Forwarded from اکس مسلم اسکاندیناوی
انقلاب برق آسا چیست؟.mp4
233.9 MB
انقلاب برق آسا چیست؟ تفاوتش با انقلاب کلاسیک چیست؟ و آیا منجر به خلاصی از شر جنبش اسلام سیاسی در ایران خواهد شد؟
(نسخه کم حجم)
با حضور:
رامین احمدی
محسن ابراهیمی
گردانندگان:
عطیه نیک نفس
میلاد رسایی منش
تماس با ما:
تلگرام :
@ExScandinavia
اینستاگرام :
Instagram.com/exmuslimstockholm
فیس بوک :
https://www.facebook.com/ExScandinavia/
توییتر :
Twitter.com/ExScandinavia
یوتوب:
Youtube.com/c/ExmuslimScandinavia
لینک فرم عضویت در نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی : 👇
http://www.exmuslim.net/
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
#ExmuslimStockholm
(نسخه کم حجم)
با حضور:
رامین احمدی
محسن ابراهیمی
گردانندگان:
عطیه نیک نفس
میلاد رسایی منش
تماس با ما:
تلگرام :
@ExScandinavia
اینستاگرام :
Instagram.com/exmuslimstockholm
فیس بوک :
https://www.facebook.com/ExScandinavia/
توییتر :
Twitter.com/ExScandinavia
یوتوب:
Youtube.com/c/ExmuslimScandinavia
لینک فرم عضویت در نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی : 👇
http://www.exmuslim.net/
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
#ExmuslimStockholm
فریدون فروغی؛ یالا پاشین بجنگین، با این روزای ننگین، چه فایده داره…
Gooshe
آی آدمای مرده
ترس دلاتونو برده
پس چرا ساکت هستین
سگ دلاتونو خورده
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندین
زندهیاد فریدون فروغی، ویکتورخارای ایران، کسی که با سیمهای گیتارش خودش را حلقآویز کرد!
@ShafiAzad
ترس دلاتونو برده
پس چرا ساکت هستین
سگ دلاتونو خورده
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندین
زندهیاد فریدون فروغی، ویکتورخارای ایران، کسی که با سیمهای گیتارش خودش را حلقآویز کرد!
@ShafiAzad
من خیسِ باران باشم و در را به رویم وا کنی؛
عطر تمشک و پونه را با خندهات معنا کنی؛
مانند برگ و شَبنَمی، سرد از هوای نَمنَمی؛
در خود بلرزم تا کمی در دستهایم "ها" کنی؛
بگذاری آن سو صندلی، مَحو هوای مَخمَلی؛
با چوبهای جنگلی، شومینهای بر پا کنی؛
کتری و رقص شعلهها، آویشن و هِل در هوا؛
یک سینی از عشق و صفا، سهمِ منِ تنها کنی...♡
@ShafiAzad
عطر تمشک و پونه را با خندهات معنا کنی؛
مانند برگ و شَبنَمی، سرد از هوای نَمنَمی؛
در خود بلرزم تا کمی در دستهایم "ها" کنی؛
بگذاری آن سو صندلی، مَحو هوای مَخمَلی؛
با چوبهای جنگلی، شومینهای بر پا کنی؛
کتری و رقص شعلهها، آویشن و هِل در هوا؛
یک سینی از عشق و صفا، سهمِ منِ تنها کنی...♡
@ShafiAzad
انسان، آن موجودیست که در هستیاش این هستی برایش مسئله است.
میتواند خودش را انتخاب کند و تحقق ببخشد، یا خود را ببازد و هرگز به تحقق خویش نائل نشود.
مارتین هایدگر (۱۹۷۸--۱۸۸۹)
@ShafiAzad
میتواند خودش را انتخاب کند و تحقق ببخشد، یا خود را ببازد و هرگز به تحقق خویش نائل نشود.
مارتین هایدگر (۱۹۷۸--۱۸۸۹)
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
❈ نقد اسلام آزاد است! (bit.ly/2TcrpB1)
🏷 نویسنده: دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعهشناس دانشگاه فرانسه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 نویسنده: دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعهشناس دانشگاه فرانسه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
نقد اسلام آزاد است
آزادی انتقاد نشانه آزادی بیان است و چنین امری یکی از بنیادهای جامعه دمکراتیک به شمار میآید. انتقاد، اشکال گوناگون دارد که زبان طنز و گزندگی یکی از جلوههای آن است. انتقاد برانگیزنده است، منبع آفرینش است، با کهنگی سرمخالفت دارد. انتقاد نه نژادپرستانه است…
نسبیگرایی_مجموعه_مقالات_جلد_دوم.pdf
2.9 MB
نسبیگرایی: مجموعه مقالات (جلد دوم)
@ShafiAzad
@ShafiAzad
استدلال مایکل مارتین:
1 ) اگر خدا وجود دارد، احساس حسادت یا شهوت ندارد
2 ) اگر خدا وجود دارد، تمامی چیزهایی که انسانها میدانند را میداند
3 ) اگر خدا تمام چیزهایی که انسان میداند را بداند، شهوت و حسادت هم میداند
4 ) اگر خدا میداند که شهوت و حسادت چیستند، پس حتما آنها را تجربه کرده است
5 )خدا هم شهوت و حسادت را تجربه کرده و هم تجربه نکرده است!!
