📚 مولوی و جهانبینی ها
نویسنده: علامه محمد تقی جعفری
💥💥💥💥💥
✅ مولوی و جهان بینی ها، که در تاریخ 1357.1.4 ، با بررسی ها و تتبعات استاد علامه جعفری نگاشته شده، در برگیرنده ابعاد مختلف و قابل توجهی از این عارف و شاعر بزرگ است. انقلاب روانی مولانا ، واقعیات،عوامل درک کننده،معرفت، داستان پردازی،بینش علمی،عقل نظری،جاذبیت گفتار قلمرو عرفانی، عرفان بارقه افزا، مولانا و مکاتیب مختلف، و ده ها نکته تازه و جالب ،اشنا میگردد.
استاد در زمان حیات، بسیار میگفت:
"جا داشت که پنج شش جلد دیگر در تفسیر مثنوی م نگاشتم و ابعاد دیگری از این انسان بلند پایه، که دامنه تفکراتاو را که فوق تصور است مورد بررسی قزار می دادم و ..."
💥💥💥💥💥
#فلسفه
#مولوی_و_جهانبینی_ها
#علامه_محمد_تقی_جعفر 👇👇👇👇
نویسنده: علامه محمد تقی جعفری
💥💥💥💥💥
✅ مولوی و جهان بینی ها، که در تاریخ 1357.1.4 ، با بررسی ها و تتبعات استاد علامه جعفری نگاشته شده، در برگیرنده ابعاد مختلف و قابل توجهی از این عارف و شاعر بزرگ است. انقلاب روانی مولانا ، واقعیات،عوامل درک کننده،معرفت، داستان پردازی،بینش علمی،عقل نظری،جاذبیت گفتار قلمرو عرفانی، عرفان بارقه افزا، مولانا و مکاتیب مختلف، و ده ها نکته تازه و جالب ،اشنا میگردد.
استاد در زمان حیات، بسیار میگفت:
"جا داشت که پنج شش جلد دیگر در تفسیر مثنوی م نگاشتم و ابعاد دیگری از این انسان بلند پایه، که دامنه تفکراتاو را که فوق تصور است مورد بررسی قزار می دادم و ..."
💥💥💥💥💥
#فلسفه
#مولوی_و_جهانبینی_ها
#علامه_محمد_تقی_جعفر 👇👇👇👇
📕#مولوی_نامه (دو جلد)
✍#جلال_الدین_همایی
مولوی نامه / مولوی چه می گوید؟/ استاد علامه جلال الدین همایی
مولوی نامه یا مولوی چه می گوید ، یکی از بهترین و جامعترین کتابها درباره ی مولانا جلال الدین است به توسط شادروان استاد جلال الدین همایی به نگارش درآمده است. این کتاب در دو جلد به بررسی زندگینامه و شخصیت ، افکار ، عقاید و شیوه ی سلوک مولانا می پردازد و ما را با دریای عشق و معرفت او به زیبایی آشنا می کند.
همایی از آنجایی که در علوم زمان خویش حقیقتا استاد بود، در کلام و فلسفه و عرفان و فقه و ریاضی و طب و دیگر علومی که مثنوی و مولانا بدان پرداخته توانسته است راهگشایی هایی کند که مانند غریق نجاتی غرق شدگان در دریای مثنوی را دستگیری کند و از این روی این دو جلد از مهمترین کتاب ها درباره مولوی است.
مرحوم همایی خود در مقدمه می نویسد:
بنام خداوند یگانۀ بىهمتا
اى دهندهى عقلها فریادرس
تا نخواهى تو نخواهد هیچکس
هم طلب از تست و هم آن نیکویى
ما کهایم، اول تویى، آخر تویى
هم بگو تو، هم تو بشنو، هم تو باش
ما همه لاشیم با چندین تلاش . . .
