نه بیش از این دیگر نمیتوانم بمانم
باید که بروم دیگر دارد کم کم دیرم میشود
البته بعد از اینکه قربان صدقهات رفتم
حالا تو هم انقدر دست دست نکن
دست رویِ دست مگذار پیش از آنکه بیش از این دیر شود.
*کامیار شکیبایی*
@ShafiAzad
باید که بروم دیگر دارد کم کم دیرم میشود
البته بعد از اینکه قربان صدقهات رفتم
حالا تو هم انقدر دست دست نکن
دست رویِ دست مگذار پیش از آنکه بیش از این دیر شود.
*کامیار شکیبایی*
@ShafiAzad
Smart people always keep the rules of their lives simple.
«انسانهای باهوش، همیشه قواعد زندگیشان را ساده میچینند.»
@ShafiAzad
«انسانهای باهوش، همیشه قواعد زندگیشان را ساده میچینند.»
@ShafiAzad
IT'Տ ՏO ᗷᗴᗩᑌTIᖴᑌᒪ ᗯᕼᗴᑎ YOᑌ ᖴIᑎᗪ YOᑌᖇՏᗴᒪᖴ ᗴᑎᒍOYIᑎᘜ YOᑌᖇ ՏOᒪITᑌᗪᗴ!
خیلی قشنگه وقتی كه ميبينی داری از تنهايی لذت ميبری!
@ShafiAzad
خیلی قشنگه وقتی كه ميبينی داری از تنهايی لذت ميبری!
@ShafiAzad
Be careful of whom you help, when you try to get some people out of the gutter, they pull you inside.
مراقب باش که به چه کسی کمک می کنی، وقتی تلاش میکنی که بعضی ادمارو از فاضلاب بیرون بیاری، اونا تورو به داخل میکشن.
@ShafiAzad
مراقب باش که به چه کسی کمک می کنی، وقتی تلاش میکنی که بعضی ادمارو از فاضلاب بیرون بیاری، اونا تورو به داخل میکشن.
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
در حوزه علوم میتوان شارلاتانها را شناسايی کرد، اما در حوزه دینی و معنوی، سخت بتوان يک شارلاتان را شناسايی کرد. کسانی هستند که میآيند و ادعا میکنند حدود ۲۰ سال در غاری مراقبه کردهام و همهچيز جهان و دنيا را طبق اديان خود میدانم. مثلاً کسی که بگويد من کارشناس ورزش گلف هستم، درجا میتواند بازی کند و به ما نشان دهد که چقدر کار کرده و چقدر خبره و ماهر است. در حوزه دینی و معنوی نبايست به کسی اطمينان کرد. وقتی کسی میگويد من خيلی خوب میدانم چون دیندار هستم، این شما هستید که بايست درست آن را بیازمائید و اثبات دانستههایش را بخواهید و کورکورانه دنبالهرو نباشيد.
#Sam_Harris
@PublicExit
#Sam_Harris
@PublicExit
سرانجام ببینیم که در کل چه سادهلوحانه است گفتن اینکه:
«انسان باید چنین و چنان باشد!»
واقعیت حکایت از فراوانی خوش نوعها دارد و سرشاری بازی و دگرگونی صورتها: با این همه باز، یکی از آن اخلاقیان بیچارهء بیکاره درمیآید و میگوید:
«نه! انسان جز این باید باشد»؟...یعنی که این مردک بیچارهی غرولندو میداند که انسان چگونه باید باشد!
نقش خود را بر دیوار میکشد و میگوید: «اینک، انسان!»...
و اما، هنگامی که یک اهل اخلاق رو به کسی میکند و میگوید:
«میباید چنین و چنان باشی!»
خود را دست میاندازد، زیرا فرد سراپا پارهایست از سرنوشت؛
قانونیست دیگر و ضرورتی دیگر برای هر آنچه بناست بیاید و خواهد آمد.
اینکه «طور دیگر باش»، یعنی انتظار دیگر شدن همهچیز، حتی واپس رفتن همهچیز... و بهراستی، مردمان پیگیری در میان اهل اخلاق بودهاند که بشر را دگرگون میخواستهاند، یعنی فضیلتمند.
اخلاق تا زمانیکه به نام خود، محکوم میکند، نه از دیدگاهها و حساب و کتابها و دلبستگیهای زندگی، جز خطایی از گونهء خاص نیست.
اخلاق همچون ضد طبیعت
نیچه
@ShafiAzad
«انسان باید چنین و چنان باشد!»
واقعیت حکایت از فراوانی خوش نوعها دارد و سرشاری بازی و دگرگونی صورتها: با این همه باز، یکی از آن اخلاقیان بیچارهء بیکاره درمیآید و میگوید:
«نه! انسان جز این باید باشد»؟...یعنی که این مردک بیچارهی غرولندو میداند که انسان چگونه باید باشد!
