویا نمی بینید !!
#یادداشت
2⃣6⃣5⃣
@senfi_uni_iran
اینفوگرافیک
🔻برآورد میزان استثمار دانش آموزان و دانشجویان بخش فنی حرفه ای در اقتصاد دانش بنیان سال 1393
منبع:کانال فتیگ:
@students_fatigue
2⃣6⃣7⃣
@senfi_uni_iran
🔻برآورد میزان استثمار دانش آموزان و دانشجویان بخش فنی حرفه ای در اقتصاد دانش بنیان سال 1393
منبع:کانال فتیگ:
@students_fatigue
2⃣6⃣7⃣
@senfi_uni_iran
دانشجویان، نیروی کار ارزان قیمت!
رحمان رضایی، فعال صنفی دانشگاه تهران
قوانین تصویب می شوند و جناح های مختلف قدرت در ایران از این قوانین حمایت می کنند. فرقی ندارد اصولگرا باشند یا اصلاح-طلب یا مستقل، تنها کافی است سرمایه دار یا مدافع سرمایه داری باشند تا حمایت و رضایت خود را از این طرح ها و قوانین ابراز دارند.
محمدحسین امید سرپرست معاونت اداری و مالی وزارت علوم و رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی: «امسال اولین سال اجرای برنامه¬ی ششم توسعه به شمار میرود و براساس این برنامه باید در این سال نزدیک به 20 درصد از کل دانشجویان کشور در رشته های مهارتی تحصیل کنند و در پایان این برنامه، این رقم به 30 درصد افزایش یابد».
پس از تصویب کارآموزی اجباری دانشجویان بدون حقوق، دوره ی یکساله ی کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی (با حقوق ماهیانه ی 400 هزار تومان) و طرح سرباز صنعت؛ در ادامه ی همان روند پیشین، امروز این خبر به گوش می رسد که باید 20 درصد از دانشجویان در رشته های مهارتی تحصیل کنند و به گفته ی مسئولین امر «باید به سمتی حرکت کنیم که تعداد دانشجویان کاردانی این دانشگاه را افزایش و جمعیت دانشجویان کارشناسی را محدودتر کنیم. به گونه ای که نسبت 70 درصد کاردانی و 30 درصد کارشناسی رعایت شود». این طرح تلویحاً به این معناست که سرمایه داران و دولت که مدافع حقوق آنان است برای چیزی نزدیک به 6 سال کارگر مفت و مجانی و درحدود یک سال نیز کارگر ارزان خواهند داشت. در اجرای چنین طرح هایی که تحت عنوان مبارزه با بیکاری به میدان آورده می شوند دولت تنها راه مقابله با بیکاری را بیگاری کشیدن از انسان ها می داند.
دکتر امید در ادامه گفت: «درحالی که برای ایجاد هر شغل در کشور مبلغی بالغ بر 400 میلیون تومان لازم است، در پارک های علم و فناوری و مراکز رشد، این میزان حدود 50 میلیون تومان است».
همین سخن کافی است تا بدانیم با اجرای این طرح ها، سرمایه داران صاحب چه سود کلانی خواهند شد. در همین راستا دولت برای ایجاد هر شغل 350 میلیون تومان به آنها تخفیف داده است. این تخفیف نه تخفیف مالیات و عوارض و امثالهم بلکه به واقع تخفیفی است که از نیروی کار رایگان برای سرمایه داران حاصل خواهد شد.علاوه بر این، اجرای این طرح ها موجب افزایش فشار بر کارگران شاغل در کارخانه ها و در بسیاری موارد اخراج آن ها از محیط کار خواهد شد.
در کنار این طرح ها، از سویی بودجه های نظامی روز به روز افزایش می یابد و از سویی دیگر با طرح کسری خدمت، از دانشِ دانشجویان در راه ساخت اسلحه استفاده می شود؛ دانشی که هیچگونه هزینه ای هم برای بهرمندی از آن پرداخت نمی شود. بی شک وسایل و لوازمی که تا این حد ارزان و در آینده به صورت انبوه تولید می شوند، نیاز به بازار فروش دارند. تاریخ نشان داده است که تولیدکنندگان برای فروش این کالاها هر عملی را مشروع می دانند.
