مَثَل بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده {چون باغى است كه} در آن نهرهايى است از آبى كه {رنگ و بو و طعمش} برنگشته؛ و جویهايى از شيرى كه مزهاش دگرگون نشود؛ و رودهايى از شرابی كه براى نوشندگان لذتى است؛ و جويبارهايى از اَنگبين ناب. و در آنجا از هرگونه ميوه براى آنان {فراهم} است و {از همه بالاتر} آمرزش پروردگار آنهاست. {آيا چنين كسى در چنين باغى دلانگيز} مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مىشود {تا} رودههايشان را از هم فرو پاشد؟
«سوره محمد / آیه ۱۵»
و حال، آیه ذیل:
البته خدا آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شَوَند در بهشتی که زیر درختانش نهرها جاریست داخل گرداند و آنانرا که به راه کفر شتافتند به تمتع و شهوترانی و شکمپرستی مانند حیوانات پرداختند عاقبت منزل آنها آتش دوزخ خواهد بود.
«سوره محمد آیه ۱۲»
و حال آیهای با رنگ و بویی دیگر:
و روزیکه کافران را بر آتش دوزخ متوجه سازند، فرشتگان گویند شما لذّات و خوشیهایتان را در زندگانیِ دنیا به شهوترانی و عصیان بُردید و بِدان لذّات دنیوی برخوردار بودید، پس امروز بهعذاب ذلّت و خواری مجازات میشوید چون در زمین به ناحق تکبّر کردید و راه فسق و تبهکاری پیش گرفتید.
«سوره أحقاف/آیه ۲۰»
در دو آیهء فوق، خداوند به توصیفِ بهشت و نعمات و حالاتِ بهشتیان در آن مکان میپردازد، و در ادامه، جهنمیان را از همین بابت نکوهش میکند به شکمپرستی، شهوترانی، خوشی و شادمانی روزگار گذراندن، و قرآن از این خوشی با لفظ عصیان و تکبّر یاد میکند!
ابتدا اینکه خودِ توصیف صفاتی که از بهشت شده است دقیقا یادآور همان شهوترانی و شکمپرستیست، و نکتهء بعدی اینکه آن خوشی و برخورداری از لذّات که با نام تکبّر و سرکشی و عصیان آورده شده است دقیقا بازگوی این مطلب است که مکتب قرآن با آموزههای الهیاتیاش بدنبال اکثریتی هستند که گوسفندوار مُقَلِّد و مطیعِ امرِ آن چیزی که در رأس قرار میگیرد باشند که مبادا خوشی و شادمانی و لذتی، توجّه آنها را از اهداف آن بِرُباید!
در این آیات هیچ خط و مشي برای برخورداری از لذّات آورده نشده بلکه هر نوع غرق شدن در آنها را پلیدی خطاب کرده است زیرا همانطور که گفته شد، موجب انحرافِ اذهانِ گوسفندانِ مطیع و رام شده، از رأس هرم میشود و از نظر روانشناسانه نیز اشخاصِ برخوردار از لذّات، هرگز توجه چندانی به افرادِ مافوق، که خواهانِ هرچه بیشترِ چنین مطیعانی هستند نخواهند داشت.
چه خوب گفت نیچه، که کنترل جمعیت افسرده و غمزده، بسیار راحتتر از جمعیت شادمان و سرخوش است.
گویا هدف، تأمینِ نیاز و لذّات بنیآدم نیست و نبود، هدف چیزِ دیگری که همانا تأمینِ منافع رأس این ایدئولوژی میباشد.
و اما توصیفاتِ بهشت:
صفاتی که از مکانِ بهشت در قرآن ذکر میشود، دقیقا خودش بیانگرِ این واقعیت است که قرآن نه تنها از زبانِ یک خدای مافوق، بلکه از زبان و افکارِ یک انسان تراوش کرده است زیرا تمامیِ توصیفاتی که از میوهها و رودها و عسلها و زنان لختی که از بهشت میشود همانهاییست که شخص در طول عمر خودش از این زندگی دیده و چشیده و تجربه کرده است و همان صفات را با کمی آبوتاب به مکانی دیگر تعمیم داده است؛
یعنی خودِ قرآن هم برای جلبِ توجه و تبلیغ و دعوتِ افراد به زیر پرچم خود، چارهای جز تبلیغ با همان ابزار و ویژگیهای این زندگیِ مادی نداشت، و نمیتوانست غیر از آن با توصیفات شیرینیِ از نوع دیگری، پیروان را جذب کند چون بشر تجربهای از حالتِ دیگری در ذهناش غیر از تجربهء همین لذّات مادی نداشت و باز جالب اینجاست که همین صفات و لذّات در این دنیا سرکشی و تکبّر و بیهودگی خطاب میشود اما اللّٰه خودش چارهای جز تبلیغ با استفاده از همین توصیفات مادی نداشت.