نقش خود را بر دیوار میکشد و میگوید: «اینک، انسان!»...
و اما، هنگامی که یک اهل اخلاق رو به کسی میکند و میگوید:
«میباید چنین و چنان باشی!»
خود را دست میاندازد، زیرا فرد سراپا پارهایست از سرنوشت؛
قانونیست دیگر و ضرورتی دیگر برای هر آنچه بناست بیاید و خواهد آمد.
اینکه «طور دیگر باش»، یعنی انتظار دیگر شدن همهچیز، حتی واپس رفتن همهچیز... و بهراستی، مردمان پیگیری در میان اهل اخلاق بودهاند که بشر را دگرگون میخواستهاند، یعنی فضیلتمند.
اخلاق تا زمانیکه به نام خود، محکوم میکند، نه از دیدگاهها و حساب و کتابها و دلبستگیهای زندگی، جز خطایی از گونهء خاص نیست.
اخلاق همچون ضد طبیعت
نیچه
@ShafiAzad
Forwarded from Public Exit
❈ از محقق کَرَکَی تا خمینی؛ انسان آنگونه که فکر میکند، عمل میکند "قسمت ۱/۲"
bit.ly/33IVsGl
شیعه کنونی از کجا وارد ایران شده است؟ نخستین ولی فقیه تاریخ ایران کیست؟ چرا آخوندهای حاکم بر ایران اینگونه عمل میکنند؟
🏷 داریوش بینیاز _ پژوهشگر تاریخ اسلام و ایران
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
bit.ly/33IVsGl
شیعه کنونی از کجا وارد ایران شده است؟ نخستین ولی فقیه تاریخ ایران کیست؟ چرا آخوندهای حاکم بر ایران اینگونه عمل میکنند؟
🏷 داریوش بینیاز _ پژوهشگر تاریخ اسلام و ایران
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
از محقق کَرَکَی[۱] تا خمینی؛ انسان آنگونه که فکر میکند، عمل میکند "قسمت ۱/۲"
یکی از پرسشهایی که ممکن است هر ایرانی از خود کرده باشد این است: چرا آخوندهای حاکم بر ایران این چنین انحصارطلب، ریاکار، ضدِ منافع ملی ایران و خشونتپسند هستند؟ ریشههای این ایدئولوژی یا دینِ سیاسی که ما به عنوان شیعه میشناسیم در کدام زمین روییده شده است؟…
باهوشها از همهچیز و همهکس میآموزند؛
انسانهای معمولی از تجربیات خود؛
و احمقها همیشه جوابها را دارند.
@ShafiAzad
انسانهای معمولی از تجربیات خود؛
و احمقها همیشه جوابها را دارند.
@ShafiAzad
صدا کن مرا.
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد.
و خاصیت عشق این است.
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
سهراب سپهری, حجم سبز
@ShafiAzad
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد.
و خاصیت عشق این است.
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
سهراب سپهری, حجم سبز
@ShafiAzad
در این کوچههایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت میترسم.
من از سطح سیمانی قرن میترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونههایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زرهپوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.
و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش استوا گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.
سهراب سپهری, حجم سبز
@ShadiAzad
من از حاصل ضرب تردید و کبریت میترسم.
من از سطح سیمانی قرن میترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونههایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زرهپوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.
و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش استوا گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.
سهراب سپهری, حجم سبز
@ShadiAzad
در هیئتی شایسته
سیگارم را در قاب پنجره میتکانم.
بیهیچ واهمهای!
زیرا جهان، زیرسیگاری من است...
*حسین پناهی*
@ShafiAzad
سیگارم را در قاب پنجره میتکانم.
بیهیچ واهمهای!
زیرا جهان، زیرسیگاری من است...
*حسین پناهی*
@ShafiAzad
اکــثــر رنــجهـای مـا نــاشـی از ایـن اسـت کـه بـا تـمـایـلات و خـواستهها برانگیختـه مـیشــویـم و بـعـد، وقــتـی خــواسـتــهای بـرآورده مـیشـود، از لـحـظـهء ارضای آن لـذت میبـریـم. لـحـظهای که خیلی زود تبدیل بـه دلـزدگـی و کـسـالـت می شـود و سپس ایـن دلـزدگـی بـا بـروز و سـر بـرآوردن خـواسـتـهای دیـگر مـتـوقـف میشـود.
شـوپـنـهـاور فـهـمـید چـرخـهء خـواسـتـن مـداوم، ارضـای لحـظـهای، دلـزدگـی و خـواسـتـهء بـعـدی، بیماری بشر در این جهان است.
📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 اروین یالوم
@ShafiAzad
شـوپـنـهـاور فـهـمـید چـرخـهء خـواسـتـن مـداوم، ارضـای لحـظـهای، دلـزدگـی و خـواسـتـهء بـعـدی، بیماری بشر در این جهان است.
📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 اروین یالوم
@ShafiAzad