روز یکشنبه بیست و ششم اسفندماه ١٣۵٢ شمسى موافق بیست و دوم ماه صفر از سال ١٣٩۴ قمرى هجرى در مجمعى پرشکوه که بحسن رأى و اقدام شایستۀ شوراى عالى فرهنک و هنر با تشریفات بایسته و درخور؛ براى بزرگداشت حضرت مولانا جلال الدین محمد مولوى صاحب مثنوى؛ بمناسبت یادبود هفتصدمین سال شمسى غروب کردن آن آفتاب دانشتاب، و درگذشت آن نابغۀ نامدار علم و ادب و عرفان، در تالار رودکى طهران تشکیل یافته بود؛ ساعت چهار و نیم بعد از ظهر این حقیر حدود یک ساعت دربارۀ مولوى سخنرانى کردم؛ تحت عنوان «مولوى چه مىگوید» ؛ که باین جمله آغاز مىشد:
«همه چیز دربارۀ مولوى گفتند؛ ولى نگفتند که خود مولوى چه مىگوید» .
غرض و مقصد اصلى من از این عنوان بیان عقاید و افکار مولوى بود؛ چونان که از گفتههاى خود او بهویژه «مثنوى شریف» که روشنگر همۀ احوال و جوهر صافى خالص و لب لباب جمیع افکار و عقاید اوست مستفاد مىشود؛ و همان سخنرانى است که پایه و بنیاد تألیف کتاب مولوىنامه حاضر شده است.
پیش از این بچندین سال نیز در همین موضوع «عقاید و افکار مولوى» رسالهیى مفرد آغاز کرده و مبلغى کثیر از آن را نوشته بودم؛ اما استخوانبندى تألیف و زمینۀ طرح ابواب و فصولش با کتاب حاضر تفاوت داشت؛ و نیز بسبب پیشآمد بیمارى و رنجورى تن و خستگى دماغ. ناقص مانده بود؛ و این همان رساله است که در مقدمۀ سخنرانى و کتاب حاضر (ص ۵ ) بدان اشارت رفته است.
اتفاق را در آن گیرودار که دست بکار تهیه و پاکنویس سخنرانى بودم، ناگهان بسبب خرابى و تعمیر و تغییر منزل که شرحش موجب ملال و اطناب مقال است وضع و محل کتابخانه و نوشتههاى این حقیر بهم خورد؛ و چندان شوریدگى و نابسامانى در آن روى داد که اجزاء آن رساله بکلى از چشمانداز و دسترس من بدور افتاد؛ هنوز هم آن حال بر آن منوال باقى است!
و این تألیف تازه در ایامى اتفاق افتاده است که عهد جوانى با همۀ آن شادابى و نیرومندى و تاب و توانى که داشت سپرى شده و ضعف تن از تحمل رطل گران گذشته است
✍#جلال_الدین_همایی
مولوی نامه / مولوی چه می گوید؟/ استاد علامه جلال الدین همایی
مولوی نامه یا مولوی چه می گوید ، یکی از بهترین و جامعترین کتابها درباره ی مولانا جلال الدین است به توسط شادروان استاد جلال الدین همایی به نگارش درآمده است. این کتاب در دو جلد به بررسی زندگینامه و شخصیت ، افکار ، عقاید و شیوه ی سلوک مولانا می پردازد و ما را با دریای عشق و معرفت او به زیبایی آشنا می کند.
همایی از آنجایی که در علوم زمان خویش حقیقتا استاد بود، در کلام و فلسفه و عرفان و فقه و ریاضی و طب و دیگر علومی که مثنوی و مولانا بدان پرداخته توانسته است راهگشایی هایی کند که مانند غریق نجاتی غرق شدگان در دریای مثنوی را دستگیری کند و از این روی این دو جلد از مهمترین کتاب ها درباره مولوی است.
مرحوم همایی خود در مقدمه می نویسد:
بنام خداوند یگانۀ بىهمتا
اى دهندهى عقلها فریادرس
تا نخواهى تو نخواهد هیچکس
هم طلب از تست و هم آن نیکویى
ما کهایم، اول تویى، آخر تویى
هم بگو تو، هم تو بشنو، هم تو باش
ما همه لاشیم با چندین تلاش . . .
