مشهدی رمضان علی خاکسترِ تَهِ چُپُقش را تکان داد و گفت : خدا پدرت را بیامرزد ، پس ما برای چه اینجا آمدهایم ؟!
سه سال پیش من در راه خراسان سورچی بودم ، دو نفر مسافر پولدار داشتم ، میان راه کالسکه چاپاری شکست، یکی از آنها مُرد، آن یکی دیگر را هم خودم خفه کردم و هزار و پانصد تومان از جیبش درآوردم !
چون پا به سن گذاشتم ، امسال به خیال افتادم که آن پول حرام بوده ، آمدم به کربلا آن را تطهیر بکنم !
خانم گلین همانطور که پُک به قلیان میزد گفت : مگر پای منبر نشنیدی ؟ زوار همان وقت که نیت میکند و راه میافتد اگر گناهش به اندازه برگ درخت هم باشد ، طیب و طاهر میشود !
- صادق هدایت
- طلب آمرزش
@ShafiAzad
سه سال پیش من در راه خراسان سورچی بودم ، دو نفر مسافر پولدار داشتم ، میان راه کالسکه چاپاری شکست، یکی از آنها مُرد، آن یکی دیگر را هم خودم خفه کردم و هزار و پانصد تومان از جیبش درآوردم !
چون پا به سن گذاشتم ، امسال به خیال افتادم که آن پول حرام بوده ، آمدم به کربلا آن را تطهیر بکنم !
خانم گلین همانطور که پُک به قلیان میزد گفت : مگر پای منبر نشنیدی ؟ زوار همان وقت که نیت میکند و راه میافتد اگر گناهش به اندازه برگ درخت هم باشد ، طیب و طاهر میشود !
- صادق هدایت
- طلب آمرزش
@ShafiAzad
انسانها در دو صورت چهره واقعی خودشان را نشان میدهند : اول آنکه بدانند کامل به خواستههایشان رسیدهاند ، یا اینکه بدانند هرگز به خواستههایشان نمیرسند !
- سقراط
@ShafiAzad
- سقراط
@ShafiAzad
وقتی از ته دل بخندی ، وقتی هر چیزی را به خودت نگیری ، وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی ، وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی ؛ آن زمان است که واقعا زندگی میکنی !
بازی زندگی ، بازی بومرنگهاست !
اندیشهها ، کردارها و سخنان ما دیر یا زود با دقت شگفتآوری به سوی ما بازمیگردند ...
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهرهای آرزو کند ، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد ...
- اسکاول شین
@ShafiAzad
بازی زندگی ، بازی بومرنگهاست !
اندیشهها ، کردارها و سخنان ما دیر یا زود با دقت شگفتآوری به سوی ما بازمیگردند ...
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهرهای آرزو کند ، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد ...
- اسکاول شین
@ShafiAzad
I’m so numb to moving on because I’m tired of getting hurt over and over.
من خیلی برای بیخیال شدن خسته ام، زیرا از خسته شدن بیش از حد خسته شده ام.
@ShafiAzad
من خیلی برای بیخیال شدن خسته ام، زیرا از خسته شدن بیش از حد خسته شده ام.
@ShafiAzad
Loving you was the most exquisite
form of self destruction!
عشق به تو قشنگ ترین ویرانی ام بود.
@ShafiAzad
form of self destruction!
عشق به تو قشنگ ترین ویرانی ام بود.
@ShafiAzad
Lucky are the lovers who wake up everyday able to touch their dreams.
خوش شانس عشاقی هستن که هرروز میتونن با لمس رویاهاشون بیدار شن.
@ShafiAzad
خوش شانس عشاقی هستن که هرروز میتونن با لمس رویاهاشون بیدار شن.
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️اثر تماشاگر چیست؟
اگر یک غریبه به کمک نیاز داشته باشد، چقدر طول میکشد تا شما به او کمک کنید؟ این موضوع بیش از آنکه به شخصیت شما مرتبط باشد، به این مربوط میشود که در آن زمان چند نفر همراه شما هستند. در روانشناسی اجتماعی به این پدیده "اثر تماشاگر" میگویند. در این ویدئو چگونگی رخداد این پدیده بررسی میشود.
