ما باید حقیقت را میگفتیم ، و حقیقت این بود : «نه ، اصلا حالم خوب نیست!»
اما هیچکس نمیدانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید ، بنابراین ما راههای دیگری برای بیان آن پیدا کردیم و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم : مواد مخدر ، مشروبات الکلی ، مواد غذایی ، پول ، بازوهایمان ، بدنهای دیگر ، ما به حیقیقت خود ، به جای صحبت کردن از خود غیرواقعیمان عمل کردیم و گند همهچیز درآمد ! اما ما فقط میخواستیم صادق باشیم ...
• گلنن دویل میلتون
• جنگجوی عشق
@shafiAzad
اما هیچکس نمیدانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید ، بنابراین ما راههای دیگری برای بیان آن پیدا کردیم و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم : مواد مخدر ، مشروبات الکلی ، مواد غذایی ، پول ، بازوهایمان ، بدنهای دیگر ، ما به حیقیقت خود ، به جای صحبت کردن از خود غیرواقعیمان عمل کردیم و گند همهچیز درآمد ! اما ما فقط میخواستیم صادق باشیم ...
• گلنن دویل میلتون
• جنگجوی عشق
@shafiAzad
وقتی کسی زیاد از رفتن حرف میزند قبلا رفته است ؛ فقط میخواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نماند !
کمک کن چمدانش را ببندد ، چترش را به او پس بده ، لبخندش را ، آوازهایش را ، همینطور سایهاش را که گاه و بیگاه از پشت پنجرهات گذشته بود ...
@shafiAzad
کمک کن چمدانش را ببندد ، چترش را به او پس بده ، لبخندش را ، آوازهایش را ، همینطور سایهاش را که گاه و بیگاه از پشت پنجرهات گذشته بود ...
@shafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️چگونه ژنها بر رفتار تأثیر میگذارند؟
هیچ ژنی اثرات خودش را به تنهایی بار نمیآورد. یک ژن پروتئین تولید میکند و این پروتئین با دیگر مواد شیمیایی موجود در بدن و همچنین با محیط زیست تعامل دارد.
این سؤال که یک ژن دقیقاً چگونه میتواند بر رفتار تأثیر بگذارد، مسئلهای پیچیده است که در موارد مختلف، پاسخهای گوناگونی دارد. نکته جالب توجه این است که یک ژن بدون اینکه در مغز بیان شود نیز میتواند رفتار انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ فرض کنید که ژنهای شما باعث زیبایی ویژه و خاص در ظاهر شما شوند. در نتیجه این افراد درون اجتماع به شما لبخند میزنند و بسیاری تمایل دارند با شما ارتباط برقرار کنند.
اگر واکنش افراد اجتماع به ظاهرتان، شخصیت شما را تحت تأثیر قرار دهد، نتیجه این است که ژنها با تغییر دادن محیطی که در آن زندگی میکنید تأثیرات رفتاری خود را به بار آوردهاند.
در مثالی دیگر، تصور کنید کودکی به تازگی متولد شده و در آینده ژنهای او باعث میشوند متوسط قد و سرعت دویدنش از باقی افراد بیشتر باشد. به دلیل موارد فوق، کودک موفقیت اولیهای در بسکتبال نشان میدهد و خیلی زود وقت بیشتری را صرف بازی بسکتبال خواهد کرد. در نتیجه، آن کودک کمتر به سراغ کارهای دیگر نظیر تماشای تلویزیون، بازی کردن شطرنج یا هر چیز دیگری میرود و تمرکز اصلیاش بر روی بازی بسکتبال است.
این یک مثال فرضی است اما نکته مهمی را نشان میدهد: ژنها میتوانند به طور غیر مستقیم بر رفتار آدمی تأثیر بگذارند. نتیجتاً ما نباید از این گزاره که تقریباً همه رفتارهای انسان مقداری وراثتپذیری دارند شگفتزده شویم!
