کتابخوانی📚
6.09K subscribers
6.06K photos
404 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
Forwarded from Sciensology
▪️نظریه آشوب

تصور می‌شد که شاید پیش‌بینی کامل سیستم‌های پیچیده و کوانتومی امکان‌پذیر باشد، اما هنگامی که «آشوب» به درستی درک شد، این امید از بین رفت. ایدهٔ آشوب بیان می‌کند سیستم‌هایی وجود دارند - سیستم‌های آشوبناک - که در آن‌ها حتی عدم قطعیت‌های جزیی در اندازه‌گیری‌های موقعیت و تکانه اولیه می‌تواند به خطاهای بزرگ در پیش‌بینی‌های بلندمدت این مقادیر بیانجامد. این موضوع معروف به «وابستگی حساس بر روی شرایط آغازین» است. در بخش‌هایی از جهان طبیعت این عدم قطعیت‌های کوچک اهمیتی ندارد. یعنی اگر اندازه‌گیری‌های اولیهٔ شما نسبتاً دقیق باشند، آنگاه پیش‌بینی‌های شما نزدیک به واقعیت خواهد بود حتی اگر دقیقاً آن مقدار هدف نباشد. برای مثال اخترشناسان با وجود عدم قطعیت‌ها در اندازه‌گیری موقعیت‌های سیاره‌ها می‌توانند تقریباً به طور کامل خسوف و کسوف سیارات را پیش‌بینی کنند.

اما وابستگی حساس بر روی شرایط آغازین می‌گوید که در سیستم‌های آشوبناک حتی کوچک‌ترین خطاها در اندازه‌گیری‌های اولیه در نهایت منجر به خطاهای بزرگ در پیش‌بینی حرکت آیندهٔ یک شیء خواهد شد. در برخی سیستم‌ها - برای مثال طوفان‌ها - هر خطایی به هر اندازه هم که کوچک باشد پیش‌بینی‌های طولانی‌مدت را با اشتباهات بسیاری مواجه می‌سازد. این نوع رفتار دور از عقل به نظر می‌رسد و به همین دلیل بسیاری از دانشمندان مدت‌ها امکان چنین چیزی را رد می‌کردند. با این‌حال آشوب در اختلالات قلبی، تلاطم مایعات، مدارهای الکترونیکی، چکه‌کردن آب و بسیاری دیگر از پدیده‌های به ظاهر نامربوط مشاهده شده است. این روزها وجود سیستم‌های آشوبناک یک حقیقت علمی پذیرفته شده است.

Source: Complexity; by Melanie Mitchell
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️اینشتین چرا اینشتین شد؟

شکی نیست که ژنتیک در هوش و نبوغ اینشتین نقش داشته است، اما جایگاهی که او در کتاب‌های تاریخ ما پیدا کرده به دلیل همهٔ تجربیاتی است که داشته: کار کردن با ویولنسل، معلم فیزیکی که در سال آخر تحصیل داشت، جواب رد دختری که دوست داشت، ادارهٔ ثبت اختراعات که در آن‌جا کار می‌کرد، مسائل ریاضی که به دلیل حل کردن آن‌ها تشویق می‌شد، داستان‌هایی که می‌خواند و هزاران تجربهٔ دیگری که داشت، همهٔ این‌ها دستگاه عصبی او را به صورت یک ماشین بیولوژیک شکل داده بود که برای ما به عنوان آلبرت اینشتین شناخته می‌شود.

هر سال هزاران کودک با همان قابلیت‌هایی که او داشت متولد می‌شوند، اما در معرض فرهنگ‌ها، شرایط اقتصادی و ساختارهای خانواده‌ای قرار می‌گیرند که در آن بازخورد مثبت کافی دریافت نمی‌کنند و ما به آن‌ها اینشتین نمی‌گوئیم. اگر DNA تنها چیزی بود که اهمیت داشت، آنگاه دلیل خاصی وجود نداشت که برنامه‌های مهم اجتماعی ایجاد کنیم تا تجربیات خوبی را برای کودکان فراهم سازیم و آن‌ها را در مقابل تجربیات بد محافظت کنیم. اما مغز برای اینکه به درستی رشد و نمو پیدا کند به محیط مناسب محتاج است.

