ردپای تکاملی ماهی در انسان:
دندان های عجیب و انسان گونه ی ماهی پاکو-pacu
صورت شما در نخستین ماه های حیات در رحم از هنگامی که به اندازه یک برنج بودید، تا زمانی که به اندازه یک کلیه رشد کردید شکل می گیرد.تصاویر ویدئویی از مراحل اولیه نمو جنین انسانی نشان می دهد که چگونه صورت انسان از چرخش و به هم رسیدن سه بخش اصلی شکل می گیرد.نحوه این روند تنها هنگامی معنا پیدا می کند که متوجه می شویم ما از نسل ماهی ها هستیم.جنین انسانی در مراحل ابتدایی بسیار شبیه جنین سایر پستانداران، پرندگان و دوزیستان است. همه اینها از ماهی تکامل یافته اند.
چشمان ما در کنار سر ما پدیدار می شود، اما بعد به وسط جا به جا می شود.
لب فوقانی و آرواره در گردن ظاهر می شود.
سوراخ های بینی و بخش میانی لب های شما از بالای سر به پایین می آید.
همه این بافتها و ماهیچه ها بدون هیچ شکاف و نقصی به هم می رسد و پیوند می خورد. اما این همه تحول و جابه جایی فقط یک رد و اثر از خود به جای می گذارد:
گودی پشت لب بالا.
در طول این روند، کلیه این ذرات از بخشهای مختلف به هم می رسد و با دقت بالایی پیوند می خورد تا صورت انسانی را شکل دهد. این سه بخش باید در زمان مشخصی رشد کند و به هم برسد تا این پیوند بطور صحیح انجام شود. اگر حتی یکساعت تاخیر و یا تسریع صورت گیرد، نوزاد ممکن است لبی شکاف دار و چهره ای غیرمعمول داشته باشد.
آناتومی انسانی ویژگی های عجیب دیگری نیز دارد که تنها با این نظریه قابل توضیح است که ما از نسل ماهی ها هستیم.
برای مثال، اگر کوسه ای را بشکافید غدد جنسی آن را در بالای سینه و پشت کبد کشف خواهید کرد. غدد جنسی ما هم نظیر کوسه ها نخست در بالا و نزدیک کبد ظاهر می شود. اما بر خلاف کوسه ها به تدریج به پایین می رود. این غدد در زنان تبدیل به تخمدان و در نزدیکی رحم مستقر می شود.آنها در مردان تبدیل به بیضه می شود، اما برای پایین رفتن و ورود به کیسه بیضه باید مسیر طولانی و دشواتری را به سمت جنوب طی کند.در طی این سفر، دیواره شکم جنین مذکر ضعیف می شودو به همین دلیل احتمال دچار شدن مردان به فتق در ناحیه کشاله ران بیشتر از زنان است. فتق کشاله ران بصورت توده و یک برآمدگی ظاهر می شود و ممکن است دردناک باشد. این توده معمولا هنگامیکه شما دراز می کشید ناپدید می شود. این برآمدگی در واقع بخش هایی از شکم شماست که از دیواره ضعیف ماهیچه ای عبور می کند و بیضه های شما در هنگام حرکت خود به سمت پایین بر جای گذاشته است.فتق کشاله ران معمولا باید تحت جراحی قرار گیرد.
اگر شما بدشانس و دچار آن هستید، ماهی را مقصر بدانید .
سکسکه :چارلز آزبورن آمریکایی افتخار آن را دارد که با 68 سال سکسکه، از 1922 تا 1990، رکوردی جهانی برای خود ثبت کرده است.اما بنظر می رسد مقصر این هم ماهیانی هستند که اجداد ما بودند. عامل
سکسکه گرفتگی دیافراگم، عضله بزرگی در سینه استکه با بلع غیراختیاری دنبال می شود.
ریشه هر دوی اینها در آب است.در ماهی ها پیامهای اعصابی که تنفس را کنترل می کند با سفری کوتاه از ساقه مغز به دستگاه تنفسی زیر گلو می رود. در انسانها این وضعیت کمی پیچیده تر است. برای تنفس، ساقه مغز ما باید پیامی نه فقط به گلو، بلکه به سینه و دیافراگم بفرستد. این هماهنگی پیچیده به این معناست که اعصاب ممکن است گرفتگی عضلانی ایجاد کند که این خود به سکسکه منجر می شود.
