I spend my nights with that though if you’ll ever come back to me.
شبهایم را با این فکر می گذرانم که آیا هرگز بر خواهی گشت ؟
@shafiAzad
شبهایم را با این فکر می گذرانم که آیا هرگز بر خواهی گشت ؟
@shafiAzad
کتابخوانی📚 via @like
Are you who you wanted to be?!
همونی هستی که میخواستی باشی؟!
بله 👍😊
خیر 👎🙁
همونی هستی که میخواستی باشی؟!
بله 👍😊
خیر 👎🙁
To will is to select a goal, determine a course of action that will bring one to that goal, and then hold to that action till the goal is reached. The key of success is action.
اراده کردن یعنی برگزیدن یکهدف، تعیین کردن یک سری از اعمال که تو را به هدف میرساند، و سپس پایبند ماندن به ان اعمال تاجایی که هدف به وقوع بپیوندد. کلیدموفقیت، عمل است.
@ShafiAzad
اراده کردن یعنی برگزیدن یکهدف، تعیین کردن یک سری از اعمال که تو را به هدف میرساند، و سپس پایبند ماندن به ان اعمال تاجایی که هدف به وقوع بپیوندد. کلیدموفقیت، عمل است.
@ShafiAzad
کتابخوانی📚 via @like
Are you who you wanted to be?! همونی هستی که میخواستی باشی؟! بله 👍😊 خیر 👎🙁
شخصی که بگوید من همانی هستم که میخواستم، همان الگوی کامل ذهنی که از خودم متصور بودم هستم، به مانند همان دینی است که میگوید من فقط بازگو کنندهء همان حقیقتی هستم که باید بازگو شود!
وقتی بگوییم همانی هستیم که میخواستیم، یعنی دیگر چیزی باقی نمانده که سعی در رسیدن به آن، تبدیل شدن و دگرگونی در احوال و رفتار و شرایط خود داشته باشیم و کامل شدهایم، ایدهی ذهنی که از خودمان داریم در واقعیت محقق شده و دیگر توقعی در پیشرفت در خود به سمت و سوی هدف و تغییری نداریم، در حالیکه انسان، تا زمان مرگ باید در حال پیشروی بهسوی اهداف خود باشد و زمانی این حرکت متوقف میشود که زمان مرگ باشد...
@ShafiAzad
وقتی بگوییم همانی هستیم که میخواستیم، یعنی دیگر چیزی باقی نمانده که سعی در رسیدن به آن، تبدیل شدن و دگرگونی در احوال و رفتار و شرایط خود داشته باشیم و کامل شدهایم، ایدهی ذهنی که از خودمان داریم در واقعیت محقق شده و دیگر توقعی در پیشرفت در خود به سمت و سوی هدف و تغییری نداریم، در حالیکه انسان، تا زمان مرگ باید در حال پیشروی بهسوی اهداف خود باشد و زمانی این حرکت متوقف میشود که زمان مرگ باشد...
@ShafiAzad
Life has taught me that everything has a price;
Free cheese can only be found in rat traps!
«زندگی به من آموخت که هرچیزی قیمتی دارد؛
پنیر مجانی فقط در تله موش یافت میشود!»
@ShafiAzad
Free cheese can only be found in rat traps!
«زندگی به من آموخت که هرچیزی قیمتی دارد؛
پنیر مجانی فقط در تله موش یافت میشود!»
@ShafiAzad
Forwarded from کتابخوانی📚 (👤 ·– ––·· ·– –·· 🎻🎨)
I miss running my fingers through your hair
دلم تنگ شده واسه وقتیکه انگشتام از میان موهات میگذشتن
@ShafiAzad
دلم تنگ شده واسه وقتیکه انگشتام از میان موهات میگذشتن
@ShafiAzad
خیلی وقتا برای یه بوسه هزارتا نقشه میکشیدی...
خیلی وقتا برای دیدنش ثانیه میشماردی...
خیلی وقتا از همون مسیرایی میری که میرفتین...
خیلی وقتا یادت میره که دیگه نیست...
خیلی وقتا فراموش میکنی که دیگه نداریش...
خیلی وقتا نمیتونی تو دلت نداشته باشیش...
خیلی وقتا اونقدر برات سخت میگذره که اندازه نداره...