2⃣6⃣8⃣
@senfi_uni_iran
رحمان رضایی، فعال صنفی دانشگاه تهران
قوانین تصویب می شوند و جناح های مختلف قدرت در ایران از این قوانین حمایت می کنند. فرقی ندارد اصولگرا باشند یا اصلاح-طلب یا مستقل، تنها کافی است سرمایه دار یا مدافع سرمایه داری باشند تا حمایت و رضایت خود را از این طرح ها و قوانین ابراز دارند.
محمدحسین امید سرپرست معاونت اداری و مالی وزارت علوم و رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی: «امسال اولین سال اجرای برنامه¬ی ششم توسعه به شمار میرود و براساس این برنامه باید در این سال نزدیک به 20 درصد از کل دانشجویان کشور در رشته های مهارتی تحصیل کنند و در پایان این برنامه، این رقم به 30 درصد افزایش یابد».
پس از تصویب کارآموزی اجباری دانشجویان بدون حقوق، دوره ی یکساله ی کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی (با حقوق ماهیانه ی 400 هزار تومان) و طرح سرباز صنعت؛ در ادامه ی همان روند پیشین، امروز این خبر به گوش می رسد که باید 20 درصد از دانشجویان در رشته های مهارتی تحصیل کنند و به گفته ی مسئولین امر «باید به سمتی حرکت کنیم که تعداد دانشجویان کاردانی این دانشگاه را افزایش و جمعیت دانشجویان کارشناسی را محدودتر کنیم. به گونه ای که نسبت 70 درصد کاردانی و 30 درصد کارشناسی رعایت شود». این طرح تلویحاً به این معناست که سرمایه داران و دولت که مدافع حقوق آنان است برای چیزی نزدیک به 6 سال کارگر مفت و مجانی و درحدود یک سال نیز کارگر ارزان خواهند داشت. در اجرای چنین طرح هایی که تحت عنوان مبارزه با بیکاری به میدان آورده می شوند دولت تنها راه مقابله با بیکاری را بیگاری کشیدن از انسان ها می داند.
دکتر امید در ادامه گفت: «درحالی که برای ایجاد هر شغل در کشور مبلغی بالغ بر 400 میلیون تومان لازم است، در پارک های علم و فناوری و مراکز رشد، این میزان حدود 50 میلیون تومان است».
همین سخن کافی است تا بدانیم با اجرای این طرح ها، سرمایه داران صاحب چه سود کلانی خواهند شد. در همین راستا دولت برای ایجاد هر شغل 350 میلیون تومان به آنها تخفیف داده است. این تخفیف نه تخفیف مالیات و عوارض و امثالهم بلکه به واقع تخفیفی است که از نیروی کار رایگان برای سرمایه داران حاصل خواهد شد.علاوه بر این، اجرای این طرح ها موجب افزایش فشار بر کارگران شاغل در کارخانه ها و در بسیاری موارد اخراج آن ها از محیط کار خواهد شد.
در کنار این طرح ها، از سویی بودجه های نظامی روز به روز افزایش می یابد و از سویی دیگر با طرح کسری خدمت، از دانشِ دانشجویان در راه ساخت اسلحه استفاده می شود؛ دانشی که هیچگونه هزینه ای هم برای بهرمندی از آن پرداخت نمی شود. بی شک وسایل و لوازمی که تا این حد ارزان و در آینده به صورت انبوه تولید می شوند، نیاز به بازار فروش دارند. تاریخ نشان داده است که تولیدکنندگان برای فروش این کالاها هر عملی را مشروع می دانند.
2⃣6⃣8⃣
@senfi_uni_iran
نشریه الکترونیکی #روشنا کاری از شورای صنفی دانشکده برق دانشگاه صنعتى شريف
شماره5️⃣، ويژه نامه بهار ٩٦
💠 زندگى دانشجويى در خارج از كشور ( اپلاى بلى يا خير )
🆔: @shora_senfi_ee
شماره5️⃣، ويژه نامه بهار ٩٦
💠 زندگى دانشجويى در خارج از كشور ( اپلاى بلى يا خير )
🆔: @shora_senfi_ee
شماره ششم گاهنامه "حامی"
نشریه شورای صنفی دانشگاه صنعتی نوشیروانی
@showrayesenfi
💠چارچوبی به نام نابرابری
💠دیستوپیای مینیاتوری
💠هزارنکته در این کار هست تا دانی
💠دانشجوی شبانه
نشریه شورای صنفی دانشگاه صنعتی نوشیروانی
@showrayesenfi
💠چارچوبی به نام نابرابری
💠دیستوپیای مینیاتوری
💠هزارنکته در این کار هست تا دانی
💠دانشجوی شبانه
🔴خواب و خوراک «خصوصی» برای دانشجویان
✍️ شادی خوشکار - روزنامه نگار
🔹گزارش شهروند از وضعیت خصوصی سازی در دانشگاه ها که این روند را در مواد مختلف زیست دانشجویی، از جمله تغذیه، حمل و نقل، خوابگاه و سنوات را مورد بررسی قرار داده است.