@NeoSciensology
اگر یک غریبه به کمک نیاز داشته باشد، چقدر طول میکشد تا شما به او کمک کنید؟ این موضوع بیش از آنکه به شخصیت شما مرتبط باشد، به این مربوط میشود که در آن زمان چند نفر همراه شما هستند. در روانشناسی اجتماعی به این پدیده "اثر تماشاگر" میگویند. در این ویدئو چگونگی رخداد این پدیده بررسی میشود.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️دما و تعادل حیاتی
اولین بار کلود برنارد مفهوم هومئوستازی یا تعادل حیاتی را معرفی کرد و والتر کنون آن را گسترش داد؛ اصطلاح تعادل حیاتی اشاره به تنظیم دما و فرآیندهای زیستی دیگر بود که برخی از متغیرهای بدن را در دامنه ثابتی نگه میدارند. اگر دمای مغز شما ۱۰ درجهٔ سانتیگراد کاهش یابد، از هوش میروید. اگر دمای مغزتان ۱۰ درجه از حد طبیعی فراتر برود، وضع از این هم بدتر خواهد شد و شما میمیرید. حتی در هوای بسیار گرم یا بسیار سرد هم دمای مغز بیش از چند درجه تغییر نمیکند. این ثبات به لطف وجود سیستمهای کنترل تعادل روانی و فیزیولوژیکی فراهم میشود.
پاسخهای فیزیولوژیکی از قبیل تعریق و لرز بخشی از علل ثابت ماندن دمای مغز است؛ این پاسخها با تبخیر آب موجب خنکشدن بدن و با تحریک فعالیت عضلانی موجب گرمشدن بدن میشوند. به محض احساس ناراحتی از گرما نیز واکنشهای روانشناختی پا به صحنه میگذارند؛ در چنین مواقعی احساس میکنید که باید لباس خود را از تن درآورید، نوشیدنی خنک بنوشید یا به سایه پناه ببرید. اما نکته اینجاست که چه چیزی موجب پاسخهای فیزیولوژیکی و روانشناختی میشود؟
اگر زیر آفتاب داغ قرار بگیرید، سراسر بدن شما شروع به گرمشدن میکند. بالعکس اگر مدتی طولانی و بدون لباس کافی در سرما قرار بگیرید بدن شما دچار هیپوترمی یا سرمازدگی میشود. اما تغییرات دما فقط در مغز ردیابی میگردند؛ نورونهایی در نواحی خاصی از مغز - به ویژه ناحیهٔ قدامی هیپوتالاموس در قاعدهٔ مغز - هستند که در واقع نوعی ترموستات عصبی به شمار میروند. وقتی دمای این نورونها تغییر کند تغییری نیز در عملکردشان روی میدهد. این نورونها هم نقش دماسنج درونی را دارند و هم حافظ نقطه تنظیم تعادل حیاتی محسوب میشوند.
وقتی دمای این نورونها از سطح طبیعی خارج شود، سوختوسازشان تغییر میکند و در نتیجه الگوی فعالیت یا شلیک عصبی آنها عوض میشود. این خود موجب راهاندازی واکنشهایی فیزیولوژیکی مانند تعریق و لرز میشود که به تنظیم دما کمک میکنند. علاوه بر این بلافاصله احساس هوشیارانهای از گرما یا سرمای شدید در افراد به وجود میآید و شخص را به جستجوی سایه یا افزودن پوشاک میکشاند که خود راهحلی رفتاری برای همان مشکل است.
Source: Hilgard's Introduction to Psychology
@NeoSciensology
اولین بار کلود برنارد مفهوم هومئوستازی یا تعادل حیاتی را معرفی کرد و والتر کنون آن را گسترش داد؛ اصطلاح تعادل حیاتی اشاره به تنظیم دما و فرآیندهای زیستی دیگر بود که برخی از متغیرهای بدن را در دامنه ثابتی نگه میدارند. اگر دمای مغز شما ۱۰ درجهٔ سانتیگراد کاهش یابد، از هوش میروید. اگر دمای مغزتان ۱۰ درجه از حد طبیعی فراتر برود، وضع از این هم بدتر خواهد شد و شما میمیرید. حتی در هوای بسیار گرم یا بسیار سرد هم دمای مغز بیش از چند درجه تغییر نمیکند. این ثبات به لطف وجود سیستمهای کنترل تعادل روانی و فیزیولوژیکی فراهم میشود.