وقتی سکسکه شروع شد، یک موتور ساده ای که بنظر می آید ما از یکی از اجداد دوزیست خود به ارث برده ایم آن را ادامه می دهد. برای قورباغه ها، این عصب کنترل کننده، کارکرد مفیدی دارد. اجازه می دهد دریچه شش هنگام تنفس باز بماند،اما هنگام خوردن آب بسته شود.اما برای بشر و سایر پستاندارانی که سکسکه می کنند، این هیچ کارکردی ندارد و فقط نشانه دیگری است که ما با دوزیستان اجداد مشترکی داریم.
#فرگشت
#فیزیولوژی
دندان های عجیب و انسان گونه ی ماهی پاکو-pacu
صورت شما در نخستین ماه های حیات در رحم از هنگامی که به اندازه یک برنج بودید، تا زمانی که به اندازه یک کلیه رشد کردید شکل می گیرد.تصاویر ویدئویی از مراحل اولیه نمو جنین انسانی نشان می دهد که چگونه صورت انسان از چرخش و به هم رسیدن سه بخش اصلی شکل می گیرد.نحوه این روند تنها هنگامی معنا پیدا می کند که متوجه می شویم ما از نسل ماهی ها هستیم.جنین انسانی در مراحل ابتدایی بسیار شبیه جنین سایر پستانداران، پرندگان و دوزیستان است. همه اینها از ماهی تکامل یافته اند.
چشمان ما در کنار سر ما پدیدار می شود، اما بعد به وسط جا به جا می شود.
لب فوقانی و آرواره در گردن ظاهر می شود.
سوراخ های بینی و بخش میانی لب های شما از بالای سر به پایین می آید.
همه این بافتها و ماهیچه ها بدون هیچ شکاف و نقصی به هم می رسد و پیوند می خورد. اما این همه تحول و جابه جایی فقط یک رد و اثر از خود به جای می گذارد:
گودی پشت لب بالا.
در طول این روند، کلیه این ذرات از بخشهای مختلف به هم می رسد و با دقت بالایی پیوند می خورد تا صورت انسانی را شکل دهد. این سه بخش باید در زمان مشخصی رشد کند و به هم برسد تا این پیوند بطور صحیح انجام شود. اگر حتی یکساعت تاخیر و یا تسریع صورت گیرد، نوزاد ممکن است لبی شکاف دار و چهره ای غیرمعمول داشته باشد.
آناتومی انسانی ویژگی های عجیب دیگری نیز دارد که تنها با این نظریه قابل توضیح است که ما از نسل ماهی ها هستیم.
برای مثال، اگر کوسه ای را بشکافید غدد جنسی آن را در بالای سینه و پشت کبد کشف خواهید کرد. غدد جنسی ما هم نظیر کوسه ها نخست در بالا و نزدیک کبد ظاهر می شود. اما بر خلاف کوسه ها به تدریج به پایین می رود. این غدد در زنان تبدیل به تخمدان و در نزدیکی رحم مستقر می شود.آنها در مردان تبدیل به بیضه می شود، اما برای پایین رفتن و ورود به کیسه بیضه باید مسیر طولانی و دشواتری را به سمت جنوب طی کند.در طی این سفر، دیواره شکم جنین مذکر ضعیف می شودو به همین دلیل احتمال دچار شدن مردان به فتق در ناحیه کشاله ران بیشتر از زنان است. فتق کشاله ران بصورت توده و یک برآمدگی ظاهر می شود و ممکن است دردناک باشد. این توده معمولا هنگامیکه شما دراز می کشید ناپدید می شود. این برآمدگی در واقع بخش هایی از شکم شماست که از دیواره ضعیف ماهیچه ای عبور می کند و بیضه های شما در هنگام حرکت خود به سمت پایین بر جای گذاشته است.فتق کشاله ران معمولا باید تحت جراحی قرار گیرد.
اگر شما بدشانس و دچار آن هستید، ماهی را مقصر بدانید .
سکسکه :چارلز آزبورن آمریکایی افتخار آن را دارد که با 68 سال سکسکه، از 1922 تا 1990، رکوردی جهانی برای خود ثبت کرده است.اما بنظر می رسد مقصر این هم ماهیانی هستند که اجداد ما بودند. عامل
سکسکه گرفتگی دیافراگم، عضله بزرگی در سینه استکه با بلع غیراختیاری دنبال می شود.
ریشه هر دوی اینها در آب است.در ماهی ها پیامهای اعصابی که تنفس را کنترل می کند با سفری کوتاه از ساقه مغز به دستگاه تنفسی زیر گلو می رود. در انسانها این وضعیت کمی پیچیده تر است. برای تنفس، ساقه مغز ما باید پیامی نه فقط به گلو، بلکه به سینه و دیافراگم بفرستد. این هماهنگی پیچیده به این معناست که اعصاب ممکن است گرفتگی عضلانی ایجاد کند که این خود به سکسکه منجر می شود.
