کتابخوانی📚
👌بی شک حس اخلاقی در سرشت هایی که جاه طلب نیستند, وجود دارد. جاه طلبان حتی بدون این حس هم به موفقیت می رسند. به همین دلیل پسران خانواده های فروتن و رویگردان از جاه طلبی, ان زمان که حس اخلاقی را از دست می دهند, معمولا خیلی زود مبدل به اراذلی تمام عیار می…
⏹ بیشتر انسانها انقدر به خود مشغول هستند که فرصت بدی کردن را ندارند.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
سراغ تو را
از من می گیرند
به آنها بگویم مرده ای یا باز خواهی گشت ؟
آیا هر دو غیر ممکن نیست ؟
برای اینکه
می دانم تو هرگز
باز نمی گردی و
می دانی تو هرگز برای من نمی میری !
@shafiAzad
از من می گیرند
به آنها بگویم مرده ای یا باز خواهی گشت ؟
آیا هر دو غیر ممکن نیست ؟
برای اینکه
می دانم تو هرگز
باز نمی گردی و
می دانی تو هرگز برای من نمی میری !
@shafiAzad
I love talking to you, the subject is not important.
من حرف زدن با تورو دوست دارم،
موضوعش مهم نیست.❤️
@ShafiAzad
من حرف زدن با تورو دوست دارم،
موضوعش مهم نیست.❤️
@ShafiAzad
Life is too short to be sad and depress. So let's be happy and enjoy life.
زندگیخیلی کوتاهه که بخوای ناراحت و افسرده باشی. پس بیا خوشحال باشیم و از زندگی لذت ببریم.
@shafiAzad
زندگیخیلی کوتاهه که بخوای ناراحت و افسرده باشی. پس بیا خوشحال باشیم و از زندگی لذت ببریم.
@shafiAzad
Forwarded from Amin Sophia (Amin Sophiamehr)
در دفاع از محافظهکاری فضیلتمدار
در گذشته فضائلی بوده که امروزه نیست. محافظهکاری فضیلتمدار میخواهد راز غیاب فضائل از میان رفته را بداند و برای احیاء آنان تلاش کند. میداند که جهان را نمیتوان یکسر از شر سترد. اما می داند که میتواند شر را بشناسد و بشناساند و به قدر همت خود از حجم آن بکاهد. میداند که زیست سیاسی پیشبینیپذیر نیست. بنابراین، دچار خوشبینی سادهلوحانه نمیشود که آینده بر پایه رویاها و برنامههای او پیش خواهد رفت. باری میداند که نمیتوان جلوی دگردیسیهای جامعه را گرفت. به خوبی دریافته است تغییر از آن نظر که تغییر است به خودی خود فضیلتی ندارد. از اینرو، ارزش تغییر را با محتوای آن میسنجد. باری، هنگامی که رذالت و شرارت وخباثت چیرگی گستردهای مییابد، دفاع از فضائل فراموش شده، میتواند محافظهکارِ فضیلتمدار را در مقام و موقعیت «انقلابی» قرار دهد. از اینرو، محافظهکار فضیلتمدار میتواند با اتکاء به گذشته رو به دگردیسیهای آینده داشته باشد. محافظهکاری فضیلتمدار، هنگامه چیرگی شرارت، دفاع از انحطاط موجود را نمودی و نمادی از درباختن قوه تمیز میان پستی و والایی میداند. از اینرو، محافظهکار فضیلتمدار برای حفاظت از خود در برابر فرو لغزیدن در فروچالههای انحطاط کنونی، تیغِ جداسازی پستی از والایی را همواره تیز نگه میدارد.
