کتابخوانی📚
⏹و آیا سرنوشت چیزی جز این است که سهم خود را از بار رنج به دوش بکشیم و جاممان را تا به جرعهٔ آخر بنوشیم؟ ⏹من از زمانی که او دوستم دارد، در چشم خودم ارجمند میآیم. ⏹وقتی که آن آخرین و بدترین بیماری به جان انسان افتاد که تو در روزهای شکوفایی دقش داده ای…
⏹ همهی بزرگان و آموزگاران و مربیان معتقدند بچّه خودش نمیداند برای چه این یا آن چیز را میخواهد.
⏹ ولی اینکه بزرگترها هم مثل بچّه در دامان زمین تاتی میکنند و مثل بچّه نمیدانند از کجا آمدهاند و به کجا میروند،
و در کار و کردارشان حتّی آن هدف راستین و روشن بچّه هم نیست
و مثل بچّه هم به حکومت با ابزارِ نانقندی و توو سری تن در میدهند، واقعیّتی است که بسا بسیاری نپذیرند، حالی که به گمان من این واقعیّت، روشنیِ روز را دارد!
📚رنجهای ورترجوان
✍گوته
@shafiAzad
⏹ ولی اینکه بزرگترها هم مثل بچّه در دامان زمین تاتی میکنند و مثل بچّه نمیدانند از کجا آمدهاند و به کجا میروند،
و در کار و کردارشان حتّی آن هدف راستین و روشن بچّه هم نیست
و مثل بچّه هم به حکومت با ابزارِ نانقندی و توو سری تن در میدهند، واقعیّتی است که بسا بسیاری نپذیرند، حالی که به گمان من این واقعیّت، روشنیِ روز را دارد!
📚رنجهای ورترجوان
✍گوته
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹ زناشویی هایی که بر عشق بنیان یافته اند، پدرشان خطا و مادرشان نیاز است. ⏹ هنگامی که در کنارِ پرتگاه قدم میزنیم و از جوارِ نهری بزرگ میگذریم به نردهای احتیاج داریم، نه برایِ آنکه بدان بیاویزیم زیرا بلافاصله با آن نرده سقوط خواهیم کرد بلکه به منظورِ به…
⏹انسانها از این که به امری پلید میاندیشند شرمگین نیستند، بلکه هنگامی که تصوّر کنند این اندیشهی پلید به ایشان نسبت داده میشود، احساسِ شرم میکنند.
✍فردریش نیچه
📚 انسانی، زیاده انسانی
@shafiAzad
✍فردریش نیچه
📚 انسانی، زیاده انسانی
@shafiAzad
⏹گاهی خودم را هم نمی شناسم، یا نمی دانم چطور ذره هایی را بسنجم و نام بدهم و بشمارم که هستی ام را می سازند.
«حالا چیزی از من جدا می شود؛ چیزی از من به دیدار شخصیت مبهمی می رود که دارد می آید و پیش از دیدنش به من اطمینان می دهد که او را می شناسم. ◾چه عجیب است که آدم با اضافه شدن یک دوست، حتی از دور، تغییر میکند. وقتی دوستی به ما سر میزند، چه کار مفیدی می کند.
با اینحال چه دردناک است در یاد ماندن، تسکین یافتن، خویشتن خویش را آلوده کردن، قاطی شدن و بخشی از دیگری شدن. همچنان که نزدیک می شود من از خود به در می شوم.
📚موج ها
✍ویرجینیا وولف
@shafiAzad
«حالا چیزی از من جدا می شود؛ چیزی از من به دیدار شخصیت مبهمی می رود که دارد می آید و پیش از دیدنش به من اطمینان می دهد که او را می شناسم. ◾چه عجیب است که آدم با اضافه شدن یک دوست، حتی از دور، تغییر میکند. وقتی دوستی به ما سر میزند، چه کار مفیدی می کند.
با اینحال چه دردناک است در یاد ماندن، تسکین یافتن، خویشتن خویش را آلوده کردن، قاطی شدن و بخشی از دیگری شدن. همچنان که نزدیک می شود من از خود به در می شوم.
📚موج ها
✍ویرجینیا وولف
@shafiAzad
⏹آدم در اتاقی که درش قفل است و به درون باز می شود، زندانی خواهدماند؛ تا وقتی که به فکرش نرسد که در را به جای آن که فشارش دهد، بکشد.
