Repeat this until you understand it: I don't need people who don't need me
انقدر اینو تکرار کن تا بفهمیش:
من به آدمهایی که به وجودم نیازی ندارن، نیازی ندارم
#Azad @ShafiAzad
انقدر اینو تکرار کن تا بفهمیش:
من به آدمهایی که به وجودم نیازی ندارن، نیازی ندارم
#Azad @ShafiAzad
Forwarded from Atheists Community
جلسه پرسش و پاسخ در Atheists Community
#موضوع_جلسه: آزاد
#مهمان_جلسه: دکتر تقی کیمیایی اسدی _ متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی، استاد سابق دانشگاه، نویسنده و مترجم کتابهای علمی
زمان: سهشنبه ۱۲ فروردین ساعت ۲۲ به وقت ایران
#مکان_برگزاری: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
آرشیو کنفرانسها سخنرانیها:
t.me/Atheists_Community
#موضوع_جلسه: آزاد
#مهمان_جلسه: دکتر تقی کیمیایی اسدی _ متخصص مغز و اعصاب، فوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی، استاد سابق دانشگاه، نویسنده و مترجم کتابهای علمی
زمان: سهشنبه ۱۲ فروردین ساعت ۲۲ به وقت ایران
#مکان_برگزاری: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
آرشیو کنفرانسها سخنرانیها:
t.me/Atheists_Community
⏹ مردم عمدتاً در مورد خوشبختی شاخصه های کاذبی را برای ارزش گذاری به کار می برند. آنان مشوق قدرتند و پیروزی و ثروت می طلبند. هرگاه این صفات را در دیگران ببینند فوراً آن را تحسین می کنند و این درحالی است که آنچه را که عوامل واقعی خوشبختی است و در بطن زندگی ارزشمند است در عمق تفکر یا نادیده می گیرند و یا کم بها می دهند.
و لیکن بر این عقیده استوار بودن که مردم استانداردهای کاذب دارند، این خطر را دارد که ممکن است ما نیز تنوع شخصیت مردمان را نادیده بگیریم و پررنگی و غنای ذهنی آدمی را فراموش کنیم.
فروید بر این نکته تأکید می ورزد که در جامعه، اکثریت افراد در پی امیال مادی، هدف های آنی و سبک سری اند. و آنکه به دنبال ارزش های واقعی به گمان او می رود در اقلیت است. ولی خود می گوید که ما حق محکوم کردن آنان را نداریم.
📚 ناخوشیهای تمدن
✍ زیگموند فروید
@shafiAzad
و لیکن بر این عقیده استوار بودن که مردم استانداردهای کاذب دارند، این خطر را دارد که ممکن است ما نیز تنوع شخصیت مردمان را نادیده بگیریم و پررنگی و غنای ذهنی آدمی را فراموش کنیم.
فروید بر این نکته تأکید می ورزد که در جامعه، اکثریت افراد در پی امیال مادی، هدف های آنی و سبک سری اند. و آنکه به دنبال ارزش های واقعی به گمان او می رود در اقلیت است. ولی خود می گوید که ما حق محکوم کردن آنان را نداریم.
📚 ناخوشیهای تمدن
✍ زیگموند فروید
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
موضوع سخنرانی: اگزیستانسیالیسم
جلسه سوم: بررسی اخلاقیاتِ اگزیستانسیال
سخنران: لیلی رضایی _ محقق فلسفه
برگزار شده در گروه: Atheists Community
@Atheists_Community
جلسه سوم: بررسی اخلاقیاتِ اگزیستانسیال
سخنران: لیلی رضایی _ محقق فلسفه
برگزار شده در گروه: Atheists Community
@Atheists_Community
Telegram
Atheists Community
Forwarded from Atheists Community
مروری بر اختلالات جنسی.pdf
1.5 MB
موضوع کنفرانس: مروری بر اختلالات جنسی
اجرا کننده: Metalhead _ محقق حوزه جنسیت
برگزار شده در گروه: Atheists Community
@Atheists_Community
اجرا کننده: Metalhead _ محقق حوزه جنسیت
برگزار شده در گروه: Atheists Community
@Atheists_Community
کتابخوانی📚
⏹طبیعت سرخ خونآلود در چنگ و دندان درّندهی خونخوار به عقیدهی #شوپنهاور، دنیای طبیعت مکانی بیرحم و درّنده و وحشی است. شبیه به دنیایی که در تابلوی «حملهی شیر به اسب»، اثر #جورج_استابز بهطور درخشانی بهتصویر کشیده شده است. دیدگاه شوپنهاور در ارتباط با…
⏹ کلبی یعنی «مانند سگ» و مشهورترین فیلسوف کلبی، دیوجانس (#دیوژن) این لقب را تعریف کرد و گفت: «مرا سگ میخوانند چون با کسانی که چیزی به من میدهند، اظهار دوستی میکنم، برای آنانی که چیزی نمیدهند پارس میکنم، و بیشرفها را گاز میگیرم»
#کلبیان همهی قواعد و آداب اجتماعی را رد میکردند. آنان بنیانگذار اولین مکتب از چهار مکتب اصلی فلسفهی یونانی بودند که پس از سقوط آتن پدیدار شد.