@ShafiAzad
1 ) اگر خدا وجود دارد، احساس حسادت یا شهوت ندارد
2 ) اگر خدا وجود دارد، تمامی چیزهایی که انسانها میدانند را میداند
3 ) اگر خدا تمام چیزهایی که انسان میداند را بداند، شهوت و حسادت هم میداند
4 ) اگر خدا میداند که شهوت و حسادت چیستند، پس حتما آنها را تجربه کرده است
5 )خدا هم شهوت و حسادت را تجربه کرده و هم تجربه نکرده است!!
@ShafiAzad
ᴬᵀ ᴺᴵᴳᴴᵀ ,ᴵᴺˢᵀᴱᴬᴰ ᴼᶠ ᶜᴼᵁᴺᵀᴵᴺᴳ ˢᵀᴬᴿˢ ᶜᴼᵁᴺᵀ ᵞᴼᵁᴿ ˢᵀᵁᴾᴵᴰ ᵀᴴᴵᴺᴳˢ..
شب ها بجایِ شمردن ستاره ها کارهای احمقانه ی خودت رو بشمار..
@shafiAzad
شب ها بجایِ شمردن ستاره ها کارهای احمقانه ی خودت رو بشمار..
@shafiAzad
Forwarded from Public Exit
نامسلمان باید تغییر دین داده، شکستخورده یا بکشید؛ مرتد را بکشید؛ جهان را تسخیر کنید.
با توجه به اینکه «امپریالیسم» که مسلمانان آن را یکی از گناهان بزرگ غرب به شمار میآورند، حکم واجب تسخیر جهان که همان دلایل را دارد، یک واجب جالب است: در خاورمیانه امپریالیسم یک موضوع به ویژه مهم و به ویژه یک مورد مهمتردر پرونده اسلام بر ضد غرب به شمار میرود. برای آنان واژهی امپریالیسم دارای معنای خاصی است. برای نمونه این واژه هرگز درباره امپراتوریهای بزرگ اسلامی به کار نمیرود نخستین این امپراتوریها به وسیله اعراب، پایهگذاری شده و قلمروهای گسترده و جمعیت بزرگی را تسخیر کرده و آنها را در زیر بیت اسلام یکپارچه ساختند. برای مسلمانان به طور کامل شرعی بود تا بر اروپا و اروپاییان غلبه کرده و بر آنها حکمرانی کرده و بدینسان آنها را قادرولی نه ناچار به پذیرش دین راستین کنند.
ولی حکمرانی و تسخیر مسلمان برای اروپاییان جنایت و معصیت به شمار آمده و بدتر، کوشش اروپاییان برای به گمراهی کشیدن آنها بوده است. از نگاه مسلمان تغییر دین به اسلام برای کسی که تغییر دین دهد سودمند بوده و هم چنین برای کسی ثواب دارد که شخصی را تغییر دین میدهد. در قانون اسلام تغییر دین از اسلام ارتداد به شمار میآید یک گناه بزرگ برای شخص گمراه شده و کسی که او را گمراه کرده است. در این مورد قانون روشن است و خالی از ابهام است. اگر مسلمان از اسلام دست بکشد، حتا اگر تازه مسلمان بوده و به دین پیشین خود برگشت کند، حکم وی مرگ است.
Sam_Harris
The End Of Faith
@PublicExit
با توجه به اینکه «امپریالیسم» که مسلمانان آن را یکی از گناهان بزرگ غرب به شمار میآورند، حکم واجب تسخیر جهان که همان دلایل را دارد، یک واجب جالب است: در خاورمیانه امپریالیسم یک موضوع به ویژه مهم و به ویژه یک مورد مهمتردر پرونده اسلام بر ضد غرب به شمار میرود. برای آنان واژهی امپریالیسم دارای معنای خاصی است. برای نمونه این واژه هرگز درباره امپراتوریهای بزرگ اسلامی به کار نمیرود نخستین این امپراتوریها به وسیله اعراب، پایهگذاری شده و قلمروهای گسترده و جمعیت بزرگی را تسخیر کرده و آنها را در زیر بیت اسلام یکپارچه ساختند. برای مسلمانان به طور کامل شرعی بود تا بر اروپا و اروپاییان غلبه کرده و بر آنها حکمرانی کرده و بدینسان آنها را قادرولی نه ناچار به پذیرش دین راستین کنند.