قرآن هم درون همان بستری بیان شده است که هیچ درکی از لذتی غیر مادی، و به شکلی دیگر، در خودش نداشت؛
یعنی دارای همان ذهن مادی و نگاهِ انسانوارانه بود.
قرآن نتوانسته برای بشر، وصفِ لذاتی غیر از لذاتِ این دنیا را بیاورد چون:
نه خودش درکی غیر از آن درکی که در همین بسترِ تجاربِ انسانی پیدا کرده بود داشت، و نه مخاطبانی که به آنها وعده داده است.
میگویند اینها مادی نیستند بلکه نعمات معنویِ بهشتیان هستند اما همانطور که گفته شد، از همان لذات تجربه شدهء مادیِ در ذهن بشر، برای تبلیغ و جذب بسوی یک دنیای به اصطلاح معنوی و غیرجسمانی استفاده شد که لذات جسمانی را سرکوبِ خودش کرد.
میگویند بالاترین پاداش، رضایت خداست!
اما اللّٰه نتوانست فقط با بیانِ همین یک مورد، جذبِ پیرو کند چون گویا خودش هم میدانست که چندان خریداری نخواهد داشت و در آخر، خودِ همین رضایتش هم به برخورداری از همان لذِات دنیویِ در بهشت ختم میشود که روزگاری در این دنیا منع شده بود!
قضاوت با شما
@ShafiAzad
«سوره محمد / آیه ۱۵»
و حال، آیه ذیل:
البته خدا آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شَوَند در بهشتی که زیر درختانش نهرها جاریست داخل گرداند و آنانرا که به راه کفر شتافتند به تمتع و شهوترانی و شکمپرستی مانند حیوانات پرداختند عاقبت منزل آنها آتش دوزخ خواهد بود.
«سوره محمد آیه ۱۲»
و حال آیهای با رنگ و بویی دیگر:
و روزیکه کافران را بر آتش دوزخ متوجه سازند، فرشتگان گویند شما لذّات و خوشیهایتان را در زندگانیِ دنیا به شهوترانی و عصیان بُردید و بِدان لذّات دنیوی برخوردار بودید، پس امروز بهعذاب ذلّت و خواری مجازات میشوید چون در زمین به ناحق تکبّر کردید و راه فسق و تبهکاری پیش گرفتید.
«سوره أحقاف/آیه ۲۰»
در دو آیهء فوق، خداوند به توصیفِ بهشت و نعمات و حالاتِ بهشتیان در آن مکان میپردازد، و در ادامه، جهنمیان را از همین بابت نکوهش میکند به شکمپرستی، شهوترانی، خوشی و شادمانی روزگار گذراندن، و قرآن از این خوشی با لفظ عصیان و تکبّر یاد میکند!
ابتدا اینکه خودِ توصیف صفاتی که از بهشت شده است دقیقا یادآور همان شهوترانی و شکمپرستیست، و نکتهء بعدی اینکه آن خوشی و برخورداری از لذّات که با نام تکبّر و سرکشی و عصیان آورده شده است دقیقا بازگوی این مطلب است که مکتب قرآن با آموزههای الهیاتیاش بدنبال اکثریتی هستند که گوسفندوار مُقَلِّد و مطیعِ امرِ آن چیزی که در رأس قرار میگیرد باشند که مبادا خوشی و شادمانی و لذتی، توجّه آنها را از اهداف آن بِرُباید!
در این آیات هیچ خط و مشي برای برخورداری از لذّات آورده نشده بلکه هر نوع غرق شدن در آنها را پلیدی خطاب کرده است زیرا همانطور که گفته شد، موجب انحرافِ اذهانِ گوسفندانِ مطیع و رام شده، از رأس هرم میشود و از نظر روانشناسانه نیز اشخاصِ برخوردار از لذّات، هرگز توجه چندانی به افرادِ مافوق، که خواهانِ هرچه بیشترِ چنین مطیعانی هستند نخواهند داشت.
چه خوب گفت نیچه، که کنترل جمعیت افسرده و غمزده، بسیار راحتتر از جمعیت شادمان و سرخوش است.
گویا هدف، تأمینِ نیاز و لذّات بنیآدم نیست و نبود، هدف چیزِ دیگری که همانا تأمینِ منافع رأس این ایدئولوژی میباشد.
و اما توصیفاتِ بهشت:
صفاتی که از مکانِ بهشت در قرآن ذکر میشود، دقیقا خودش بیانگرِ این واقعیت است که قرآن نه تنها از زبانِ یک خدای مافوق، بلکه از زبان و افکارِ یک انسان تراوش کرده است زیرا تمامیِ توصیفاتی که از میوهها و رودها و عسلها و زنان لختی که از بهشت میشود همانهاییست که شخص در طول عمر خودش از این زندگی دیده و چشیده و تجربه کرده است و همان صفات را با کمی آبوتاب به مکانی دیگر تعمیم داده است؛
یعنی خودِ قرآن هم برای جلبِ توجه و تبلیغ و دعوتِ افراد به زیر پرچم خود، چارهای جز تبلیغ با همان ابزار و ویژگیهای این زندگیِ مادی نداشت، و نمیتوانست غیر از آن با توصیفات شیرینیِ از نوع دیگری، پیروان را جذب کند چون بشر تجربهای از حالتِ دیگری در ذهناش غیر از تجربهء همین لذّات مادی نداشت و باز جالب اینجاست که همین صفات و لذّات در این دنیا سرکشی و تکبّر و بیهودگی خطاب میشود اما اللّٰه خودش چارهای جز تبلیغ با استفاده از همین توصیفات مادی نداشت.