@NeoScientology
هیچ ژنی اثرات خودش را به تنهایی بار نمیآورد. یک ژن پروتئین تولید میکند و این پروتئین با دیگر مواد شیمیایی موجود در بدن و همچنین با محیط زیست تعامل دارد.
این سؤال که یک ژن دقیقاً چگونه میتواند بر رفتار تأثیر بگذارد، مسئلهای پیچیده است که در موارد مختلف، پاسخهای گوناگونی دارد. نکته جالب توجه این است که یک ژن بدون اینکه در مغز بیان شود نیز میتواند رفتار انسان را تحت تأثیر قرار دهد؛ فرض کنید که ژنهای شما باعث زیبایی ویژه و خاص در ظاهر شما شوند. در نتیجه این افراد درون اجتماع به شما لبخند میزنند و بسیاری تمایل دارند با شما ارتباط برقرار کنند.
اگر واکنش افراد اجتماع به ظاهرتان، شخصیت شما را تحت تأثیر قرار دهد، نتیجه این است که ژنها با تغییر دادن محیطی که در آن زندگی میکنید تأثیرات رفتاری خود را به بار آوردهاند.
در مثالی دیگر، تصور کنید کودکی به تازگی متولد شده و در آینده ژنهای او باعث میشوند متوسط قد و سرعت دویدنش از باقی افراد بیشتر باشد. به دلیل موارد فوق، کودک موفقیت اولیهای در بسکتبال نشان میدهد و خیلی زود وقت بیشتری را صرف بازی بسکتبال خواهد کرد. در نتیجه، آن کودک کمتر به سراغ کارهای دیگر نظیر تماشای تلویزیون، بازی کردن شطرنج یا هر چیز دیگری میرود و تمرکز اصلیاش بر روی بازی بسکتبال است.
این یک مثال فرضی است اما نکته مهمی را نشان میدهد: ژنها میتوانند به طور غیر مستقیم بر رفتار آدمی تأثیر بگذارند. نتیجتاً ما نباید از این گزاره که تقریباً همه رفتارهای انسان مقداری وراثتپذیری دارند شگفتزده شویم!
@NeoScientology
بدترین چیزی که میتواند در جریان عشق ورزیدن به کسی اتفاق بیفتد ، این است که انسان خودش را گم کند و فراموش کند که خودش نیز موجود گرانبهایی بوده است ...
- ارنست همینگوی
- مردان بدون زنان
@ShafiAzad
- ارنست همینگوی
- مردان بدون زنان
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️احساسات چیست؟
کلمه احساس به واکنشهای منفی یا مثبتی که به وضعیتهای خاص اشاره میکند اطلاق میشود. هیچچیز تحت عنوان یک احساس خنثی وجود ندارد. برای مثال، رفتار غیر عادلانه باعث میشود که ما عصبانی شویم، دیدن کسی که رنج میبرد ما را ناراحت میکند و نزدیک شدن به کسی که محبوب ماست، باعث خوشحالی ما میشود. احساسات شامل الگوهای تغییرات فیزیولوژیکی و رفتارهای ضمیمهای یا حداقل تمایل به انجام این رفتارها هستند.
اکثر ما از کلمه احساسات برای اشاره به حالاتی همچون شادی، ناراحتی، خشم و غیره استفاده میکنیم و نه برای رفتارها. اما این رفتار است، نه یک تجربه ویژه و پیامدهایی برای بقاء و تولیدمثل دارد. بنابراین اهداف سودمندی که با رفتارهای احساسی ارائه میشود همان چیزی است که فرگشت مغز ما را هدایت میکند.
روانشناسان از اوایل قرن بیستم شروع به حدس و گمان درباره احساسات کردند، اما آنها دانش کمی در مورد پایه عصبی رفتار احساسی داشتند. در اواخر سال ۱۹۲۰ بود که فیزیولوژیستها شروع به بررسی رابطه بین عوامل خودمختار، غدد درونریز و انتقالدهندههای عصبی و شرایط احساسی ادراکشده کردند.