ولی حکمرانی و تسخیر مسلمان برای اروپاییان جنایت و معصیت به شمار آمده و بدتر، کوشش اروپاییان برای به گمراهی کشیدن آنها بوده است. از نگاه مسلمان تغییر دین به اسلام برای کسی که تغییر دین دهد سودمند بوده و هم چنین برای کسی ثواب دارد که شخصی را تغییر دین میدهد. در قانون اسلام تغییر دین از اسلام ارتداد به شمار میآید یک گناه بزرگ برای شخص گمراه شده و کسی که او را گمراه کرده است. در این مورد قانون روشن است و خالی از ابهام است. اگر مسلمان از اسلام دست بکشد، حتا اگر تازه مسلمان بوده و به دین پیشین خود برگشت کند، حکم وی مرگ است.
Sam_Harris
The End Of Faith
@PublicExit
دین چگونه عمل میکند؟
سازوکار ادیان، روشِ زور و تهدید و اجبار است، نه روشِ آموزش و اصلاحِ بشر؛
روشِ آموزش، مستلزم وجود درستی و صحت گزارهها و اعتماد به درستیشان است تا بتوان آنها را به دیگران هم منتقل کرد؛
ادیان، بخصوص اسلام، از نادرستیِ احکام خود، و از برخوردار نبودنِ حقانیتِ کافی، در دستوراتش آگاه بود که، دست بر اسلحهء زور و اجبار و تهدید بُرد؛
چراکه اگر میدانست و اطمینان داشت که از منطق، و عقلانیت روشنی بهرهمند بود، تنها روشِ آموزش، برای نشان دادن صحتِ گزارهها و مدعیاتش کافی بود؛
اما چون نیست، و میداند که از عهده هدایت به روش مسالمتآمیز با استفاده از آموزش، و نشان دادن درستیِ مدعیاتش به روشنی بر مخاطب برنمیآید، بناچار دست بر اجبار با تهدید، در اجرای احکام الهیاش میزند.
نیچه اخلاق مسیحیت را دقیقا از همین نقطهنظر نقد میکند؛
او میگوید:
مسیحیت انسان را اصلاح نکرد، بلکه تنها او را ناتوان و درمانده ساخت، و نتوانست پاسخی به خوی وحشیگری او بدهد، بلکه تنها با روشهایی همچو تهدید و القای ترس، مُوَّقتاً او را سرکوب کرد؛
مانند حیوان درندهای که خوی درندگیاش با ضربات چوب صاحبش در سیرک، مُوَّقتاً سرکوب و ناتوان شد؛
مسیحیت پاسخی برای انسان، جز القای ترس از موجودات خیالی و تهدید، برای رام کردن و اخلاقی کردنش نداشت؛
تواناییاش را نداشت، لذا سادهترین راه را که تهدید و ترس بود برگزید و نه آموزش بر اساس نشان دادن چراییِ صِحَّت ادعاهایش...
سازوکار ادیان در تمام موارد مِنجمله: حجاب و پوشش، اعتقاد و تفکرات، قدرت بیان و هر مسئلهء دیگری، چیزی جز تهدید نبود.
@ShafiAzad
سازوکار ادیان، روشِ زور و تهدید و اجبار است، نه روشِ آموزش و اصلاحِ بشر؛
روشِ آموزش، مستلزم وجود درستی و صحت گزارهها و اعتماد به درستیشان است تا بتوان آنها را به دیگران هم منتقل کرد؛
ادیان، بخصوص اسلام، از نادرستیِ احکام خود، و از برخوردار نبودنِ حقانیتِ کافی، در دستوراتش آگاه بود که، دست بر اسلحهء زور و اجبار و تهدید بُرد؛
چراکه اگر میدانست و اطمینان داشت که از منطق، و عقلانیت روشنی بهرهمند بود، تنها روشِ آموزش، برای نشان دادن صحتِ گزارهها و مدعیاتش کافی بود؛
اما چون نیست، و میداند که از عهده هدایت به روش مسالمتآمیز با استفاده از آموزش، و نشان دادن درستیِ مدعیاتش به روشنی بر مخاطب برنمیآید، بناچار دست بر اجبار با تهدید، در اجرای احکام الهیاش میزند.
