چهار پنجِ صبح بود
گفت بخواب
گفتم کابوسام نمیذارن باید چشام خسته شن:)
گفت ببین کابوسات ماله من چشاتو ببندُ فقط به خواب فکر کنن...
گفتم چشم ...
گذشت.... شبا با شب بخیراش میخوابیدم.
یه چن وقتیه باز کابوسام برگشتن:)
یه چن وقتیه شب بخیری نیس:)
یه چن وقتیه کابوسات ماله من چشاتو ببند و به خواب فکر کنی نیست :)
میدونی اینکه کابوسِ آدما رو ازشون بگیری
خیلی قشنگه...
ولی اگه هزار تا کابوس با جای خالیت جاش نیاری قشنگتره...:)
@ShafiAzad
گفت بخواب
گفتم کابوسام نمیذارن باید چشام خسته شن:)
گفت ببین کابوسات ماله من چشاتو ببندُ فقط به خواب فکر کنن...
گفتم چشم ...
گذشت.... شبا با شب بخیراش میخوابیدم.
یه چن وقتیه باز کابوسام برگشتن:)
یه چن وقتیه شب بخیری نیس:)
یه چن وقتیه کابوسات ماله من چشاتو ببند و به خواب فکر کنی نیست :)
میدونی اینکه کابوسِ آدما رو ازشون بگیری
خیلی قشنگه...
ولی اگه هزار تا کابوس با جای خالیت جاش نیاری قشنگتره...:)
@ShafiAzad
آدمیزاد چیست؟ یک امید کوچک، واقعهای خوش چه زود میتواند از نو دستودلش را به زندگی بخواند؟
اما وقتی همهاش تودهنی و نومیدی است، آدم احساس میکند که مثل تفاله شده، لاشهای، مرداری است که در لجن افتاده.
📕 سووشون
✍🏻 #سیمین_دانشور
@ShafiAzad
اما وقتی همهاش تودهنی و نومیدی است، آدم احساس میکند که مثل تفاله شده، لاشهای، مرداری است که در لجن افتاده.
📕 سووشون
✍🏻 #سیمین_دانشور
@ShafiAzad
❤2
آدم در روز کلی کلمه میشنود؛
بعضی کلمهها آبادت میکنند و بعضی خراب!
بعضی کلمهها جنسیت دارند،
بعضیها هم شخصیت دارند.
مونثاند و لطیف یا مذکر و خشن!
کلمهها وزن و مزه هم دارند،
وزن بعضیهایشان زیاد است
و مزهی بعضیهایشان تلخ...
بعضیهایشان قلع و قمع میکنند،
بعضیهایشان نوازشت ...
شنیدن جملهی «جای طرف خالی !» ،
همیشه غمگینم میکند.
یادآوری میکند یکی باید باشد و نیست.
حس میکنم جای های خالی دلم زیاد شده ...
نفسم را بیرون میدهم و میگویم :
«جای خالی بعضی آدمها با هیچ چیز پر نمیشود...!»
#مريم_سميع_زادگان
@ShafiAzad
بعضی کلمهها آبادت میکنند و بعضی خراب!
بعضی کلمهها جنسیت دارند،
بعضیها هم شخصیت دارند.
مونثاند و لطیف یا مذکر و خشن!
کلمهها وزن و مزه هم دارند،
وزن بعضیهایشان زیاد است
و مزهی بعضیهایشان تلخ...
بعضیهایشان قلع و قمع میکنند،
بعضیهایشان نوازشت ...
شنیدن جملهی «جای طرف خالی !» ،
همیشه غمگینم میکند.
یادآوری میکند یکی باید باشد و نیست.
حس میکنم جای های خالی دلم زیاد شده ...
نفسم را بیرون میدهم و میگویم :
«جای خالی بعضی آدمها با هیچ چیز پر نمیشود...!»
#مريم_سميع_زادگان
@ShafiAzad
حق با عمویش بود.