@shafiAzad
@shafiAzad
⏹میخواهی
من را
به بیخبری از خودت عادت بدهی ؟من به بیخبری از تو
عادت نمیکنم به نبودنت عادت نمیکنم
⏹گر چه می دانم مرا یک لحظه یادش نیست ،نیست!
هر کجایی،
صبحِ بی من بودنت
باشد به خیر ...
@shafiAzad
من را
به بیخبری از خودت عادت بدهی ؟من به بیخبری از تو
عادت نمیکنم به نبودنت عادت نمیکنم
⏹گر چه می دانم مرا یک لحظه یادش نیست ،نیست!
هر کجایی،
صبحِ بی من بودنت
باشد به خیر ...
@shafiAzad
One day, the people who didn't believe in you will tell everyone how they met you.
يه روزى همه ى اونهايى كه باورت نداشتن، براى ديگران تعريف ميكنن چطور باهات آشنا شدن.
@shafiAzad
يه روزى همه ى اونهايى كه باورت نداشتن، براى ديگران تعريف ميكنن چطور باهات آشنا شدن.
@shafiAzad
Mᴀɴ ɪꜱ ᴀ ʟɪᴛᴛʟᴇ ꜱᴛʀᴀɴɢᴇ; ʜᴇ ɢᴏᴇꜱ ᴏɴ ᴇxᴘʟᴏʀɪɴɢ ᴛʜᴇ Hɪᴍᴀʟᴀʏᴀꜱ. Hᴇ ɢᴏᴇꜱ ᴇxᴘʟᴏʀɪɴɢ ᴛʜᴇ ᴘᴀᴄɪғɪᴄ, ʜᴇ ɢᴏᴇꜱ ᴏɴ ʀᴇᴀᴄʜɪɴɢ ғᴏʀ ᴛʜᴇ ᴍᴏᴏɴ ᴀɴᴅ Mᴀʀꜱ, ᴛʜᴇʀᴇ ɪꜱ ᴊᴜꜱᴛ ᴏɴᴇ ᴛʜɪɴɢ ʜᴇ ɴᴇᴠᴇʀ ᴛʀɪᴇꜱ - ᴇxᴘʟᴏʀɪɴɢ ʜɪꜱ ɪɴɴᴇʀ ʙᴇɪɴɢ.
انسان پدیده ای غریب است، به فتح هیمالیا می رود، به کشف اقیانوس آرام دست می یازد، به ماه و مریخ سفر می کند، تنا یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند و آن دنیای درونی خود است.
@shafiAzad
انسان پدیده ای غریب است، به فتح هیمالیا می رود، به کشف اقیانوس آرام دست می یازد، به ماه و مریخ سفر می کند، تنا یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند و آن دنیای درونی خود است.
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹در زبان یونانی، برای بیان بازگشت، از واژهی nostos استفاده میشود. algos به معنای رنج کشیدن است. بنابراین nostalgia (نوستالژی)، رنج بردن ناشی از آرزوی ناکام بازگشتِ است. ⏹جهالت، ناآگاهی نسبت به چیزی است. نوستالژی به معنای درد جهالت است: از من دوری و از…
⏹وقتي با گذشت زمان معلوم شد چه جناياتي توسط حكومت انجام گرفته كساني كه مورد اتهام قرار ميگرفتند پاسخ مي دادند: ما نمي دانستيم. ما گول خورديم. ما اعتقاد داشتيم. ما باطناً بي گناهيم. بعد اين سوال مطرح ميشد كه آيا حقيقت داشت كه نمي دانستند يا تظاهر به بي خبري مي كردند.
توما با خود ميگفت اين كه ميدانستند يا نمي دانستند مسئله اساسي نيست. بلكه بايد پرسيد اگر بي خبر باشيم بي گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهي كه بر اريكهي قدرت تكيه زده است تنها به عذر جهالت از هر مسئوليتي مبراست؟
📚 بار هستی
✍میلان کوندرا
@shafiAzad
توما با خود ميگفت اين كه ميدانستند يا نمي دانستند مسئله اساسي نيست. بلكه بايد پرسيد اگر بي خبر باشيم بي گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهي كه بر اريكهي قدرت تكيه زده است تنها به عذر جهالت از هر مسئوليتي مبراست؟
📚 بار هستی
✍میلان کوندرا
@shafiAzad
کتابخوانی📚
⏹همراه بعضی از کلمات، کلمات دیگری هستند که لابلای شان یا زیرشان مخفی شده اند، درست مثل قلوه سنگ ها. توجه خاصی به آنها نداری، ولی یکدفعه به خودت می آیی و می بینی که تمام عمرت همین ها تو را می لرزانند، سرتاسر عمرت، چه در لحظات ضعف و چه در روزهای قدرت... آنوقت…
آدم باید خیلی ذلیل باشد که حسرت سالهای به خصوصی از عمرش را بخورد. ماها میتوانیم با رضایت خاطر پیر شویم. مگر دیروز آش دهن سوزی بود؟ یا مثلا پارسال؟ عقیده ات غیر از این است؟ افسوس چه را بخوریم؟ ها؟ جوانی؟ ما هرگز جوان نبودیم!