در گذشته فضائلی بوده که امروزه نیست. محافظهکاری فضیلتمدار میخواهد راز غیاب فضائل از میان رفته را بداند و برای احیاء آنان تلاش کند. میداند که جهان را نمیتوان یکسر از شر سترد. اما می داند که میتواند شر را بشناسد و بشناساند و به قدر همت خود از حجم آن بکاهد. میداند که زیست سیاسی پیشبینیپذیر نیست. بنابراین، دچار خوشبینی سادهلوحانه نمیشود که آینده بر پایه رویاها و برنامههای او پیش خواهد رفت. باری میداند که نمیتوان جلوی دگردیسیهای جامعه را گرفت. به خوبی دریافته است تغییر از آن نظر که تغییر است به خودی خود فضیلتی ندارد. از اینرو، ارزش تغییر را با محتوای آن میسنجد. باری، هنگامی که رذالت و شرارت وخباثت چیرگی گستردهای مییابد، دفاع از فضائل فراموش شده، میتواند محافظهکارِ فضیلتمدار را در مقام و موقعیت «انقلابی» قرار دهد. از اینرو، محافظهکار فضیلتمدار میتواند با اتکاء به گذشته رو به دگردیسیهای آینده داشته باشد. محافظهکاری فضیلتمدار، هنگامه چیرگی شرارت، دفاع از انحطاط موجود را نمودی و نمادی از درباختن قوه تمیز میان پستی و والایی میداند. از اینرو، محافظهکار فضیلتمدار برای حفاظت از خود در برابر فرو لغزیدن در فروچالههای انحطاط کنونی، تیغِ جداسازی پستی از والایی را همواره تیز نگه میدارد.
"تو منو دوست داری چون اینجام،
ولی اگه قرار باشه
از خیابون رد شی تا بیای پیدام کنی،
گم میشی!"
@shafiAzad
ولی اگه قرار باشه
از خیابون رد شی تا بیای پیدام کنی،
گم میشی!"
@shafiAzad
عشق ورزیدن یعنی کنار هم ماندن,
عشق ورزیدن یعنی خروج از جهان رویایی و ورود به جهانی که عشق پایدار در آن ممکن است.
رو در رو، استخوان به استخوان، و با عشقی متعهدانه,
عاشق بودن یعنی ماندن،
آن هم زمانی که تک تک سلولهای بدن می گویند
"فرار کن"!
@shafiAzad
عشق ورزیدن یعنی خروج از جهان رویایی و ورود به جهانی که عشق پایدار در آن ممکن است.
رو در رو، استخوان به استخوان، و با عشقی متعهدانه,
عاشق بودن یعنی ماندن،
آن هم زمانی که تک تک سلولهای بدن می گویند
"فرار کن"!
@shafiAzad
⏹ هایدگر یک حکایت قدیمی از محبت را نقل قول می کند که گوته هم در پایان فاوست آورده است:
«یک بار وقتی “محبت” از رودی عبور می کرد،توده ای گل رس دید؛ متفکرانه تکه ای برداشت و شروع کرد به شکل دادن آن. همانطور که داشت به آنچه ساخته بود،فکر
می کرد،به ژوپیتر برخورد.
”محبت” از او خواست در مخلوقش روح بدمد و ژوپیتر با خوشحالی پذیرفت.
ولی وقتی “محبت” خواست نام خویش را به آن ارزانی کند،ژوپیتر مانعش شد و خواست نام خود را بر آن نهد.
همین طور که “محبت” و ژوپیتر مشغول جر و بحث بودند،زمین برخاست و مدعی شدکه باید نام او را بر آن مخلوق بگذارند،زیرا محبت با بخشی از تن او ،این موجود را ساخته است .
این سه از ساتورن(خدای زمان) خواستند میان شان حکمیت کند و او این تصمیم را گرفت که به نظر عادلانه می آمد:از آنجا که تو ،ژوپیتر،به او روح بخشیده ای ،روحش را هنگام مرگش دریافت خواهی کرد،و ازآنجا که تو ، زمین ،به او جسم بخشیده ای ،جسمش به تو خواهد رسید. ولی از آنجا که “محبت” پیش از همه به او شکل داده،تا زمانی که این مخلوق زنده ست،به “محبت” تعلق خواهد داشت.
و از آنجا که بحثی درباره ی نام او میان شما درگرفته ،اجازه دهید او را «انسان» بنامیم .چرا که از زمین ساخته شده است.»