دلتنگی برای گذشته،
مثل عشق بازی با زنی مرده بود،
خیر و برکت نداشت.
📕 خاطرات پراکنده
✍🏻 #گلی_ترقی
@ShafiAzad
دلتنگی برای گذشته،
مثل عشق بازی با زنی مرده بود،
خیر و برکت نداشت.
📕 خاطرات پراکنده
✍🏻 #گلی_ترقی
@ShafiAzad
فقط با کسانی بحث کنید که میدانید آنقدر عقل و عزت نفس دارند که حرفهای بیمعنی نمیزنند، کسانی که به دلیل توسل میجویند، حقیقت را گرامی میدارند و آنقدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد، اشتباه بودنشان را قبول میکنند.
پس نتیجه میگیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!...
#آرتور_شوپنهاور
@ShafiAzad
پس نتیجه میگیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!...
#آرتور_شوپنهاور
@ShafiAzad
روزی که مالِ من شدی؛جُم نمیخورم از کنارت لااقل چند روزِ اول،
یا شایدم چند ماهِ اول
آخه نبودنات یه جوری رفته توی جونم و یخ زده کلِ وجودمو که فقط تنورِ دستات و گرمی تنته که میتونه آب کنه یخا رو...
روزی که مالِ من شدی؛
انقدر دوستت دارم میگم که در بیاد عوضِ اونهمه دوستت دارمایی که گفتم و صداش باز رسید به گوشِ خودم از بس دور بودی،از بس نبودی پیشم...
روزی که مالِ من شدی؛
گوشیمو پر میکنم از عکسای دو تاییمون،
یا نه اصلا از عکسایی که خودم با دستای خودم ازت گرفتم،
بسه هرچی به عکسای تکیت نگاه کردم و هی فکر کردم یعنی کی گرفته این عکسو ازش؟؟؟
روزی که مالِ من شدی؛
دستتو میگیرم میبرمت جاهایی که آرزو داشتم باهم بریم،
جاهایی که تو رویاهام اونجا باهات بودم، باهم بودیم،میبرمت اونجا و واقعی میکنم تمومِ رویاهامو...
روزی که مالِ من شدی؛
دستمو میذارم دو طرفِ اون صورت زبر از ته ریشت و زل میزنم تو چشات،
اونقدر که خسته شم از نگاه کردن به اون مردمکا
خسته نمیشم من البته مگه اینکه تو خسته شی از اونجور با ذوق نگاه کردنای من...
روزی که مالِ من شدی؛
اونقدر درِ گوشت از عشق و دوست داشتنم و شعرام که فقط و فقط برای خودته میخونم که وقت نکنی
جز صدای من که موقع حرف زدن باهات از ذوق زیاد میلرزه صدایی رو بشنوی...
روزی که مالِ من شدی؛
سرمو میذارم رو سینت و یه دل سیر میخوابم،
عوضِ همه شبایی که بی قرار بودمو و بدونِ امنِ حضورت آروم و قرار نداشتم چه برسه به خواب...
روزی که مالِ من شدی؛
حتما یه کاری میکنم معنی خواستنو عوض کنن،
یه کاری میکنم موقع مثال زدن عشق و عاشقی اسم منو تو رو بیارن جای لیلی و مجنون....
روزی که مالِ من شدی؛
به همه ثابت میکنم که خواستن و موندن برای قصه ها نیست،
فقط یه آدمی میخواد اندازه تو خواستنی
و یه آدمی که قدِ من اون آدم خواستنی رو بخواد...
@shafiAzad
یا شایدم چند ماهِ اول
آخه نبودنات یه جوری رفته توی جونم و یخ زده کلِ وجودمو که فقط تنورِ دستات و گرمی تنته که میتونه آب کنه یخا رو...
روزی که مالِ من شدی؛
انقدر دوستت دارم میگم که در بیاد عوضِ اونهمه دوستت دارمایی که گفتم و صداش باز رسید به گوشِ خودم از بس دور بودی،از بس نبودی پیشم...