پاسخهای فیزیولوژیکی از قبیل تعریق و لرز بخشی از علل ثابت ماندن دمای مغز است؛ این پاسخها با تبخیر آب موجب خنکشدن بدن و با تحریک فعالیت عضلانی موجب گرمشدن بدن میشوند. به محض احساس ناراحتی از گرما نیز واکنشهای روانشناختی پا به صحنه میگذارند؛ در چنین مواقعی احساس میکنید که باید لباس خود را از تن درآورید، نوشیدنی خنک بنوشید یا به سایه پناه ببرید. اما نکته اینجاست که چه چیزی موجب پاسخهای فیزیولوژیکی و روانشناختی میشود؟
اگر زیر آفتاب داغ قرار بگیرید، سراسر بدن شما شروع به گرمشدن میکند. بالعکس اگر مدتی طولانی و بدون لباس کافی در سرما قرار بگیرید بدن شما دچار هیپوترمی یا سرمازدگی میشود. اما تغییرات دما فقط در مغز ردیابی میگردند؛ نورونهایی در نواحی خاصی از مغز - به ویژه ناحیهٔ قدامی هیپوتالاموس در قاعدهٔ مغز - هستند که در واقع نوعی ترموستات عصبی به شمار میروند. وقتی دمای این نورونها تغییر کند تغییری نیز در عملکردشان روی میدهد. این نورونها هم نقش دماسنج درونی را دارند و هم حافظ نقطه تنظیم تعادل حیاتی محسوب میشوند.
وقتی دمای این نورونها از سطح طبیعی خارج شود، سوختوسازشان تغییر میکند و در نتیجه الگوی فعالیت یا شلیک عصبی آنها عوض میشود. این خود موجب راهاندازی واکنشهایی فیزیولوژیکی مانند تعریق و لرز میشود که به تنظیم دما کمک میکنند. علاوه بر این بلافاصله احساس هوشیارانهای از گرما یا سرمای شدید در افراد به وجود میآید و شخص را به جستجوی سایه یا افزودن پوشاک میکشاند که خود راهحلی رفتاری برای همان مشکل است.
Source: Hilgard's Introduction to Psychology
@NeoSciensology
I feel myself changing, I don't even laugh the same anymore, I don't smile the same or talk the same. I'm just so tired of everything.
خودمم احساس می کنم که دارم تغییر می کنم،
حتی دیگه مثل قبل نمی خندم، دیگه مثل قبل لبخند یا حرف نمیزنم.
من خیلی خسته شدم از (همه چیز)...
@ShafiAzad
خودمم احساس می کنم که دارم تغییر می کنم،
حتی دیگه مثل قبل نمی خندم، دیگه مثل قبل لبخند یا حرف نمیزنم.
من خیلی خسته شدم از (همه چیز)...
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️خاموش کردن خورشید با آب
آیا میتوان با رساندن آب به خورشید آن را خاموش کرد؟ اگر بتوانیم آب زیادی به خورشید برسانیم، نه خورشید و نه حتی قسمت کوچکی از آن خاموش نمیشود؛ بلکه عکس این قضیه روی خواهد داد! در خورشید هر لحظه همجوشی هستهای رخ میدهد که در طی این فرآیند مقادیر زیادی از هیدروژن به هلیوم تبدیل میشود. همجوشی هستهای خورشید میلیاردها سال ادامه داشته است و کماکان نیز ادامه دارد. وقتی مولکولهای آب را که متشکل از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن هستند به خورشید برسانیم، در واقع درحال سوخترسانی به خورشید هستیم! اگر بتوان حجم زیادی آب را به خورشید رساند قضیه تفاوت چندانی نمیکند. ساختار و عملکرد خورشید همانند آتشهای معمولی نیست که برای ما شناختهشده هستند.