✍رولومی
📚عشق واراده
@shafiAzad
«یک بار وقتی “محبت” از رودی عبور می کرد،توده ای گل رس دید؛ متفکرانه تکه ای برداشت و شروع کرد به شکل دادن آن. همانطور که داشت به آنچه ساخته بود،فکر
می کرد،به ژوپیتر برخورد.
”محبت” از او خواست در مخلوقش روح بدمد و ژوپیتر با خوشحالی پذیرفت.
ولی وقتی “محبت” خواست نام خویش را به آن ارزانی کند،ژوپیتر مانعش شد و خواست نام خود را بر آن نهد.
همین طور که “محبت” و ژوپیتر مشغول جر و بحث بودند،زمین برخاست و مدعی شدکه باید نام او را بر آن مخلوق بگذارند،زیرا محبت با بخشی از تن او ،این موجود را ساخته است .
این سه از ساتورن(خدای زمان) خواستند میان شان حکمیت کند و او این تصمیم را گرفت که به نظر عادلانه می آمد:از آنجا که تو ،ژوپیتر،به او روح بخشیده ای ،روحش را هنگام مرگش دریافت خواهی کرد،و ازآنجا که تو ، زمین ،به او جسم بخشیده ای ،جسمش به تو خواهد رسید. ولی از آنجا که “محبت” پیش از همه به او شکل داده،تا زمانی که این مخلوق زنده ست،به “محبت” تعلق خواهد داشت.
و از آنجا که بحثی درباره ی نام او میان شما درگرفته ،اجازه دهید او را «انسان» بنامیم .چرا که از زمین ساخته شده است.»
✍رولومی
📚عشق واراده
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹پاسخ به این پرسش که آیا به راستی زندگی ارزش زیستن دارد یا نه؟ در وهلهی اول ما باید با این پرسش درگیر شویم که آیا زندگی به زحمتش میارزد؟ تمام پرسشات فلسفی بعد از آن قرار میگیرند. در واقع وقتی انسان با جهان روبرو میشود، از آن انتظار پاسخ و معنا دارد. ولی…
⏹ من کسانی رو میشناسم که با وجود اخلاق،رفتار خوبی ندارنند.
شرافت نیازمند قانون نیست.
📚افسانه سیزیف
✍ آلبر کامو
@shafiAzad
شرافت نیازمند قانون نیست.
📚افسانه سیزیف
✍ آلبر کامو
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ بیشتر انسانها انقدر به خود مشغول هستند که فرصت بدی کردن را ندارند. ✍ نیچه 📚انسانی زیاده انسانی @shafiAzad
⏹ نخستین نشانه ی تفاوت انسان و حیوان
مربوط به زمانی میشود که:
** رفتار جاندار فقط معطوف به لحظه نباشد, بلکه به مسایل پایدار و دایمی نیز توجه کند.
این چنین انسان موجودی سودجو و هدفمند می شود و در همین زمان حاکمیت بی قید و شرط خرد بر تمامی امور اغاز می شود.
**مرحله دوم زمانی است که فرد بر اساس اصل شرافت رفتار می کند و به برکت ان جایگاه خویش را درمی یابد و تحت تاثیر احساسات قرار می گیرد و ان را بر مرحله نخست که فقط خرد و نفع فردی در ان مطرح بود, برتری می دهد.
این چنین انسان احترام می گذارد و خود خواستار احترام است, یعنی عقیده ی او درباره ی دیگران و دیگران درباره ی او برایش اهمیت دارد.
**اخرین مرحله ی اخلاق که فرد تا کنون به ان رسیده است, بر اساس معیارها و رفتارهای سایر انسانها عمل و خود برای خویشتن و دیگران تعیین می کند که کدام امور شرافتمندانه و مفید است.
این چنین خود مبدل به قانون گزار و نظریه پرداز میشود و بر اساس مفهوم فایده و شرافت که دایما در حال تکامل است, به اظهار نظر می پردازد.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
مربوط به زمانی میشود که:
** رفتار جاندار فقط معطوف به لحظه نباشد, بلکه به مسایل پایدار و دایمی نیز توجه کند.
این چنین انسان موجودی سودجو و هدفمند می شود و در همین زمان حاکمیت بی قید و شرط خرد بر تمامی امور اغاز می شود.