روز یکشنبه بیست و ششم اسفندماه ١٣۵٢ شمسى موافق بیست و دوم ماه صفر از سال ١٣٩۴ قمرى هجرى در مجمعى پرشکوه که بحسن رأى و اقدام شایستۀ شوراى عالى فرهنک و هنر با تشریفات بایسته و درخور؛ براى بزرگداشت حضرت مولانا جلال الدین محمد مولوى صاحب مثنوى؛ بمناسبت یادبود هفتصدمین سال شمسى غروب کردن آن آفتاب دانشتاب، و درگذشت آن نابغۀ نامدار علم و ادب و عرفان، در تالار رودکى طهران تشکیل یافته بود؛ ساعت چهار و نیم بعد از ظهر این حقیر حدود یک ساعت دربارۀ مولوى سخنرانى کردم؛ تحت عنوان «مولوى چه مىگوید» ؛ که باین جمله آغاز مىشد:
«همه چیز دربارۀ مولوى گفتند؛ ولى نگفتند که خود مولوى چه مىگوید» .
غرض و مقصد اصلى من از این عنوان بیان عقاید و افکار مولوى بود؛ چونان که از گفتههاى خود او بهویژه «مثنوى شریف» که روشنگر همۀ احوال و جوهر صافى خالص و لب لباب جمیع افکار و عقاید اوست مستفاد مىشود؛ و همان سخنرانى است که پایه و بنیاد تألیف کتاب مولوىنامه حاضر شده است.
پیش از این بچندین سال نیز در همین موضوع «عقاید و افکار مولوى» رسالهیى مفرد آغاز کرده و مبلغى کثیر از آن را نوشته بودم؛ اما استخوانبندى تألیف و زمینۀ طرح ابواب و فصولش با کتاب حاضر تفاوت داشت؛ و نیز بسبب پیشآمد بیمارى و رنجورى تن و خستگى دماغ. ناقص مانده بود؛ و این همان رساله است که در مقدمۀ سخنرانى و کتاب حاضر (ص ۵ ) بدان اشارت رفته است.
اتفاق را در آن گیرودار که دست بکار تهیه و پاکنویس سخنرانى بودم، ناگهان بسبب خرابى و تعمیر و تغییر منزل که شرحش موجب ملال و اطناب مقال است وضع و محل کتابخانه و نوشتههاى این حقیر بهم خورد؛ و چندان شوریدگى و نابسامانى در آن روى داد که اجزاء آن رساله بکلى از چشمانداز و دسترس من بدور افتاد؛ هنوز هم آن حال بر آن منوال باقى است!
و این تألیف تازه در ایامى اتفاق افتاده است که عهد جوانى با همۀ آن شادابى و نیرومندى و تاب و توانى که داشت سپرى شده و ضعف تن از تحمل رطل گران گذشته است
#یک_دقیقه_مطالعه
#دوراندیشی
استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر به شتر گفت: ای رفیق! من در هر فراز و نشیبی و یا در راه هموار و در راه خشک یا تر همیشه به زمین میافتم ولی تو به راحتی میروی و به زمین نمیخوری. علت این امر چیست؟ بگو چه باید کرد. درست راه رفتن را به من هم یاد بده.
شتر گفت: دو علت در این کار هست: اول اینکه چشم من از چشم تو دوربینتر است و دوم اینکه من قدّم بلندتر است و از بلندی نگاه میکنم، وقتی بر سر کوه بلند میرسم از بلندی همه راهها و گردنهها را با هوشمندی مینگرم. من ازسر بینش گام بر میدارم و به همین دلیل نمیافتم و براحتی راه را طی میکنم. تو فقط تا دو سه قدم پیش پای خود را میبینی و در راه دوربین و دور اندیش نیستی.
#مثنوی_معنوی
#مولوی
@ShafiAzad
#دوراندیشی
استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر به شتر گفت: ای رفیق! من در هر فراز و نشیبی و یا در راه هموار و در راه خشک یا تر همیشه به زمین میافتم ولی تو به راحتی میروی و به زمین نمیخوری. علت این امر چیست؟ بگو چه باید کرد. درست راه رفتن را به من هم یاد بده.
شتر گفت: دو علت در این کار هست: اول اینکه چشم من از چشم تو دوربینتر است و دوم اینکه من قدّم بلندتر است و از بلندی نگاه میکنم، وقتی بر سر کوه بلند میرسم از بلندی همه راهها و گردنهها را با هوشمندی مینگرم. من ازسر بینش گام بر میدارم و به همین دلیل نمیافتم و براحتی راه را طی میکنم. تو فقط تا دو سه قدم پیش پای خود را میبینی و در راه دوربین و دور اندیش نیستی.
#مثنوی_معنوی
#مولوی
@ShafiAzad