@NeoSciensology
آیا میتوان با رساندن آب به خورشید آن را خاموش کرد؟ اگر بتوانیم آب زیادی به خورشید برسانیم، نه خورشید و نه حتی قسمت کوچکی از آن خاموش نمیشود؛ بلکه عکس این قضیه روی خواهد داد! در خورشید هر لحظه همجوشی هستهای رخ میدهد که در طی این فرآیند مقادیر زیادی از هیدروژن به هلیوم تبدیل میشود. همجوشی هستهای خورشید میلیاردها سال ادامه داشته است و کماکان نیز ادامه دارد. وقتی مولکولهای آب را که متشکل از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن هستند به خورشید برسانیم، در واقع درحال سوخترسانی به خورشید هستیم! اگر بتوان حجم زیادی آب را به خورشید رساند قضیه تفاوت چندانی نمیکند. ساختار و عملکرد خورشید همانند آتشهای معمولی نیست که برای ما شناختهشده هستند.
@NeoSciensology
Have you ever given someone else a motivational speech while you were hurting on the inside? That’s strength.
تا به حال به کسی یه سخنرانی انگیزشی دادی در حالیکه خودت از درون صدمه دیده بودی؟ به این میگن قدرت.
@ShafiAzad
تا به حال به کسی یه سخنرانی انگیزشی دادی در حالیکه خودت از درون صدمه دیده بودی؟ به این میگن قدرت.
@ShafiAzad
Forwarded from اکس مسلم اسکاندیناوی (Milad Rasa)
برنامه هفتگی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی
موضوع این هفته:
ارتباط تروریسم اسلامی با اصل بازدارنگی چیست؟
با نگاهی به مقاله اخیر امین قضایی با عنوان«معما اصل بازدارنگی»
به مخاطبین گرامی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی پیشنهاد میکنیم، با مراجعه به کانال تلگرامی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی مقاله «معما اصل بازدارنگی» به قلم امین قضایی را قبل از برنامه مطالعه کنند.
با حضور:
امین قضایی
گرداننده:
میلاد رسایی منش
زمان:
جمعه، ۲۸ مه
۷ خرداد
۱۳:۳۰ اروپا مرکزی
۱۶:۰۰ تهران
لینک Facebook:
https://www.facebook.com/1530170770598183/posts/3032960076985904/?d=n
لینک YouTube:
https://youtu.be/uhS8_-THtQA
لینک Twitch:
https://m.twitch.tv/ExMuslimScandinavia
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
موضوع این هفته:
ارتباط تروریسم اسلامی با اصل بازدارنگی چیست؟
با نگاهی به مقاله اخیر امین قضایی با عنوان«معما اصل بازدارنگی»
به مخاطبین گرامی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی پیشنهاد میکنیم، با مراجعه به کانال تلگرامی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی مقاله «معما اصل بازدارنگی» به قلم امین قضایی را قبل از برنامه مطالعه کنند.
با حضور:
امین قضایی
گرداننده:
میلاد رسایی منش
زمان:
جمعه، ۲۸ مه
۷ خرداد
۱۳:۳۰ اروپا مرکزی
۱۶:۰۰ تهران
لینک Facebook:
https://www.facebook.com/1530170770598183/posts/3032960076985904/?d=n
لینک YouTube:
https://youtu.be/uhS8_-THtQA
لینک Twitch:
https://m.twitch.tv/ExMuslimScandinavia
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
Forwarded from Sciensology
▪️علم و تقلیلگرایی
تقلیلگرایی طبیعیترین چیزی است که در جهان درک میشود و به طور ساده عبارت است از این باور که "کل را فقط زمانی میتوانیم کاملاً فهم کنیم که تمام اجزاء آن و ماهیت جمعشان را فهمیده باشیم". به لحاظ منطقی هیچکس نمیتواند تقلیلگرایی را رد کند. از سده هفدهم میلادی به اینسو تقلیلگرایی رویکرد غالب در علم بوده است. رنه دکارت که از نخستین طرفداران تقلیلگرایی است روش علمی خود را با چنین عبارتی بیان میکند: "تقسیم همهٔ دشواریهای تحت بررسی تا آنجا که ممکن است و برای هدایت افکار خود به شیوهای خاص با آغاز از سادهترین چیزها و صعود مرحلهبهمرحله به سمت شناخت پیچیدهترین آنها عمل کردن".