🔸مشروح این گزارش را در سایت روزنامه شهروند بخوانید:
2️⃣7️⃣1️⃣
🆔 @senif_uni_iran
http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/97634/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%C2%AB%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86
✍️ شادی خوشکار - روزنامه نگار
🔹گزارش شهروند از وضعیت خصوصی سازی در دانشگاه ها که این روند را در مواد مختلف زیست دانشجویی، از جمله تغذیه، حمل و نقل، خوابگاه و سنوات را مورد بررسی قرار داده است.
🔸مشروح این گزارش را در سایت روزنامه شهروند بخوانید:
2️⃣7️⃣1️⃣
🆔 @senif_uni_iran
http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/97634/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%C2%AB%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86
روزنامه شهروند
خواب و خوراک «خصوصی» برای دانشجویان
سال 94 بر سرویسهای ایاب و ذهاب دانشجویان دانشگاه تهران دستگاه کارتخوان نصب شد
🔷 تفسیر یکی از مهمترین تبصرههای آییننامه انضباطی
🔹 بسیاری از دانشجویان از شورای صنفی سوال کردهاند که آیا کمیته انضباطی دانشگاه میتواند در مورد تخلفات دانشجو در خارج از دانشگاه حکم صادر کند یا نه؟
🔹 ما نیز برای یافتن پاسخ این سوال و تفسیر یکی از تبصرههای آییننامه به سراغ دکتریهای حقوق و وکلای پایه یک دادگستری رفتیم و این مسئله را پیگیر شدیم.
در مورد تبصره 5 از ماده 7 آییننامه انضباطی مصوب شورای_عالی_انقلاب_فرهنگی باید بگویم که دانشگاه مرجع_تشخیص و رسیدگی به جرمهایی نیست که دانشجو در محیط خارج از دانشگاه یعنی خارج از (فضای آموزشی دانشگاه، خوابگاه و سایر مکانهای وابسته به دانشگاه) انجام میدهد و در مورد جرمهایی که دانشجو در خارج از دانشگاه انجام میدهد قوه_قضاییه به عنوان تنها مرجع رسیدگی به جرمهایی که در جامعه اتفاق میافتد باید به آنها رسیدگی کند و پس از حکم قوه قضاییه دانشگاه نیز میتواند مطابق شیوهنامه انضباطی دانشجو را تنبیه نماید.
🔶 مثالی که برایمان زدند این بود که فرض کنید دانشجویی خدای نکرده در خارج از دانشگاه به جرم پخش مواد مخدر دستگیر شود. پس از دستگیری دانشجو این مراجع قضایی هستند که میتوانند دانشجو را مطابق با جرم انجام شده مجازات نمایند و پس از صدور حکم از سوی قاضی دادگستری، شورای انضباطی دانشگاه نیز مطابق با شیوه_نامه و دستورالعمل انضباطی میتواند دانشجو را تنبیه کند؛ زیرا دانشگاه صلاحیت و توان و ابزار بررسی و اثبات جرمهای خارج از دانشگاه را ندارد.
🔸 همچنین در شیوهنامه انضباطی از اصطلاح تخلف و تنبیه برای دانشجو استفاده شده و این بدین معناست که دانشگاه مرجع رسیدگی به جرمهای دانشجو در بیرون دانشگاه نیست؛ بلکه دانشگاه مرجع رسیدگی به تخلفات دانشجو در دانشگاه و اعمال تنبیه متناسب با آن تخلف میباشد و تنها مراجع قضایی میتوانند به جرمهای دانشجو در بیرون دانشگاه رسیدگی کند.
