Forwarded from Sciensology
▪️شستشوی مغزی (Brainwashing)
حتماً تا به حال شنیدهاید که میگویند فلان شخص شستشوی مغزی داده شده است. شستشوی مغزی معمولاً در تصور ما به این معنا است که فرد تحت شرایط خاص به صورت ناخودآگاه وادار به تبعیت از اندیشه یا خواستههای افراد دیگر میشود. در این یادداشت به بررسی دقیقتر شستشوی مغزی میپردازیم.
نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5) شستشوی مغزی را به عنوان اختلال تجزیهای - اختلالی که در طی آنها آگاهی فرد از خود و محیطش دچار مشکل میشود - قلمداد کرده و آن را به این شکل توصیف میکند: "حالتهای تجزیهای که در افرادی رخ میدهد که در معرض دورههای طولانیمدت و شدید متقاعدسازی اجباری قرار داشتهاند".
شستشوی مغزی عمدتاً در جریان بازسازی سیاسی انجام میشود، به عنوان مثال در انقلاب فرهنگی چین کمونیست، اسرای جنگی، شکنجه مخالفین سیاسی، گروگانگیری تروریستها و نمونه آشناتر آن در فرهنگ غرب، تلقینات فرقههای مذهبی تمامیتخواه به تفصیل میتوان شستشوی مغزی را مشاهده کرد.
شستشوی مغزی به این معنا است که فرد را تحت شرایط فشار و ارعاب کافی وادار به تبعیت از خواستههای افراد صاحب قدرت کرد و تغییرات عمدهای در شخصیت و باورها و رفتارهای او به وجود آورد. افرادی که در معرض چنین شرایطی قرار میگیرند ممکن است آسیبهای قابل توجهی ببینند، مانند از دست دادن سلامتی یا حتی زندگی و نوعاً به شکلهای مختلفی از علائم تجزیهای و پس از سانحه دچار میشوند.
اولین مرحله این فرآیند زورگویانه به ایجاد مصنوعی یک بحران هویت تشبیه شده است که با پیدایش یک هویت کاذب و جدید همراه است و دارای خصوصیات یک حالت تجزیهای است. فرد تحت شرایط وابستگی مفرط و بدخیم، آسیبپذیری توانفرسا و به خطر افتادن زندگی دچار حالتی میشود که مشخصات آن عبارتاند از آرمانیسازی مفرط افراد گروگانگیر و سپس همانندسازی با پرخاشگر و برونیکردن فرامن (سوپرایگو) و تطابق توأم با واپسروی که اصطلاحاً کودکماندگی ناشی از آسیب خوانده میشود، فلج اراده و یک حالت خشک شدن از ترس.
قربانیان فرآیندهایی که در جهت شستشوی مغزی صورت میگیرند به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفتهاند. این افراد علائم پس از سانحه و تجزیهای وسیعی را از خود نشان دادهاند، از جمله: تغییرات بنیادی در هویت، ارزشها و باورها؛ افول انعطافپذیری شناختی توأم با واپسروی به سمت ادراکهای سادهانگارانهای نظیر خیر و شر یا غالب و مغلوب، کرختی تجربه و کندی عاطفی، حالتهای شبهخلسه و کاهش پاسخدهی محیطی و در برخی موارد علائم تجزیهای شدیدتری نظیر فراموشی، مسخ شخصیت و تغییرات هویت.
Source: Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiatry
@NeoSciensology
حتماً تا به حال شنیدهاید که میگویند فلان شخص شستشوی مغزی داده شده است. شستشوی مغزی معمولاً در تصور ما به این معنا است که فرد تحت شرایط خاص به صورت ناخودآگاه وادار به تبعیت از اندیشه یا خواستههای افراد دیگر میشود. در این یادداشت به بررسی دقیقتر شستشوی مغزی میپردازیم.
نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5) شستشوی مغزی را به عنوان اختلال تجزیهای - اختلالی که در طی آنها آگاهی فرد از خود و محیطش دچار مشکل میشود - قلمداد کرده و آن را به این شکل توصیف میکند: "حالتهای تجزیهای که در افرادی رخ میدهد که در معرض دورههای طولانیمدت و شدید متقاعدسازی اجباری قرار داشتهاند".
شستشوی مغزی عمدتاً در جریان بازسازی سیاسی انجام میشود، به عنوان مثال در انقلاب فرهنگی چین کمونیست، اسرای جنگی، شکنجه مخالفین سیاسی، گروگانگیری تروریستها و نمونه آشناتر آن در فرهنگ غرب، تلقینات فرقههای مذهبی تمامیتخواه به تفصیل میتوان شستشوی مغزی را مشاهده کرد.