وقتی سکسکه شروع شد، یک موتور ساده ای که بنظر می آید ما از یکی از اجداد دوزیست خود به ارث برده ایم آن را ادامه می دهد. برای قورباغه ها، این عصب کنترل کننده، کارکرد مفیدی دارد. اجازه می دهد دریچه شش هنگام تنفس باز بماند،اما هنگام خوردن آب بسته شود.اما برای بشر و سایر پستاندارانی که سکسکه می کنند، این هیچ کارکردی ندارد و فقط نشانه دیگری است که ما با دوزیستان اجداد مشترکی داریم.
#فرگشت
#فیزیولوژی
بيش از يك و نيم قرن است كه فرگشت از مرحله ى ترديد و "اثبات" گذشته و به يك حقيقت علمى (که اساس زیست شناسی امروز است) تبديل شده.
برای نمونه، در اين ليك مى توانيد ببينيد كه آكادمى ملى علوم آمريكا (يك از معتبرترين مراكز علمى) فرگشت را يك "حقيقت علمى" مى داند.
http://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html
#فرگشت
برای نمونه، در اين ليك مى توانيد ببينيد كه آكادمى ملى علوم آمريكا (يك از معتبرترين مراكز علمى) فرگشت را يك "حقيقت علمى" مى داند.
http://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html
#فرگشت
ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ: ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻭﻝ
ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦﮐﻪ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻭ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺁﺷﻨﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺷﻤﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺎ ﺑﯿﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ . ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯿﺪ، ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﮐﻠﯿﺪﯼ ﺯﯾﺮ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﺪ .
ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ
ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺑﻪﺁﻥﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ . ﺁﯾﺎ ﻫﻤﻪٔ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩٔ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻗﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﭘﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﻣﺎﻏﺸﺎﻥ ﯾﮏ ﺷﮑﻞ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺳﺮﯾﻊﺗﺮ ﻣﯽﺩﻭﻧﺪ؟
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ . ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯼﺗﺎﻥ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ . ﺁﯾﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻔﯽﺍﺳﺖ .ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺑﯽﻣﺎﻧﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﮊﻥﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﺑﺮﻑ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﺘﯽ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪ ﻣﺜﻞ ﻣﻮﺵ ﯾﺎ ﻣﺎﻫﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﻣﺪﺕﻫﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ، ﻋﻠﺖ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ . ﺍﻣﺎ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ .
ﺗﻮﺍﺭﺙ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ؟ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﻧﺴﺨﻪ ﺑﺪﯾﻞ ﺩﻗﯿﻖ ﭘﺪﺭ ﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﺑﺎرﻫﻢ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺁﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻤﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ، ﺩﻭ ﭘﺎ، ﺩﻭ ﭼﺸﻢ، ﯾﮏ ﺳﺮ ﻭ ﺩﻩ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟ ﭘﺲ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﺪ . ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺗﺎﻥ ﺩﻣﺎﻍ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﻣﺎﻏﺘﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻗﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻗﺪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ . ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﺻﺪﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺳﺖﺗﺎﻥ، ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﻭﺳﺖﺗﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩﺍﯼ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﭘﻮﺳﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻗﻬﻮﻩﺍﯼ ﺍﺳﺖ .
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ . ﮔﺮﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯽﺯﺍﯾﺪ، ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ ﯾﺎ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺑﻪﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯽﺁﻭﺭﺩ .ﺍﯾﻦ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﺒﻪٔ ﻣﻬﻢ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺍﺳﺖ . ﺣﺘﯽ ﮐﻮﭼﮏﺗﺮﯾﻦ ﺻﻔﺎﺕ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﺴﻞﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮﺩ . ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮﺍﺭﺙ .
ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺟﻤﻌﯿﺖ
ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﻃﺒﯿﻌﺖ، ﻫﻤﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ، ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ . ﻫﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰ ﺑﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ . ﺩﻩ ﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﮔﻮﺵ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ۲۰۰ ﺑﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺍﻝ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ، ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ : ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺻﺪﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ : ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ، ﺑﺰ، ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ، ﻣﮕﺲ، ﻣﺎﻫﯽ ﻭ … . ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺯﺍﺩﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﯽ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﯿﺶﺑﺎﺭﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﺁﻥﻭﻗﺖ ﮐﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ . ﭘﺲ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﭼﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺠﺎ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ؟
ﻋﻤﺮ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﺷﺶﻫﺰﺍﺭ
ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ . ﻋﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﻣﯽﺍﻧﺪﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﻤﺮ ﺁﻥ ﺳﯽﻫﺰﺍﺭ ﯾﺎ ﺻﺪﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺍﮐﺘﺸﺎﻓﺎﺕ ﺯﻣﯿﻦﺷﻨﺎﺧﺘﯽ
ﻭ ﺩﯾﺮﯾﻦﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ( ﺯﻣﺎﻥ ﺣﯿﺎﺕ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ) ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﯿﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﺳﺖﮐﻢ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥﻫﺎ ﺳﺎﻝ . ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ؛ ﭘﺲ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦﺑﺎﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩﻥ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﻋﻠﻤﯽ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ . ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ 4.5 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺳﺎﻝ ﻋﻤﺮ ﺩﺍﺭﺩ ! ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ .
ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺩﺭ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ، ﻫﻮﺍﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻓﻨﯿﮑﺲ، ﻫﻮﺍ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﻡ
ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻣﯿﻨﻪﺳﻮﺗﺎ، ﻫﺮ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﻑ ﻣﯽﺑﺎﺭﺩ . ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﯼ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﺍﺳﺖ . ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽﺁﯾﺪ . ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ، ﺁﺏﻭﻫﻮﺍﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻩﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻞ، ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺻﺤﺮﺍ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ﺑﻮﺩ . ﻫﺎﻭﺍﯾﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺯﻣﯿﻦ، ﺁﺏﻭﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﻞﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﻣﺤﯿﻂﺯﯾﺴﺖ، ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺍﻭﺳﺖ . ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺤﯿﻂﺯﯾﺴﺘﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻘﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ .
#ﻓﺮﮔﺸﺖ
https://telegram.me/shafiazad
ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦﮐﻪ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻭ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺁﺷﻨﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺷﻤﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺎ ﺑﯿﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ . ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯿﺪ، ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﮐﻠﯿﺪﯼ ﺯﯾﺮ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﺪ .
ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ
ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺑﻪﺁﻥﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ . ﺁﯾﺎ ﻫﻤﻪٔ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩٔ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻗﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﭘﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﯾﮑﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﺩﻣﺎﻏﺸﺎﻥ ﯾﮏ ﺷﮑﻞ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺳﺮﯾﻊﺗﺮ ﻣﯽﺩﻭﻧﺪ؟
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ . ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯼﺗﺎﻥ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ . ﺁﯾﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻔﯽﺍﺳﺖ .ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺑﯽﻣﺎﻧﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﮊﻥﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﺑﺮﻑ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﺘﯽ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪ ﻣﺜﻞ ﻣﻮﺵ ﯾﺎ ﻣﺎﻫﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﻣﺪﺕﻫﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ، ﻋﻠﺖ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ . ﺍﻣﺎ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ .
ﺗﻮﺍﺭﺙ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻩﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ؟ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﻧﺴﺨﻪ ﺑﺪﯾﻞ ﺩﻗﯿﻖ ﭘﺪﺭ ﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﺑﺎرﻫﻢ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺁﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻤﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ، ﺩﻭ ﭘﺎ، ﺩﻭ ﭼﺸﻢ، ﯾﮏ ﺳﺮ ﻭ ﺩﻩ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟ ﭘﺲ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﺪ . ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺗﺎﻥ ﺩﻣﺎﻍ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﻣﺎﻏﺘﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻗﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻗﺪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ . ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﺻﺪﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺳﺖﺗﺎﻥ، ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﻭﺳﺖﺗﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩﺍﯼ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﭘﻮﺳﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻗﻬﻮﻩﺍﯼ ﺍﺳﺖ .
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ . ﮔﺮﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯽﺯﺍﯾﺪ، ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ ﯾﺎ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺑﻪﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯽﺁﻭﺭﺩ .ﺍﯾﻦ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﺒﻪٔ ﻣﻬﻢ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺍﺳﺖ . ﺣﺘﯽ ﮐﻮﭼﮏﺗﺮﯾﻦ ﺻﻔﺎﺕ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﺴﻞﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮﺩ . ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮﺍﺭﺙ .
ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺟﻤﻌﯿﺖ
ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﻃﺒﯿﻌﺖ، ﻫﻤﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ، ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ . ﻫﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰ ﺑﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ . ﺩﻩ ﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﮔﻮﺵ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ۲۰۰ ﺑﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺍﻝ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ، ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ : ﻫﻤﯿﻦ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺻﺪﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ : ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ، ﺑﺰ، ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ، ﻣﮕﺲ، ﻣﺎﻫﯽ ﻭ … . ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺯﺍﺩﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﯽ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﯿﺶﺑﺎﺭﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﺁﻥﻭﻗﺖ ﮐﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ . ﭘﺲ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﭼﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺠﺎ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ؟
ﻋﻤﺮ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﺷﺶﻫﺰﺍﺭ
ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ . ﻋﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﻣﯽﺍﻧﺪﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﻤﺮ ﺁﻥ ﺳﯽﻫﺰﺍﺭ ﯾﺎ ﺻﺪﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺍﮐﺘﺸﺎﻓﺎﺕ ﺯﻣﯿﻦﺷﻨﺎﺧﺘﯽ
ﻭ ﺩﯾﺮﯾﻦﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ( ﺯﻣﺎﻥ ﺣﯿﺎﺕ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ) ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﯿﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﺳﺖﮐﻢ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥﻫﺎ ﺳﺎﻝ . ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ؛ ﭘﺲ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦﺑﺎﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩﻥ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﻋﻠﻤﯽ ﻋﻤﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ . ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ 4.5 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺳﺎﻝ ﻋﻤﺮ ﺩﺍﺭﺩ ! ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﮔﺸﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ .
ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺩﺭ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ، ﻫﻮﺍﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻓﻨﯿﮑﺲ، ﻫﻮﺍ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﻡ
ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻣﯿﻨﻪﺳﻮﺗﺎ، ﻫﺮ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﻑ ﻣﯽﺑﺎﺭﺩ . ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﯼ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﺍﺳﺖ . ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽﺁﯾﺪ . ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﻃﻮﻻﻧﯽ، ﺁﺏﻭﻫﻮﺍﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﺤﯿﻂ ﺯﯾﺴﺖ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻩﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻞ، ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺻﺤﺮﺍ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ﺑﻮﺩ . ﻫﺎﻭﺍﯾﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺯﻣﯿﻦ، ﺁﺏﻭﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﻞﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﻣﺤﯿﻂﺯﯾﺴﺖ، ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺍﻭﺳﺖ . ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺤﯿﻂﺯﯾﺴﺘﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻘﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ .
#ﻓﺮﮔﺸﺖ
https://telegram.me/shafiazad
Telegram
کتابخوانی📚
https://www.instagram.com/azad_shafi.7?igsh=a2xwcmp3NGlnNzkz
👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)
Admin:
@ShafiAzad7
👻مخاطب نوشته هام یه موجود خیالیه :)
Admin:
@ShafiAzad7
منشأ ژنتیک شادی دانمارکی ها
بنا بر تحقیقات پژوهشگران دانشگاه وارویک (WARWICK) بریتانیا ژن یا “ دی ان ای” عاملی مهم در میزان شادی و احساس رضایت از زندگی، در کشورهای گوناگون است. طبق آخرین نظر سنجیها، وقتی صحبت از میزان رضایت از زندگی در کشورهای مختلف دنیا باشد، دانمارک پیشتاز است. پژوهشگران در بریتانیا می گویند دلیل این برتری را یافته اند: ژنهای دانمارکی ها به ویژه ژنی که میزان سروتونین در خون را پایین نگاه می دارد، در بین مردم دانمارک کمیاب است.
اوجِنیو پروتو اقتصاددان در مورد احساس رضایت دانمارکی ها می گوید: «هر چه از نظر ژنتیک از دانمارکی ها دورتر می شوید، میزان رضایت از زندگی یا میزانِ احساس ذهنی و درونیِ خوشی هم کاهش می یابد. هر چه از دانمارک دورتر شوید غم هم بیشتر می شود.»
خدمات رفاهی دولت در دانمارک بسیار سخاوتمندانه است. اقتصاددانها می گویند در بررسی هایشان اثر عوامل دیگر مانند تولید ناخالص ملی، فرهنگ و مذهب را نیز لحاظ کرده اند.
آقای پروتو می افزاید: «تلاش کرده ایم که از نظر آماری تأثیر ثروت، خدمات رفاهی دولت و فرهنگ را حذف کنیم. با همه تلاشی که کردیم و با حذف این آثار باز هم مشاهده کردیم که بخش بزرگی از تغییراتِ میزان شادی در کشورهای مختلف، به عوامل ژنتیک مربوط می شود.»