هنگامی که نخستین پیش‌نویس پروژهٔ ژنوم انسان در اوایل این سده تکمیل شد، یکی از چیزهایی که همه را غافلگیر کرد این بود که انسان‌ها فقط حدود بیست هزار ژن دارند. این تعداد ژن برای زیست‌شناسان تعجب‌آور بود؛ با توجه به پیچیدگی مغز و بدن تصور می‌شد که نیاز به صدها هزار ژن باشد. پس مغز چگونه با این‌همه پیچیدگی و هشتاد و شش میلیارد نورونی که دارد توسط دستورالعمل این مجموعهٔ کوچک از ژن‌ها ساخته می‌شود؟ پاسخ به این پرسش قطعاً مبتنی بر راهبرد هوشمندانه‌ ژنوم است. ژنوم فرآیند ساخت را به گونه‌ای ناتمام انجام می‌دهد تا تجربیات زندگی بتواند این کار ناقص را تکمیل کند. بنابراین مغز انسان‌ها در زمان تولد تا حد زیادی ناقص است و تعامل با دنیای بیرون برای کامل کردن آن ضروری است.

Source: Livewired; by David Eagleman - Translated by Ghasem Kiani
@NeoSciensology
کتاب ها بهترین سرگرمی هستند؛ مابین آنها تبلیغات پخش نمیشود، نیاز به باطری ندارند و در قبال هزینه پرداخت شده ساعت ها سرگرمی برای مخاطبان ایجاد میکنند.

@ShafiAzad
📎 #_یک_تکه_کتاب

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. یک کمندعلی بک بود یک باغ داشت. تو باغش هم دوازده تا کندوی عسل داشت. کندوها را سینه کش آفتاب، وسط سبزه ها و گلها ، زیر درخت های سیب و زردآلو ، روی سکو کار گذاشته بود و زمستان ک میشد جلوی انباری اطاق بالاش را خالی میکرد و کندوها را تو درگاهیش می چید و سالی پنجاه من عسل می فروخت. دیگر نه غصه ای داشت نه دلهره ای و نه
پ ن : کمندعلی بک که عقل از سرش داشت می پرید یکجا خشکش زده بود و هرچه زنش داد میزد "علی بک ! خونه خراب! آخه یه غلطی بکن !" از جا تکان نمی خورد و انگشت به دهان و حیران مانده بود زنبورها که مثل دوازده لکه ی کوچک در آسمان سیاهی می زدند و به طرف خانه و زندگی اصلی خودشان می رفتند ، وقتی از آسمان روستا گذشتند همه ی دهاتیها آنها را دیدند و با انگشت به هم نشان دادند.

📕 سرگذشت کندوها
✍🏻 #جلال_آل_احمد
@ShafiAzad
این واقعیت حیرت انگیز و تفکر برانگیزی است که انسان ها برای هم، مثل رازی عمیق و ناشناخته می مانند.

📕 داستان دو شهر
✍🏻 #چارلز_دیکنز

@ShafiAzad
باید همیشه مست بود!
مسئله همین است!
برای حس نکردن بار سنگین زمان، که شانه‌هایتان را خرد می‌کند و به زمینتان می‌زند؛ باید مدام مست شوید!
اما از چه چیزی؟
شراب؟
شعر؟
یا زهد؟
هر طور که میل شماست!
اما مست شوید...

شارل بودلر

@ShafiAzad
بسیارند
بی‌ خوابانی چون من
هر یک در کنج خلوت خویش...


#عباس_کیارستمی


@ShafiAzad
یادت باشه، آدم‌ها به آن اندازه‌ای که مهربان هستند، احمق نیستند...