🔸 همچنین آییننامه انضباطی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده با شیوهنامه و دستورالعمل انضباطی تفاوت بسیاری دارد و دانشگاه باید مطابق شیوهنامه و دستورالعمل انضباطی که از طرف وزارت علوم به دانشگاه ابلاغ میشود با دانشجو برخورد نماید.
✅ البته بسیاری از اعمالی که دانشجو در خارج از دانشگاه انجام میدهد تخلف محسوب نمیشود؛ چون انجام این کارها جزو حریم_خصوصی وی میباشد و همانگونه که در پست قبلی تفسیر آییننامه انضباطی به طور مفصل اشاره کردیم هیچ نهاد دانشگاهی حق_تجسس در امور خصوصی دانشجو را ندارد.
منبع: کانال شورای صنفی دانشگاه ملایر
@shorayesenfi_mu
2⃣7⃣2⃣
@senfi_uni_iran
🔹 بسیاری از دانشجویان از شورای صنفی سوال کردهاند که آیا کمیته انضباطی دانشگاه میتواند در مورد تخلفات دانشجو در خارج از دانشگاه حکم صادر کند یا نه؟
🔹 ما نیز برای یافتن پاسخ این سوال و تفسیر یکی از تبصرههای آییننامه به سراغ دکتریهای حقوق و وکلای پایه یک دادگستری رفتیم و این مسئله را پیگیر شدیم.
در مورد تبصره 5 از ماده 7 آییننامه انضباطی مصوب شورای_عالی_انقلاب_فرهنگی باید بگویم که دانشگاه مرجع_تشخیص و رسیدگی به جرمهایی نیست که دانشجو در محیط خارج از دانشگاه یعنی خارج از (فضای آموزشی دانشگاه، خوابگاه و سایر مکانهای وابسته به دانشگاه) انجام میدهد و در مورد جرمهایی که دانشجو در خارج از دانشگاه انجام میدهد قوه_قضاییه به عنوان تنها مرجع رسیدگی به جرمهایی که در جامعه اتفاق میافتد باید به آنها رسیدگی کند و پس از حکم قوه قضاییه دانشگاه نیز میتواند مطابق شیوهنامه انضباطی دانشجو را تنبیه نماید.
🔶 مثالی که برایمان زدند این بود که فرض کنید دانشجویی خدای نکرده در خارج از دانشگاه به جرم پخش مواد مخدر دستگیر شود. پس از دستگیری دانشجو این مراجع قضایی هستند که میتوانند دانشجو را مطابق با جرم انجام شده مجازات نمایند و پس از صدور حکم از سوی قاضی دادگستری، شورای انضباطی دانشگاه نیز مطابق با شیوه_نامه و دستورالعمل انضباطی میتواند دانشجو را تنبیه کند؛ زیرا دانشگاه صلاحیت و توان و ابزار بررسی و اثبات جرمهای خارج از دانشگاه را ندارد.
🔸 همچنین در شیوهنامه انضباطی از اصطلاح تخلف و تنبیه برای دانشجو استفاده شده و این بدین معناست که دانشگاه مرجع رسیدگی به جرمهای دانشجو در بیرون دانشگاه نیست؛ بلکه دانشگاه مرجع رسیدگی به تخلفات دانشجو در دانشگاه و اعمال تنبیه متناسب با آن تخلف میباشد و تنها مراجع قضایی میتوانند به جرمهای دانشجو در بیرون دانشگاه رسیدگی کند.
🔸 همچنین آییننامه انضباطی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده با شیوهنامه و دستورالعمل انضباطی تفاوت بسیاری دارد و دانشگاه باید مطابق شیوهنامه و دستورالعمل انضباطی که از طرف وزارت علوم به دانشگاه ابلاغ میشود با دانشجو برخورد نماید.
✅ البته بسیاری از اعمالی که دانشجو در خارج از دانشگاه انجام میدهد تخلف محسوب نمیشود؛ چون انجام این کارها جزو حریم_خصوصی وی میباشد و همانگونه که در پست قبلی تفسیر آییننامه انضباطی به طور مفصل اشاره کردیم هیچ نهاد دانشگاهی حق_تجسس در امور خصوصی دانشجو را ندارد.
