کتابخوانی📚
6.09K subscribers
6.06K photos
405 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
It's not about the time you have await a person it depends on the person if he loves you he can wait a thousand years.

ربطی به مدتی که یه نفر و منتظر میزاری نداره به ادمش بستگی داره اگه دوست داشته باشه هزارسالم می تونه منتظر بمونه.

@shafiAzad
YOU 𝘢𝘳𝘦 𝘮𝘺 𝘮𝘰𝘴𝘵 𝘣𝘦𝘢𝘶𝘵𝘪𝘧𝘶𝘭 𝘋𝘳𝘦𝘢𝘮

تــــــو زیباترین آرزوی منی...♥️

@ShafiAzad
ادب باعث می‌شود عذرخواهی آسان‌تر شود، چون عذرخواهی به هیچ وجه به معنای تسلیم شدن مطلق نیست. ادب صرفا جنبه تزئینی ندارد. بلکه برای مواجه با یک مشکل بزرگ بشر است؛ ما به ادب نیاز داریم تا حیوان درونمان را رام کنیم...

👤آلن دو‌باتن

@ShafiAzad
دلتنگ توام
مثل پيرمردي
كه دلتنگ ديدن نوه اش است،
از فرزندي عقيم...

@shafiAzad
💎درک شدن لذتیه که خیلی دستکم گرفته شده است.

💎مشکل اینه که انزوا مثل شیشه‌ی محدب عمل میکنه، مثل ذره‌بین، ینی وقتی تنهایی همه‌چیز بزرگ‌تر از اونی که هست بنظر میاد، حتی آدم‌ها، و فقط موقعی حقیقت‌رو میفهمی که دیگه تنها نیستی.

💎ما نمی توانیم تعیین کنیم که چه کسی ما را به دنیا بیاورد,نمی توانیم روی بزرگ شدنمان تاثیر بگذاریم,نمی توانیم فرهنگمان را وادار کنیم که فورا پذیرای ما شود اما خبری خوب هم در راه است و آن این که حتی پس از صدمه دیدن,حتی در حالت نااهلی ,حتی در حالت اسارت ,می توانیم بار دیگر اختیار زندگی مان را در دست بگیریم‌.


@shafiAzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محبت کردن مثل گذاشتن تنباکو میمونه
هرچی بیشتر باشه شاید اولش خوب دود بده ولی زود میسوزه و دلتو میزنه

به اندازه محبت کنید.


@shafiAzad
تو تا حالا طعم لبایِ خودتو چشیدی
که وقتی حرف میزنی، انتظار داری زوم نکنم روشون؟

@shafiAzad
رضا گفت: این چشم‌ها، چشم های روزهای دیگر تو نیستند!
پرسیدم: رنگ چشم‌هایم را میگی؟
گفت: نه، غمش را میگم.

@shafiAzad
تو را می توانم
از میان تمام آدم های زمین
تشخیص دهم،
به شرط اینکه
چشمانت را نبندی...!
@shafiAzad
«یک حکومت میانه‌رو می‌تواند هرگاه که خواست، بدون کمترین ترسی از سختگیری خود بکاهد، زیرا قانون، و قدرت داخلیِ چنین حکومتی، آن را همراهی می‌کند.
ولی [در یک حکومت استبدادی] هنگامی‌که مستبد، یک لحظه دستش را برای تنبیه بالا نبرد و اگر نتواند آنان را که مقام‌های اولیه را گرفته‌اند، مستقیماً زیر فرمان قرار دهد، همه‌چیز نابود می‌شود؛ زیرا اگر ترس، که اصل حکومت استبدادی است، از بین برود، مردم بدون قیم و سرپرست رها خواهند شد»
آلمان (🇩🇪) برای گردش و سیاحت (✈️)، ایتالیا (🇮🇹) برای اقامت (🏘)، انگلستان (🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿) برای تفکر (🤔)، و فرانسه (🇫🇷) برای زندگی (👫) به وجود آمده اند.