کار آنها با تأکید ویژه بر اندازهگیری شاخصهایی همانند ضربان قلب، فشارخون و دمای پوست بود. به عنوان نمونه در زمانی که میترسیم ضربان قلب، فشارخون و دمای بدن ما افزایش پیدا میکند. هر نظریهٔ علمی در مورد احساسات باید شامل ۴ مؤلفه اصلی روانفیزیولوژی، رفتارهای محرک مشخص، شناخت خود گزارشی و رفتاریهای ناخودآگاه باشد چرا که پدیدهٔ احساسات چیزی خارج از این موارد نیست.
آمیگدالا، هیپوتالاموس و قشر جلوپیشانی در مغز همگی در پردازش احساسات ما نقش دارند؛ الگوهای پاسخهای رفتاری و فیزیولوژیکی احساسات منفی و مثبت، برای مثال ترس و خشم و شادی را تشکیل میدهند و نهایتاً احساسات در کنترل تکانهها، قضاوتهای اخلاقی و رفتار اجتماعی نقش بزرگی ایفاء میکنند.
@NeoScientology
کلمه احساس به واکنشهای منفی یا مثبتی که به وضعیتهای خاص اشاره میکند اطلاق میشود. هیچچیز تحت عنوان یک احساس خنثی وجود ندارد. برای مثال، رفتار غیر عادلانه باعث میشود که ما عصبانی شویم، دیدن کسی که رنج میبرد ما را ناراحت میکند و نزدیک شدن به کسی که محبوب ماست، باعث خوشحالی ما میشود. احساسات شامل الگوهای تغییرات فیزیولوژیکی و رفتارهای ضمیمهای یا حداقل تمایل به انجام این رفتارها هستند.
اکثر ما از کلمه احساسات برای اشاره به حالاتی همچون شادی، ناراحتی، خشم و غیره استفاده میکنیم و نه برای رفتارها. اما این رفتار است، نه یک تجربه ویژه و پیامدهایی برای بقاء و تولیدمثل دارد. بنابراین اهداف سودمندی که با رفتارهای احساسی ارائه میشود همان چیزی است که فرگشت مغز ما را هدایت میکند.
روانشناسان از اوایل قرن بیستم شروع به حدس و گمان درباره احساسات کردند، اما آنها دانش کمی در مورد پایه عصبی رفتار احساسی داشتند. در اواخر سال ۱۹۲۰ بود که فیزیولوژیستها شروع به بررسی رابطه بین عوامل خودمختار، غدد درونریز و انتقالدهندههای عصبی و شرایط احساسی ادراکشده کردند.
کار آنها با تأکید ویژه بر اندازهگیری شاخصهایی همانند ضربان قلب، فشارخون و دمای پوست بود. به عنوان نمونه در زمانی که میترسیم ضربان قلب، فشارخون و دمای بدن ما افزایش پیدا میکند. هر نظریهٔ علمی در مورد احساسات باید شامل ۴ مؤلفه اصلی روانفیزیولوژی، رفتارهای محرک مشخص، شناخت خود گزارشی و رفتاریهای ناخودآگاه باشد چرا که پدیدهٔ احساسات چیزی خارج از این موارد نیست.
آمیگدالا، هیپوتالاموس و قشر جلوپیشانی در مغز همگی در پردازش احساسات ما نقش دارند؛ الگوهای پاسخهای رفتاری و فیزیولوژیکی احساسات منفی و مثبت، برای مثال ترس و خشم و شادی را تشکیل میدهند و نهایتاً احساسات در کنترل تکانهها، قضاوتهای اخلاقی و رفتار اجتماعی نقش بزرگی ایفاء میکنند.
@NeoScientology
Sir.Alex.Ferguson_p30download.com.pdf
19.8 MB
-----------------------------
رهبری الکس فرگوسن
رهبری الکس فرگوسن
As days go by my feelings get stronger, to be in your arms I can’t wait any more, look into my eyes and you will see that it’s true. Day and knight my thought are of you.
روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند، بیش از این نمیتوانم صبر کنم، در چشانم نگاه کن، خواهی دید که حقیقت دارد. روز و شب به فکر تو هستم.