نمیدانم چرا اینگونه ، آنطور بیهوا ، آنقدر تنها شدم که خیلی وقتا یادم میرود که کجام و کیستم؟!
تناقض عجیبی بین من و این دنیای لعنتی وجود داره!
بزرگترین پارادکس جهان از نظر من ، زندگی خودم!!
خیلی وقتا میخواهم فراموش کنم آنچه بود و نبود...
خیلی وقتا تمام بدنم میشود زخم و کبود...
خیلی وقتا چشمام کاسهی خون و لبانم خشکیده...
خیلی وقتا گلها توی دستام خشک و پیچیده...
خیلی وقتا سایه ها روی سرم سنگین است...
خیلی وقتا واقعا ، متن هایم غمگین است!
خیلی وقتا درمانم فقط این دل نوشته هاست
خیلی وقت ها.......بیخیال!
@shafiAzad
خیلی وقتا برای دیدنش ثانیه میشماردی...
خیلی وقتا از همون مسیرایی میری که میرفتین...
خیلی وقتا یادت میره که دیگه نیست...
خیلی وقتا فراموش میکنی که دیگه نداریش...
خیلی وقتا نمیتونی تو دلت نداشته باشیش...
خیلی وقتا اونقدر برات سخت میگذره که اندازه نداره...
نمیدانم چرا اینگونه ، آنطور بیهوا ، آنقدر تنها شدم که خیلی وقتا یادم میرود که کجام و کیستم؟!
تناقض عجیبی بین من و این دنیای لعنتی وجود داره!
بزرگترین پارادکس جهان از نظر من ، زندگی خودم!!
خیلی وقتا میخواهم فراموش کنم آنچه بود و نبود...
خیلی وقتا تمام بدنم میشود زخم و کبود...
خیلی وقتا چشمام کاسهی خون و لبانم خشکیده...
خیلی وقتا گلها توی دستام خشک و پیچیده...
خیلی وقتا سایه ها روی سرم سنگین است...
خیلی وقتا واقعا ، متن هایم غمگین است!
خیلی وقتا درمانم فقط این دل نوشته هاست
خیلی وقت ها.......بیخیال!
@shafiAzad
اینروزا وقتی میخوام بنویسم
یه قدم از خودم دور میشم
به یه فکر تازه...
به یه آدم دیگه نزدیک میشم
اما نمیدونم چرا نوشته هام خوب به دل نمیشینن
انگار حروف با من قهر کردن
خوب کنار هم چفت نمیشن ......
@shafiAzad
یه قدم از خودم دور میشم
به یه فکر تازه...
به یه آدم دیگه نزدیک میشم
اما نمیدونم چرا نوشته هام خوب به دل نمیشینن
انگار حروف با من قهر کردن
خوب کنار هم چفت نمیشن ......
@shafiAzad
Sometimes silence means a lot of words you can't say!
گاهی سکوت ینی کلی حرف که حالشو نداری بگی
@ShafiAzad
گاهی سکوت ینی کلی حرف که حالشو نداری بگی
@ShafiAzad
Forwarded from اکس مسلم اسکاندیناوی
برنامه هفتگی زنده نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی
تبعض جنسیتی، مسئلهای الهی یا سیاسی؟
با حضور:
رامین احمدی
حامد جمالی
مجری:
میلاد رسایی منش
زمان:
جمعه، ۱۶ اکتبر، ۲۵ مهر
۱۸:۳۰ اروپا مرکزی
۲۰:۰۰ تهران
لینک Facebook:
https://www.facebook.com/1530170770598183/posts/2861522180796362/
لینک YouTube:
https://www.youtube.com/watch?v=dTtUdsEP2Ug
لینک Twitch:
https://www.twitch.tv/exmuslimscandinavia
لینک Instagram:
https://instagram.com/exmuslimstockholm?igshid=17fsb037xpt0g
تماس با ما :
تلگرام :
@ExScandinavia
اینستاگرام :
Instagram.com/exmuslimstockholm
فیس بوک :
https://www.facebook.com/ExScandinavia/
توییتر :
Twitter.com/ExScandinavia
Youtube.com/c/ExmuslimScandinavia
لینک فرم عضویت در نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی : 👇
http://www.exmuslim.net/
تبعض جنسیتی، مسئلهای الهی یا سیاسی؟
با حضور:
رامین احمدی
حامد جمالی
مجری:
میلاد رسایی منش