روزی که مالِ من شدی؛
گوشیمو پر میکنم از عکسای دو تاییمون،
یا نه اصلا از عکسایی که خودم با دستای خودم ازت گرفتم،
بسه هرچی به عکسای تکیت نگاه کردم و هی فکر کردم یعنی کی گرفته این عکسو ازش؟؟؟
روزی که مالِ من شدی؛
دستتو میگیرم میبرمت جاهایی که آرزو داشتم باهم بریم،
جاهایی که تو رویاهام اونجا باهات بودم، باهم بودیم،میبرمت اونجا و واقعی میکنم تمومِ رویاهامو...
روزی که مالِ من شدی؛
دستمو میذارم دو طرفِ اون صورت زبر از ته ریشت و زل میزنم تو چشات،
اونقدر که خسته شم از نگاه کردن به اون مردمکا
خسته نمیشم من البته مگه اینکه تو خسته شی از اونجور با ذوق نگاه کردنای من...
روزی که مالِ من شدی؛
اونقدر درِ گوشت از عشق و دوست داشتنم و شعرام که فقط و فقط برای خودته میخونم که وقت نکنی
جز صدای من که موقع حرف زدن باهات از ذوق زیاد میلرزه صدایی رو بشنوی...
روزی که مالِ من شدی؛
سرمو میذارم رو سینت و یه دل سیر میخوابم،
عوضِ همه شبایی که بی قرار بودمو و بدونِ امنِ حضورت آروم و قرار نداشتم چه برسه به خواب...
روزی که مالِ من شدی؛
حتما یه کاری میکنم معنی خواستنو عوض کنن،
یه کاری میکنم موقع مثال زدن عشق و عاشقی اسم منو تو رو بیارن جای لیلی و مجنون....
روزی که مالِ من شدی؛
به همه ثابت میکنم که خواستن و موندن برای قصه ها نیست،
فقط یه آدمی میخواد اندازه تو خواستنی
و یه آدمی که قدِ من اون آدم خواستنی رو بخواد...
@shafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️اکسیتوسین؛ مکانیسمی پنهان در تصمیمگیری
آیا ما بر اساس منطق تصمیم میگیریم؟ ما معمولاً میپنداریم که اطلاعات را کسب و پردازش میکنیم و به راهحل مطلوب میرسیم. اما در عمل چنین نیست و ما همواره اسیر چارچوبها و محدودیتهای زیستی خود هستیم. حتی تصمیمگیریمان در برابر کسانی که مورد علاقه ما هستند نیز از این قاعده مستثنی نیست.
رسم تکهمسری که پیوند و زندگی مشترک با یک نفر در نظر گرفته میشود، در ظاهر به فرهنگ، ارزشها و اصول اخلاقی فرد مربوط است. در اینکه تمامی این عوامل مهم هستند، شکی وجود ندارد؛ اما هورمونهای بدن که نیرویی عمیقتر هستند نیز در اخذ این تصمیم دخالت دارند. اکسیتوسین نیرومندترین هورمونی است که در پیدایش این پیوند جادویی به نحوی اساسی نقش ایفاء میکند.
در یک مطالعه به مردانی که عاشق همسر خود بودند مقداری اکسیتوسین تجویز کردند. سپس از آنها در مورد جذابیت یک زن غریبه سؤال پرسیدند. نتایج این پژوهش نشان داد برای مردانی که اکسیتوسین دریافت کرده بودند جذابیت جنسی همسرشان بیشتر از جذابیت زنان غریبه بود. در واقع این مردان حتی از زنان جذابی که در این مطالعه شرکت داشتند از نظر فیزیکی فاصله میگرفتند. بنابراین پژوهشگران دریافتند که اکسیتوسین منجر به افزایش پیوند آنها با همسرشان شده است.
اما چرا مواد شیمیایی از جمله اکسیتوسین میتوانند موجب افزایش قدرت پیوند انسانها شوند؟ از نگرش فرگشتی ما انتظار داریم که جنس نر به منظور هر چه بیشتر پراکندن و انتقال ژنهای خود از تکهمسری دوری کند؛ اما اگر مقصود بقای فرزندان باشد، وجود یک زوج بهتر از یک والد است. این واقعیت ساده به اندازهای حائز اهمیت است که مغزمان راههای مخفیانه و مرموزی برای تأثیر گذاشتن بر تصمیم ما در این زمینه ابداع کرده است.
Source: PNAS
@NeoSciensology
آیا ما بر اساس منطق تصمیم میگیریم؟ ما معمولاً میپنداریم که اطلاعات را کسب و پردازش میکنیم و به راهحل مطلوب میرسیم. اما در عمل چنین نیست و ما همواره اسیر چارچوبها و محدودیتهای زیستی خود هستیم. حتی تصمیمگیریمان در برابر کسانی که مورد علاقه ما هستند نیز از این قاعده مستثنی نیست.
رسم تکهمسری که پیوند و زندگی مشترک با یک نفر در نظر گرفته میشود، در ظاهر به فرهنگ، ارزشها و اصول اخلاقی فرد مربوط است. در اینکه تمامی این عوامل مهم هستند، شکی وجود ندارد؛ اما هورمونهای بدن که نیرویی عمیقتر هستند نیز در اخذ این تصمیم دخالت دارند. اکسیتوسین نیرومندترین هورمونی است که در پیدایش این پیوند جادویی به نحوی اساسی نقش ایفاء میکند.
در یک مطالعه به مردانی که عاشق همسر خود بودند مقداری اکسیتوسین تجویز کردند. سپس از آنها در مورد جذابیت یک زن غریبه سؤال پرسیدند. نتایج این پژوهش نشان داد برای مردانی که اکسیتوسین دریافت کرده بودند جذابیت جنسی همسرشان بیشتر از جذابیت زنان غریبه بود. در واقع این مردان حتی از زنان جذابی که در این مطالعه شرکت داشتند از نظر فیزیکی فاصله میگرفتند. بنابراین پژوهشگران دریافتند که اکسیتوسین منجر به افزایش پیوند آنها با همسرشان شده است.
اما چرا مواد شیمیایی از جمله اکسیتوسین میتوانند موجب افزایش قدرت پیوند انسانها شوند؟ از نگرش فرگشتی ما انتظار داریم که جنس نر به منظور هر چه بیشتر پراکندن و انتقال ژنهای خود از تکهمسری دوری کند؛ اما اگر مقصود بقای فرزندان باشد، وجود یک زوج بهتر از یک والد است. این واقعیت ساده به اندازهای حائز اهمیت است که مغزمان راههای مخفیانه و مرموزی برای تأثیر گذاشتن بر تصمیم ما در این زمینه ابداع کرده است.
Source: PNAS
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️ما چگونه مطمئن میشویم کلمات را همانطور که میخواهیم بیان میکنیم؟
ناحیهای از مغز انسان در ادای صحیح کلمات به شکل روان و بدون وفقه نقش ایفاء میکند. اختلال در این بخش از مغز که دورسال پرهسنترال جایرس نام دارد منجر به ایجاد لکنت زبان میشود. قشر مغزی در کنترل حرکت دهان، لبها و زبان برای تشکیل کلمات ایفای نقش میکند. تحقیقات جدید نشان میدهد نقش دورسال پرهسنترال جایرس در حفظ کنترل گفتار و بیان کلمات به نوعی که دلمان میخواهد بسیار کلیدی است. تولید گفتار انسان به شدت تحت تأثیر بازخورد شنیداری ایجاد میشود. ما در حین صحبت کردن به طور پیوسته بر خروجی صدای خود نظارت داریم و همواره میکوشیم آن را برای حفظ روانی گفتارمان تنظیم کنیم. سه ناحیه قشر مغزی که سوپریور تمپورال جایرس، سوپرامارجینال جایرس و دورسال پرهسنترال جایرس نامیده میشوند در تصحیح خطاهای گفتاری نقش دارند. اما وقتی تأخیرهای زمانی به معنای خطاهای بازخورد به حداکثر میرسد، از نظر فعالیت فقط دورسال پرهسنترال جایرس غالب میشود که همین نشان میدهد نقش این بخش از مغز در خودنظارتگری صوتی واقعاً حیاتی است.
Source: PLOS Biology
@NeoSciensology
ناحیهای از مغز انسان در ادای صحیح کلمات به شکل روان و بدون وفقه نقش ایفاء میکند. اختلال در این بخش از مغز که دورسال پرهسنترال جایرس نام دارد منجر به ایجاد لکنت زبان میشود. قشر مغزی در کنترل حرکت دهان، لبها و زبان برای تشکیل کلمات ایفای نقش میکند. تحقیقات جدید نشان میدهد نقش دورسال پرهسنترال جایرس در حفظ کنترل گفتار و بیان کلمات به نوعی که دلمان میخواهد بسیار کلیدی است. تولید گفتار انسان به شدت تحت تأثیر بازخورد شنیداری ایجاد میشود. ما در حین صحبت کردن به طور پیوسته بر خروجی صدای خود نظارت داریم و همواره میکوشیم آن را برای حفظ روانی گفتارمان تنظیم کنیم. سه ناحیه قشر مغزی که سوپریور تمپورال جایرس، سوپرامارجینال جایرس و دورسال پرهسنترال جایرس نامیده میشوند در تصحیح خطاهای گفتاری نقش دارند. اما وقتی تأخیرهای زمانی به معنای خطاهای بازخورد به حداکثر میرسد، از نظر فعالیت فقط دورسال پرهسنترال جایرس غالب میشود که همین نشان میدهد نقش این بخش از مغز در خودنظارتگری صوتی واقعاً حیاتی است.
Source: PLOS Biology
@NeoSciensology
کتاب سالها حکایت بیهودگی زندگی یک خانواده و سالهایی غیرقابل تحمل که مملو از درد است. وولف در این کتاب مینویسد: اگر حقیقت را در مورد خود نگویید، نمیتوانید آن را در مورد دیگران بیان کنید.
📕 سال ها
✍🏻 #ویرجینیا_وولف
@ShafiAzad
📕 سال ها
✍🏻 #ویرجینیا_وولف
@ShafiAzad
📎 #_یک_تکه_کتاب
نپرسید دنیا به چه نیاز دارد؛ نپرسید دیگران دربارهی کاری که شما باید با زندگیتان انجام دهید چه فکر میکنند؛ بپرسید چه چیزی باعث بیداری و زنده شدنتان میشود چون دنیا بیش از هر چیز دیگری به مردان و زنانی نیاز دارد که بیدار و زنده شدهاند. آنچه دنیا بدان نیاز دارد این است که مردم با خلوصی ذاتی طوری علایقشان را دنبال کنند که در زندگی دیگران نیز بهبودی ایجاد کند.
📕 دگرگونی
✍🏻 #میشل_بوتور
@ShafiAzad
نپرسید دنیا به چه نیاز دارد؛ نپرسید دیگران دربارهی کاری که شما باید با زندگیتان انجام دهید چه فکر میکنند؛ بپرسید چه چیزی باعث بیداری و زنده شدنتان میشود چون دنیا بیش از هر چیز دیگری به مردان و زنانی نیاز دارد که بیدار و زنده شدهاند. آنچه دنیا بدان نیاز دارد این است که مردم با خلوصی ذاتی طوری علایقشان را دنبال کنند که در زندگی دیگران نیز بهبودی ایجاد کند.
📕 دگرگونی
✍🏻 #میشل_بوتور
@ShafiAzad
زندگی
مرا به سوی بدبختی هدایت کردی
اما من هنوز هم راهی برای
فراموش کردن تو نمیبینم!!
📕 دزیره
✍🏻 #آن_ماری_سلینکو
@ShafiAzad
مرا به سوی بدبختی هدایت کردی
اما من هنوز هم راهی برای
فراموش کردن تو نمیبینم!!
📕 دزیره
✍🏻 #آن_ماری_سلینکو
@ShafiAzad
بذر تمام بدبختیهای ما در سالهایی کاشته میشود که با آدمهایی سر و کار داریم که معتقدند، نه تنها دریافتهاند چه چیزهایی برای خودشان درست است، بلکه صلاح دیگران را نیز میدانند.
آنها با توسل به این اکتشاف خود و سنت مخربی که هزاران سال است بر فکر آنها سایه افکنده، احساس میکنند وظیفه دارند ما را مجبور کنند کاری را که از نظر آنها درست است، انجام دهیم.
بزرگترین بدبختی انسان نحوه مقاومتش در برابر این اجبار است؛ نظریه انتخاب مخالف سنت باستانی، من صلاح تو را میدانم، است.
📕 نظریه انتخاب
✍🏻 #ویلیام_گلاسر
@ShafiAzad
آنها با توسل به این اکتشاف خود و سنت مخربی که هزاران سال است بر فکر آنها سایه افکنده، احساس میکنند وظیفه دارند ما را مجبور کنند کاری را که از نظر آنها درست است، انجام دهیم.
بزرگترین بدبختی انسان نحوه مقاومتش در برابر این اجبار است؛ نظریه انتخاب مخالف سنت باستانی، من صلاح تو را میدانم، است.
📕 نظریه انتخاب
✍🏻 #ویلیام_گلاسر
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️نقش داستانسرایی در فرگشت انسان
علیرغم اینکه روایت و داستانگویی در تاریخ بشر سابقهای بسیار طولانی دارد و در واقع میتوان گفت یکی از اولین تولیدات مغز ما بوده است، مطالعات نوروساینتیفیک و فرگشتی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. البته در روایتشناسی جدید روایت فقط با کلمه نیست که ایجاد میشود؛ همان نقاشیهای اولیه هم که اجداد دور ما بر دیوارهای غارها نقش کردهاند روایت محسوب میشود.
همچنین رفتارهایی که در رویارویی با اتفاقات طبیعی از خود نشان میدادند، سوگواریهایی که در مرگ نزدیکان برپا میکردند و نقشههایی که برای موفقیت در شکار میکشیدند، همگی اینها روایت محسوب میشود؛ زیرا آن دو عامل اصلی روایت و داستان که در روایتها و داستانها میشناسیم در تمامی آنها نیز کم و بیش موجود است: بازگویی یا بازآفرینی اتفاقات و مراسم بر مبنای یک الگو و آنگاه ایجاد اتفاقات و موانعی که آن الگو را با خطر مواجه کند و راه مقابله با آن خطر که خود منجر به سر برآوردن الگویی دیگر میشود.
داستانهایی که از یک جمعیت شکارچیگردآورنده فیلیپینو به نام آگتاها مانده است، پیغامهایی را انتقال میدهند که در واقع به رفتارهای همکارانه مربوط میشود؛ رفتارهایی از قبیل تشریک مساعی، تساوی جنسیتی و برابری افراد یک گروه. موضوعات اینچنینی در داستانهای دیگر جوامع کهن هم که به شکل دستهجمعی دنبال تأمین غذا هستند دیده میشود.
گروهی از پژوهشگران انگلیسی از دپارتمانهای مختلف دانشگاهها سعی کردهاند نگاه فرگشتی عمیقتری به موضوع داستانگویی بیاندازند. پژوهش آنها نشان میدهد جوامع دیرینهای که دارای داستانگویان خوبی بودهاند سطح تشریک مساعی نیز در آن جوامع بالا بوده است، داستانگویان تعداد خواستگاران بیشتری برای زناشویی داشتهاند و تولیدات آن جوامع نیز رونق بیشتری داشته است.
@NeoSciensology
علیرغم اینکه روایت و داستانگویی در تاریخ بشر سابقهای بسیار طولانی دارد و در واقع میتوان گفت یکی از اولین تولیدات مغز ما بوده است، مطالعات نوروساینتیفیک و فرگشتی قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. البته در روایتشناسی جدید روایت فقط با کلمه نیست که ایجاد میشود؛ همان نقاشیهای اولیه هم که اجداد دور ما بر دیوارهای غارها نقش کردهاند روایت محسوب میشود.
همچنین رفتارهایی که در رویارویی با اتفاقات طبیعی از خود نشان میدادند، سوگواریهایی که در مرگ نزدیکان برپا میکردند و نقشههایی که برای موفقیت در شکار میکشیدند، همگی اینها روایت محسوب میشود؛ زیرا آن دو عامل اصلی روایت و داستان که در روایتها و داستانها میشناسیم در تمامی آنها نیز کم و بیش موجود است: بازگویی یا بازآفرینی اتفاقات و مراسم بر مبنای یک الگو و آنگاه ایجاد اتفاقات و موانعی که آن الگو را با خطر مواجه کند و راه مقابله با آن خطر که خود منجر به سر برآوردن الگویی دیگر میشود.
داستانهایی که از یک جمعیت شکارچیگردآورنده فیلیپینو به نام آگتاها مانده است، پیغامهایی را انتقال میدهند که در واقع به رفتارهای همکارانه مربوط میشود؛ رفتارهایی از قبیل تشریک مساعی، تساوی جنسیتی و برابری افراد یک گروه. موضوعات اینچنینی در داستانهای دیگر جوامع کهن هم که به شکل دستهجمعی دنبال تأمین غذا هستند دیده میشود.
گروهی از پژوهشگران انگلیسی از دپارتمانهای مختلف دانشگاهها سعی کردهاند نگاه فرگشتی عمیقتری به موضوع داستانگویی بیاندازند. پژوهش آنها نشان میدهد جوامع دیرینهای که دارای داستانگویان خوبی بودهاند سطح تشریک مساعی نیز در آن جوامع بالا بوده است، داستانگویان تعداد خواستگاران بیشتری برای زناشویی داشتهاند و تولیدات آن جوامع نیز رونق بیشتری داشته است.
@NeoSciensology
Forwarded from Sciensology
▪️تروریسم انتحاری
کشتنِ خود تحت برخی شرایط خاص - از جمله سربار بودن برای خویشاوندان که یک شاخص کلیدی در افکار خودکشی است - به خویشاوندان ژنی نفع میرساند؛ بدین روش خودکشی میتواند به عنوان یک رفتار سازشی فرگشت یابد. اغلب پژوهشگران حوزه تروریسم انتحاری - مانند کسانی که هواپیماها را ربودند و به برجهای دوقلو کوبیدند - عقیده دارند که این افراد توسط دیگران برای انجام اقدامات انتحاری غالباً مهندسی و مغزشویی میشوند. اکثر آنها مرد هستند و معمولاً از بین مردانی با چشماندازهای جفتی پایین انتخاب میشوند.
آنها را با تلقینهای روانشناختی - مثلاً استفاده از برچسبهایی همچون برادر برای کسانی که واقعاً با یکدیگر نسبت خویشاوندی ندارند - در گیرهای از احساسات قرار میدهند. به آنها وعده پول و ارتقاء جایگاه اجتماعی برای خویشاوندان ژنیشان داده میشود. به آنها القاء میکنند که در قبال اقدامات انتحاری برای کشتن دشمنان پس از مرگ به تعداد زیادی زنان باکره دست خواهند یافت و از جانب همتایان یا برادران غیر واقعی خود فشار شدیدی را برای انجام اعمال انتحاری تجربه میکنند. تروریستها در برخی موارد حتی تمایل دارند فرزندان خود را فدای باور خویش کنند به ویژه هنگامی که از لحاظ روانی ذوب در گروه خود شده باشند.
انسان همواره میخواهد جانش را حفظ کند و نه خود را عامدانه در راستای اهداف گروه به کشتن بدهد؛ بدیهی است که برای غلبه بر گرایش طبیعی افراد به این مغزشوییها نیاز باشد. بنابراین به نظر میرسد تروریسم انتحاری یک محصول جانبی از سازگاریهایی است که توسط رهبران مذهبی، اطرافیان و گاهی خویشاوندان مورد بهرهکشی و سوءاستفاده قرار میگیرد.
Source: David Buss' textbook entitled Evolutionary Psychology
@NeoSciensology
کشتنِ خود تحت برخی شرایط خاص - از جمله سربار بودن برای خویشاوندان که یک شاخص کلیدی در افکار خودکشی است - به خویشاوندان ژنی نفع میرساند؛ بدین روش خودکشی میتواند به عنوان یک رفتار سازشی فرگشت یابد. اغلب پژوهشگران حوزه تروریسم انتحاری - مانند کسانی که هواپیماها را ربودند و به برجهای دوقلو کوبیدند - عقیده دارند که این افراد توسط دیگران برای انجام اقدامات انتحاری غالباً مهندسی و مغزشویی میشوند. اکثر آنها مرد هستند و معمولاً از بین مردانی با چشماندازهای جفتی پایین انتخاب میشوند.
آنها را با تلقینهای روانشناختی - مثلاً استفاده از برچسبهایی همچون برادر برای کسانی که واقعاً با یکدیگر نسبت خویشاوندی ندارند - در گیرهای از احساسات قرار میدهند. به آنها وعده پول و ارتقاء جایگاه اجتماعی برای خویشاوندان ژنیشان داده میشود. به آنها القاء میکنند که در قبال اقدامات انتحاری برای کشتن دشمنان پس از مرگ به تعداد زیادی زنان باکره دست خواهند یافت و از جانب همتایان یا برادران غیر واقعی خود فشار شدیدی را برای انجام اعمال انتحاری تجربه میکنند. تروریستها در برخی موارد حتی تمایل دارند فرزندان خود را فدای باور خویش کنند به ویژه هنگامی که از لحاظ روانی ذوب در گروه خود شده باشند.
انسان همواره میخواهد جانش را حفظ کند و نه خود را عامدانه در راستای اهداف گروه به کشتن بدهد؛ بدیهی است که برای غلبه بر گرایش طبیعی افراد به این مغزشوییها نیاز باشد. بنابراین به نظر میرسد تروریسم انتحاری یک محصول جانبی از سازگاریهایی است که توسط رهبران مذهبی، اطرافیان و گاهی خویشاوندان مورد بهرهکشی و سوءاستفاده قرار میگیرد.
Source: David Buss' textbook entitled Evolutionary Psychology
@NeoSciensology
قدرت تحمل هر کس را از میزان سکوتش بسنجید ؛ آنان که هیاهو میکنند بار هیچ چیز را به روی شانههای خود تحمل نمیکنند ...
- احمد شاملو
@ShafiAzad
- احمد شاملو
@ShafiAzad
یکی از چیزهایی که مرا سرگرم میکند اظهارات روحانیون مذهبی است که به طرزی موثر در مورد اراده و نقشههای خدا صحبت میکنند که گویی ظهر آن روز با خدا نشستهاند و ناهار خوردهاند !
- موریس مترلینگ
@ShafiAzad
- موریس مترلینگ
@ShafiAzad
اینکه با عقاید خودمان یک ابله کم عقل باشیم بهتر از این است که با عقاید دیگران یک انسانِ دانشمند به شمار بیاییم ...
- فردریش نیچه
@ShafiAzad
- فردریش نیچه
@ShafiAzad