@ShafiAzad
روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند، بیش از این نمیتوانم صبر کنم، در چشانم نگاه کن، خواهی دید که حقیقت دارد. روز و شب به فکر تو هستم.
@ShafiAzad
❤1
Forwarded from Sciensology
▪️انسان، سکس و فرگشت
سکسوالیته انسان به دلیل پیچیدگیاش، همیشه ذهن دانشمندان حوزههای مختلف را به خود اشغال کرده است. متأسفانه به علت تابوهایی که در این زمینه در فرهنگ ما وجود دارد، کمتر به این موضوع پرداخته شده و نوشتههای اندکی به زبان فارسی در این زمینه به چشم میخورد. هدف ما در این مقاله، آشنا نمودن خوانندههای فارسی زبان با سکسوالیته از دیدگاه "بیولوژی فرگشتی" میباشد.
@NeoScientology
سکسوالیته انسان به دلیل پیچیدگیاش، همیشه ذهن دانشمندان حوزههای مختلف را به خود اشغال کرده است. متأسفانه به علت تابوهایی که در این زمینه در فرهنگ ما وجود دارد، کمتر به این موضوع پرداخته شده و نوشتههای اندکی به زبان فارسی در این زمینه به چشم میخورد. هدف ما در این مقاله، آشنا نمودن خوانندههای فارسی زبان با سکسوالیته از دیدگاه "بیولوژی فرگشتی" میباشد.
@NeoScientology
Telegraph
انسان، سکس و فرگشت
بیولوژیستها با مقایسه و مشاهده سیر فرگشتی سکسوالیته در موجودات زنده، سعی نمودهاند یک سری خصوصیات جنسی انسان را نیز بررسی کنند. یکی از تفاوتهای عمدهای که بین سکسوالیته انسان با سایر جانوران مشاهده میشود، این است که در اکثر حیوانات، تمایلات جنسی ماده به…
در موردِ چیزهایی که نمیخواهی بدانی ، هر قدر کمتر بدانی ، همانقدر کمتر دلت به درد میآید ، همانقدر کمتر عذاب میکشی !
اینطوری که به قضیه نگاه کنی ، نادانی آن قدرها هم بد نیست ...
- الیف شافاک
- ملت عشق
@shafiAzad
اینطوری که به قضیه نگاه کنی ، نادانی آن قدرها هم بد نیست ...
- الیف شافاک
- ملت عشق
@shafiAzad
خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
- سعدی
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
- سعدی
آنان که میرقصند در چشم کسانی که صدای آهنگ را نمیشوند ، همیشه دیوانه به نظر میآیند !
- نيچه
@ShafiAzad
- نيچه
@ShafiAzad
در نزد مردگان بودن، بهتر از آن است تا در کنار زندههایی باشی که تنها تو را در عالم خیال خود آنگونه که میخواهند میبافند، و در نهایت جامهای سخت تنگ بر تنت میپوشانند و میگویند : "این تویی ، در حالی که این تنها تصور باطل آنهاست از من"
- پاتریشیا شیلچی
@shafiAzad
- پاتریشیا شیلچی
@shafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️انتخاب جنسی
به آسانی میتوان متوجه شد که چگونه برخی صفات فرگشت یافتهاند تا دارای دوشکلی جنسی شوند. یک فرد بدون دستگاه تناسلی نمیتواند هیچ ژنی را برای نسل بعدی به ارث برساند. غدد جنسی و اندامهای تناسلی صفات اولیه جنسی نامیده میشوند. اما داروین گفته بود که توضیح انواع دیگر صفات از جمله پَر تماشایی طاووس نر، دشوارتر است. اینها ویژگیهای جنسی ثانویه هستند که بین دو جنس متفاوتاند اما نقش مستقیمی در تولیدمثل بازی نمیکنند. پرهای باشکوه و تماشایی یک طاووس نر پرواز را دشوارتر و توجه شکارچیان را به جاندار جلب میکند. بنابراین انتظار ما چنین است که آنها هرگز با انتخاب طبیعی فرگشت نیافتهاند.