📚 سفر به انتهای شب
✍لویی فردینان سلین
@shafiAzad
📚 سفر به انتهای شب
✍لویی فردینان سلین
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
سخنرانی لایو در Atheists Community
#موضوع_سخنرانی: نقش سلبریتیها در اعتراضات ایران
#سخنران: دکتر لیلی نیکونظر _ پژوهشگر مطالعات فرهنگی از دانشگاه لوون بلژیک و روزنامهنگار مستقل
#زمان: سهشنبه ۱ بهمن ساعت ۲۲ به وقت ایران
#مکان_برگزاری: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
آرشیو سخنرانیها، کنفرانسها و مناظرات:
@Atheists_Community
#موضوع_سخنرانی: نقش سلبریتیها در اعتراضات ایران
#سخنران: دکتر لیلی نیکونظر _ پژوهشگر مطالعات فرهنگی از دانشگاه لوون بلژیک و روزنامهنگار مستقل
#زمان: سهشنبه ۱ بهمن ساعت ۲۲ به وقت ایران
#مکان_برگزاری: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
آرشیو سخنرانیها، کنفرانسها و مناظرات:
@Atheists_Community
«ناطور دشت» ترجمهٔ Catcher in the Rye است.
عبارت «ناطور دشت» را نخستین بار سعدی در باب پنجم بوستان به کار برده، آنجا که می گوید:
جهاندیده پیری بر او بر گذشت
چنین گفت خندان به ناطور دشت
ناطور به معنای نگهبان و پاسبان است و ناطور ِ دشت، یعنی نگهبان دشت
در فصول انتهایی رمان که قهرمان رمان با خواهرش راجع به این که دوست دارد در آینده چه کاره شود صحبت می کند، می گوید: «همه ش مجسم می کنم که هزارها بچه کوچیک دارن تو دشت بازی می کنن و هیش کی هم اون جا نیس، منظورم آدم بزرگه، جز من. من هم لبه ییه پرتگاه خطرناک وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم... تمام روز کارم همینه. یه ناتور ِ دشتم...».
@shafiAzad
عبارت «ناطور دشت» را نخستین بار سعدی در باب پنجم بوستان به کار برده، آنجا که می گوید:
جهاندیده پیری بر او بر گذشت
چنین گفت خندان به ناطور دشت
ناطور به معنای نگهبان و پاسبان است و ناطور ِ دشت، یعنی نگهبان دشت
در فصول انتهایی رمان که قهرمان رمان با خواهرش راجع به این که دوست دارد در آینده چه کاره شود صحبت می کند، می گوید: «همه ش مجسم می کنم که هزارها بچه کوچیک دارن تو دشت بازی می کنن و هیش کی هم اون جا نیس، منظورم آدم بزرگه، جز من. من هم لبه ییه پرتگاه خطرناک وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم... تمام روز کارم همینه. یه ناتور ِ دشتم...».
@shafiAzad
⏹ یه نامه محتویاتش رو فقط با نوشتهها نمیرسونه که، یه نامه درست مثل یه کتاب با بو کردن و لمس کردن هم خونده میشه، برا همینه که باشعوراش میگن ببین توو این نامه چی هست و بیشعوراش میگن ببین توو این نامه چی نوشته. خوندن یه نامه که هنری نداره، شرط اینهکه بتونی همهچیزش رو درک کنی.
📚نام من سرخ
✍اورهان پاموک
@shafiAzad
📚نام من سرخ
✍اورهان پاموک
@shafiAzad
It's easy to believe lies
And hard to accept
The truth...
باور دروغ ها آسونه
قبول واقعیتا سخت.
@shafiAzad
And hard to accept
The truth...
باور دروغ ها آسونه
قبول واقعیتا سخت.