بسیاری از متخصصان علم ژنتیک شاید با این نظر مخالف باشند، اما واقعیت این است که این جهش ژنتیکی در مردم اکثر کشورهای شاد، کمتر است.
تام جیلبرت، استاد ژنومیک از دانشگاه کپنهاگ دانمارک می گوید: «مشکل اصلی که خود پژوهشگران هم آن را می پذیرند این است که درباره ارتباط ژن مورد نظر با شادی یا افسردگی، توافق نظر وجود ندارد. پژوهشها در بسیاری از بررسیهای ژنیتکی و ژنوم (تجزیه و تحلیل داده های ژنتیکی)، همچنین ادامه دارد.»
گر چه الگوهای ژنتیکی نقش مهمی در میزان شادی دارند اما اینکه ژن موردنظر باید در بردارنده چه رمزی باشد تا خصوصیت شادی را بوجود می آورد، موضوعی است که باید در بررسی های بعدی معلوم شود.
#فرگشت
#ژنتیک
#ریحان
@shafiazad
بنا بر تحقیقات پژوهشگران دانشگاه وارویک (WARWICK) بریتانیا ژن یا “ دی ان ای” عاملی مهم در میزان شادی و احساس رضایت از زندگی، در کشورهای گوناگون است. طبق آخرین نظر سنجیها، وقتی صحبت از میزان رضایت از زندگی در کشورهای مختلف دنیا باشد، دانمارک پیشتاز است. پژوهشگران در بریتانیا می گویند دلیل این برتری را یافته اند: ژنهای دانمارکی ها به ویژه ژنی که میزان سروتونین در خون را پایین نگاه می دارد، در بین مردم دانمارک کمیاب است.
اوجِنیو پروتو اقتصاددان در مورد احساس رضایت دانمارکی ها می گوید: «هر چه از نظر ژنتیک از دانمارکی ها دورتر می شوید، میزان رضایت از زندگی یا میزانِ احساس ذهنی و درونیِ خوشی هم کاهش می یابد. هر چه از دانمارک دورتر شوید غم هم بیشتر می شود.»
خدمات رفاهی دولت در دانمارک بسیار سخاوتمندانه است. اقتصاددانها می گویند در بررسی هایشان اثر عوامل دیگر مانند تولید ناخالص ملی، فرهنگ و مذهب را نیز لحاظ کرده اند.
آقای پروتو می افزاید: «تلاش کرده ایم که از نظر آماری تأثیر ثروت، خدمات رفاهی دولت و فرهنگ را حذف کنیم. با همه تلاشی که کردیم و با حذف این آثار باز هم مشاهده کردیم که بخش بزرگی از تغییراتِ میزان شادی در کشورهای مختلف، به عوامل ژنتیک مربوط می شود.»
بسیاری از متخصصان علم ژنتیک شاید با این نظر مخالف باشند، اما واقعیت این است که این جهش ژنتیکی در مردم اکثر کشورهای شاد، کمتر است.
تام جیلبرت، استاد ژنومیک از دانشگاه کپنهاگ دانمارک می گوید: «مشکل اصلی که خود پژوهشگران هم آن را می پذیرند این است که درباره ارتباط ژن مورد نظر با شادی یا افسردگی، توافق نظر وجود ندارد. پژوهشها در بسیاری از بررسیهای ژنیتکی و ژنوم (تجزیه و تحلیل داده های ژنتیکی)، همچنین ادامه دارد.»
گر چه الگوهای ژنتیکی نقش مهمی در میزان شادی دارند اما اینکه ژن موردنظر باید در بردارنده چه رمزی باشد تا خصوصیت شادی را بوجود می آورد، موضوعی است که باید در بررسی های بعدی معلوم شود.
#فرگشت
#ژنتیک
#ریحان
@shafiazad
انسانهای نئاندرتال گیاهان داروئی را میشناختند
آیا انسان نئاندرتال هم به اثرات گیاهان دارویی واقف بود؟ یک تیم تحقیقاتی بینالمللی به این سئوال پاسخ مثبت میدهد. نتایج تحقیقات آنها نشان میدهد که گیاهان و بهویژه گیاهان دارویی جایگاه خاصی در تغذیه بشر اولیه داشت.
دانشمندان با تحقیق بر روی بقایای غذای مانده در دندانهای پنج نئاندرتال ۵۰ هزار ساله به این نتیجه رسیدهاند که نئاندرتالها هم از گیاهان دارویی استفاده میکردند. آنها بر روی لثههای چند انسان نئاندرتال به بقایای دانههای نشاسته و دیگر گیاهان و همچنین مواد موجود در گیاهان دارویی مانند بومادران و بابونه پی بردهاند.