هدف اصلی علم، توصیفی تقلیلگرایانه برای همهٔ پدیدهها از زمان دکارت، نیوتن و دیگر بنیانگذاران روش علمی مدرن تا اوایل قرن بیستم بر پایهٔ فیزیک بنیادی بوده است. در اواخر قرن نوزدهم اغلب دانشمندان با این عبارت آلبرت مایکلسون فیزیکدان مشهور موافق بودند که در سال ۱۸۹۴ بیان کرده بود: "به نظر میرسد که بسیاری از اصول اساسی به صورت محکمی ثابت شدهاند و پیشرفتهای بیشتر را باید به طور عمده در کاربرد دقیق این اصول در مورد همه پدیدههایی که تحت شناخت ما هستند جستجو کرد".
البته فیزیک سی سال بعد با مطرحشدن نسبیت و مکانیک کوانتوم متحول شد. اما علم قرن بیستم نیز با مرگ رؤیای تقلیلگرایان هویدا شد. علیرغم موفقیتهای عظیمی که در توضیح مقیاس بسیار بزرگ و کوچک به دست آمده است، فیزیک بنیادی و به طور کلیتر تقلیلگرایی علمی به شکل قابل ملاحظهای در توضیح نزدیکترین پدیدههای پیچیدهٔ در مقیاس امور انسانی مسکوت بوده است.
بسیاری از پدیدهها مانع روش تقلیلگرایی شدهاند؛ برای مثال میتوان به پیچیدگیها و ماهیت سازگار موجودات زنده، بیماریهایی که جانداران را تهدید میکند، رفتار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جوامع، رشد و تأثیرات فنآوری مدرن و شبکههای ارتباطی، ماهیت هوش و چشمانداز ایجاد آن در کامپیوترها اشاره کرد.
به نظر میرسد مخالفت با تقلیلگرایی که به معنای کُل بیشتر از مجموع اجزاء است، به تدریج اهمیت بیشتری مییابد، چرا که علوم جدید مانند آشوب، زیستشناسی سیستمها، اقتصاد فرگشتی و نظریه شبکه فراتر از تقلیلگرایی و در جهتی مخالف با آن پیش میروند تا توضیح دهند که چگونه رفتار پیچیده میتواند از مجموعههای بزرگ تشکلیافته از اجزاء سادهتر ظهور یابد.
در اواسط قرن بیستم بسیاری از دانشمندان دریافتند که چنین پدیدههایی را نمیتوان به صورت مجزا و منفک مورد بررسی قرار داد، بلکه برای بررسی باید از مباحث میانرشتهای که بر اساس مبانی علمی هستند و تا آن زمان مطرح نشده بودند بهره جست. در نتیجه تلاشهای متعددی معطوف به طرح آن مباحث و پایهگذاری بنیادهای میانرشتهای همچون سایبرنتیک، سینرژتیک، علوم سیستمها و اخیراً علوم سیستمهای پیچیده انجام گرفت.
@NeoSciensology
تقلیلگرایی طبیعیترین چیزی است که در جهان درک میشود و به طور ساده عبارت است از این باور که "کل را فقط زمانی میتوانیم کاملاً فهم کنیم که تمام اجزاء آن و ماهیت جمعشان را فهمیده باشیم". به لحاظ منطقی هیچکس نمیتواند تقلیلگرایی را رد کند. از سده هفدهم میلادی به اینسو تقلیلگرایی رویکرد غالب در علم بوده است. رنه دکارت که از نخستین طرفداران تقلیلگرایی است روش علمی خود را با چنین عبارتی بیان میکند: "تقسیم همهٔ دشواریهای تحت بررسی تا آنجا که ممکن است و برای هدایت افکار خود به شیوهای خاص با آغاز از سادهترین چیزها و صعود مرحلهبهمرحله به سمت شناخت پیچیدهترین آنها عمل کردن".
هدف اصلی علم، توصیفی تقلیلگرایانه برای همهٔ پدیدهها از زمان دکارت، نیوتن و دیگر بنیانگذاران روش علمی مدرن تا اوایل قرن بیستم بر پایهٔ فیزیک بنیادی بوده است. در اواخر قرن نوزدهم اغلب دانشمندان با این عبارت آلبرت مایکلسون فیزیکدان مشهور موافق بودند که در سال ۱۸۹۴ بیان کرده بود: "به نظر میرسد که بسیاری از اصول اساسی به صورت محکمی ثابت شدهاند و پیشرفتهای بیشتر را باید به طور عمده در کاربرد دقیق این اصول در مورد همه پدیدههایی که تحت شناخت ما هستند جستجو کرد".