@shafiAzad
Forwarded from Atheists Community
اخلاق در قرآن و شیعه یعنی دروغگویی
دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعهشناس دانشگاه پاریس
@Atheists_Community
دکتر جلال ایجادی _ استاد جامعهشناس دانشگاه پاریس
@Atheists_Community
Telegram
Atheists Community
You can be as a friend for her,love or someone she hates
But if the second option has failed so stay as the first one.
میتونی براش یه دوست، عشق یا تنفر باشی، اگه دومی نشد همون اولی بمونین🙃
@ShafiAzad
But if the second option has failed so stay as the first one.
میتونی براش یه دوست، عشق یا تنفر باشی، اگه دومی نشد همون اولی بمونین🙃
@ShafiAzad
کتابخوانی📚
«ناطور دشت» ترجمهٔ Catcher in the Rye است. عبارت «ناطور دشت» را نخستین بار سعدی در باب پنجم بوستان به کار برده، آنجا که می گوید: جهاندیده پیری بر او بر گذشت چنین گفت خندان به ناطور دشت ناطور به معنای نگهبان و پاسبان است و ناطور ِ دشت، یعنی نگهبان دشت…
⏹ - چیه از رقابت میترسی
- نه از رقابت نمیترسم.
از این که همیشه در رقابت باشم میترسم.
⏹ " یکی از اشکالای این روشنفکرا و آدمای باهوش اینه که دربارهی چیزی حرف نمیزنن مگه این که مهارِ قضیه دست خودشون باشه.
همیشه میخوان وقتی خودشون خفه شدن تو هم خفه شی و وقتی خودشون میرن تو اتاقشون تو هم بری."
📚 ناطور دشت
✍جی دی سالینجر
@shafiAzad
- نه از رقابت نمیترسم.
از این که همیشه در رقابت باشم میترسم.
⏹ " یکی از اشکالای این روشنفکرا و آدمای باهوش اینه که دربارهی چیزی حرف نمیزنن مگه این که مهارِ قضیه دست خودشون باشه.
همیشه میخوان وقتی خودشون خفه شدن تو هم خفه شی و وقتی خودشون میرن تو اتاقشون تو هم بری."
📚 ناطور دشت
✍جی دی سالینجر
@shafiAzad
⏹پدر بزرگم مردی #آزادی خواه بود
پیش از آنکه #تیربارانش کنند
تمام شعرهایش را
پای درخت انار باغچه چال کرد
من هیچوقت شعرهایش را نخواندم
اما از انارهای باغچه می شود
فهمید،
آزادی
باید
سرخ و شیرین باشد…!
@shafiAzad
پیش از آنکه #تیربارانش کنند
تمام شعرهایش را
پای درخت انار باغچه چال کرد
من هیچوقت شعرهایش را نخواندم
اما از انارهای باغچه می شود
فهمید،
آزادی
باید
سرخ و شیرین باشد…!
@shafiAzad
Those moments that you need more people in your life to make you feel better, you lose those you got, too and day by day you become more lonelier.
همون وقتایی که به ادمای بیشتری تو زندگیت نیاز داری تا حالت رو خوب کنن همونایی که هستن رو هم از دست میدی و روز به روز تنها تر میشی.
@shafiAzad
همون وقتایی که به ادمای بیشتری تو زندگیت نیاز داری تا حالت رو خوب کنن همونایی که هستن رو هم از دست میدی و روز به روز تنها تر میشی.
@shafiAzad
«کسی که کل حق دولت به او داده شده است،
یعنی مستبد،
همواره بیش از آنکه از دشمنان خارجی بترسد، در هراس از شهروندان بهسر میبرد و بنابراین برای حفظ امنیت خویش تلاش خواهد کرد؛
او منافع اتباع خویش را در نظر نمیگیرد، بلکه علیه آنها دسیسه میچیند،
بهویژه علیه کسانی که فرزانگیشان شهرهی همگان است یا ثروتشان قدرت زیادی را در اختیار آنها قرار میدهد.»
✍اسپینوزا
📚 رسالهی سیاسی
@shafiAzad
یعنی مستبد،
همواره بیش از آنکه از دشمنان خارجی بترسد، در هراس از شهروندان بهسر میبرد و بنابراین برای حفظ امنیت خویش تلاش خواهد کرد؛
او منافع اتباع خویش را در نظر نمیگیرد، بلکه علیه آنها دسیسه میچیند،
بهویژه علیه کسانی که فرزانگیشان شهرهی همگان است یا ثروتشان قدرت زیادی را در اختیار آنها قرار میدهد.»
✍اسپینوزا
📚 رسالهی سیاسی
@shafiAzad