هرکس حق داره هرطور میخواد فکر کنه و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند. اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم، باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمیتونه تابع نظر اکثریت باشه.
کشتن مرغ مینا
👤هارپر لی
@ShafiAzad
کشتن مرغ مینا
👤هارپر لی
@ShafiAzad
همیشه کسانی که در هیچکاری موفق نشدهاند ،
میخواهند به آدم راهکار یاد بدهند !
👤 ویلیام فاکنر
@shafiAzad
میخواهند به آدم راهکار یاد بدهند !
👤 ویلیام فاکنر
@shafiAzad
Not everyone gets the same version of me, one person might tell you i'm an amazing beautiful soul, another person will say i'm a cold hearted asshole, believe them both, iact accordingly.
همه یه مدل از منو نمیبینن، یکی ممکنه بهت بگه من روحی حیرت انگیزو زیبا دارم، یه نفر دیگه بگه من یه ادم بی احساس هستم، هردو رو باورکن، من متقابل رفتارمیکنم.
#Azad @shafiAzad
همه یه مدل از منو نمیبینن، یکی ممکنه بهت بگه من روحی حیرت انگیزو زیبا دارم، یه نفر دیگه بگه من یه ادم بی احساس هستم، هردو رو باورکن، من متقابل رفتارمیکنم.
#Azad @shafiAzad
اگر طبیعت مغز اطفال را این اندازه انعطافپذیر کرده است که بتوانند هر نوع محسوسات را درک کنند، برای این نیست که ما در آن مغز اسامی پادشاهان، شعارها، پرچم، کره، لغات جغرافیایی و کلمات دیگری حک کنیم که در سن او هیچ مفهومی ندارد . باید تمام مباحثی که مربوط به سعادت اوست را یاد بگیرد.
📚 امیل
✍ ژان ژاک روسو
@shafiAzad
📚 امیل
✍ ژان ژاک روسو
@shafiAzad
از دیدگاه روانکاوی فروید 《ارضای واقعی مستلزم
✔ تلاش و به ✔تعویق انداختن لذت است》 از اینرو در دورهُ جدید رفاه زده و مصرف گرا، بزرگسالان و کودکانی که بدون رعایت کردن دو اصل فوق الذکر، به خواسته هایشان می رسند، ارضای واقعی نشده و ناخرسند هستند و رضایت از زندگی آنها بسیار پایین است.
@shafiAzad
✔ تلاش و به ✔تعویق انداختن لذت است》 از اینرو در دورهُ جدید رفاه زده و مصرف گرا، بزرگسالان و کودکانی که بدون رعایت کردن دو اصل فوق الذکر، به خواسته هایشان می رسند، ارضای واقعی نشده و ناخرسند هستند و رضایت از زندگی آنها بسیار پایین است.
@shafiAzad
If you want to make everyone happy, don't be a leader, sell ice cream.
اگه میخوای همه رو شاد کنی، رهبر نباش، بستنی بفروش.
@ShafiAzad
اگه میخوای همه رو شاد کنی، رهبر نباش، بستنی بفروش.
@ShafiAzad
There isn't enough space in my head
To carry all these memories...
سرم،
ظرفیت خاطراتم را ندارد...
@shafiAzad
To carry all these memories...
سرم،
ظرفیت خاطراتم را ندارد...
@shafiAzad
I want you to remember me. If you remember me, I won't give a damn if nobody else does.
میخواهم به یاد من باشی
اگر تو به یاد من باشی،
عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند.
@ShafiAzad
میخواهم به یاد من باشی
اگر تو به یاد من باشی،
عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند.
@ShafiAzad
درجهانی
زندگی میکنیم ...
که باید پنهانی عشق بازی کرد !
درحالی که خشونت را
درروز روشن تمرین میکنند ...!
👤جان لنون
@ShafiAzad
زندگی میکنیم ...
که باید پنهانی عشق بازی کرد !
درحالی که خشونت را
درروز روشن تمرین میکنند ...!
👤جان لنون
@ShafiAzad
تنها راه ادامه حیات نادیده گرفتن چیزهایی است که دوستشان نداریم،
و همچنین چیزهایی در مورد آدمها و جهان که ما را آشفته میکنند ...
👤 ایوان کلیما
@ShafiAzad
و همچنین چیزهایی در مورد آدمها و جهان که ما را آشفته میکنند ...
👤 ایوان کلیما
@ShafiAzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان "چطور از بیناییتان استفاده کنید"، ایجاد میکردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بیتوجه از کارشان میگذریم میتوانند شادی را به زندگیشان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیتهای بیرونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
📙 سه روز برای دیدن
✍🏻 هلن_کلر
@shafiAzad
📙 سه روز برای دیدن
✍🏻 هلن_کلر
@shafiAzad
Forwarded from Toefl & Ietls Shortcut
خدا چیست و چرا باور به خدا بوجود میآید؟
نویسنده: Mammad_neo
همه ما مطالب تاریخی درباره خدایان بدوی که هزاران سال پیش مورد پرستش قرار داده میشد؛ از جمله ماه، خورشید، آتش و ... را خوانده و یا شنیدهایم و به احمقانه بودن این باور یا سادهلوح بودن انسانهای اولیه خندیدهایم، ولی آیا به این فکر کردهاید که چرا گونه انسان از ابتدای پیدایشاش همیشه به دنبال پرستش موجودی با قدرت بیشتر بوده است؟
در کتاب "پندار خدا به قلم پروفسور ریچارد داوکینز" از این خدایان به عنوان "خدای چالهها" یاد شده است. خدایی که هر وقت انسانها دلیل چرایی پدیدهای را نمیدانستند، نمود ظاهری آن پدیده را خدا نامیده و مورد پرستش قرار میدادند.