منبع: کانال شورای صنفی دانشگاه ملایر
@shorayesenfi_mu
2⃣7⃣2⃣
@senfi_uni_iran
🔹 بخشی از بیانیه مشترک شوراهای صنفی دانشجویان کشور به مناسبت پایان سال ۹۵
#انتخابات_ریاست_جمهوری
#مطالبات
2⃣7⃣3⃣
🆔 @senfi_uni_iran
#انتخابات_ریاست_جمهوری
#مطالبات
2⃣7⃣3⃣
🆔 @senfi_uni_iran
دانشجو، كارگر بي مزد
نگاهي به اطرافمان که بيندازيم دانشجويان کارگر را در جاي جاي شهر مي بينيم: کافي شاپ ها، کتابفروشي ها، چاپخانه ها، مراکز آموزشي کنکور، مراکز خدماتي ترجمه و تايپ و حتي مقاله و پايان نامه نويسي فروشي ها که احتمالاً با پرستيژ ترين شغل هاي کنوني بازار هستند؛ در رده هاي بعدي نيز مي توان از کارگران ساده خدماتي فروشگاه هاي زنجيره اي، بوتيک ها، سوپرمارکت ها، تاکسي تلفني ها، نظافتچيان منزل، کارگران واحدهاي توليدي کوچک و غيره نام برد.
دانشجويان و تحصيلکردگاني که براي تامين هزينه هاي معيشت و آموزش خود مجبور به تن سپردن به شغل هاي کم درآمد پايين تر از حداقل دستمزد مندرج در قانون کار و با ساعات کار بالا، بدون بيمه و بي ربط با رشته تحصيلي شان مي شوند. نتيجه اين فرآيند چيزي نخواهد بود جز کاهش کيفيت تحصيل از يک سو و استثمار در بازار کار از سوي ديگر. به عبارت ديگر امروز با دانشجوياني روبه رو هستيم که در نهايت نه کار کرده اند که بتوانند سرمايه اي براي خود دست و پا کنند و مستقل شوند و نه درس خوانده اند تا فرصتي براي دستيابي به مناسبات شغلي بالاتر را پيدا کنند. هرچند نبود بازار شغلي و وجود انواع و اقسام رانت ها را هم بايد به اين معادله اضافه کرد. يک استثمار چندگانه.
دلايل عيني چنين روند جبري اي در زيست دانشجويان را مي توان در افزايش هزينه هاي اسکان خوابگاهي، افزايش هزينه تغذيه به اصطلاح يارانه اي دانشگا ه ها، افزايش هزينه واحدهاي درسي، حذف بسياري از يارانه هاي تحصيلي همچون يارانه انتشارات و پايان نامه، هزينه هاي ميليوني استفاده از آزمايشگاه ها، گرفتن انواع و اقسام پول هاي غيرموجه در قالب جريمه هاي ميليوني سنوات تحصيلي، هزينه واحدهاي پيش نياز و افتاده و هزينه اي تحت عنوان خدمات آموزشي از دانشجويان روزانه و غيره دانست که هر ترم و هر سال بر ميزان آن افزوده مي شود.
ماجرا از اواخر دوران جنگ شروع مي شود، ايده تعديل ساختاري و خصوصي سازي دولت بر سر زبان دولتمردان مي افتد و چوب حراجشان به سراغ آموزش مي آيد. آموزش چه در بخش عمومي آن يعني آموزش و پرورش و چه در بخش آموزش عالي بسرعت به سمت رشد کمي و بي حساب و کتاب پيش مي رود و از سوي ديگر دولت هر روز از الزامي که قانون اساسي بر عهده اش گذاشته است يعني اصل 30 قانون اساسي (حق آموزش رايگان و برابر براي همه افراد جامعه) پا پس مي کشد.
اين ايده و اين نوع سياستگذاري در سال هاي بعد جدي تر پي گرفته شد. از سويي شاهد خصوصي سازي مدارس دولتي و پيدايش مدارس شهريه اي با اسامي مختلف هستيم و از سوي ديگر پديده دانشجويان پولي با عناوين مختلفي همچون شبانه، غير انتفاعي، آزاد، پرديس خودگردان، کار و دانش و غيره . امروز کمتر از 10 درصد ظرفيت دانشجويي کشور سهم دانشجويان روزانه سراسري (غيرپولي در بخش شهريه) است. هرچند در آنجا که بحث جناح هاي سياسي به ميان آيد، تفاوتي بين جناح هاي موجود در اجراي اين سياستگذاري وجود ندارد، اما تشديد اين وضع را به وضوح مي توان در سياست هاي دو دولت اخير که اتفاقاً از دو جناح سياسي متفاوت هم بودند مشاهده کرد.