زمان:
جمعه، ۱۶ اکتبر، ۲۵ مهر
۱۸:۳۰ اروپا مرکزی
۲۰:۰۰ تهران
لینک Facebook:
https://www.facebook.com/1530170770598183/posts/2861522180796362/
لینک YouTube:
https://www.youtube.com/watch?v=dTtUdsEP2Ug
لینک Twitch:
https://www.twitch.tv/exmuslimscandinavia
لینک Instagram:
https://instagram.com/exmuslimstockholm?igshid=17fsb037xpt0g
تماس با ما :
تلگرام :
@ExScandinavia
اینستاگرام :
Instagram.com/exmuslimstockholm
فیس بوک :
https://www.facebook.com/ExScandinavia/
توییتر :
Twitter.com/ExScandinavia
Youtube.com/c/ExmuslimScandinavia
لینک فرم عضویت در نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی : 👇
http://www.exmuslim.net/
Forwarded from Public Exit
❈ مصاحبه با پروفسور سیمون بلکبرن درباره آتئیسم
bit.ly/3nRjc38
🏷 مصاحبهگر: ریک لوئیس | برگردان: هادی میثم
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
bit.ly/3nRjc38
🏷 مصاحبهگر: ریک لوئیس | برگردان: هادی میثم
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
مصاحبه با پروفسور سایمون بلکبرن دربارهی آتئیسم
سایمون بلکبرن نایب رئیس انجمن اومانیسم بریتانیا، عضو گروه فیلسوفان اومانیست، استاد سابق فلسفه در دانشگاه کمبریج، و در حال حاضر استاد پژوهشگر برجسته دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل است. ریک لوئیس: سلام پروفسور بلکبرن. شما آتئیست هستید. منظور شما شخصا از…
دلم زین بیش غوغا برنتابد
سرم زین بیش سودا برنتابد
غمت را گو بدار از جان ما دست
که آن دیوانه یغما برنتابد
ز شوقت بر دل دیوانهٔ ماست
غمی کان سنگ خارا برنتابد
ز چشمم هر شبی مژگان براند
چنان سیلی که دریا برنتابد
بیا امشب مگو فردا که این کار
دگر امروز و فردا برنتابد
سر اندر پایت اندازیم چون زلف
اگر زلفت سر از ما برنتابد
عبید از درد کی یابد رهائی
چو درد دل مداوا برنتابد
عبید زاکانی, عشاقنامه
@ShafiAzad
سرم زین بیش سودا برنتابد
غمت را گو بدار از جان ما دست
که آن دیوانه یغما برنتابد
ز شوقت بر دل دیوانهٔ ماست
غمی کان سنگ خارا برنتابد
ز چشمم هر شبی مژگان براند
چنان سیلی که دریا برنتابد
بیا امشب مگو فردا که این کار
دگر امروز و فردا برنتابد
سر اندر پایت اندازیم چون زلف
اگر زلفت سر از ما برنتابد
عبید از درد کی یابد رهائی
چو درد دل مداوا برنتابد
عبید زاکانی, عشاقنامه
@ShafiAzad
من و شب هر دو بر بالین این بیمار بیداریم.
من و شب هر دو حال درهم آشفتهای داریم.
پریشانیم، دلتنگیم
به خود پیچیدهتر، از بغض خونین شباهنگیم.
هوا: دَم کرده، خونآلود، آتشخیز، آتشریز،
به جانِ این فرو غلتیده درخون
آتش تب تیز !
تنی اینجا به خاک افتاده
پرپر میزند در پیش چشم من
که او را دشنهآجین کرده دست دوست یا دشمن
وگر باور توانی کرد دست دوست با دشمن!
جهان بی مهر میماند که می میرد مسیحایی
نگاهی میشود ویران که میارزد به دنیایی
من این را نیک میدانم، که شب را، ساعتی دیگر،
فروزان آفتابی هست
چون لبخند گل پیروز.
شب آیا هیچ میداند گر این بدحال،
نماند تا سحرگاهان
- زبانم لال،
جهان با صد هزاران آفتاب و گل،
دگر در چشم من تاریک تاریک است
چون امروز
فریدون مشیری, ریشه در خاک
@ShafiAzad
من و شب هر دو حال درهم آشفتهای داریم.