به مرور زمان و با گسترش جوامع انسانی، اختراع خط و آسانتر شدن انتقال مفاهیم علمی که توسط دانشمندان و خردمندان نقاط مختلف جهان، "چاله" های چرایی پدیدهها پُر شدند، برخی افراد سودجو با مقدس خواندن مکانها یا انسانهای مختلف، سعی کردند خدایانی را جاگزین کنند که رد کردن فرضیه خدا بودنشان سختتر باشد تا بتوانند از مردم عوام سوء استفاده کنند.
ولی چرا امروزه که تمام مردم به مطالب علمی و پژوهشهای روز دانشمندان جهان دسترسی دارند، همچنان باورمندان به "خالقِ ابرقدرت و مجازات کننده" در اکثریت هستند؟
البته بسیاری از کسانی که در جوامع پیشرفته و کشورهای توسعه یافته زندگی میکنند، ادیان را جدی نگرفته و حتی اگر خود را پیرو دینی بنامند، به قوانین آن دین پایبندی چندانی ندارند، ولی نمیتوانند وجود خدا را نفی کنند (مخصوصاً افراد میانسال و سالخورده) اما چرا؟
دلایلی متعددی در این پروسه دست به دست هم دادهاند تا این باور پایدار بماند، یکی از مهمترین آنها که بیشتر به دسته میانسال و سالخورده برمیگردد، کهنه شدن این باور و نهادینه شدن آن به واسطه شستشوی مغزی که در جامعه، خانواده و حتی مدارس و دیگر نهادهای آموزشی در سالهای نه چندان دور روی این افراد اعمال شده است. این کهنه شدن باور جلوی شک کردن به آن را گرفته و باعث میشود تا رد وجود خدا برای این دسته از افراد کاری بسیار سخت و چه بسا غیر ممکن شود.
دلیل بعدی که شاید شامل تمام ردههای سنی شود، سیستم ایمنی بدن است! گلبولهای سفید و قرمز نه، بلکه خود مغز! مغز انسان تمام تلاش خود را میکند تا جلوی صدمه رسیدن به وی را بگیرد. مغز کسی که اعتماد به نفس پایینی دارد و آستانه تحملش در مقابله با مشکلات کم و ناپایدار است، برای جلوگیری از ناامید شدن وی و دادن امید تمام تلاش خودش را میکند تا این باور را در وی ایجاد کند که "موجودی برتر و قدرتمند" وجود دارد که به وی کمک میکند و جلوی شکست او را میگیرد.
این تاکتیکِ جلوگیری از شکست، سرخوردگی و ناامیدی که توسط مغز انسان اعمال میشود، با داشتنِ پیش زمینه باورهای دینی، تشدید شده و هرچه این پیشزمینه و شستشوی مغزی شدیدتر باشد، میزان نفوذ این تاکتیک بیشتر و مؤثرتر خواهد بود. به عبارت دیگر مفهومی به نام "ایمان" توسط مغز انسانی که پیش زمینه دینی دارد شکل میگیرد و با افزایش نفوذ باورهای دینی، تشدید میشود.
به مرور و با تشدید و تداوم باورهای دینی، بخش عظیمی از مغز که با منطق سر و کار دارد، کمکم از کار افتاده و جای خود را به ایمان میدهد که حاصل آن در بدترین حالت خود، به انتحاری و یا کشتار سایر انسانها میانجامد.
راه جلوگیری از پیشروی و قدرت گرفتن این سیستمِ دفاعیِ غریزی، افزایش اعتماد به نفس و پیدا کردن و باور داشتن به تواناییهای درونی انسان است که باعث میشود تا انسان در مقابله به مشکلات به خودش متکی باشد و حتی در صورت شکست، سرخورده نشود و تلاش خود را ادامه دهد. راه دیگری که به این هدف کمک میکند، تفکر انتقادی است، یعنی شک کردن و آزمایش و تحقیق کردن درباره اطلاعاتی که به انسان داده میشود. از این طریق، بخش منطق و فلسفی انسان مورد چالش قرار گرفته و باور داشتن به خرافات یا مطالب ماورایی که با منطق تداخل دارد را رد میکند.