#دیوید_سداریس

@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️داروین و نگاه او به درخت حیات

هنگامی که داروین سفر خود به جزایر گالاپاگوس را در کتاب سفر بیگل (۱۸۴۵) بازگو کرد در مورد فنچ‌ها چنین نوشت: «ممکن است دیدن این درجه‌بندی و تنوع ساختار در یک گروه کوچک از پرندگان نزدیک به هم این تصور را ایجاد کند که این‌ها از تعداد کمی پرندگان اولیه در این مجمع‌الجزایر نشأت گرفته‌اند و یک گونه به دلایل مختلف تغییر کرده و اصلاح شده است». بدین‌ترتیب او به این نتیجه رسید که شکل‌های مختلف مرغان مقلد و لاک‌پشت‌های زمینی از یک جد مشترک ناشی شده‌اند. داروین در زمان انتشار کتاب منشاء گونه‌ها (۱۸۵۹) می‌نویسد: «من شک ندارم که نظریه تبار با اصلاح شامل همۀ اعضای یک طبقه می‌شود». او در ادامه می‌گوید: «قیاس باعث می‌شود که من یک قدم جلوتر بروم یعنی به این باور برسم که تمامی حیوانات و گیاهان از یک شکل اولیه ناشی شده‌اند». سرانجام داروین یکی از شجاعانه‌ترین افکاری که تا کنون به ذهن بشر رسیده است را می‌نویسد: «من باید از طریق قیاس استنباط کنم که احتمالاً همهٔ موجودات زنده‌ای که تا به حال در زمین زندگی کرده‌اند از یک شکل ابتدایی ریشه گرفته‌اند».

@NeoSciensology
ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭘُﺮ ﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ
ﻣﺜﻞ ﻓﻨﺠﺎﻥ‌ﻫﺎﯼِ ﭼﺎﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﻓﻪﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻕِ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﻤﯽﺍﻓﺘﺪ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺜﻸ ﺗﻮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ،
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !


@ShafiAzad
قلب مثل جعبه نیست که پر بشه.
هرچی که بیشتر ابراز عشق کنی، گسترده تر میشه.

🎥 Her
@ShafiAzad
ما هرگز بدان اندازه که در دوران اشغال آلمانی‌ها آزاد بودیم، آزاد نبوده‌ایم. ما هر حقی را که داشتیم، و به‌ویژه حقِ سخن گفتن را، از دست داده بودیم؛ هر روز به‌ما اهانت می‌کردند و ما ناگزیر بودیم که خاموش بمانیم.

📕 جمهوری سکوت
✍🏻 #ژان_پل_سارتر

@ShafiAzad
دلیل اینکه ؛
آدم‌ها به دشواری شاد می شوند
این است که همواره
گذشته را بهتر از آنچه بوده،
حال را بدتر از آنچه هست،
و آینده را نامشخص تر از
آنچه خواهد بود می بینند.

@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️حافظه کوتاه‌مدت ما را فریب می‌دهد

مغز انسان توسط حافظه کوتاه‌مدت فریب می‌خورد؛ ترفندی که موجب می‌شود آنچه را در جهان اطراف خود می‌بینیم بهتر تشخیص دهیم. وقتی برای بار دوم به چیزی نگاه می‌‌کنیم مغز ما تا حدی آن نگاه دوم را تحریف می‌کند و آن را با نگاه اول تطبیق می‌دهد. این بدان معنی است که اگر موقعیت یک شیء در نگاه دوم نسبت به نگاه اول تغییر کرده باشد، مغز ما مطابق با نگاه اول آن را پردازش می‌کند.

تصور کنید هنگام عبور از خیابان وقتی به چپ نگاه می‌کنید، ماشین و دوچرخه‌سواری را در حال نزدیک شدن می‌بینید، سپس به راست و دوباره به چپ نگاه می‌کنید، باز هم ماشین و دوچرخه‌سواری را می‌بینید که این بار در موقعیت متفاوت و نوریِ دیگری قرار دارند. مغز در واقع باید از یک ژیمناستیک ذهنی استفاده کند تا به شما بگوید این همان ماشین و دوچرخه‌سواری است که در نگاه اول به چپ آن‌ها را دیده‌اید. اگر حافظه کوتاه‌مدت شما قادر به انجام این کار نبود، وقتی برای بار دوم به چپ نگاه می‌کردید، وضعیت ترافیکی کاملاً جدیدی را می‌دیدید. قاعدتاً چنین صحنه‌ای شما را بسیار گیج خواهد کرد، زیرا ماشین و دوچرخه‌سواری متفاوت را می‌بینید که ناگاه از جایی نامعلوم ظاهر شده‌اند.