البته فیزیک سی سال بعد با مطرحشدن نسبیت و مکانیک کوانتوم متحول شد. اما علم قرن بیستم نیز با مرگ رؤیای تقلیلگرایان هویدا شد. علیرغم موفقیتهای عظیمی که در توضیح مقیاس بسیار بزرگ و کوچک به دست آمده است، فیزیک بنیادی و به طور کلیتر تقلیلگرایی علمی به شکل قابل ملاحظهای در توضیح نزدیکترین پدیدههای پیچیدهٔ در مقیاس امور انسانی مسکوت بوده است.
بسیاری از پدیدهها مانع روش تقلیلگرایی شدهاند؛ برای مثال میتوان به پیچیدگیها و ماهیت سازگار موجودات زنده، بیماریهایی که جانداران را تهدید میکند، رفتار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جوامع، رشد و تأثیرات فنآوری مدرن و شبکههای ارتباطی، ماهیت هوش و چشمانداز ایجاد آن در کامپیوترها اشاره کرد.
به نظر میرسد مخالفت با تقلیلگرایی که به معنای کُل بیشتر از مجموع اجزاء است، به تدریج اهمیت بیشتری مییابد، چرا که علوم جدید مانند آشوب، زیستشناسی سیستمها، اقتصاد فرگشتی و نظریه شبکه فراتر از تقلیلگرایی و در جهتی مخالف با آن پیش میروند تا توضیح دهند که چگونه رفتار پیچیده میتواند از مجموعههای بزرگ تشکلیافته از اجزاء سادهتر ظهور یابد.
در اواسط قرن بیستم بسیاری از دانشمندان دریافتند که چنین پدیدههایی را نمیتوان به صورت مجزا و منفک مورد بررسی قرار داد، بلکه برای بررسی باید از مباحث میانرشتهای که بر اساس مبانی علمی هستند و تا آن زمان مطرح نشده بودند بهره جست. در نتیجه تلاشهای متعددی معطوف به طرح آن مباحث و پایهگذاری بنیادهای میانرشتهای همچون سایبرنتیک، سینرژتیک، علوم سیستمها و اخیراً علوم سیستمهای پیچیده انجام گرفت.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️نقش آتش و پختن غذا در فرگشت انسان
اغلب مواد غذایی خام حاوی مقدار زیادی فیبر هستند و در مقایسه با تلاشی که صرف جویدن و هضم آنها میشود دارای کالری نسبتاً کمی هستند. پختن غذا سبب میشود تا خوردنیهای درون زمین، گوشت خام و میوههای فیبردار راحتتر هضم شوند، انرژی فرد افزایش یابد و هزینههای هضم را کاهش دهد و همچنین میکروارگانیسمهای مضر را نابود کند که یک مزیت است. بسیاری از مواد خام قابل خوردن و هضم شدن نیستند و مواد مغذیشان جذب نمیشوند. آتش موجب شد که موادی که قابل خوردن یا قابل هضم و جذب نبودند، داخل رژیم غذایی انسان شوند.
ریچارد راگنام و بسیاری از دانشمندان دیگر میگویند پختن غذا موجب شد تا انسانها از مواد مغذی موجود در محصولات گیاهی و جانوری که در رشد مغز تأثیر فراوانی داشت، استفاده بیشتری ببرند و مسیر فرگشت انسان تغییر کند و آنها دارای مغزی بزرگتر و در عوض معدهای کوچکتر شوند. پختن مواد غذایی ارزش خالص انرژیکشان را بیشتر و هضمشان را آسانتر میکند. مغز انسان برای عملکردی بهتر نیازمند مقدار زیادی کالری است و میوههای پرفیبر و سایر مواد غذایی خام به ندرت میتوانند مقدار انرژی لازم را فراهم کنند. در رژیم غذایی مطلقاً خامخواری گذرانِ زندگی بسیار مشکل است و خیلی از زنان توانایی تولیدمثلی خود را از دست میدهند.