به شکل شگفتانگیزی، ویژگیهای جنسی ثانویه اغلب به سرعت در میان صفات ظاهری درحال فرگشتیافتن هستند. در بسیاری از گروههای حیوانات و گیاهان، صفات ثانویه جنسی تنها ویژگیهایی هستند که میتوانند به شکل قابلاطمینانی گونهها را متمایز کنند. داروین چنین بیان کرد که صفات جنسی ثانویه باید با چیزی غیر از انتخاب برای بقاء و تولید گامت فرگشت پیدا کنند. او چندین مشاهده کلیدی و مهم انجام داد: ویژگیهایی که دوشکلی جنسی شدیدی دارند، غالباً در مردان نسبت به زنان مبالغه بیشتری دارند.
اغلب این ویژگیها در مردان نابالغ ظاهر نمیشوند. مهمتر از همه این ویژگیها توسط مردان در فصل جفتگیری مورد استفاده قرار میگیرند، درست زمانی که آنها به شدت با زنان و دیگر مردان برهمکنش دارند. این مشاهدات باعث شد تا داروین پیشنهاد کند که این ویژگیها با انتخاب جنسی که انتخابی ناشی از رقابت برای جفتها در بین افراد همجنس است، فرگشت یافتهاند.
نری که مانع از جفتگیری دیگر نرها میشود، کپیهای بیشتری از ژنهای خود را به نسل بعدی منتقل خواهد کرد. به همین ترتیب نری که بسیاری از مادهها را جذب میکند، از لحاظ ژنتیکی موفقتر از نری است که تعداد کمی یا هیچیک از آنها را جذب میکند. اگر این صفات مزیت تولیدمثلی که ایجاد میکنند این هزینه را جبران کند، انتخاب جنسی میتواند باعث فرگشت آنها شود، هرچند که بقاء را کاهش میدهند. به طور خلاصه اگر یک ویژگی سازگاری کلی نر را افزایش دهد، میتواند با انتخاب جنسی فرگشت یابد، حتی اگر به قیمت کاهش بقاء باشد.
انتخاب جنسی یکی از ایدههای مبتکرانه داروین است. او این ایده را بدون استفاده از هیچ اطلاعاتی که نشان دهند این ویژگیها در واقع بقاء را کاهش میدهند، اما موفقیت تولیدمثلی مرد را افزایش میدهند توسعه داد. آیا ایده داروین صحیح بود؟ بسیاری از مطالعات از زمان او تأیید کردهاند که ویژگیهای جنسی ثانویه دقیقاً این اثرات را دارا هستند.
@NeoSciensology
به آسانی میتوان متوجه شد که چگونه برخی صفات فرگشت یافتهاند تا دارای دوشکلی جنسی شوند. یک فرد بدون دستگاه تناسلی نمیتواند هیچ ژنی را برای نسل بعدی به ارث برساند. غدد جنسی و اندامهای تناسلی صفات اولیه جنسی نامیده میشوند. اما داروین گفته بود که توضیح انواع دیگر صفات از جمله پَر تماشایی طاووس نر، دشوارتر است. اینها ویژگیهای جنسی ثانویه هستند که بین دو جنس متفاوتاند اما نقش مستقیمی در تولیدمثل بازی نمیکنند. پرهای باشکوه و تماشایی یک طاووس نر پرواز را دشوارتر و توجه شکارچیان را به جاندار جلب میکند. بنابراین انتظار ما چنین است که آنها هرگز با انتخاب طبیعی فرگشت نیافتهاند.