واژهی کلبی هنوز در روزگار ما کاربرد دارد، امّا به کسی گفته میشود که انگیزهها و اغراضِ سایرین را حقیر میبیند.
⏹اسکندر به دیدار دیوژن میرود.
√_در تقابل دو نظام کاملاً متفاوتِ ارزشها، سردارِ فاتحِ قلمروی پهناور به دیدن فیلسوفی میرود که همهی ارزشهای دنیوی را مردود میداند و ترجیح میدهد مثل سگ زندگی کند.
✍برایان مگی
📚داستان فلسفه
@shafiAzad
#کلبیان همهی قواعد و آداب اجتماعی را رد میکردند. آنان بنیانگذار اولین مکتب از چهار مکتب اصلی فلسفهی یونانی بودند که پس از سقوط آتن پدیدار شد.
واژهی کلبی هنوز در روزگار ما کاربرد دارد، امّا به کسی گفته میشود که انگیزهها و اغراضِ سایرین را حقیر میبیند.
⏹اسکندر به دیدار دیوژن میرود.
√_در تقابل دو نظام کاملاً متفاوتِ ارزشها، سردارِ فاتحِ قلمروی پهناور به دیدن فیلسوفی میرود که همهی ارزشهای دنیوی را مردود میداند و ترجیح میدهد مثل سگ زندگی کند.
✍برایان مگی
📚داستان فلسفه
@shafiAzad
وقتى ميفهمى عاشقى كه همه ى اونچيزى كه ميخواى شادى طرف مقابلته،حتى اگه تو در اون شادى سهيم نباشى.
You know it's love when all you want is that person to be happy,even if you're not part of their happiness.
@shafiAzad
You know it's love when all you want is that person to be happy,even if you're not part of their happiness.
@shafiAzad
مقایسه کردن لذت را میکُشد.
تنها فردی که باید از او بهتر باشی،
کسیست که دیروز بودهای.
👤 ریچل هالیس
📚 خودت باش دختر
@ShafiAzad
تنها فردی که باید از او بهتر باشی،
کسیست که دیروز بودهای.
👤 ریچل هالیس
📚 خودت باش دختر
@ShafiAzad
زوربا: چرا جوونها میمیرن؟ چرا آدم باید بمیره؟ بگو دیگه
بازیل: نمیدونم!
زوربا: پس فایده این همه کتابهایی که خوندی چیه؟! اگه این همه کتاب به این سؤال جواب نمیدن، پس درباره چی حرف میزنن؟!
بازیل: دربارهی رنجِ آدمهایی که نمیتونن به این سؤالها جواب بدن....
علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده، این است که همه کارشان را نیمهکاره انجام میدهند؛ افکارشان را نیمهکاره بیان میکنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودنشان هم نیمهکاره است. تا آخر برو و محکم بکوب و نترس، موفق خواهی شد.
📚زوربای یونانی
👤نیکوس کازانتزاکیس
@ShafiAzad
بازیل: نمیدونم!
زوربا: پس فایده این همه کتابهایی که خوندی چیه؟! اگه این همه کتاب به این سؤال جواب نمیدن، پس درباره چی حرف میزنن؟!
بازیل: دربارهی رنجِ آدمهایی که نمیتونن به این سؤالها جواب بدن....
علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده، این است که همه کارشان را نیمهکاره انجام میدهند؛ افکارشان را نیمهکاره بیان میکنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودنشان هم نیمهکاره است. تا آخر برو و محکم بکوب و نترس، موفق خواهی شد.
📚زوربای یونانی
👤نیکوس کازانتزاکیس
@ShafiAzad
The worst part of life is waiting. The best part of life is having someone worth waiting for.
بدترین قسمت زندگی انتظار است. بهترین بخش زندگی، داشتن کسی است که ارزش انتظار را دارد.
@ShafiAzad
بدترین قسمت زندگی انتظار است. بهترین بخش زندگی، داشتن کسی است که ارزش انتظار را دارد.
@ShafiAzad
خيلی مغرور شده بوديم،
خيلی مشغول شده بوديم،
در تخريب و تصرف طبيعت خيلی بیپروا شده بوديم،
به چيزی جز منافع خود نمیانديشيديم،
ضعيف را پامال میكرديم،
به صاحب قدرت و ثروت برای ارتقای مال و موقعيت كرنش میكرديم،
باور داشتيم قاعدهی دنيا همين است و اينگونه خواهد ماند.
آسمان را از دود و سرب و گازهای سمی سياه كرده بوديم،
دريا را از ماهی تهی و از زباله و نفت و فاضلاب پر كرده كرده بوديم.
به نام دين، به نام دموكراسی به نام حقوق بشر میكشتيم، اسير میكرديم، غارت میكرديم،
حتی به پرندگان آسمان هم رحم نمیکردیم.
صبر هم حدی دارد،
تحمل كائنات هم حدی دارد،
ظرفيت زمين و آسمان هم حدی دارد.
بالاخره بايد كسي پيدا میشد و به انسان مست و مغرور فرمان بدهد ايست!!
و اين ماموريت به يك ويروس كوچك غير قابل رويت واگذار شد تا به معنای واقعی انسان طغيانگر را سر جايش بنشاند.
و بهدرستی به او بفهماند كه ای انسان:
تو خيلی ضعيفی
تو خيلی تنهایی
تو خيلی ترسويی
همهی هواپيماها و قطارها را زمينگير كرد
همهی تجارتخانهها و همهی بازارهای بورس را تعطيل كرد.
درهای استاديومها، اماكن تفريحی، رستورانها، كازينوها، سينماها، پاركها را به دست خود انسان بست.
و به كرهی زمين گفت حالا نفس بكش،
به آسمان گفت حالا آبی شو،
به خورشيد و ماه و ستارهها گفت حالا بچرخيد و برقصيد.
به حيوانات هم گفت حالا بدون ترس از شكار شدن به دست انسان آنگونه كه در ذات و ميل شماست زندگی كنيد.
و به انسان دستور داد در خانه بمان و به آنچه داشتی، به آنها ناسپاس بودی بيانديش،
شايد هنوز فرصتی برای زيستن عاشقانه پيدا كنی...
@ShafiAzad
خيلی مشغول شده بوديم،
در تخريب و تصرف طبيعت خيلی بیپروا شده بوديم،
به چيزی جز منافع خود نمیانديشيديم،
ضعيف را پامال میكرديم،
به صاحب قدرت و ثروت برای ارتقای مال و موقعيت كرنش میكرديم،
باور داشتيم قاعدهی دنيا همين است و اينگونه خواهد ماند.
آسمان را از دود و سرب و گازهای سمی سياه كرده بوديم،
دريا را از ماهی تهی و از زباله و نفت و فاضلاب پر كرده كرده بوديم.
به نام دين، به نام دموكراسی به نام حقوق بشر میكشتيم، اسير میكرديم، غارت میكرديم،
حتی به پرندگان آسمان هم رحم نمیکردیم.
صبر هم حدی دارد،
تحمل كائنات هم حدی دارد،
ظرفيت زمين و آسمان هم حدی دارد.
بالاخره بايد كسي پيدا میشد و به انسان مست و مغرور فرمان بدهد ايست!!
و اين ماموريت به يك ويروس كوچك غير قابل رويت واگذار شد تا به معنای واقعی انسان طغيانگر را سر جايش بنشاند.
و بهدرستی به او بفهماند كه ای انسان:
تو خيلی ضعيفی
تو خيلی تنهایی
تو خيلی ترسويی
همهی هواپيماها و قطارها را زمينگير كرد
همهی تجارتخانهها و همهی بازارهای بورس را تعطيل كرد.
درهای استاديومها، اماكن تفريحی، رستورانها، كازينوها، سينماها، پاركها را به دست خود انسان بست.
و به كرهی زمين گفت حالا نفس بكش،
به آسمان گفت حالا آبی شو،
به خورشيد و ماه و ستارهها گفت حالا بچرخيد و برقصيد.
به حيوانات هم گفت حالا بدون ترس از شكار شدن به دست انسان آنگونه كه در ذات و ميل شماست زندگی كنيد.
و به انسان دستور داد در خانه بمان و به آنچه داشتی، به آنها ناسپاس بودی بيانديش،
شايد هنوز فرصتی برای زيستن عاشقانه پيدا كنی...
@ShafiAzad
⏹ رمان عجیب این نویسنده و فیلمنامهنویس فرانسوی، هجوی است تمامعیار دربارهی مرگ و امید که بعد از چاپ در سال 2007، توجه فراوانی برانگیخت. رمان دربارهی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همهجور خنزرپنزری در آن یافت میشود. از انواع سم تا طنابهای دار و سلاحهای کمری مناسب برای انتحار و ویروسهای کشنده.
یک فروشگاه منحصربهفرد در زمان و مکانی نامعلوم.
رمان گره خورده است به نام برخی از مهمترین چهرههای هنری که خود را کشتهاند؛ مرلین مونرو، ونسان ونگوگ و... تقاضا بسیار زیاد است تا اینکه روزی پسری وارد داستان میشود و با خودش تحولی به همراه میآورد. رمان مغازهی خودکشی از درخشانترین آثار فانتزی سیاهیست که در دو دههی گذشته در جهان و در این سبک نوشته شده است. حضور متراکم مرگ، تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخیهای ظریف که در نهایت قرار است خواننده را میخکوب کند.
📚مغازه_خودکشی
✍ژان_تولی
@shafiAzad
یک فروشگاه منحصربهفرد در زمان و مکانی نامعلوم.
رمان گره خورده است به نام برخی از مهمترین چهرههای هنری که خود را کشتهاند؛ مرلین مونرو، ونسان ونگوگ و... تقاضا بسیار زیاد است تا اینکه روزی پسری وارد داستان میشود و با خودش تحولی به همراه میآورد. رمان مغازهی خودکشی از درخشانترین آثار فانتزی سیاهیست که در دو دههی گذشته در جهان و در این سبک نوشته شده است. حضور متراکم مرگ، تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخیهای ظریف که در نهایت قرار است خواننده را میخکوب کند.
📚مغازه_خودکشی
✍ژان_تولی
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ رمان عجیب این نویسنده و فیلمنامهنویس فرانسوی، هجوی است تمامعیار دربارهی مرگ و امید که بعد از چاپ در سال 2007، توجه فراوانی برانگیخت. رمان دربارهی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همهجور خنزرپنزری در آن یافت میشود. از انواع سم تا طنابهای…
⏹ «آلن! آخه چندبار باید بهت بگم؟وقتی مشتریهامون از مغازه خرید میکنن، بهشون نمیگیم بهزودی میبینمت. ما باهاشون وداع میکنیم. چون دیگه هیچوقت برنمیگردن. آخه کِی این رو توی کلهت فرو میکنی؟»
لوکریس تواچ با عصبانیت کاغذی را پشت خود در دستان گره کردهاش پنهان کرده بود که با تکانهای عصبیِ او میلرزید. بچهی کوچکش روبهروی او ایستاده بود و بشاش و مهربان نگاهش می کرد.
خانم تواچ خم شد و با لحن سرزنشآمیز محکمتری گفت «و یه چیز دیگه؛ این جیکجیک کردنت رو تموم کن. وقتی یکی میآد این جا نباید بهش بگی – ادای آلن را درمیآورد – «صبح به خیر.» تو باید با لحنِ یه بابامُرده بهشون بگی «چه روزِ گندی مادام.» یا مثلا بگی «امیدوارم اون دنیا جای بهتری براتون باشه»
📚مغازه_خودکشی
✍ژان_تولی
@shafiAzad
لوکریس تواچ با عصبانیت کاغذی را پشت خود در دستان گره کردهاش پنهان کرده بود که با تکانهای عصبیِ او میلرزید. بچهی کوچکش روبهروی او ایستاده بود و بشاش و مهربان نگاهش می کرد.
خانم تواچ خم شد و با لحن سرزنشآمیز محکمتری گفت «و یه چیز دیگه؛ این جیکجیک کردنت رو تموم کن. وقتی یکی میآد این جا نباید بهش بگی – ادای آلن را درمیآورد – «صبح به خیر.» تو باید با لحنِ یه بابامُرده بهشون بگی «چه روزِ گندی مادام.» یا مثلا بگی «امیدوارم اون دنیا جای بهتری براتون باشه»
📚مغازه_خودکشی
✍ژان_تولی
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ مردم عمدتاً در مورد خوشبختی شاخصه های کاذبی را برای ارزش گذاری به کار می برند. آنان مشوق قدرتند و پیروزی و ثروت می طلبند. هرگاه این صفات را در دیگران ببینند فوراً آن را تحسین می کنند و این درحالی است که آنچه را که عوامل واقعی خوشبختی است و در بطن زندگی ارزشمند…
⏹گوته، شاعر بزرگ آلمانی: همه چیز دنیا می تواند دائمی باشد مگر سلسله ای از روزهای خوب.
⏹شیلر شاعر و فیلسوف: «گردش جهان بر دو محور عشق و گرسنگی استوار است.»
⏹ دو نوع نیاز درونی داریم: نوع اول مربوط به «من» مثل گرسنگی و تشنگی و نوع دوم مربوط به شیئی و یا موضوعی خارج از «من» مثل عشق جنسی است.
📚 ناخوشیهای تمدن
✍ زیگموند فروید
@shafiAzad
⏹شیلر شاعر و فیلسوف: «گردش جهان بر دو محور عشق و گرسنگی استوار است.»
⏹ دو نوع نیاز درونی داریم: نوع اول مربوط به «من» مثل گرسنگی و تشنگی و نوع دوم مربوط به شیئی و یا موضوعی خارج از «من» مثل عشق جنسی است.
📚 ناخوشیهای تمدن
✍ زیگموند فروید
@shafiAzad