نیچه اخلاق مسیحیت را دقیقا از همین نقطهنظر نقد میکند؛
او میگوید:
مسیحیت انسان را اصلاح نکرد، بلکه تنها او را ناتوان و درمانده ساخت، و نتوانست پاسخی به خوی وحشیگری او بدهد، بلکه تنها با روشهایی همچو تهدید و القای ترس، مُوَّقتاً او را سرکوب کرد؛
مانند حیوان درندهای که خوی درندگیاش با ضربات چوب صاحبش در سیرک، مُوَّقتاً سرکوب و ناتوان شد؛
مسیحیت پاسخی برای انسان، جز القای ترس از موجودات خیالی و تهدید، برای رام کردن و اخلاقی کردنش نداشت؛
تواناییاش را نداشت، لذا سادهترین راه را که تهدید و ترس بود برگزید و نه آموزش بر اساس نشان دادن چراییِ صِحَّت ادعاهایش...
سازوکار ادیان در تمام موارد مِنجمله: حجاب و پوشش، اعتقاد و تفکرات، قدرت بیان و هر مسئلهء دیگری، چیزی جز تهدید نبود.
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
❈ آیا مذاهب اصلا بنیانگذاری داشتند؟ (bit.ly/3jkAK49)
🏷 امین قضایی _ جامعهشناس و پژوهشگر فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 امین قضایی _ جامعهشناس و پژوهشگر فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
آیا مذاهب اصلا بنیانگذاری داشتند؟
این مقاله می خواهد آنچه مردم بدیهی ترین امر درباره مذاهب می دانند را به چالش بکشاند. دروغ مذاهب فقط ادعاهای گزاف ماورا طبیعی (ارتباط با خدا یا شفای بیماران و معجزات و…) نیست، بلکه حتی روایت آنها از شکل گیری و ظهور این مذاهب نیز دروغ است. در تاریخ یهودیت،…
Do not judge my choice if you do not understand my reason.
تصمیمات من رو قضاوت نکن اگر دلایلم رو نمیدونی.
@ShafiAzad
تصمیمات من رو قضاوت نکن اگر دلایلم رو نمیدونی.
@ShafiAzad
آقای جان شاند john shand در مرورش بر فلسفهء غرب، مینویسد:
مشخصهء فلسفه آن است که مانند بسیاری موضوعاتِ دیگر از یک نقطه شروع میشود، اما از آن هم عقبتر رفته و به ملزومات آن میپردازد.
در مورد مسائل همیشگی برخاسته از زندگی و تفکر، بحث میکند. یکی از جاذبههای فلسفه آن است که متفکران دوران و اعصار مختلفِ تاریخی در تلاششان برای یافتن پاسخ همان پرسشهای بنیادی به یکدیگر پیوند میدهد.
از یک نظر این موضوع ممکن است منجر به دلسردی شود.
چرا افلاطون را مطالعه کنیم؟
چرا هنوز هم سیطرهی کسانی نظیر افلاطون، ارسطو، دکارت، هیوم که قرنها از درگذشتشان میگذرد بر متون فلسفی مشهود است و چرا کسانی نظیرِ راسل Bertround Russell، رایل Gilbert Ryle و ایر Alfred Jules Ayer در نوشتههایشان مباحثِ کهنه را به قرن بیستم می کشانند؟
همانگونه که شاند نیز میکوشد در کتابش آن را نشان دهد، از دیدگاه تاریخی چنین برداشت میشود که خیلی از لایههای فکری هنوز هم به یکی از مباحث فلسفه مربوط هستند.
دیدگاههای افلاطون در مورد جامعه یا روش وی در درک ماهیت واقعیت، اندیشهء علیت ارسطو و یا جستجوی قطعیت توسط دکارت، گرچه امروزه با اصطلاحات متفاوتی در مقایسه با اندیشمندان اولیه بیان می شوند، کماکان مرتبط با مسائل بشر بوده و در نتیجه جدی گرفته میشوند. همانگونه که از نقلِقولِ بالا از شاند استنباط میشود، کارِ فلسفه تعمق در خصوص پیشفرضهای هر استدلال و ادعایی است.
فلسفه به هر موضوعی با توجه به مُحتوایش نگریسته و سپس به کاوش در زمینهای که به بُروز آن منجر شده است و استدلالهای بکار رفته برای توجیهِ آن و نیز پیآمدهایش میپردازد.
یک نظریه ممکن است در برههای از زمان معتبر تلقی شده و با استدلالی محکم هم توجیه شود، ولی با گذرِ زمان اعتبارش را از دست بدهد و دیگر حقیقتی مطلق و پایدار محسوب نشود.