پریشانیم، دلتنگیم
به خود پیچیدهتر، از بغض خونین شباهنگیم.
هوا: دَم کرده، خونآلود، آتشخیز، آتشریز،
به جانِ این فرو غلتیده درخون
آتش تب تیز !
تنی اینجا به خاک افتاده
پرپر میزند در پیش چشم من
که او را دشنهآجین کرده دست دوست یا دشمن
وگر باور توانی کرد دست دوست با دشمن!
جهان بی مهر میماند که می میرد مسیحایی
نگاهی میشود ویران که میارزد به دنیایی
من این را نیک میدانم، که شب را، ساعتی دیگر،
فروزان آفتابی هست
چون لبخند گل پیروز.
شب آیا هیچ میداند گر این بدحال،
نماند تا سحرگاهان
- زبانم لال،
جهان با صد هزاران آفتاب و گل،
دگر در چشم من تاریک تاریک است
چون امروز
فریدون مشیری, ریشه در خاک
@ShafiAzad
امشب چو ز شب اغلبی سر آید
و آفاق لب از گفت و گو ببندد
تا از پس ِ آن قلهٔ جنوبی
فانوس ِ شبان یک شکر بخندد
آن پنجره را باز میکنم، باز
آن پنجره را باز میگذارم
ای نور سرشت، ای نسیم پیکر
چون خنده زد آن روشن خجسته
تو نیز بیا، روشنی بیاور
تاریکم و تنها ( تو نیز شاید؟)
تاریکم و تنها، تو نیز بی من
شاید نه چنانی که میپسندی
من چشم به ره، پنجره گشوده
دیگر نکند ز آن سویش ببندی؟
آن شب چه کشیدم، چه بد! چه بیداد!
آن شب چه کشیدم، چه بد! چه دشوار!
هر مو به تنم شکوه ای دگر داشت
خاموشی ِ شب میگریست با من
اما نفسش نهت ِ سحر داشت
یعنی: بگذر! شب گذشت، ای مرد
یعنی بگذر! شب گذشت، برخیز!
برخیز و به فکر ِ شبی دگر باش
اینک شب ِ دیگر، سیه چو چشمت
ای سبز ِ گلی پوش با خبر باش
امشب چو ز شب اغلبی سر آید ....
امشب چو ز شب اغلبی سر آید
و آفاق لب از گفت و گو ببندد
تا از پس آن قلهٔ جنوبی
فانوس شبان یک شکر بخندد
آن پنجره را باز میکنم، باز
مهدی اخوان ثالث, در حیاط کوچک پاییز، در زندان
@ShafiAzad
و آفاق لب از گفت و گو ببندد
تا از پس ِ آن قلهٔ جنوبی
فانوس ِ شبان یک شکر بخندد
آن پنجره را باز میکنم، باز
آن پنجره را باز میگذارم
ای نور سرشت، ای نسیم پیکر
چون خنده زد آن روشن خجسته
تو نیز بیا، روشنی بیاور
تاریکم و تنها ( تو نیز شاید؟)
تاریکم و تنها، تو نیز بی من
شاید نه چنانی که میپسندی
من چشم به ره، پنجره گشوده
دیگر نکند ز آن سویش ببندی؟
آن شب چه کشیدم، چه بد! چه بیداد!
آن شب چه کشیدم، چه بد! چه دشوار!
هر مو به تنم شکوه ای دگر داشت
خاموشی ِ شب میگریست با من
اما نفسش نهت ِ سحر داشت
یعنی: بگذر! شب گذشت، ای مرد
یعنی بگذر! شب گذشت، برخیز!
برخیز و به فکر ِ شبی دگر باش
اینک شب ِ دیگر، سیه چو چشمت
ای سبز ِ گلی پوش با خبر باش
امشب چو ز شب اغلبی سر آید ....
امشب چو ز شب اغلبی سر آید
و آفاق لب از گفت و گو ببندد
تا از پس آن قلهٔ جنوبی
فانوس شبان یک شکر بخندد
آن پنجره را باز میکنم، باز
مهدی اخوان ثالث, در حیاط کوچک پاییز، در زندان
@ShafiAzad
Forwarded from Deleted Account
کوششی بر تحلیل جنگ عراق و ایران الف کوشا.pdf
376.2 KB