در مقابل دانشمندانی نیز هستند که میگویند اگر فرضیه پختن در شکلگیری بزرگتر شدنِ مغز درست باشد، بایستی پختن از حدود ۱,۶۰۰,۰۰۰ تا ۱,۹۰۰,۰۰۰ سال قبل به طور گسترده استفاده میشده است؛ یعنی از زمانی که هومو ارکتوسها با مغزهایی بسیار بزرگتر از اجدادشان در یافتههای فسیلی ظاهر شدهاند. اما مدارک ناچیزی از استفاده کنترلشده آتش در دوره مذکور به دست آمده است.
شواهد و مدارک قابل استناد نشان میدهد که پختن غذا از ۲۰۰,۰۰۰ سال قبل به اینسو انجام گرفته است و بسیاری از دانشمندان نیز بر این باورند که پختن غذا بیشتر از ۵۰۰,۰۰۰ سال قدمت ندارد. ریچارد راگنام حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید هومو ساپینسها با مواد غذایی خام و وحشی قادر به زندهماندن و ادامه حیات نبودهاند. قطعاً تا زمانی که شواهد و مدارک محکمتری در مورد استفاده هومو ارکتوسها از آتش یافت نشود، دانشمندان به فرضیۀ پختن راگنام به دیده شک مینگرند.
Source: David Buss' textbook entitled Evolutionary Psychology
@NeoSciensology
اغلب مواد غذایی خام حاوی مقدار زیادی فیبر هستند و در مقایسه با تلاشی که صرف جویدن و هضم آنها میشود دارای کالری نسبتاً کمی هستند. پختن غذا سبب میشود تا خوردنیهای درون زمین، گوشت خام و میوههای فیبردار راحتتر هضم شوند، انرژی فرد افزایش یابد و هزینههای هضم را کاهش دهد و همچنین میکروارگانیسمهای مضر را نابود کند که یک مزیت است. بسیاری از مواد خام قابل خوردن و هضم شدن نیستند و مواد مغذیشان جذب نمیشوند. آتش موجب شد که موادی که قابل خوردن یا قابل هضم و جذب نبودند، داخل رژیم غذایی انسان شوند.
ریچارد راگنام و بسیاری از دانشمندان دیگر میگویند پختن غذا موجب شد تا انسانها از مواد مغذی موجود در محصولات گیاهی و جانوری که در رشد مغز تأثیر فراوانی داشت، استفاده بیشتری ببرند و مسیر فرگشت انسان تغییر کند و آنها دارای مغزی بزرگتر و در عوض معدهای کوچکتر شوند. پختن مواد غذایی ارزش خالص انرژیکشان را بیشتر و هضمشان را آسانتر میکند. مغز انسان برای عملکردی بهتر نیازمند مقدار زیادی کالری است و میوههای پرفیبر و سایر مواد غذایی خام به ندرت میتوانند مقدار انرژی لازم را فراهم کنند. در رژیم غذایی مطلقاً خامخواری گذرانِ زندگی بسیار مشکل است و خیلی از زنان توانایی تولیدمثلی خود را از دست میدهند.
در مقابل دانشمندانی نیز هستند که میگویند اگر فرضیه پختن در شکلگیری بزرگتر شدنِ مغز درست باشد، بایستی پختن از حدود ۱,۶۰۰,۰۰۰ تا ۱,۹۰۰,۰۰۰ سال قبل به طور گسترده استفاده میشده است؛ یعنی از زمانی که هومو ارکتوسها با مغزهایی بسیار بزرگتر از اجدادشان در یافتههای فسیلی ظاهر شدهاند. اما مدارک ناچیزی از استفاده کنترلشده آتش در دوره مذکور به دست آمده است.
شواهد و مدارک قابل استناد نشان میدهد که پختن غذا از ۲۰۰,۰۰۰ سال قبل به اینسو انجام گرفته است و بسیاری از دانشمندان نیز بر این باورند که پختن غذا بیشتر از ۵۰۰,۰۰۰ سال قدمت ندارد. ریچارد راگنام حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید هومو ساپینسها با مواد غذایی خام و وحشی قادر به زندهماندن و ادامه حیات نبودهاند. قطعاً تا زمانی که شواهد و مدارک محکمتری در مورد استفاده هومو ارکتوسها از آتش یافت نشود، دانشمندان به فرضیۀ پختن راگنام به دیده شک مینگرند.