اما مشکل کجاست؟
خصوصي سازي و پولي سازي دانشگاه ها در کنار قوانيني چون بومي گزيني 80 به 20 درصد، پذيرش جنسيتي بسياري از رشته محل ها و همچنين سهميه هاي ارگاني برخي سازمان از يک سو و ايجاد دانشگاه هاي خاص سازماني که دو وجه پديده اي است که مي توان اسمش را پذيرش ايدئولوژيک دانشگاه ها نامگذاري کرد، اقدام به نوعي غربالگري از ميان جمعيت کشور مي کند تا فرادستان را به دانشگاه ها بياورد و فرودستان را تا سر حد ممکن طرد و حذف کند.
خصوصي سازي و پولي سازي بازار آموزش فرادستان اقتصادي را از سايرين جدا مي کند، بومي گزيني ها مرکزنشينان را در دانشگاه هاي برتر مرکز حفظ مي کند، پذيرش هاي جنسيتي زنان را به نفع مردان کنار مي زند و در آخر پذيرش ايدئولوژيک صاحب منصبان را غربال مي کند.
نهايتاً اين فرآيند منجر به طبقاتي شدن آموزش مي شود. آموزشي که گاه مي تواند تنها راه گريز طبقات کم درآمد جامعه براي کنده شدن از جايگاه هاي بي تحرک و جمود يافته طبقاتي که در نتيجه سلطه فرادستان به وجود آمده است، باشد. چرا که اين آموزش است که ميزان و کيفيت دستيابي به ساير منابع و امکانات جامعه همچون ثروت، سياست، جايگاه فرهنگي و در يک کلمه قدرت را مشخص مي کند. بار ديگر اصل 30 قانون اساسي را مرور مي کنيم، دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودکفايي کشور به طور رايگان گسترش دهد. حال پرسشي که در برابرمان قد علم کرده است اين است که،کجاي اين سياستگذاري ها بر اساس قانون اساسي کشورمان انجام مي شود؟
امیرحسین سعادت
لینک : روزنامه ایران 96/1/14
http://www.iran-newspaper.com/?nid=6461&pid=11&type=0
#یادداشت
2️⃣7️⃣4️⃣
@senfi_uni_iran
نگاهي به اطرافمان که بيندازيم دانشجويان کارگر را در جاي جاي شهر مي بينيم: کافي شاپ ها، کتابفروشي ها، چاپخانه ها، مراکز آموزشي کنکور، مراکز خدماتي ترجمه و تايپ و حتي مقاله و پايان نامه نويسي فروشي ها که احتمالاً با پرستيژ ترين شغل هاي کنوني بازار هستند؛ در رده هاي بعدي نيز مي توان از کارگران ساده خدماتي فروشگاه هاي زنجيره اي، بوتيک ها، سوپرمارکت ها، تاکسي تلفني ها، نظافتچيان منزل، کارگران واحدهاي توليدي کوچک و غيره نام برد.
دانشجويان و تحصيلکردگاني که براي تامين هزينه هاي معيشت و آموزش خود مجبور به تن سپردن به شغل هاي کم درآمد پايين تر از حداقل دستمزد مندرج در قانون کار و با ساعات کار بالا، بدون بيمه و بي ربط با رشته تحصيلي شان مي شوند. نتيجه اين فرآيند چيزي نخواهد بود جز کاهش کيفيت تحصيل از يک سو و استثمار در بازار کار از سوي ديگر. به عبارت ديگر امروز با دانشجوياني روبه رو هستيم که در نهايت نه کار کرده اند که بتوانند سرمايه اي براي خود دست و پا کنند و مستقل شوند و نه درس خوانده اند تا فرصتي براي دستيابي به مناسبات شغلي بالاتر را پيدا کنند. هرچند نبود بازار شغلي و وجود انواع و اقسام رانت ها را هم بايد به اين معادله اضافه کرد. يک استثمار چندگانه.