به شکل شگفتانگیزی، ویژگیهای جنسی ثانویه اغلب به سرعت در میان صفات ظاهری درحال فرگشتیافتن هستند. در بسیاری از گروههای حیوانات و گیاهان، صفات ثانویه جنسی تنها ویژگیهایی هستند که میتوانند به شکل قابلاطمینانی گونهها را متمایز کنند. داروین چنین بیان کرد که صفات جنسی ثانویه باید با چیزی غیر از انتخاب برای بقاء و تولید گامت فرگشت پیدا کنند. او چندین مشاهده کلیدی و مهم انجام داد: ویژگیهایی که دوشکلی جنسی شدیدی دارند، غالباً در مردان نسبت به زنان مبالغه بیشتری دارند.
اغلب این ویژگیها در مردان نابالغ ظاهر نمیشوند. مهمتر از همه این ویژگیها توسط مردان در فصل جفتگیری مورد استفاده قرار میگیرند، درست زمانی که آنها به شدت با زنان و دیگر مردان برهمکنش دارند. این مشاهدات باعث شد تا داروین پیشنهاد کند که این ویژگیها با انتخاب جنسی که انتخابی ناشی از رقابت برای جفتها در بین افراد همجنس است، فرگشت یافتهاند.
نری که مانع از جفتگیری دیگر نرها میشود، کپیهای بیشتری از ژنهای خود را به نسل بعدی منتقل خواهد کرد. به همین ترتیب نری که بسیاری از مادهها را جذب میکند، از لحاظ ژنتیکی موفقتر از نری است که تعداد کمی یا هیچیک از آنها را جذب میکند. اگر این صفات مزیت تولیدمثلی که ایجاد میکنند این هزینه را جبران کند، انتخاب جنسی میتواند باعث فرگشت آنها شود، هرچند که بقاء را کاهش میدهند. به طور خلاصه اگر یک ویژگی سازگاری کلی نر را افزایش دهد، میتواند با انتخاب جنسی فرگشت یابد، حتی اگر به قیمت کاهش بقاء باشد.
انتخاب جنسی یکی از ایدههای مبتکرانه داروین است. او این ایده را بدون استفاده از هیچ اطلاعاتی که نشان دهند این ویژگیها در واقع بقاء را کاهش میدهند، اما موفقیت تولیدمثلی مرد را افزایش میدهند توسعه داد. آیا ایده داروین صحیح بود؟ بسیاری از مطالعات از زمان او تأیید کردهاند که ویژگیهای جنسی ثانویه دقیقاً این اثرات را دارا هستند.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️تأثیرات انسان بر محیط زیست
زمانی که جمعیت انسان روی زمین اندک و تکنولوژی آنها محدود بود تأثیر انسان در محیط نیز چیزی بیش از یک تأثیر محلی نبود. مشکل بنیادی امروز آن است که جمعیت انسان بسیار زیاد و فنآوری ما چنان نیرومند است که تأثیر انسان دیگر به هیچوجه مخفی و بیاهمیت نیست. اما عادات کهن ما چندان به سرعت تغییر نمیکند.
هر نوع افزایش در تعداد افراد یا تأثیر هر کدام از افراد میتواند منجر به افزایش تأثیر بشریت بر محیطزیست شود. گرچه فنآوری احتمالاً بحران جمعیت را به تأخیر انداخته است، اما در نهایت تأثیر انسان بر محیط زیست را افزایش داده است. فنآوری نه فقط استفاده از منابع را افزایش داده است بلکه موجب شده تا در مقایسه با انسان شکارچی و جمعآورنده غذا که از ابزارهای ساده سنگی و چوب استفاده میکرد، انسان امروزی با راههای جدیدی بر محیطزیست تأثیر بگذارد.
اساس بقای بشر غذای کافی، آب، پناهگاه و کسب انرژی لازم و کافی از محیط میباشد. امروزه دسترسی انسان به انرژی زیاد او را قادر ساخته که ساختار اجتماعی عمدهتری نسبت به آنچه در حالت اولیه یعنی زمانی که بهصورت شکارچی بوده است، داشته باشد.