شستشوی مغزی به این معنا است که فرد را تحت شرایط فشار و ارعاب کافی وادار به تبعیت از خواستههای افراد صاحب قدرت کرد و تغییرات عمدهای در شخصیت و باورها و رفتارهای او به وجود آورد. افرادی که در معرض چنین شرایطی قرار میگیرند ممکن است آسیبهای قابل توجهی ببینند، مانند از دست دادن سلامتی یا حتی زندگی و نوعاً به شکلهای مختلفی از علائم تجزیهای و پس از سانحه دچار میشوند.
اولین مرحله این فرآیند زورگویانه به ایجاد مصنوعی یک بحران هویت تشبیه شده است که با پیدایش یک هویت کاذب و جدید همراه است و دارای خصوصیات یک حالت تجزیهای است. فرد تحت شرایط وابستگی مفرط و بدخیم، آسیبپذیری توانفرسا و به خطر افتادن زندگی دچار حالتی میشود که مشخصات آن عبارتاند از آرمانیسازی مفرط افراد گروگانگیر و سپس همانندسازی با پرخاشگر و برونیکردن فرامن (سوپرایگو) و تطابق توأم با واپسروی که اصطلاحاً کودکماندگی ناشی از آسیب خوانده میشود، فلج اراده و یک حالت خشک شدن از ترس.
قربانیان فرآیندهایی که در جهت شستشوی مغزی صورت میگیرند به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفتهاند. این افراد علائم پس از سانحه و تجزیهای وسیعی را از خود نشان دادهاند، از جمله: تغییرات بنیادی در هویت، ارزشها و باورها؛ افول انعطافپذیری شناختی توأم با واپسروی به سمت ادراکهای سادهانگارانهای نظیر خیر و شر یا غالب و مغلوب، کرختی تجربه و کندی عاطفی، حالتهای شبهخلسه و کاهش پاسخدهی محیطی و در برخی موارد علائم تجزیهای شدیدتری نظیر فراموشی، مسخ شخصیت و تغییرات هویت.
Source: Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiatry
@NeoSciensology
Promise me you'll always remember: You're braver than you believe, stronger than you seem and smarter than you think.
بهم قول بده که همیشه یادت میمونه : تو شجاع تر از اونی هستی که باور داری، قوی تر از اونچیزی هستی که به نظر میرسی و باهوشتر از اونچیزی هستی که فکر میکنی.
*_*♡
@ShafiAzad
بهم قول بده که همیشه یادت میمونه : تو شجاع تر از اونی هستی که باور داری، قوی تر از اونچیزی هستی که به نظر میرسی و باهوشتر از اونچیزی هستی که فکر میکنی.
*_*♡
@ShafiAzad
We no longer go for looks. We go for maturity, stability, loyalty and peace.
ما دیگه به دنبال نگاه نمی رویم. ما به دنبال بلوغ، ثبات، وفاداری و آرامش هستیم.
@ShafiAzad
ما دیگه به دنبال نگاه نمی رویم. ما به دنبال بلوغ، ثبات، وفاداری و آرامش هستیم.
@ShafiAzad
بزدلترین مرد کسیست که عشق را در زنی بیدار کند ، بدون اینکه قصد دوست داشتن او را داشته باشد ...
- باب مارلی
@ShafiAzad
- باب مارلی
@ShafiAzad
سرنوشت این است که هیچگاه نمیتوانم به گذشته برگردم تا اتفاقات رخ داده را عوض کنم ، ولی دستِ کم میتوانم تکلیف زمان حال را مشخص کنم و آیندهای جدید بسازم ؛ باید به جایگاهی برسم که کوچکترین حسرتی از روزهای گذشتهام نداشته باشم ...
- کلاریس سابار
- نامههای رز
@ShafiAzad
- کلاریس سابار
- نامههای رز
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️حیات چیست؟ آیا مرگ واقعیت دارد؟
تفاوت شما با یک سنگ در چه چیزی است؟ شاید سؤال ساده یا حتی احمقانهای به نظر برسد. حیات چیست؟ آیا واقعاً چیزی به نام مرگ وجود دارد؟ در این ویدئو راجع به موضوعات مذکور توضیح داده میشود.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
تفاوت شما با یک سنگ در چه چیزی است؟ شاید سؤال ساده یا حتی احمقانهای به نظر برسد. حیات چیست؟ آیا واقعاً چیزی به نام مرگ وجود دارد؟ در این ویدئو راجع به موضوعات مذکور توضیح داده میشود.
Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
The world is a book.
And those who do not travel
read only a page.
دنيا مثل يه كتاب ميمونه.
اونهايى كه سفر نميكنن
فقط يك صفحه رو ميخونن.
@ShafiAzad
And those who do not travel
read only a page.
دنيا مثل يه كتاب ميمونه.
اونهايى كه سفر نميكنن
فقط يك صفحه رو ميخونن.
@ShafiAzad
Psychology says: you don't really need someone to complete you you only need someone to accept you completely.
روانشناسی میگه: تو واقعاً به کسی احتیاج نداری که کاملت کنه فقط به شخصی نیاز داری که تو رو کامل بپذیره...
@ShafiAzad
روانشناسی میگه: تو واقعاً به کسی احتیاج نداری که کاملت کنه فقط به شخصی نیاز داری که تو رو کامل بپذیره...
@ShafiAzad
I know I'm not good.
but I'm trying my best.
میدونم که خوب نیستم. اما من تمام تلاشمو میکنم :)
@ShafiAzad
but I'm trying my best.
میدونم که خوب نیستم. اما من تمام تلاشمو میکنم :)
@ShafiAzad
برای به یاد آوردن یه نفر، یه بهانهی کوچیک کافیه، اما کی میدونه برای فراموش کردن، چند سال باید بگذره؟
از کجا معلوم که با مرگ، همهی خاطرات فراموش میشن؟ کاش آدم آرزوهاش رو توی دنیا بذاره، خاطراتش رو به گور ببره.
توی قدیمیترین عکسها، همیشه یه نفر هست، که هیچوقت لبخندش کهنه نمیشه.
یه روز همهی آدما، میرن سراغ یه عکس قدیمی، کنار یه عشق قدیمی، زل میزنن به یه بغض قدیمی و میگن : «خیلی ممنون، که یه روز با تمام وجود دوستم داشتی»
#Azad
@ShafiAzad
از کجا معلوم که با مرگ، همهی خاطرات فراموش میشن؟ کاش آدم آرزوهاش رو توی دنیا بذاره، خاطراتش رو به گور ببره.
توی قدیمیترین عکسها، همیشه یه نفر هست، که هیچوقت لبخندش کهنه نمیشه.
یه روز همهی آدما، میرن سراغ یه عکس قدیمی، کنار یه عشق قدیمی، زل میزنن به یه بغض قدیمی و میگن : «خیلی ممنون، که یه روز با تمام وجود دوستم داشتی»
#Azad
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️آیا زبان انسان غریزی است و پایه ژنتیکی دارد؟
پژوهشهای ژنتیکی نشان داده است که ژنوم انسان و شامپانزه تا بیش از ۹۸ درصد شبیه به هم هستند؛ اما تفاوتهای موجود در ۳۵ میلیون از ۳ میلیارد نوکلئوتید ژنوم است که این دو گونه را از هم متمایز میکند. پژوهشگران با تجزیه و تحلیل این تفاوتها مناطقی را شناسایی کردهاند که به سرعت موجب تجمع جهشهایی در ژنوم انسان نسبت به شامپانزه میشوند.
یکی از این مناطق مربوط به ژن FOXP2 انسان است که در تکوین توانایی تکلم نقش دارد. FOXP2 با عنوان کامل پروتئین پی ۲ جعبهٔ سرچنگالی؛ یک پروتئین است که در انسان توسط ژن FOXP2 کدگذاری میشود و در بسیاری از مهرهداران دیگر نیز وجود دارد.
همانطور که در ابتدا اشاره شد، تفاوت ژنتیکی بین گونهای انسان و شامپانزه کمتر از ۲ درصد است، اما هنوز دقیقاً مشخص نشده که چه جنبهای از ژنتیک مسئول توانایی زبان است. برخی مطالعات نشان دادهاند که ژن FOXP2 نقش عمدهای در گفتار و زبان ایفاء میکند، زیرا جهش این ژن در خانوادهای با مشکلات گفتاری و زبانی شناسایی شده است؛ گرچه بیشتر اختلالات مربوط به این ژن نه زبانی بلکه گفتاری بودند.