@AtheistsChannel
نویسنده: Mammad_neo
همه ما مطالب تاریخی درباره خدایان بدوی که هزاران سال پیش مورد پرستش قرار داده میشد؛ از جمله ماه، خورشید، آتش و ... را خوانده و یا شنیدهایم و به احمقانه بودن این باور یا سادهلوح بودن انسانهای اولیه خندیدهایم، ولی آیا به این فکر کردهاید که چرا گونه انسان از ابتدای پیدایشاش همیشه به دنبال پرستش موجودی با قدرت بیشتر بوده است؟
در کتاب "پندار خدا به قلم پروفسور ریچارد داوکینز" از این خدایان به عنوان "خدای چالهها" یاد شده است. خدایی که هر وقت انسانها دلیل چرایی پدیدهای را نمیدانستند، نمود ظاهری آن پدیده را خدا نامیده و مورد پرستش قرار میدادند.
به مرور زمان و با گسترش جوامع انسانی، اختراع خط و آسانتر شدن انتقال مفاهیم علمی که توسط دانشمندان و خردمندان نقاط مختلف جهان، "چاله" های چرایی پدیدهها پُر شدند، برخی افراد سودجو با مقدس خواندن مکانها یا انسانهای مختلف، سعی کردند خدایانی را جاگزین کنند که رد کردن فرضیه خدا بودنشان سختتر باشد تا بتوانند از مردم عوام سوء استفاده کنند.
ولی چرا امروزه که تمام مردم به مطالب علمی و پژوهشهای روز دانشمندان جهان دسترسی دارند، همچنان باورمندان به "خالقِ ابرقدرت و مجازات کننده" در اکثریت هستند؟
البته بسیاری از کسانی که در جوامع پیشرفته و کشورهای توسعه یافته زندگی میکنند، ادیان را جدی نگرفته و حتی اگر خود را پیرو دینی بنامند، به قوانین آن دین پایبندی چندانی ندارند، ولی نمیتوانند وجود خدا را نفی کنند (مخصوصاً افراد میانسال و سالخورده) اما چرا؟
دلایلی متعددی در این پروسه دست به دست هم دادهاند تا این باور پایدار بماند، یکی از مهمترین آنها که بیشتر به دسته میانسال و سالخورده برمیگردد، کهنه شدن این باور و نهادینه شدن آن به واسطه شستشوی مغزی که در جامعه، خانواده و حتی مدارس و دیگر نهادهای آموزشی در سالهای نه چندان دور روی این افراد اعمال شده است. این کهنه شدن باور جلوی شک کردن به آن را گرفته و باعث میشود تا رد وجود خدا برای این دسته از افراد کاری بسیار سخت و چه بسا غیر ممکن شود.
دلیل بعدی که شاید شامل تمام ردههای سنی شود، سیستم ایمنی بدن است! گلبولهای سفید و قرمز نه، بلکه خود مغز! مغز انسان تمام تلاش خود را میکند تا جلوی صدمه رسیدن به وی را بگیرد. مغز کسی که اعتماد به نفس پایینی دارد و آستانه تحملش در مقابله با مشکلات کم و ناپایدار است، برای جلوگیری از ناامید شدن وی و دادن امید تمام تلاش خودش را میکند تا این باور را در وی ایجاد کند که "موجودی برتر و قدرتمند" وجود دارد که به وی کمک میکند و جلوی شکست او را میگیرد.
این تاکتیکِ جلوگیری از شکست، سرخوردگی و ناامیدی که توسط مغز انسان اعمال میشود، با داشتنِ پیش زمینه باورهای دینی، تشدید شده و هرچه این پیشزمینه و شستشوی مغزی شدیدتر باشد، میزان نفوذ این تاکتیک بیشتر و مؤثرتر خواهد بود. به عبارت دیگر مفهومی به نام "ایمان" توسط مغز انسانی که پیش زمینه دینی دارد شکل میگیرد و با افزایش نفوذ باورهای دینی، تشدید میشود.
به مرور و با تشدید و تداوم باورهای دینی، بخش عظیمی از مغز که با منطق سر و کار دارد، کمکم از کار افتاده و جای خود را به ایمان میدهد که حاصل آن در بدترین حالت خود، به انتحاری و یا کشتار سایر انسانها میانجامد.
راه جلوگیری از پیشروی و قدرت گرفتن این سیستمِ دفاعیِ غریزی، افزایش اعتماد به نفس و پیدا کردن و باور داشتن به تواناییهای درونی انسان است که باعث میشود تا انسان در مقابله به مشکلات به خودش متکی باشد و حتی در صورت شکست، سرخورده نشود و تلاش خود را ادامه دهد. راه دیگری که به این هدف کمک میکند، تفکر انتقادی است، یعنی شک کردن و آزمایش و تحقیق کردن درباره اطلاعاتی که به انسان داده میشود. از این طریق، بخش منطق و فلسفی انسان مورد چالش قرار گرفته و باور داشتن به خرافات یا مطالب ماورایی که با منطق تداخل دارد را رد میکند.
@AtheistsChannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The sun is a daily reminder that we too can rise again from the darkness, that we too can shine our own light.
.
خورشید یک یادآور روزمره است که ما هم میتوانیم از تاریکی برخیزیم و طلوع کنیم، که ما هم میتوانیم نور خود را بتاباتیم
@shafiAzad
خورشید یک یادآور روزمره است که ما هم میتوانیم از تاریکی برخیزیم و طلوع کنیم، که ما هم میتوانیم نور خود را بتاباتیم
@shafiAzad