انسان از ۳ مرحله توحش (Savagery) و بربریت (Barbarianism) و تمدن (Civilization) گذشته است که مرحله اول به صورت شکارچی، مرحله دوم کشاورزی و چوپانی و مرحله سوم توسعه ماشینی و پیشرفت در علم را داشته که در این مرحله برای کسب انرژی از منابع مختلفی استفاده کرده است. این مراحل با تغییر در مقدار انرژی قابلاستفاده توسط انسان مربوط هستند و اگر انسان قادر نمیشد مقدار زیادی از انرژی را در کنترل داشته باشد، به مدت نامعلومی به حالت وحشیگری باقی میماند. جوامع شکارچی کوچک و ساده بودند و تأمین غذا و پناهگاه وقت و انرژی زیادی را به خود اختصاص میدادند و فعالیتهای فردی و دستهجمعی به ندرت وجود داشت.
اما با توسعه کشاورزی دسترسی انسان به غذا و پوشاک و منابع اضافی انرژی افزایش یافت و هم زمان با آن ارتباطات قبلی مردم و انگیزه برای تولید بیشتر شد. حتی در جوامعی با کشاورزی ابتدایی تولید و تهیه غذا بر سایر فعالیتهای انسانی مسلط بود. با شروع استفاده از نیروی حیوانات جهت تولیدات کشاورزی، وقت و انرژی زیادی برای انسان آزاد شد. این وقت و انرژی زیاد او را قادر ساخت تا به فعالیتهای دیگر بپردازد و در نتیجه سیستمهای اجتماعی پیچیده به تدریج پدیدار شدند.
این اجتماعات خود نیازمند انرژی بودند و انسان به تدریج از منابع مختلفی برای تأمین انرژی استفاده نمود. بنابراین به طور کلی اثرات انسان بر محیط زیست را میتوان به چند دسته اصلی تقسیمبندی نمود که عبارتاند از: ۱- انسان و تأمین انرژی ۲- انسان و کشاورزی ۳- انسان و منابع طبیعی ۴- انسان و موجودات زنده ۵- انسان و آلودگیها.
Source: Ecology; by Dr. Mohammad Reza Ardakani
@NeoSciensology
زمانی که جمعیت انسان روی زمین اندک و تکنولوژی آنها محدود بود تأثیر انسان در محیط نیز چیزی بیش از یک تأثیر محلی نبود. مشکل بنیادی امروز آن است که جمعیت انسان بسیار زیاد و فنآوری ما چنان نیرومند است که تأثیر انسان دیگر به هیچوجه مخفی و بیاهمیت نیست. اما عادات کهن ما چندان به سرعت تغییر نمیکند.
هر نوع افزایش در تعداد افراد یا تأثیر هر کدام از افراد میتواند منجر به افزایش تأثیر بشریت بر محیطزیست شود. گرچه فنآوری احتمالاً بحران جمعیت را به تأخیر انداخته است، اما در نهایت تأثیر انسان بر محیط زیست را افزایش داده است. فنآوری نه فقط استفاده از منابع را افزایش داده است بلکه موجب شده تا در مقایسه با انسان شکارچی و جمعآورنده غذا که از ابزارهای ساده سنگی و چوب استفاده میکرد، انسان امروزی با راههای جدیدی بر محیطزیست تأثیر بگذارد.
اساس بقای بشر غذای کافی، آب، پناهگاه و کسب انرژی لازم و کافی از محیط میباشد. امروزه دسترسی انسان به انرژی زیاد او را قادر ساخته که ساختار اجتماعی عمدهتری نسبت به آنچه در حالت اولیه یعنی زمانی که بهصورت شکارچی بوده است، داشته باشد.
انسان از ۳ مرحله توحش (Savagery) و بربریت (Barbarianism) و تمدن (Civilization) گذشته است که مرحله اول به صورت شکارچی، مرحله دوم کشاورزی و چوپانی و مرحله سوم توسعه ماشینی و پیشرفت در علم را داشته که در این مرحله برای کسب انرژی از منابع مختلفی استفاده کرده است. این مراحل با تغییر در مقدار انرژی قابلاستفاده توسط انسان مربوط هستند و اگر انسان قادر نمیشد مقدار زیادی از انرژی را در کنترل داشته باشد، به مدت نامعلومی به حالت وحشیگری باقی میماند. جوامع شکارچی کوچک و ساده بودند و تأمین غذا و پناهگاه وقت و انرژی زیادی را به خود اختصاص میدادند و فعالیتهای فردی و دستهجمعی به ندرت وجود داشت.