دلايل عيني چنين روند جبري اي در زيست دانشجويان را مي توان در افزايش هزينه هاي اسکان خوابگاهي، افزايش هزينه تغذيه به اصطلاح يارانه اي دانشگا ه ها، افزايش هزينه واحدهاي درسي، حذف بسياري از يارانه هاي تحصيلي همچون يارانه انتشارات و پايان نامه، هزينه هاي ميليوني استفاده از آزمايشگاه ها، گرفتن انواع و اقسام پول هاي غيرموجه در قالب جريمه هاي ميليوني سنوات تحصيلي، هزينه واحدهاي پيش نياز و افتاده و هزينه اي تحت عنوان خدمات آموزشي از دانشجويان روزانه و غيره دانست که هر ترم و هر سال بر ميزان آن افزوده مي شود.
ماجرا از اواخر دوران جنگ شروع مي شود، ايده تعديل ساختاري و خصوصي سازي دولت بر سر زبان دولتمردان مي افتد و چوب حراجشان به سراغ آموزش مي آيد. آموزش چه در بخش عمومي آن يعني آموزش و پرورش و چه در بخش آموزش عالي بسرعت به سمت رشد کمي و بي حساب و کتاب پيش مي رود و از سوي ديگر دولت هر روز از الزامي که قانون اساسي بر عهده اش گذاشته است يعني اصل 30 قانون اساسي (حق آموزش رايگان و برابر براي همه افراد جامعه) پا پس مي کشد.
اين ايده و اين نوع سياستگذاري در سال هاي بعد جدي تر پي گرفته شد. از سويي شاهد خصوصي سازي مدارس دولتي و پيدايش مدارس شهريه اي با اسامي مختلف هستيم و از سوي ديگر پديده دانشجويان پولي با عناوين مختلفي همچون شبانه، غير انتفاعي، آزاد، پرديس خودگردان، کار و دانش و غيره . امروز کمتر از 10 درصد ظرفيت دانشجويي کشور سهم دانشجويان روزانه سراسري (غيرپولي در بخش شهريه) است. هرچند در آنجا که بحث جناح هاي سياسي به ميان آيد، تفاوتي بين جناح هاي موجود در اجراي اين سياستگذاري وجود ندارد، اما تشديد اين وضع را به وضوح مي توان در سياست هاي دو دولت اخير که اتفاقاً از دو جناح سياسي متفاوت هم بودند مشاهده کرد.
اما مشکل کجاست؟
خصوصي سازي و پولي سازي دانشگاه ها در کنار قوانيني چون بومي گزيني 80 به 20 درصد، پذيرش جنسيتي بسياري از رشته محل ها و همچنين سهميه هاي ارگاني برخي سازمان از يک سو و ايجاد دانشگاه هاي خاص سازماني که دو وجه پديده اي است که مي توان اسمش را پذيرش ايدئولوژيک دانشگاه ها نامگذاري کرد، اقدام به نوعي غربالگري از ميان جمعيت کشور مي کند تا فرادستان را به دانشگاه ها بياورد و فرودستان را تا سر حد ممکن طرد و حذف کند.
خصوصي سازي و پولي سازي بازار آموزش فرادستان اقتصادي را از سايرين جدا مي کند، بومي گزيني ها مرکزنشينان را در دانشگاه هاي برتر مرکز حفظ مي کند، پذيرش هاي جنسيتي زنان را به نفع مردان کنار مي زند و در آخر پذيرش ايدئولوژيک صاحب منصبان را غربال مي کند.
نهايتاً اين فرآيند منجر به طبقاتي شدن آموزش مي شود. آموزشي که گاه مي تواند تنها راه گريز طبقات کم درآمد جامعه براي کنده شدن از جايگاه هاي بي تحرک و جمود يافته طبقاتي که در نتيجه سلطه فرادستان به وجود آمده است، باشد. چرا که اين آموزش است که ميزان و کيفيت دستيابي به ساير منابع و امکانات جامعه همچون ثروت، سياست، جايگاه فرهنگي و در يک کلمه قدرت را مشخص مي کند. بار ديگر اصل 30 قانون اساسي را مرور مي کنيم، دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودکفايي کشور به طور رايگان گسترش دهد. حال پرسشي که در برابرمان قد علم کرده است اين است که،کجاي اين سياستگذاري ها بر اساس قانون اساسي کشورمان انجام مي شود؟
امیرحسین سعادت
لینک : روزنامه ایران 96/1/14
http://www.iran-newspaper.com/?nid=6461&pid=11&type=0
#یادداشت
2️⃣7️⃣4️⃣
@senfi_uni_iran