دیدگاه فوق به چند دلیل با چالش مواجه شده است. اولین دلیل این است که FOXP2 را نه فقط در انسانها بلکه در جانداران دیگری مانند موشها، پرندگان، ماهیها و غیره هم میتوان یافت که تکلم نمیکنند. دومین دلیل این است که یافتهها نشان میدهد FOXP2 تعداد زیادی از ژنهای دیگر را نیز تنظیم میکند و از این طریق کدگذاری پروتئینها را انجام میدهد.
روشهای جدید تحلیل ژنتیکی ما را در مسیر زمانی فرگشت انسان و در نتیجه احتمالاً ظهور زبان مطلع میکند. میتوان با کمک چنین تحلیلهایی نشان داد که FOXP2 پروتئین خاصی را در نئاندرتالها - گونه دیگری از سردهٔ انسان - کد میکرد که همان پروتئین در انسان مدرن نیز وجود دارد، اما در شامپانزهها متفاوت است.
این یافتهها نشان میدهد که شالوده ژنتیکی زبان در حدود ۳۰۰,۰۰۰ تا ۴۰۰,۰۰۰ سال قبل در همان اوایل پس از جدایی از شامپانزهها و پیش از ظهور نئاندرتالها پایهگذاری شده است و احتمالاً جهش در ژن FOXP2 قادر به این توضیح است که چرا انسان میتواند تکلم کند اما شامپانزه نمیتواند.
Author: Mahtab Shojaei
Source: Language in Our Brain; by Angela D. Friederici
@NeoSciensology
پژوهشهای ژنتیکی نشان داده است که ژنوم انسان و شامپانزه تا بیش از ۹۸ درصد شبیه به هم هستند؛ اما تفاوتهای موجود در ۳۵ میلیون از ۳ میلیارد نوکلئوتید ژنوم است که این دو گونه را از هم متمایز میکند. پژوهشگران با تجزیه و تحلیل این تفاوتها مناطقی را شناسایی کردهاند که به سرعت موجب تجمع جهشهایی در ژنوم انسان نسبت به شامپانزه میشوند.
یکی از این مناطق مربوط به ژن FOXP2 انسان است که در تکوین توانایی تکلم نقش دارد. FOXP2 با عنوان کامل پروتئین پی ۲ جعبهٔ سرچنگالی؛ یک پروتئین است که در انسان توسط ژن FOXP2 کدگذاری میشود و در بسیاری از مهرهداران دیگر نیز وجود دارد.
همانطور که در ابتدا اشاره شد، تفاوت ژنتیکی بین گونهای انسان و شامپانزه کمتر از ۲ درصد است، اما هنوز دقیقاً مشخص نشده که چه جنبهای از ژنتیک مسئول توانایی زبان است. برخی مطالعات نشان دادهاند که ژن FOXP2 نقش عمدهای در گفتار و زبان ایفاء میکند، زیرا جهش این ژن در خانوادهای با مشکلات گفتاری و زبانی شناسایی شده است؛ گرچه بیشتر اختلالات مربوط به این ژن نه زبانی بلکه گفتاری بودند.
دیدگاه فوق به چند دلیل با چالش مواجه شده است. اولین دلیل این است که FOXP2 را نه فقط در انسانها بلکه در جانداران دیگری مانند موشها، پرندگان، ماهیها و غیره هم میتوان یافت که تکلم نمیکنند. دومین دلیل این است که یافتهها نشان میدهد FOXP2 تعداد زیادی از ژنهای دیگر را نیز تنظیم میکند و از این طریق کدگذاری پروتئینها را انجام میدهد.
روشهای جدید تحلیل ژنتیکی ما را در مسیر زمانی فرگشت انسان و در نتیجه احتمالاً ظهور زبان مطلع میکند. میتوان با کمک چنین تحلیلهایی نشان داد که FOXP2 پروتئین خاصی را در نئاندرتالها - گونه دیگری از سردهٔ انسان - کد میکرد که همان پروتئین در انسان مدرن نیز وجود دارد، اما در شامپانزهها متفاوت است.
این یافتهها نشان میدهد که شالوده ژنتیکی زبان در حدود ۳۰۰,۰۰۰ تا ۴۰۰,۰۰۰ سال قبل در همان اوایل پس از جدایی از شامپانزهها و پیش از ظهور نئاندرتالها پایهگذاری شده است و احتمالاً جهش در ژن FOXP2 قادر به این توضیح است که چرا انسان میتواند تکلم کند اما شامپانزه نمیتواند.