اما با توسعه کشاورزی دسترسی انسان به غذا و پوشاک و منابع اضافی انرژی افزایش یافت و هم زمان با آن ارتباطات قبلی مردم و انگیزه برای تولید بیشتر شد. حتی در جوامعی با کشاورزی ابتدایی تولید و تهیه غذا بر سایر فعالیتهای انسانی مسلط بود. با شروع استفاده از نیروی حیوانات جهت تولیدات کشاورزی، وقت و انرژی زیادی برای انسان آزاد شد. این وقت و انرژی زیاد او را قادر ساخت تا به فعالیتهای دیگر بپردازد و در نتیجه سیستمهای اجتماعی پیچیده به تدریج پدیدار شدند.
این اجتماعات خود نیازمند انرژی بودند و انسان به تدریج از منابع مختلفی برای تأمین انرژی استفاده نمود. بنابراین به طور کلی اثرات انسان بر محیط زیست را میتوان به چند دسته اصلی تقسیمبندی نمود که عبارتاند از: ۱- انسان و تأمین انرژی ۲- انسان و کشاورزی ۳- انسان و منابع طبیعی ۴- انسان و موجودات زنده ۵- انسان و آلودگیها.
Source: Ecology; by Dr. Mohammad Reza Ardakani
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️قانون جهانی ادرار در پستانداران
بر اساس مطالعات دیوید هو (David Hu) پستاندارانی که مواد زائد بدنشان را به وسیلهٔ ادرار دفع میکنند، علیرغم اینکه جثۀ آنها چقدر در اندازه متفاوت است، اغلب در مدتزمانی حدود ۲۱ ثانیه ادرار خود را تخلیه میکنند. دو عاملی که بیش از موارد دیگر در این پدیده نقش دارند، فشار مثانه و نیروی جاذبه است که با اندازۀ مجرای ادرار دارای ارتباط هستند. قانون ادرار نمونهای از آلومتری یا مقیاسبندی زیستشناختی است؛ در زیستشناسی تغییرات جانداران مرتبط با تغییرات تناسبی در اندازه بدن میباشد. بررسیها نشان میدهد که با افزایش اندازۀ بدن، مجرای ادرار با تناسب قابل پیشبینی بزرگ میشود.
Source: Live Science
@NeoSciensology
بر اساس مطالعات دیوید هو (David Hu) پستاندارانی که مواد زائد بدنشان را به وسیلهٔ ادرار دفع میکنند، علیرغم اینکه جثۀ آنها چقدر در اندازه متفاوت است، اغلب در مدتزمانی حدود ۲۱ ثانیه ادرار خود را تخلیه میکنند. دو عاملی که بیش از موارد دیگر در این پدیده نقش دارند، فشار مثانه و نیروی جاذبه است که با اندازۀ مجرای ادرار دارای ارتباط هستند. قانون ادرار نمونهای از آلومتری یا مقیاسبندی زیستشناختی است؛ در زیستشناسی تغییرات جانداران مرتبط با تغییرات تناسبی در اندازه بدن میباشد. بررسیها نشان میدهد که با افزایش اندازۀ بدن، مجرای ادرار با تناسب قابل پیشبینی بزرگ میشود.
Source: Live Science
@NeoSciensology
بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است ! دنیا را آفریدهاند که من سرم گرم باشد ؛ آسمان ، زمین ، پدر ، مادر ، درختها ، اسبها ، کالسکهها و حتی آن گنجشکها برای سرگرمی من بهوجود آمدهاند
بعدها یکییکی همهچیز را ازم گرفتند ...
- عباس معروفی
@shafiAzad
بعدها یکییکی همهچیز را ازم گرفتند ...
- عباس معروفی
@shafiAzad