به نظر می‌رسد فاصله اشیاء و ترتیب نمایش آن‌ها اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. اطلاعات زمینه‌ای به ما کمک می‌کند تا بین اشیاء گوناگون تمایز قائل شویم و به مرور زمان به ترکیب اطلاعات آن اشیاء بپرداریم. حافظه کوتاه‌مدت ما می‌تواند تصورات خود درباره خودرو و دوچرخه‌سواری را که در حال حرکت هستند به صورت جداگانه پردازش کند، اما این پردازش بر اساس موقعیت شروع‌شان خواهد بود نه موقعیت‌ آن‌ها نسبت به یکدیگر در جایی که با هم ارتباط دارند. فریب مغز توسط حافظه کوتاه‌مدت در واقع مسأله چندان حیرت‌انگیزی نیست؛ ما در رویارویی با خاطرات کاذب، فراموشی تجربیات دردناک و تصمیم برای به یاد سپردن موضوعات مورد علاقه خود مهارت داریم. در این مورد ما با کمک خاطرات کاذب می‌توانیم دنیا را به شیوه‌ای بهتر مدیریت کنیم.

Source: Nature Communications
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️میزان عجیب مقاربت شامپانزه‌های ماده

یک شامپانزه ماده می‌تواند با ۲ نر در ۱ دقیقه یا گاهی اوقات بیش از ۶۰ بار در روز با بیش از ۱۰ نر جفت‌گیری کند. با این‌حال شامپانزه‌های ماده‌ لزوماً قربانیانی نیستند که مجبور به جماع می‌شوند! در دوران تخمک‌گذاری که بیش‌ترین احتمال باروری وجود دارد، یک شامپانزه ماده هنگام جفت‌گیری می‌تواند بسیار قاطع و جسور باشد. زمانی که ماده به تخمک‌گذاری نزدیک می‌شود، ناحیه تناسلی‌اش تورم پیدا می‌کند و بدین ترتیب نرها متوجه زمان مناسب برای جفت‌گیری می‌شوند. امکان بارداری فقط برای حدود ۴ روز قبل از روز تخمک‌گذاری وجود دارد، اما یک ماده معمولاً از ۱ تا ۲ هفته قبل آن شروع به جفت‌گیری با نرها می‌کند و غیرمعمول نیست که یک ماده در طول دوره فحلی بیش از ۱۰۰ بار جفت‌گیری کند. یک شامپانزه ماده به راحتی باردار نمی‌شود حتی اگر با این مقدار زیاد جفت‌گیری کند. در برخی موارد برای یک آبستنی باید بیش از ۱۰۰۰ مقاربت انجام شود.

Source: Bonobo and Chimpanzee; by Takeshi Furuichi
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️منشاء انسان‌های مدرن؛ تقابل نظریه خروج از آفریقا و خاستگاه چند ناحیه‌ای

خاستگاه انسان کجاست؟ آیا انسان‌ها در آفریقا فرگشت یافتند و سپس به نقاط دیگر مهاجرت کردند یا چنین مهاجرتی وجود نداشته و جمعیت‌های انسانی در نقاط مختلف جهان به موازات یکدیگر فرگشت پیدا کردند؟ در این یادداشت به نظریات توضیح‌دهنده این سؤال می‌پردازیم.

@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️ازدیاد جمعیت انسان‌ها

با توجه به اینکه جمعیت انسان‌ها در یک بازه زمانی بسیار کوتاه دچار انفجار شد و همچنان به سرعت در حال رشد است، آیا این روند به پایان تمدن ما منجر خواهد شد؟ در این ویدئو به پرسش مزبور پاسخ داده می‌شود.

Source: Persian Kurzgesagt
@NeoSciensology
1
These are days that you can't do anything else but give yourself a pat on the back saying "you got this"

این روزا روزایین که هیچ کاری نمی‌شه کرد جز اینکه دست نوازش بکشی روی شونه‌ی خودت و بگی "از پس اینم برمیای"

@ShafiAzad