Author: Mahtab Shojaei
Source: Language in Our Brain; by Angela D. Friederici
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️اجداد سیاهپوست ما
رنگ پوست اجداد ما چندین میلیون سال پیش مانند اکنون واضح نبود، به این دلیل که بدن انسانتباران اولیه در خز تیره پوشیده شده بود اما زیر موهای بدن احتمالاً پوست رنگپریدهای داشتهاند، چرا که عموزادههای فرگشتی ما یعنی شامپانزهها و گوریلهای امروزی در زیر خز تیرهشان دارای پوستی روشن هستند. اجداد ما سرانجام این خزها را از دست دادند و رنگدانههایی در پوستشان پدیدار شد. در رابطه با زمان و دلایل از دسترفتنِ خزها مباحث متعددی مطرح شده است، بسیاری از پژوهشگران توافق دارند که از دستدادنِ خزهای تیره در اجداد انسانها این مزیت را برای آنها داشته است که در هنگام جستجوی غذا به عنوان موجودی دوپارو در زیستگاههای آفتابی گرم آفریقا خنک بمانند. از دسترفتنِ خزها موجب برهنهشدنِ پوست انسانها گردید و آنها در معرض اشعه فرابنفش شدیدِ منتشر شده از سطح خورشید قرار گرفتند. در این راستا تقریباً ۱ تا ۲ میلیون سال پیش پوست انسانها تیره شد؛ به آن علت که پوست تیرهتر برای محافظت از ذخایر فولیک اسید یا ویتامین B9 بهتر است.
Source: Discover Magazine
@NeoSciensology
رنگ پوست اجداد ما چندین میلیون سال پیش مانند اکنون واضح نبود، به این دلیل که بدن انسانتباران اولیه در خز تیره پوشیده شده بود اما زیر موهای بدن احتمالاً پوست رنگپریدهای داشتهاند، چرا که عموزادههای فرگشتی ما یعنی شامپانزهها و گوریلهای امروزی در زیر خز تیرهشان دارای پوستی روشن هستند. اجداد ما سرانجام این خزها را از دست دادند و رنگدانههایی در پوستشان پدیدار شد. در رابطه با زمان و دلایل از دسترفتنِ خزها مباحث متعددی مطرح شده است، بسیاری از پژوهشگران توافق دارند که از دستدادنِ خزهای تیره در اجداد انسانها این مزیت را برای آنها داشته است که در هنگام جستجوی غذا به عنوان موجودی دوپارو در زیستگاههای آفتابی گرم آفریقا خنک بمانند. از دسترفتنِ خزها موجب برهنهشدنِ پوست انسانها گردید و آنها در معرض اشعه فرابنفش شدیدِ منتشر شده از سطح خورشید قرار گرفتند. در این راستا تقریباً ۱ تا ۲ میلیون سال پیش پوست انسانها تیره شد؛ به آن علت که پوست تیرهتر برای محافظت از ذخایر فولیک اسید یا ویتامین B9 بهتر است.
Source: Discover Magazine
@NeoSciensology
واقعاً مسخره نیست؟ اینکه گاهی اوقات بهترین مردها بدترین زنها را انتخاب میکنند و بهترین زنان بدترین مردها را؟
من فکر میکنم خوبی خودشان چشمشان را کور میکند و بدگمانی را در وجودشان میکشد!
- دشمن عزیز
- جین وبستر
@ShafiAzad
من فکر میکنم خوبی خودشان چشمشان را کور میکند و بدگمانی را در وجودشان میکشد!
- دشمن عزیز
- جین وبستر
@ShafiAzad
بعضی آدمها عین یک گل نایاب هستند!
دیگران به جلوهشان حسد میبرند، خیال میکنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را میگیرد!
تمام درخشش آفتاب و تری هوا را میبلعد و جا را برای آنها تنگ کرده. برای آنها آفتاب و اکسیژن باقی نگذاشته!
به او حسد میبرند و دلشان میخواهد وجود نداشته باشد. یا عین ما باش یا اصلاً نباش!
- سووشون
- سیمین دانشور
@ShafiAzad
دیگران به جلوهشان حسد میبرند، خیال میکنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را میگیرد!
تمام درخشش آفتاب و تری هوا را میبلعد و جا را برای آنها تنگ کرده. برای آنها آفتاب و اکسیژن باقی نگذاشته!
به او حسد میبرند و دلشان میخواهد وجود نداشته باشد. یا عین ما باش یا اصلاً نباش!
- سووشون
- سیمین دانشور
@ShafiAzad