**مرحله دوم زمانی است که فرد بر اساس اصل شرافت رفتار می کند و به برکت ان جایگاه خویش را درمی یابد و تحت تاثیر احساسات قرار می گیرد و ان را بر مرحله نخست که فقط خرد و نفع فردی در ان مطرح بود, برتری می دهد.
این چنین انسان احترام می گذارد و خود خواستار احترام است, یعنی عقیده ی او درباره ی دیگران و دیگران درباره ی او برایش اهمیت دارد.
**اخرین مرحله ی اخلاق که فرد تا کنون به ان رسیده است, بر اساس معیارها و رفتارهای سایر انسانها عمل و خود برای خویشتن و دیگران تعیین می کند که کدام امور شرافتمندانه و مفید است.
این چنین خود مبدل به قانون گزار و نظریه پرداز میشود و بر اساس مفهوم فایده و شرافت که دایما در حال تکامل است, به اظهار نظر می پردازد.
✍ نیچه
📚انسانی زیاده انسانی
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
سخنرانی لایو در Atheists Community
#موضوع_کنفرانس: ماه خرداد؛ تیرباران بنیانگذاران مجاهدین و نقد ایدئولوژی اسلامی سازمان مجاهدین
#سخنران: اسماعیل وفا یغمایی _ پژوهشگر تاریخِ اسلام و تاریخ ایران، نویسنده، شاعر و ترانهسرا
#زمان: سهشنبه ۶ خرداد ساعت ۲۲ به وقت تهران
#مکان_برگزاری: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
آرشیو سخنرانیها و کنفرانسها:
t.me/Atheists_Community
#موضوع_کنفرانس: ماه خرداد؛ تیرباران بنیانگذاران مجاهدین و نقد ایدئولوژی اسلامی سازمان مجاهدین
#سخنران: اسماعیل وفا یغمایی _ پژوهشگر تاریخِ اسلام و تاریخ ایران، نویسنده، شاعر و ترانهسرا
#زمان: سهشنبه ۶ خرداد ساعت ۲۲ به وقت تهران
#مکان_برگزاری: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
آرشیو سخنرانیها و کنفرانسها:
t.me/Atheists_Community
⏹ مردی 30 ساله، نزد پزشكی رفت و شكايت كرد كه:
نمی توانم عادت مكيدن شصتم را ترك كنم.
كراولی گفت: زياد در موردش نگران نباش؛ فقط سعی كن هرروز انگشتی غير از انگشت ديروزی را بمكی.
مرد كوشيد تا آنگونه كه به او دستور داده شده بود عمل كند.
اما هربار كه انگشتش را به سمت دهانش ميبرد، ميبايست آگاهانه تصميم ميگرفت كه امروز كدام انگشت را بايد هدف عادتش قرار دهد!
قبل از آنكه هفته به آخر برسد عادت او رفع شده بود.
پزشک ميگويد: وقتی عمل ناپسندی عادت ميشود، كنار آمدن با آن مشكل ميشود.
اما وقتی بخواهيم رفتارهای جديدی به اين عادت اضافه كنيم، آگاه ميشويم كه به زحمتش نمی ارزد.
@shafiAzad
نمی توانم عادت مكيدن شصتم را ترك كنم.
كراولی گفت: زياد در موردش نگران نباش؛ فقط سعی كن هرروز انگشتی غير از انگشت ديروزی را بمكی.
مرد كوشيد تا آنگونه كه به او دستور داده شده بود عمل كند.
اما هربار كه انگشتش را به سمت دهانش ميبرد، ميبايست آگاهانه تصميم ميگرفت كه امروز كدام انگشت را بايد هدف عادتش قرار دهد!
قبل از آنكه هفته به آخر برسد عادت او رفع شده بود.
پزشک ميگويد: وقتی عمل ناپسندی عادت ميشود، كنار آمدن با آن مشكل ميشود.
