کتابخوانی📚
6.1K subscribers
6.06K photos
403 videos
12.1K files
990 links
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz


👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)


Admin:
@ShafiAzad7
Download Telegram
" Just because my path is different from others, doesn't mean I'm lost! "

فقط به این خاطر که راهِ من با بقیه متفاوته، به این معنی نیست که من گم شده ام!

@shafiAzad
اگر پدرانمان در مقابل چشمان ما مادرانمان را مى بوسيدند،
اگر قديمى ترها به همسرشان نمى گفتند "منزل" و با اسم فرزندِ پسر خطابشان نمى کردند...
اگر گهگاهى به جاى پوشک و ملافه و آبکش ، کتاب و قلم دست مادرانمان مى ديديم...
اگر ياد مى گرفتيم زنى که عطر ميزند فاحشه نيست..
اگر ياد مى گرفتيم زنى که مى خندد و گيسوانش را به باد مى سپارد قصد خود فروشى ندارد..!
اگر با صداى پاشنه هاى کفش يک زن ، هزار و يک سر نمى چرخيد به سمت صدا..
اگر هر مردى را که با همسرش مهربان بود و به او شاخه گلى تقديم مى کرد زن ذليل ناميده نمى شد...
و هزار و يک اگر و اماى ديگر ..
امروز زن ها را معيار عقده هاى جنسى جامعه قرار نميدادند
معيارهايمان را اشتباه نوشتند
اشتباه." ..!

#Azad
@ShafiAzad
بعضي وقتا به قدري حرف داري
که سكوت ميكني!!!


@shafiAzad
All i wish that i could be there to say good night instead of sending you this message.

تمام چیزی که دلم میخواد اینه که ای کاش اونجا پیشت بودم و به جای فرستادن این مسیج بهت شب بخیر میگفتم :)

@shafiAzad
منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه
ترسم قرار و صبرم برخيزد از ميانه

ترسم به نام بوسه، غارت كنم لبت را
با عذر بی‌قراری، اين بهترين بهانه
@shafiAzad
دوست داشتن کلمه مطمئنی نیست،
دقت و عینیت ندارد.
دوست داشتن گردو و دوست داشتن مادربزرگ،
این‌ها نمی‌توانند به یک معنا باشند.
عبارت اول به طعمی دلپذیر توی دهان برمی‌گردد،
و دومی به یک حس.

📚 دفتر بزرگ
آگوتا کریستوف
@shafiAzad
خرید کتاب چیز خوبی می بود اگر می شد زمان مطالعه ی آن را هم خریداری کرد؛

اما مردم اغلب خرید کتاب را با تحصیل محتوایش اشتباه می گیرند.

این که شخصی بخواهد هرچه را می خواند حفظ کند، مثل این است که سعی کند هر آنچه را که می خورد در معده نگه دارد.

جسم شخص از آنچه وی خورده تغذیه کرده و ذهن وی از آنچه که خوانده تغذیه شده و بدل به آن چیزی شده که اینک هست.

همانطور که بدن به آنچه برایش مطبوع است علاقه دارد،

ذهن نیز تنها آنچه را که برایش جالب باشد حفظ می کند - به دیگر سخن، آنچه را که با نظام فکری وی سازگار باشد و مناسب برای نیل به اهدافش.

هر کسی اهدافی دارد، اما کمتر کسی هدفی برای نظام فکری خود دارد. به این خاطر که مردم در هیچ چیز علاقه ای بی تعلق و عینی نمی یابند و از آنچه خوانده اند چیزی نمی آموزند: هیچ چیز آن را به خاطر نمی سپارند.


📚 جهان و تاملات فیلسوف
✍️ آرتور شوپنهاور

@shafiAzad
بی توبی تابی هر خاطره ات یادم داد
تک وتنها بشوم...

مرا آزردی وگفتم:
"که خواهم رفت ازکویت"
بلی رفتم ولی هرجا که رفتم دربدررفتم

@shafiAzad
Holding her hands in public places is just another way to saying you're proud to have her.

گرفتن دستاش توى مكان هاى عمومى راه ديگه ايه واسه گفتن اينكه به داشتنش افتخار ميكنى.

@shafiAzad
I can proudly say to Everyone
That you are mine.

من میتونم با افتخار به همه بگم
که تو برای منی.


@shafiAzad
شام‌های محفل گرمانت او را به یاد ساعت‌هایی می‌انداخت که دلدادگان خجالتی اغلب به گفت‌و‌گو درباره‌ی چیزهای پیش پا افتاده می‌گذرانند تا این‌که زمان جدایی می‌رسد، و شرمزدگی یا حیا، یا ناشیگری هرگز نمی‌گذارد راز بزرگی را که شادکامی‌شان بیشتر در اعتراف به آن است از ته دل به نوک زبان بیاورند.
📚طرف گرمانت۱
👤مارسل پروست
@shafiAzad
Être avec des gens qu'on aime ce là suffit.

بودن با آدمهایی که دوستشان داریم کافیست😃

@ShafiAzad
When people ask what i see in you, i just smile and look away because i'm afraid if they knew, they'd fall in love with you too.

وقتی مردم میپرسن چی در تو میبینم، فقط لبخند میزنم و نگامو بر میگردونم چون میترسم اگه بفهمن، اونام عاشقت میشن.

@shafiAzad
Don't forget me
Even if you never miss me


فراموشم نکن
حتی اگه هیچوقت دلت برام تنگ نشد

@ShafiAzad
Bᴜᴛ ʏᴏᴜ ᴀʀᴇ ᴀʟʟ ᴍʏ ʟɪғᴇ…!

امـا تـو تـمـامـِ دنیـایِ مـنـی

@shafiAzad
چطور میتونی فک کنی که ممکنه یه روز برم منی که حتی از خودم به تو پناه میبرم ؟
@shafiAzad
انسان نمی‌تواند از پرواز پرنده‌های اندوه در بالای سرش جلوگیری کند، اما می‌تواند جلو آنها را بگیرد تا در موهایش آشیانه نکنند.

📚با کفش‌های دیگران راه برو

@shafiAzad
می‌گویند کوتاه‌ترین داستان جهان متعلق به ارنست همینگوی است در شش کلمه:
For Sale: Baby Shoes, Never Worn
« برای فروش: کفش بچه‌ هرگز پوشیده نشده».
داستان کوتاهی را در یک آگهی فروش خواندم که از داستان همینگوی کوتاه‌تر است( پنج کلمه) :
فروش قبر به علت مهاجرت

@shafiAzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می‌توانیم از واقعیت بگریزیم، اما نمی‌توانیم از عواقبِ واقعیت‌گریزی‌مان بگریزیم.

@shafiAzad