نتایج بررسیهای یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی کارن هاردی (Karen Hardy) از دانشگاه بارسلونا این نظریه را که انسانهای نئاندرتال بهصورت تصادفی و بدون آگاهی از خواس درمانی گیاهان داروئی از آنها استفاده میکنند رد میکند. نتایج تحقیقات این تیم در مجله علمی Natur Wissenschaften منتشر شده است.
همکاران کارن هاردی میگویند، گیاهان دارویی یافتشده در تغذیه نئاندرتالها از نظر غذایی مطلوب و لذیذ نبوده و مزهای تلخ داشتهاند. بنابراین استفاده از آنها نمیتوانست ناآگاهانه باشد. دانشمندان بر این نظرند که نئاندرتالها احتمالا از این گیاهان تناول میکردند، چون از خواص دارویی آنها آگاه بودند.
کارن هاردی میگوید: «نئاندرتالها ظاهرا تعذیهای بسیار متنوعتر و پیچیدهتر از آنچه که تا کنون تصور میشد داشتند.»
همچنین یافتههای غار ال ـ سیدرون در شمال اسپانیا نشان میدهد که اگر چه گوشت برای نئاندرتالها با اهمیت بود، اما آنها خصوصیات گیاهانی را که اطرافشان میرویید نیز بهخوبی میشناختند.
به گفته پژوهشگران، نئاندرتالها هدفمندانه گیاهان را انتخاب میکردند، گاه به خاطر خواص غذایی و گاه به خاطر خواص دارویی آنها.
نتایج تحقیقاتی بر روی لثه نئاندرتالها
تیم تحقیقاتی زیرنظر کارن هاردی از لثههای پنج نئاندرتال ده نمونه گرفته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. بقایای این نئاندرتالها با قدمت ۴۷ هزار تا بیش از ۵۰ هزار سال در غار اس ـ سیدرون اسپانیا کشف شده است.
پژوهشگران با استفاده از روشهای خاص تجزیه و تحلیلی توانستند برخی مولکولهای آلی و همچنین بقایای میکروسکوپی گیاهان موجود در لثه نئاندرتالهارا مورد بررسی قرار بدهند.
نتیجه این بود که در تمامی نمونهلثهها دانههای مختلفی از نشاسته که با آتش یا گرما تفت داده و شکافته شده بود پیدا شد. همچنین بقایایی از دانههای گیاهی و سبزی و گیاه نیز یافت شد. این یافته نشان میدهد که نئاندرتالها در آن دوره در این منطقه کمتر از گوشت استفاده میکردند و گیاهان جایگاه خاصی در رژیم غذایی آنها داشتند.
گیاهان تلخ به عنوان دارو
در یکی از نمونههای تحقیقاتی موادی پیدا شد که بهویژه میتوان آنها را در گیاهان تلخ دارویی، مانند بومادران و بابونه پیدا کرد.
استفان باکلی (Stephan Buckly) از دانشگاه یورک بریتانیا و یکی از پژوهشگران این تیم پیدا کردن مواد مربوط به گیاهان تلخی مانند بابونه و بومادران در نئاندرتالهای ۵۰ هزار سال پیش را "تعجبآور" میداند. بابونه به علت عناصر موجود در آن خاصیتی ضد التهابی دارد.
آنتونیو روساس (Antonio Rosas)، محقق موزه تاریخ طبیعی مادرید میگوید: «یافتههای غار ال ـ سیدرون بر بسیاری از نظریات نادرستی که تاکنون در مورد نئاندرتالها وجود داشت خط بطلان کشید.»
تا کنون بشر میدانست که انساناولیه نیز از آرایهها برای زیباتر کردن بدن خود استفاده میکرد. او همچنین از بیماران تیمار کرده و مردگان را به خاک میسپرد. اینک بشر میداند که انسان اولیه از دانشی در مورد تغذیه خود برخوردار بود و از گیاهان داروئی نیز استفاده میکرد.
http://www.nature.com/news/neanderthals-ate-their-greens-1.11030
#فرگشت
#ریحان
@shafiazad
آیا انسان نئاندرتال هم به اثرات گیاهان دارویی واقف بود؟ یک تیم تحقیقاتی بینالمللی به این سئوال پاسخ مثبت میدهد. نتایج تحقیقات آنها نشان میدهد که گیاهان و بهویژه گیاهان دارویی جایگاه خاصی در تغذیه بشر اولیه داشت.