📚 روح القوانین
منتسکیو
@shafiAzad
هرچه کم‌تر بیندیشی، مردم بیش‌تر قبولت دارند.


آزادی یعنی حقِ انجام دادنِ آن‌چه قانون اجازه می‌دهد.

در دنیا لذتی که با لذتِ مطالعه‌ی کتاب برابری کند، وجود ندارد .

فساد یک جامعه دو قسم است:

یکی موقعی که مردم قوانین را مراعات نمی کنند، این درد چاره پذیراست.

و دیگر آنکه قوانین، مردم را فاسد می کند که این درد درمانی ندارد،

زیرا درد ناشی از خودِ درمان است .

شارل_دو_منتسکیو
@shafiAzad
Forwarded from بینام
سخنرانی در انجمن آتئیست‌ها

#موضوع_سخنرانی: حجاب و کنترل زن بر بدن

#جلسه_پرسش_پاسخ: نسرین افضلی _ کارشناس ارشد مطالعات زنان، پژوهشگر حوزه جنسیت و سکسوالیته، فعال حقوق زنان، سردبیر وبسایت‌های فمنیسم روزمره و همسری

#زمان: جمعه ۱۰ آبان ساعت ۲۲ به وقت ایران

#مکان_برگزاری: Atheists Community

https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA

آرشیو کنفرانس‌ها و مناظرات:
@Atheists_Community
Don't enter logic to your relationships,
Sometimes, must love each other stupidly.

منطق رو وارد رابطه‌هاتون نکنین،
گاهی باید احمقانه همو دوست داشت.


@ShafiAzad
دوستش به او پیشنهاد دوری‌کردن از شارلوت را می‌دهد. ورتر پیشنهاد او را قبول می‌کند؛ ولی تحمل دوری شارلوت را ندارد و بر می‌گردد و دوباره با شارلوت رابطه برقرار می‌کند. شوهر شارلوت (آلبرت) تعدادی اسلحه داشت. ورتر از او یکی از اسلحه‌هایش را می‌گیرد و می‌گوید می‌خواهد به شکار برود. تصمیم می‌گیرد برای شارلوت نامه‌ای بنویسد و از عشقش به او بگوید؛ ولی قبل از فرستادن نامه به دیدن شارلوت می‌رود. شارلوت ورتر را پس می‌زند و ورتر به هتلی که در آن اقامت داشت برمی‌گردد و با اسلحه‌ای که از آلبرت گرفته بود به خودش شکلیک می‌کند. خبر به شارلوت و شوهرش می‌رسد و آن‌ها خودشان را به آن‌جا می‌رسانند ولی دیگر دیر شده است و ورتر می‌میرد.
📚رنج های ورتر جوان
@shafiAzad
👇👇
داستان ورتر یک داستان فردی است. در داستان نشان می‌دهد که هر شخصی انتخاب خودش را دارد و به فردگرایی اشاره دارد. ورتر انتخابات و درونیات خودش را دارد. شارلوت که از یک خانوادۀ سنتی است و به کسی دیگری قول داده شده است تنها کسی است که در این داستان از انتخاب‌کردن معاف است و این نیش و انتقادی است که گوته در داستان به مکتب کلاسیسیسم می‌زند که در آن «فرد» مطرح نیست و حق انتخاب ندارد بل‌که اشراف و کلیسا و خانواده است که برای او تصمیم می‌گیرند.

آلبرت (شوهر شارلوت) نماد عقل در داستان است که با ورتر که نماد عشق است در مقابل هم قرار می‌گیرند و شارلوت نماد خواسته‌های دنیوی است؛ که در آخر معلوم نمی‌شود که عشق پیروز می‌شود یا عقل. اگر بخواهیم برنده را عقل بدانیم، تعدادی بر این باورند که فدا و فناشدن در راه معشوق بالاترین برد است؛ و اگر بخواهیم عشق را برنده بدانیم تعدادی بر این باورند که این چه بردی است که به فناشدن و دوری از معشوق منجر می‌شود؟ (دعوای عقل و عشق تا قیامت باقی است).