اما وقتی بخواهيم رفتارهای جديدی به اين عادت اضافه كنيم، آگاه ميشويم كه به زحمتش نمی ارزد.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ میکوشم که همه چیز را درک کنم و دشمن خونی کسی نباشم. فقط میدانم که برای طاعونی نبودن، باید آنچه را که میبایست، انجام داد، و تنها همین است که میتواند امید آرامش و در صورت فقدان آن مرگی آرام ببخشد. همین است که میتواند انسانها را تسکین دهد و اگر هم…
⏹ هرگز تیرباران کسی را ندیده اید؟ مسلماً نه، معمولاً این کار بنا به دعوت صورت می گیرد و حاضران قبلاً انتخاب شده اند. نتیجه این که، اطلاع شما از این مراسم محدود به آن چیزی است که در تصویرها و در کتابها دیده اید دستمالی به روی چشم،چوبه ی اعدام
و چند سرباز در فاصله ای دور. اما نه این طور نیست می دانید که برعکس، جوخه ی تیرباران در یک مترونیمی محکوم می ایستد؟ می دانید که اگر محکوم بتواند دو قدم به جلو بگذارد سینه اش به تفنگ ها می خورد؟ می دانید که تیراندازان از این فاصله کوتاه تیرشان را در ناحیه قلب متمرکز می کنند. و همه ی آنها با گلوله های درشتشان حفره ای در آنجا باز می کنند که می توان مشت را در آن فرو برد. نه، شما نمی دانید، چون اینها جزئیاتی است که ازش حرف نمی زنند.
📚طاعون
✍آلبرکامو
@shafiAzad
و چند سرباز در فاصله ای دور. اما نه این طور نیست می دانید که برعکس، جوخه ی تیرباران در یک مترونیمی محکوم می ایستد؟ می دانید که اگر محکوم بتواند دو قدم به جلو بگذارد سینه اش به تفنگ ها می خورد؟ می دانید که تیراندازان از این فاصله کوتاه تیرشان را در ناحیه قلب متمرکز می کنند. و همه ی آنها با گلوله های درشتشان حفره ای در آنجا باز می کنند که می توان مشت را در آن فرو برد. نه، شما نمی دانید، چون اینها جزئیاتی است که ازش حرف نمی زنند.
📚طاعون
✍آلبرکامو
@shafiAzad
⚪جانا دلم
زِ دردِ فراقِ تو
كم نسوخت
آخر چه شد كه
هيچ دلت بر دلم نسوخت؟
⚪مرا شکسته و تنها رها مَکُن!
دریاب...
بهانه ای بتراش و مرا بگیر از من
@shafiAzad
زِ دردِ فراقِ تو
كم نسوخت
آخر چه شد كه
هيچ دلت بر دلم نسوخت؟
⚪مرا شکسته و تنها رها مَکُن!
دریاب...
بهانه ای بتراش و مرا بگیر از من
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
روانپریشی و مسخشدگی ایرانیان در شیعیگری
دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعهشناس دانشگاه پاریس
@Atheists_Community
دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعهشناس دانشگاه پاریس
@Atheists_Community
Telegram
Atheists Community
Promise me you'll always remember: You're braver than you believe, stronger than you seem and smarter than you think.
بهم قول بده که همیشه یادت میمونه : تو شجاع تر از اونی هستی که باور داری، قوی تر از اونچیزی هستی که به نظر میرسی و باهوشتر از اونچیزی هستی که فکر میکنی.
🇬🇧 | @shafiAzad
بهم قول بده که همیشه یادت میمونه : تو شجاع تر از اونی هستی که باور داری، قوی تر از اونچیزی هستی که به نظر میرسی و باهوشتر از اونچیزی هستی که فکر میکنی.
🇬🇧 | @shafiAzad
به آنان که میدانند عشق از جوانی تا پیری جان زندگی است
غزل
اسماعیل وفا یغمایی
سپاس که خزان رسیده و آتشکده دل شعلهورتر از بهارست
میان زلف تو در شب نشستهام امشب
به ماه نیز، مقرّب نشستهام امشب
دو ظلمت است، شب و گیسوان پر شکنات
خوشا! به شام مرکّب نشستهام امشب
مگو که بوسه حرام است با خدا تو بگو!
