شوپنهاور و نقد عقل کانتی
نویسنده: رامین جهانبگلو
مترجم: محمد نبوی
تعداد صفحه: 171
این کتاب نخستین تألیف درباره ی فلسفه ی شوپنهاور از یک نویسنده ی ایرانی است.این کتاب بیشتر به نقد شوپنهاور از فلسفه ی کانت پرداخته است.ولی خوانندگان میتوانند از لابه لای این نقد با فلسفه ی شناخت و فلسفه اخلاق شوپنهاور،که اساسی ترین بخش های اندیشه اوست،آشنا شوند.
#آرتور_شوپنهاور
#کانت
#رامین_جهانبگلو 👆
نویسنده: رامین جهانبگلو
مترجم: محمد نبوی
تعداد صفحه: 171
این کتاب نخستین تألیف درباره ی فلسفه ی شوپنهاور از یک نویسنده ی ایرانی است.این کتاب بیشتر به نقد شوپنهاور از فلسفه ی کانت پرداخته است.ولی خوانندگان میتوانند از لابه لای این نقد با فلسفه ی شناخت و فلسفه اخلاق شوپنهاور،که اساسی ترین بخش های اندیشه اوست،آشنا شوند.
#آرتور_شوپنهاور
#کانت
#رامین_جهانبگلو 👆
شوپنهاور و نقد عقل کانتی
نویسنده: رامین جهانبگلو
مترجم: محمد نبوی
تعداد صفحه: 171
این کتاب نخستین تألیف درباره ی فلسفه ی شوپنهاور از یک نویسنده ی ایرانی است.این کتاب بیشتر به نقد شوپنهاور از فلسفه ی کانت پرداخته است.ولی خوانندگان میتوانند از لابه لای این نقد با فلسفه ی شناخت و فلسفه اخلاق شوپنهاور،که اساسی ترین بخش های اندیشه اوست،آشنا شوند.
#آرتور_شوپنهاور
#کانت
#رامین_جهانبگلو
نویسنده: رامین جهانبگلو
مترجم: محمد نبوی
تعداد صفحه: 171
این کتاب نخستین تألیف درباره ی فلسفه ی شوپنهاور از یک نویسنده ی ایرانی است.این کتاب بیشتر به نقد شوپنهاور از فلسفه ی کانت پرداخته است.ولی خوانندگان میتوانند از لابه لای این نقد با فلسفه ی شناخت و فلسفه اخلاق شوپنهاور،که اساسی ترین بخش های اندیشه اوست،آشنا شوند.
#آرتور_شوپنهاور
#کانت
#رامین_جهانبگلو
#ابدیت a parte post (پس از حیات) بدون من نمی تواند هولناک تر از ابدیت a parte ante (پیش از حیات) بدون من باشد،
چون این دو صرفا
با مداخله ی یک زندگیِ رویاگونِ
بی دوام متمایز می شوند.
تمامیِ براهین هستیِ مدامِ پس از #مرگ دقیقا به همان شکل می توانند به کار روند،
و آن گاه هستیِ پیش از حیات، که هندوان و بودائیان در تصدیق و تایید آن بسیار مصمم نشان می دهند، را نیز به اثبات رسانند.
تنها ایدئالیته ی زمانِ #کانت همه ی این مسائل را حل می کند؛ اما در حال حاضر بحث ما به آن مربوط نمی شود. با این حال، از آن چه تا اینجا گفتیم نتیجه می شود که افسوس خوردن برای زمانی که دیگر وجود نخواهیم داشت دقیقا به اندازه ی تاسف بر زمانی که هنوز به وجود نیامده بودیم مهمل است؛
زیرا
هیچ فرقی نمی کند،
زمانی که؛
هستیِ ما آن را اشغال *نمی کند*،
گذشته ی زمانی باشد که هستی ما آن را اشغال کرده یا آینده ی آن...
✍ آرتور شوپنهاور
@shafiAzad
چون این دو صرفا
با مداخله ی یک زندگیِ رویاگونِ
بی دوام متمایز می شوند.
تمامیِ براهین هستیِ مدامِ پس از #مرگ دقیقا به همان شکل می توانند به کار روند،
و آن گاه هستیِ پیش از حیات، که هندوان و بودائیان در تصدیق و تایید آن بسیار مصمم نشان می دهند، را نیز به اثبات رسانند.
تنها ایدئالیته ی زمانِ #کانت همه ی این مسائل را حل می کند؛ اما در حال حاضر بحث ما به آن مربوط نمی شود. با این حال، از آن چه تا اینجا گفتیم نتیجه می شود که افسوس خوردن برای زمانی که دیگر وجود نخواهیم داشت دقیقا به اندازه ی تاسف بر زمانی که هنوز به وجود نیامده بودیم مهمل است؛
زیرا
هیچ فرقی نمی کند،
زمانی که؛
هستیِ ما آن را اشغال *نمی کند*،
گذشته ی زمانی باشد که هستی ما آن را اشغال کرده یا آینده ی آن...
✍ آرتور شوپنهاور
@shafiAzad