در این داستان فرد عاشق یعنی ورتر به دست خودش با تکنولوژی جدیدی که افراد عقل‌گرا ساخته‌اند خودکشی می‌کند. با اغماض شاید بتوان این را هم یک نقدی از طرف گوته به تکنولوژی جدید دانست که می‌خواهد نشان بدهد که تکنولوژی جدید و شهرنشینی چه بلایی بر سر پاکی و عشق و اصالت و طبیعت آورده است؛ که حتی خواسته‌های دنیوی هم به او پشت پا زده‌اند. حتی به‌جرئت می‌توان گفت که گوته، آلبرت را باعث و بانی خودکشی و ازبین‌رفتن ورتر می‌داند. آلبرت که نماد عقل و صنعت تکنولوژی است با آمدنش شارلوت از ورتر جدا می‌شود و به او روی می‌آورد. مثل آن است که با آمدن تکنولوژی و استدلال، عشق و محبت و طبیعت به انزوا کشیده می‌شود و تکنولوژی دنبال بهره‌مندی از آن‌ها است
@shafiAzad
این نیروهای پر توان یکسره برای رفع نیازهایی صرف می شود که هیچ هدفی جز تداوم این زندگی حقیرانه ندارد و پس از آن نیز، آرامش ظاهری ناشی از دستیابی به مقصد و مقصودی در این جست و جو ، جز تلخ کامی رویا گونه نیست ، زیرا انسان بر دیوارهایی که اسیر آن است جز تصویرهای رنگارنگ و منظره هایی درخشان نمی کشد، زبانم بند می آید ...


هر مسئله‌ای که به میان آمد، انگار مجبورید که بگویید:
‏این کار ابلهانه است،
‏ آن عاقلانه،
‏این خوب،
‏ آن بد!
‏این حکم صادر کردن‌ها یعنی چه؟
‏ مگر شماها شرایط ِ باطنی ِ هر رفتاری را دیده و بررسی کرده‌اید؟!

این مردم چیزی نیست که در یکدیگر نبینند و خرابش نکنند؛ سلامتی، خوش‌نامی، دوستی، آسایش! و دلیل عمدهٔ آن‌هم بلاهت است و کج‌فهمی و تنگ‌نظری. چون که وقتی پای حرفشان می‌نشینی، به‌راستی هیچ منظور بدی نداشته‌اند. گاهی‌وقت‌ها دلم می‌خواهد به پایشان بیفتم و تمنا کنم این‌قدر دیوانه‌وار توی دل و رودهٔ هم نکاوند.

📚رنج های ورتر جوان
@shafiAzad
‏و آیا سرنوشت چیزی جز این است که سهم خود را از بار رنج به دوش بکشیم و جاممان را تا به جرعهٔ آخر بنوشیم؟

من از زمانی که او دوستم دارد، در چشم خودم ارجمند می‌آیم.

‏⁧ وقتی که آن آخرین و بدترین بیماری به جان انسان افتاد که تو در روزهای شکوفایی دقش داده ای و حال که در سستی و بی رقمی ای ترحم انگیز در بستر افتاده است ، نگاه بی حسش رو به آسمان است و عرق مرگ بر پیشانی زردش می نشیند و تو مثل انسانی ملعون در پیش بستر او ایستاده ای و از بن دندان حس میکنی که از تو و همه ی داراییت هیچ کاری ساخته نیست ، و این وحشت در جانت چنگ میزند که کاش میشد هرچه داری بدهی تا شاید قطره ای قدرت و اخگری شجاعت به این جان محتضر برسانی .

📚رنج های ورتر جوان
یوهان_ولفگانگ_فون_گوته
@shafiAzad
You're not in my heart
You're my heart

تو توی قلبم نیستی
تو (خود) قلبمی♡ ._.

@ShafiAzad