برون ز ربّ و زمذهب نشستهام امشب
حدیث عشق سکوت است و بوسه از این رو
به پیکر تو، مخاطب نشستهام امشب
حدیث عشق شرارست وز تب تن تو
نگاه! یکسره در تب نشستهام امشب
به بانگ بوسه لبم با لب تو میگوید
منم که با تو لبالب نشستهام امشب
چنان به خال لبت غرقهام که پندارم
منم که گوشهی آن لب نشستهام امشب
طلب نمودم و مطلوب عاقبت آمد
خوشا که در مقابل مطلب نشستهام امشب
شبی است تیره (وفا) زین سحر که در بر من
نگاه کن که به کوکب نشستهام امشب
غزل
اسماعیل وفا یغمایی
سپاس که خزان رسیده و آتشکده دل شعلهورتر از بهارست
میان زلف تو در شب نشستهام امشب
به ماه نیز، مقرّب نشستهام امشب
دو ظلمت است، شب و گیسوان پر شکنات
خوشا! به شام مرکّب نشستهام امشب
مگو که بوسه حرام است با خدا تو بگو!
برون ز ربّ و زمذهب نشستهام امشب
حدیث عشق سکوت است و بوسه از این رو
به پیکر تو، مخاطب نشستهام امشب
حدیث عشق شرارست وز تب تن تو
نگاه! یکسره در تب نشستهام امشب
به بانگ بوسه لبم با لب تو میگوید
منم که با تو لبالب نشستهام امشب
چنان به خال لبت غرقهام که پندارم
منم که گوشهی آن لب نشستهام امشب
طلب نمودم و مطلوب عاقبت آمد
خوشا که در مقابل مطلب نشستهام امشب
شبی است تیره (وفا) زین سحر که در بر من
نگاه کن که به کوکب نشستهام امشب
Promise me, you won’t forget our laughs, our jokes, our smiles, our conversations, our plans, our tears, our memories, our experiences and our friendships.
بهم قول بده که، نه قهقهه هامون، نه جک هامون، نه لبخندامون، نه مکالماتمون، نه برنامه هامون، نه اشکامون، نه خاطره هامون، نه تجربه هامون و نه دوستی هامون یادت نمیره.
._.♡
@ShafiAzad
بهم قول بده که، نه قهقهه هامون، نه جک هامون، نه لبخندامون، نه مکالماتمون، نه برنامه هامون، نه اشکامون، نه خاطره هامون، نه تجربه هامون و نه دوستی هامون یادت نمیره.
._.♡
@ShafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ تو تجارت هر چیزی به جز سود بیارزشه. ⏹ اغلب بهترین قسمتهای زندگی اوقاتی بودهاند که هیچ کار نکردهای و نشستهای و دربارهی زندگی فکر کردهای. منظورم این است که مثلاً میفهمی همه چیز بیمعناست، بعد به این نتیجه میرسی که خیلی هم نمیتواند بیمعنا باشد،…
⏹ بیشتر آدمهای دنیا دیوانه بودند.آن بخشی هم که دیوانه نبودند،عصبی بودند.آن بخش هم که دیوانه یا عصبی نبودند،احمق بودند.
⏹ آدمها وابسته میشوند.وقتی بند نافشان را می برندبه چیزهای دیگر وابسته میشوند.نور،صدا،پول،سراب،مادر،جنایت و بدحالی دوشنبه صبح ها.
📚 عامهپسند
✍چارلز بوکفسکی
@shafiAzad
⏹ آدمها وابسته میشوند.وقتی بند نافشان را می برندبه چیزهای دیگر وابسته میشوند.نور،صدا،پول،سراب،مادر،جنایت و بدحالی دوشنبه صبح ها.
📚 عامهپسند
✍چارلز بوکفسکی
@shafiAzad