کسانی که طالب جوابهای قطعی هستند، به احتمال زیاد فلسفه را ناامیدکننده خواهند یافت. ولی برعکس برای آنهایی که دائما پرسش میکنند و برای آزمایش و بهبود نظریاتشان آمادگی دارند، محسور کننده و جذاب و ابزار مناسبی برای تقویت تواناییهای ذهنی است.
@ShafiAzad
مشخصهء فلسفه آن است که مانند بسیاری موضوعاتِ دیگر از یک نقطه شروع میشود، اما از آن هم عقبتر رفته و به ملزومات آن میپردازد.
در مورد مسائل همیشگی برخاسته از زندگی و تفکر، بحث میکند. یکی از جاذبههای فلسفه آن است که متفکران دوران و اعصار مختلفِ تاریخی در تلاششان برای یافتن پاسخ همان پرسشهای بنیادی به یکدیگر پیوند میدهد.
از یک نظر این موضوع ممکن است منجر به دلسردی شود.
چرا افلاطون را مطالعه کنیم؟
چرا هنوز هم سیطرهی کسانی نظیر افلاطون، ارسطو، دکارت، هیوم که قرنها از درگذشتشان میگذرد بر متون فلسفی مشهود است و چرا کسانی نظیرِ راسل Bertround Russell، رایل Gilbert Ryle و ایر Alfred Jules Ayer در نوشتههایشان مباحثِ کهنه را به قرن بیستم می کشانند؟
همانگونه که شاند نیز میکوشد در کتابش آن را نشان دهد، از دیدگاه تاریخی چنین برداشت میشود که خیلی از لایههای فکری هنوز هم به یکی از مباحث فلسفه مربوط هستند.
دیدگاههای افلاطون در مورد جامعه یا روش وی در درک ماهیت واقعیت، اندیشهء علیت ارسطو و یا جستجوی قطعیت توسط دکارت، گرچه امروزه با اصطلاحات متفاوتی در مقایسه با اندیشمندان اولیه بیان می شوند، کماکان مرتبط با مسائل بشر بوده و در نتیجه جدی گرفته میشوند. همانگونه که از نقلِقولِ بالا از شاند استنباط میشود، کارِ فلسفه تعمق در خصوص پیشفرضهای هر استدلال و ادعایی است.
فلسفه به هر موضوعی با توجه به مُحتوایش نگریسته و سپس به کاوش در زمینهای که به بُروز آن منجر شده است و استدلالهای بکار رفته برای توجیهِ آن و نیز پیآمدهایش میپردازد.
یک نظریه ممکن است در برههای از زمان معتبر تلقی شده و با استدلالی محکم هم توجیه شود، ولی با گذرِ زمان اعتبارش را از دست بدهد و دیگر حقیقتی مطلق و پایدار محسوب نشود.
کسانی که طالب جوابهای قطعی هستند، به احتمال زیاد فلسفه را ناامیدکننده خواهند یافت. ولی برعکس برای آنهایی که دائما پرسش میکنند و برای آزمایش و بهبود نظریاتشان آمادگی دارند، محسور کننده و جذاب و ابزار مناسبی برای تقویت تواناییهای ذهنی است.
@ShafiAzad
زن و شوهرِ پیری با هم زندگی میکردند.
پیرمرد همیشه از خروپفِ همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیرِ بار نمیرفت و گلههای شوهرش را به حساب بهانهگیریهای او میگذاشت.
این بگومگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...
پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف میکند و آسایش او را مختل میکند ضبطصوتی را آماده کرد و شبی همه سروصدای خرناسهای گوشخراشِ همسرش را ضبط کرد.
پیرمرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سندِ معتبری برای ثابت کردنِ خروپفهای شبانه او دارد به سراغِ همسرِ پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زنِ بیچاره به خوابِ ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپفهای ضبط شده پیرزن، لالاییِ آرامبخش شبهای تنهایی او بود...🍂
@ShafiAzad
پیرمرد همیشه از خروپفِ همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیرِ بار نمیرفت و گلههای شوهرش را به حساب بهانهگیریهای او میگذاشت.
این بگومگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...
پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف میکند و آسایش او را مختل میکند ضبطصوتی را آماده کرد و شبی همه سروصدای خرناسهای گوشخراشِ همسرش را ضبط کرد.
پیرمرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سندِ معتبری برای ثابت کردنِ خروپفهای شبانه او دارد به سراغِ همسرِ پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زنِ بیچاره به خوابِ ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپفهای ضبط شده پیرزن، لالاییِ آرامبخش شبهای تنهایی او بود...🍂
@ShafiAzad