قرآن هم درون همان بستری بیان شده است که هیچ درکی از لذتی غیر مادی، و به شکلی دیگر، در خودش نداشت؛
یعنی دارای همان ذهن مادی و نگاهِ انسانوارانه بود.
قرآن نتوانسته برای بشر، وصفِ لذاتی غیر از لذاتِ این دنیا را بیاورد چون:
نه خودش درکی غیر از آن درکی که در همین بسترِ تجاربِ انسانی پیدا کرده بود داشت، و نه مخاطبانی که به آنها وعده داده است.
میگویند اینها مادی نیستند بلکه نعمات معنویِ بهشتیان هستند اما همانطور که گفته شد، از همان لذات تجربه شدهء مادیِ در ذهن بشر، برای تبلیغ و جذب بسوی یک دنیای به اصطلاح معنوی و غیرجسمانی استفاده شد که لذات جسمانی را سرکوبِ خودش کرد.
میگویند بالاترین پاداش، رضایت خداست!
اما اللّٰه نتوانست فقط با بیانِ همین یک مورد، جذبِ پیرو کند چون گویا خودش هم میدانست که چندان خریداری نخواهد داشت و در آخر، خودِ همین رضایتش هم به برخورداری از همان لذِات دنیویِ در بهشت ختم میشود که روزگاری در این دنیا منع شده بود!
قضاوت با شما
@ShafiAzad
و خداییست وَرای حَدِّ تَصور؛
کامل و بیعیب و نقص، حکیم، دانا، شنوا، مهربان و بخشنده؛
و البته جبّار و قهّار و مکّار و مُنتَقِم؛
خدایی که اگر اطاعت از دستوراتش کنند پاداش اَرزندهای به مؤمنان راستینش عطاء میکند و اگر از فرمانش سرپیچی کنند دچارِ برخوردِ خشمگینِ او میشوند؛
خدایی که صلاحِ ما را از خودمان بهتر میداند و این دانستن را به اولیاء خود اِعطا کرده است تا به گوشِ ما برساند؛
خدائی که نسبت به کُنِشهای خارجی، واکنش نشان میدهد و نوعِ رفتارش دستخوشِ نحوهی برخورد ما با اوست؛
فردریش نیچه:
«در اساس بشر بازتابِ خود را در آیینهی چیزها میبیند و هر آن چیزی را که تصویرِ او را به او باز میتاباند زیبا میانگارد؛ حکمِ "زیبا" {در مورد چیزها} برآمده از خودبینیِ نوعِ اوست...و جایِ آن است که یک بدگمانیِ کوچک، این پرسش را در گوشِ مردِ شکّآور زمزمه کند که آیا جهان بهراستی زیبایی از آن نیافته است که همانا انسان آن را زیبا یافته است؟ او جهان را #انسانگونه کرده است؛ همین و بس.»
📚غروب بتها
@ShafiAzad
کامل و بیعیب و نقص، حکیم، دانا، شنوا، مهربان و بخشنده؛
و البته جبّار و قهّار و مکّار و مُنتَقِم؛
خدایی که اگر اطاعت از دستوراتش کنند پاداش اَرزندهای به مؤمنان راستینش عطاء میکند و اگر از فرمانش سرپیچی کنند دچارِ برخوردِ خشمگینِ او میشوند؛
خدایی که صلاحِ ما را از خودمان بهتر میداند و این دانستن را به اولیاء خود اِعطا کرده است تا به گوشِ ما برساند؛
خدائی که نسبت به کُنِشهای خارجی، واکنش نشان میدهد و نوعِ رفتارش دستخوشِ نحوهی برخورد ما با اوست؛
فردریش نیچه:
«در اساس بشر بازتابِ خود را در آیینهی چیزها میبیند و هر آن چیزی را که تصویرِ او را به او باز میتاباند زیبا میانگارد؛ حکمِ "زیبا" {در مورد چیزها} برآمده از خودبینیِ نوعِ اوست...و جایِ آن است که یک بدگمانیِ کوچک، این پرسش را در گوشِ مردِ شکّآور زمزمه کند که آیا جهان بهراستی زیبایی از آن نیافته است که همانا انسان آن را زیبا یافته است؟ او جهان را #انسانگونه کرده است؛ همین و بس.»
📚غروب بتها
@ShafiAzad