◾️فصل دوم: (قسمت دوم)
چگونه برای خودمان بخوانیم.
رمان خواندن هر لذتی که داشته باشد، حتی در مقام مَحمِلی برای گام نهادن به دنیاهای دیگر تنها کاربرد این ((ژانر))از کتاب نیست.
هنگامی که وصف حال شخصیتی داستانی را میخوانیم دشوار است که همزمان آشنایانی را، که اغلب هم عجیب به هم شباهت دارند، پیش چشم نیاوریم.
چه قدر این جمله ی پروست درست است که نمیتوان رمانی را خواند و در قهرمان زن آن رگههایی از زنی که دوست میداریم نیافت.
این قبیل شباهتهای عمیق میان زندگی واقعی خودمان و رمانهایی که میخوانیم ممکن است دلیل این گفته پروست باشد: در واقعیت، هر خواننده ی (کتاب)، در حین خواندن، میتواند خوانندهی نَفسِ خودش باشد.
این شناخت خواننده از خودش در آنچه کتاب می گوید، شاهدی است بر صداقت آن.
شباهتهای عمیقی میان زندگی واقعی خودمان و رمانهایی که می خوانیم وجود دارد.
اثر هنری حقیقتاً می تواند بین ما و خودش ارتباط برقرار کند و ما در کتابها، خودمان را می توانیم بشناسیم و این شناخت #پدیدهی_مارکی_دولو را به وجود آورد.
#فواید_پدیدهی_مارکی_دولو
1⃣ احساس راحتی کردن :
حالتهای عاطفی مشابه با انسانهای اعصار گذشته در کتابها سبب میشود که آنها را از خود دور نبپنداریم و جهان آنها را با خود بیگانه ندانیم.
2⃣ مداوای تنهایی:
تجربههای شخصیتهای داستانها تصویر ما را از رفتارهای انسانی گسترش می دهد، کاری میکند که ما کمتر احساس تنهایی کنیم، دلخوشکننده است که می بینیم شخصیتی داستانی رنجی را میکشد که ما می کشیم و از آن مهمتر جان به در میبرد.
3⃣ قدرت انگشت گذاشتن برقابلیتها:
رمانها این قابلیت را دارند که بهتر از خودمان انگشت بر مفاهیمی می گذارند که ما از آنِ خود میدانستیم، امّا نمیتوانستیم خودمان از عهدهی آن بر آییم. کتاب موردنظر با حساسیتهای مشهودش ما را حساستر میکند و گیرندههای خاموشمان را روشن می کند.
پروست با کلماتی که در کمال فروتنی هرگز برای رمان خودش به کار نمی برد، پیشنهاد کرده که:
در خواندن شاهکار جدید یک نابغه، از یافتن افکاری که از آنها منزجر بودهایم، خوشیها و اندوههایی که نهفته بودیم، دنیای کاملی از احساسات که مایهی تحقیر خود میدانستیم لذت می بریم و به ارزش آنها زمانی پی می بریم که ناگهان در کتاب کشفشان می کنیم.
📚چگونه پروست می تواند زندگی شما را دگرگون کند
✍آلن_دوباتن
@shafiAzad
چگونه برای خودمان بخوانیم.
رمان خواندن هر لذتی که داشته باشد، حتی در مقام مَحمِلی برای گام نهادن به دنیاهای دیگر تنها کاربرد این ((ژانر))از کتاب نیست.
هنگامی که وصف حال شخصیتی داستانی را میخوانیم دشوار است که همزمان آشنایانی را، که اغلب هم عجیب به هم شباهت دارند، پیش چشم نیاوریم.
چه قدر این جمله ی پروست درست است که نمیتوان رمانی را خواند و در قهرمان زن آن رگههایی از زنی که دوست میداریم نیافت.
این قبیل شباهتهای عمیق میان زندگی واقعی خودمان و رمانهایی که میخوانیم ممکن است دلیل این گفته پروست باشد: در واقعیت، هر خواننده ی (کتاب)، در حین خواندن، میتواند خوانندهی نَفسِ خودش باشد.
این شناخت خواننده از خودش در آنچه کتاب می گوید، شاهدی است بر صداقت آن.
شباهتهای عمیقی میان زندگی واقعی خودمان و رمانهایی که می خوانیم وجود دارد.
اثر هنری حقیقتاً می تواند بین ما و خودش ارتباط برقرار کند و ما در کتابها، خودمان را می توانیم بشناسیم و این شناخت #پدیدهی_مارکی_دولو را به وجود آورد.
#فواید_پدیدهی_مارکی_دولو
1⃣ احساس راحتی کردن :
حالتهای عاطفی مشابه با انسانهای اعصار گذشته در کتابها سبب میشود که آنها را از خود دور نبپنداریم و جهان آنها را با خود بیگانه ندانیم.
2⃣ مداوای تنهایی:
تجربههای شخصیتهای داستانها تصویر ما را از رفتارهای انسانی گسترش می دهد، کاری میکند که ما کمتر احساس تنهایی کنیم، دلخوشکننده است که می بینیم شخصیتی داستانی رنجی را میکشد که ما می کشیم و از آن مهمتر جان به در میبرد.
3⃣ قدرت انگشت گذاشتن برقابلیتها:
رمانها این قابلیت را دارند که بهتر از خودمان انگشت بر مفاهیمی می گذارند که ما از آنِ خود میدانستیم، امّا نمیتوانستیم خودمان از عهدهی آن بر آییم. کتاب موردنظر با حساسیتهای مشهودش ما را حساستر میکند و گیرندههای خاموشمان را روشن می کند.
پروست با کلماتی که در کمال فروتنی هرگز برای رمان خودش به کار نمی برد، پیشنهاد کرده که:
در خواندن شاهکار جدید یک نابغه، از یافتن افکاری که از آنها منزجر بودهایم، خوشیها و اندوههایی که نهفته بودیم، دنیای کاملی از احساسات که مایهی تحقیر خود میدانستیم لذت می بریم و به ارزش آنها زمانی پی می بریم که ناگهان در کتاب کشفشان می کنیم.
📚چگونه پروست می تواند زندگی شما را دگرگون کند
✍آلن_دوباتن
@shafiAzad