Source: David Buss' textbook entitled Evolutionary Psychology
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️نابودی حیات به وسیله برخورد سیارک به زمین
آیا ممکن است حیات با برخورد سیارکی به زمین کاملاً نابود شود؟ هنگامی که یک سیارک با اندازهای مشابه یک شهر در ۶۶ میلیون سال قبل در مکزیک کنونی با زمین برخورد کرد، انقراض بزرگی رخ داد که دایناسورها و بسیاری دیگر از گونههای گیاهی و جانوری در طی آن از بین رفتند. شدیدتر از آنچه در ۶۶ میلیون سال قبل رخ داد، برخورد یک سیارک در آینده میتواند باعث نابودی انسانها و حیات زمینی شود، اما خوشبختانه این نابودی به این زودیها اتفاق نمیافتد. بر اساس سوابق زمینشناختی برآورده شده است که زمین تقریباً در هر ۱۰۰ میلیون سال با یک سیارک بزرگ برخورد میکند. شبیهسازی منتشر شده در مجله علمی Nature نشان میدهد که یک جرم فضایی حقیقتاً بزرگ برای از بین بردن تمام حیات لازم است. وقتی تمام حیات زمین از بین میرود که برخوردی باعث از بین رفتن اقیانوسها شود و اجرام فضایی برای عملی کردن چنین مسئلهای باید به اندازه بزرگترین سیارکهای منظومه شمسی - پالاس و وِسْتا - باشند. اما در آخر نتیجه این است که برخورد زمین با چنین اجسام بزرگی بسیار بعید است.
@NeoSciensology
آیا ممکن است حیات با برخورد سیارکی به زمین کاملاً نابود شود؟ هنگامی که یک سیارک با اندازهای مشابه یک شهر در ۶۶ میلیون سال قبل در مکزیک کنونی با زمین برخورد کرد، انقراض بزرگی رخ داد که دایناسورها و بسیاری دیگر از گونههای گیاهی و جانوری در طی آن از بین رفتند. شدیدتر از آنچه در ۶۶ میلیون سال قبل رخ داد، برخورد یک سیارک در آینده میتواند باعث نابودی انسانها و حیات زمینی شود، اما خوشبختانه این نابودی به این زودیها اتفاق نمیافتد. بر اساس سوابق زمینشناختی برآورده شده است که زمین تقریباً در هر ۱۰۰ میلیون سال با یک سیارک بزرگ برخورد میکند. شبیهسازی منتشر شده در مجله علمی Nature نشان میدهد که یک جرم فضایی حقیقتاً بزرگ برای از بین بردن تمام حیات لازم است. وقتی تمام حیات زمین از بین میرود که برخوردی باعث از بین رفتن اقیانوسها شود و اجرام فضایی برای عملی کردن چنین مسئلهای باید به اندازه بزرگترین سیارکهای منظومه شمسی - پالاس و وِسْتا - باشند. اما در آخر نتیجه این است که برخورد زمین با چنین اجسام بزرگی بسیار بعید است.
@NeoSciensology
We knew the whole volume of the cage, that's enough!
Let's experience in the sky!
تمام حجم قفس را شناختیم،
بس است!
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم!
@ShafiAzad
Let's experience in the sky!
تمام حجم قفس را شناختیم،
بس است!
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم!
@ShafiAzad
Audio
برنامه هفتگی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی
(پادکست یا نسخهشنیداری)
موضوع این هفته:
ارتباط تروریسم اسلامی با اصل بازدارنگی چیست؟
با نگاهی به مقاله اخیر امین قضایی با عنوان«معما اصل بازدارنگی»
با حضور:
امین قضایی
گرداننده:
میلاد رسایی منش
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
(پادکست یا نسخهشنیداری)
موضوع این هفته:
ارتباط تروریسم اسلامی با اصل بازدارنگی چیست؟
با نگاهی به مقاله اخیر امین قضایی با عنوان«معما اصل بازدارنگی»
با حضور:
امین قضایی
گرداننده:
میلاد رسایی منش
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia