#ترس_و_لرز
#سورن_کییرکگور
مترجم: #عبدالکریم_رشیدیان
سورن کیرکگارد (به انگلیسی: Søren Kierkegaard) (۱۸۱۳ - ۱۸۵۵)، فیلسوف دین دانمارکی، کسی که با وجود، انتخاب، و تعهد یا سرسپردگی فرد سروکار داشت و اساساً بر یزدانشناسی (الهیات) جدید و فلسفه، به خصوص فلسفه وجودی (اگزیستانسیالیزم) تاثیر گذاشت
"کیرکگور ترس و لرز را بهترین کتاب خود میدانست؛ او میگفت این کتاب برای جاودانهکردن ِ نام ِ من کافی است.ترس و لرز از آن کتاب های یگانه است. کتابی که برای "جاودانه کردن نام" کگور کافی بود. واکاوی موبه موی ماجرای ابراهیم و به چالش کشیدن عقل فلسفی در مواجهه با آن. راهکار کگور آنچنان که می دانیم "جهش ایمانی" است.ابراهیم در مواجهه با پروردگار از "امر اخلاقی" فراتر می رود؛ چه ، بردن فرزند به قربانگاه هیچ نشانه ای از اخلاق ندارد... پس حقیقت را چگونه باید شناخت ؟ آنجا که زبان بران عقل از گفتن باز می ماند...
@ShafiAzad
#سورن_کییرکگور
مترجم: #عبدالکریم_رشیدیان
سورن کیرکگارد (به انگلیسی: Søren Kierkegaard) (۱۸۱۳ - ۱۸۵۵)، فیلسوف دین دانمارکی، کسی که با وجود، انتخاب، و تعهد یا سرسپردگی فرد سروکار داشت و اساساً بر یزدانشناسی (الهیات) جدید و فلسفه، به خصوص فلسفه وجودی (اگزیستانسیالیزم) تاثیر گذاشت
"کیرکگور ترس و لرز را بهترین کتاب خود میدانست؛ او میگفت این کتاب برای جاودانهکردن ِ نام ِ من کافی است.ترس و لرز از آن کتاب های یگانه است. کتابی که برای "جاودانه کردن نام" کگور کافی بود. واکاوی موبه موی ماجرای ابراهیم و به چالش کشیدن عقل فلسفی در مواجهه با آن. راهکار کگور آنچنان که می دانیم "جهش ایمانی" است.ابراهیم در مواجهه با پروردگار از "امر اخلاقی" فراتر می رود؛ چه ، بردن فرزند به قربانگاه هیچ نشانه ای از اخلاق ندارد... پس حقیقت را چگونه باید شناخت ؟ آنجا که زبان بران عقل از گفتن باز می ماند...
@ShafiAzad
■ ازدواج کنی، پشیمان میشوی؛ ازدواج نکنی هم پشیمان میشوی؛ یا ازدواج میکنی یا ازدواج نمیکنی، به هرحال پشیمان خواهی شد... به زنی اعتماد کنی، پشیمان میشوی؛ به زنی اعتماد نکنی هم پشیمان میشوی؛ یا به زنی اعتماد میکنی یا به او اعتماد نمیکنی؛ به هرحال پشیمان خواهی شد. خود را حلقآویز کنی یا نکنی، به هرحال پشیمان خواهی شد. این آقای محترم که میبینید خدایِ فلسفه است و عصارهی همهی تاریخِ فلسفه. این نهفقط در لحظههای معینی است که من همه چیز را، به قول اسپینوزا، از منظر ابدیت مینگرم، بلکه من پیوسته از منظرِ ابدیت "زندگی میکنم". خیلیها هستند که خیال میکنند اینطوری زندگی میکنند، چون بعد از آنکه یکی از دو کاری را میتوانستند بکنند، انجام دادند، این اضداد را با هم ترکیب میکنند یا میانشان وساطت میکنند. ولی این بدفهمی است؛ چرا که ابدیتِ حقیقی نه در پسِ یا این/یا آن بلکه در برابرِ آن ایستاده است. بدین قرار ابدیتِ آنان چیزی نخواهد بود الّا توالیِ ملالانگیزِ لحظههای زمان؛ چراکه آنان گرفتارِ حسرتی مضاعف خواهند شد. فلسفهی من دستکم آسانفهم است و دستیاب، آخر من فقط یک اصل دارم و بس؛ حتی از آن هم پایم را فراتر نمیگذارم... من از هیچ اصلی آغاز نمیکنم و پا پیش نمیگذارم؛ که اگر میگذاشتم پشیمان میشدم. پس اگر شنوندهی محترمی خیال برش دارد که در گفتههای من چیزِ بهدردبخوری هست معلوم میشود که هیچ استعدادِ فلسفه ندارد؛ اگر هم خیال کند در بحثِ من هیچ حرکتِ رو به جلویی هست، نتیجه همان است که گفتم... ولی از آنجا که من هرگز آغاز نمیکنم، هرگز نمیتوانم توقف کنم...
👤 #سورن_کییرکگور
📚 #چگونه_کییرکگور_بخوانیم
■ ترجمهی #صالح_نجفی
@ShafiAzad
👤 #سورن_کییرکگور
📚 #چگونه_کییرکگور_بخوانیم
■ ترجمهی #صالح_نجفی
@ShafiAzad