دانشمندان با تحقیق بر روی بقایای غذای مانده در دندانهای پنج نئاندرتال ۵۰ هزار ساله به این نتیجه رسیدهاند که نئاندرتالها هم از گیاهان دارویی استفاده میکردند. آنها بر روی لثههای چند انسان نئاندرتال به بقایای دانههای نشاسته و دیگر گیاهان و همچنین مواد موجود در گیاهان دارویی مانند بومادران و بابونه پی بردهاند.
نتایج بررسیهای یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی کارن هاردی (Karen Hardy) از دانشگاه بارسلونا این نظریه را که انسانهای نئاندرتال بهصورت تصادفی و بدون آگاهی از خواس درمانی گیاهان داروئی از آنها استفاده میکنند رد میکند. نتایج تحقیقات این تیم در مجله علمی Natur Wissenschaften منتشر شده است.
همکاران کارن هاردی میگویند، گیاهان دارویی یافتشده در تغذیه نئاندرتالها از نظر غذایی مطلوب و لذیذ نبوده و مزهای تلخ داشتهاند. بنابراین استفاده از آنها نمیتوانست ناآگاهانه باشد. دانشمندان بر این نظرند که نئاندرتالها احتمالا از این گیاهان تناول میکردند، چون از خواص دارویی آنها آگاه بودند.
کارن هاردی میگوید: «نئاندرتالها ظاهرا تعذیهای بسیار متنوعتر و پیچیدهتر از آنچه که تا کنون تصور میشد داشتند.»
همچنین یافتههای غار ال ـ سیدرون در شمال اسپانیا نشان میدهد که اگر چه گوشت برای نئاندرتالها با اهمیت بود، اما آنها خصوصیات گیاهانی را که اطرافشان میرویید نیز بهخوبی میشناختند.
به گفته پژوهشگران، نئاندرتالها هدفمندانه گیاهان را انتخاب میکردند، گاه به خاطر خواص غذایی و گاه به خاطر خواص دارویی آنها.
نتایج تحقیقاتی بر روی لثه نئاندرتالها
تیم تحقیقاتی زیرنظر کارن هاردی از لثههای پنج نئاندرتال ده نمونه گرفته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. بقایای این نئاندرتالها با قدمت ۴۷ هزار تا بیش از ۵۰ هزار سال در غار اس ـ سیدرون اسپانیا کشف شده است.
پژوهشگران با استفاده از روشهای خاص تجزیه و تحلیلی توانستند برخی مولکولهای آلی و همچنین بقایای میکروسکوپی گیاهان موجود در لثه نئاندرتالهارا مورد بررسی قرار بدهند.
نتیجه این بود که در تمامی نمونهلثهها دانههای مختلفی از نشاسته که با آتش یا گرما تفت داده و شکافته شده بود پیدا شد. همچنین بقایایی از دانههای گیاهی و سبزی و گیاه نیز یافت شد. این یافته نشان میدهد که نئاندرتالها در آن دوره در این منطقه کمتر از گوشت استفاده میکردند و گیاهان جایگاه خاصی در رژیم غذایی آنها داشتند.
گیاهان تلخ به عنوان دارو
در یکی از نمونههای تحقیقاتی موادی پیدا شد که بهویژه میتوان آنها را در گیاهان تلخ دارویی، مانند بومادران و بابونه پیدا کرد.
استفان باکلی (Stephan Buckly) از دانشگاه یورک بریتانیا و یکی از پژوهشگران این تیم پیدا کردن مواد مربوط به گیاهان تلخی مانند بابونه و بومادران در نئاندرتالهای ۵۰ هزار سال پیش را "تعجبآور" میداند. بابونه به علت عناصر موجود در آن خاصیتی ضد التهابی دارد.
آنتونیو روساس (Antonio Rosas)، محقق موزه تاریخ طبیعی مادرید میگوید: «یافتههای غار ال ـ سیدرون بر بسیاری از نظریات نادرستی که تاکنون در مورد نئاندرتالها وجود داشت خط بطلان کشید.»
تا کنون بشر میدانست که انساناولیه نیز از آرایهها برای زیباتر کردن بدن خود استفاده میکرد. او همچنین از بیماران تیمار کرده و مردگان را به خاک میسپرد. اینک بشر میداند که انسان اولیه از دانشی در مورد تغذیه خود برخوردار بود و از گیاهان داروئی نیز استفاده میکرد.
http://www.nature.com/news/neanderthals-ate-their-greens-1.11030
#فرگشت
#ریحان
@shafiazad
Nature News & Comment
Neanderthals ate their greens
Tooth analysis shows that European hominins roasted vegetables and may have used medicinal plants.