سید‌یاسر جبرائیلی
13.3K subscribers
2.16K photos
796 videos
107 files
780 links
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

ارتباط با ما:
@jebraily_admin

🌐 www.jebraily.ir
Download Telegram
✨دست برتر ایران در جنگ نامتقارن

واکنش ترامپ و نخست وزیر قطر به هدف قرار دادن تاسیسات LNG قطر توسط ایران بسیار حائز اهمیت است. روشن است که حمله ما به این تاسیسات در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی به برخی مخازن پارس جنوبی صورت گرفت. ترامپ نوشته است که بخش کوچکی از پارس جنوبی هدف قرار گرفته، آمریکا هیچ اطلاعی از این حمله نداشته و اسرائیل دیگر این کار را نخواهد کرد. نخست وزیر قطر نیز نوشته است که تاسیسات LNG این کشور، ستون فقرات اقتصادش به شمار می‌رود و نیاز بسیاری از مردم جهان را تامین می‌کند.
این اظهارات ناخواسته یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: زمین بازی از نبرد نظامی کلاسیک به میدان جنگ نامتقارن منتقل شده است و در این حوزه، ایران دست برتر را دارد.
در جنگ نامتقارن، معیار برتری تعداد ناو و جنگنده نیست؛ بلکه توانایی در جابه‌جایی هزینه‌ها به «گلوگاه‌های حیاتی» است. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا به‌جای نمایش قدرت نظامی، درباره امنیت یک میدان گازی سخن می‌گوید، در واقع اعتراف می‌کند که میدان واقعی نبرد به زیرساخت‌های انرژی، بازارهای جهانی و ثبات منطقه‌ای منتقل شده است. این همان زمینی است که قدرت ایران برای آن طراحی شده است.
ایران نیازی ندارد در میدان کلاسیک نظامی پیروز شود(هرچند در این میدان نیز قوی ظاهر شده است)؛ کافی است نشان دهد که امنیت انرژی در خلیج فارس تضمین‌پذیر نیست. میدان‌های گازی، پالایشگاه‌ها، تأسیسات LNG و خطوط انتقال انرژی صرفاً اهداف فیزیکی نیستند؛ این‌ها ستون‌های اعتماد بازار جهانی‌اند. هر گونه اخلال در آن‌ها، زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، سیاسی و روانی ایجاد می‌کند که بسیار فراتر از یک حمله نظامی مستقیم است. سخنان نخست‌وزیر قطر دقیقاً این واقعیت را تأیید می‌کند: آسیب به چنین زیرساختی، اثرش جهانی است.
در این چارچوب، عدم تقارن به‌شدت به نفع ایران عمل می‌کند. آمریکا و متحدانش برای حفظ «نظم» باید از شبکه‌ای گسترده از زیرساخت‌ها، مسیرها و شرکا محافظت کنند؛ شبکه‌ای که ذاتاً شکننده است. اما ایران برای برهم زدن این نظم، تنها به ایجاد نااطمینانی در چند نقطه حساس نیاز دارد. هزینه دفاع برای طرف مقابل تصاعدی است، در حالی که هزینه اخلال برای ایران به‌مراتب پایین‌تر باقی می‌ماند. وضعیت تنگه هرمز را ببینید! ابرقدرت جهان برای بازنگه داشتن آن از کشورهای دیگر درخواست کمک می‌کند!
اما مهم‌تر از همه، بعد ادراکی ماجراست. متن ترامپ نشانه‌ای از این واقعیت است که ابتکار عمل از دست قدرت برتر نظامی خارج شده و به «واکنش» تبدیل شده است. ترامپ می گوید اسرائیل دیگر نمی‌زند و شما هم اگر بزنید چنین و چنان می‌کنیم. در منطق بازدارندگی نامتقارن، هرچه یک بازیگر مجبور شود سناریوهای بیشتری را پیشاپیش تهدید کند، در واقع بیشتر نشان می‌دهد که در حال مدیریت اضطرار است نه اعمال کنترل.
در سطح منطقه‌ای نیز این روند به سود ایران است. گسترش ناامنی به زیرساخت‌های انرژی و گذرگاه‌ها، شکاف میان آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب را فعال می‌کند. در حال حاضر پادشاهی‌های عرب حاشیه خلیج فارس بیش از آنکه به پیروزی نظامی بیندیشند، نگران حفظ اقتصاد و ثبات داخلی خود هستند. این واگرایی، خود بخشی از قدرت ایران در این معادله است.
پیروزی در این جنگ، ازآن کسی نیست که بیشترین قدرت سخت را دارد، بلکه ازآن بازیگری است که می‌تواند نشان دهد «امنیت» دیگر قابل تضمین نیست. ایران دقیقاً در همین چارچوب توانسته است برتری نظامی دشمن را به آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل کند.
مقامات سیاسی ما باید در مقطع فعلی شروع به وضع شروط مشخص برای پایان جنگ کنند. یعنی باید اعلام شود که شرط دستیابی به امنیت پایدار در منطقه، خروج آمریکا از منطقه است. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس باید آمریکایی‌ها را از خاک خود بیرون کنند. اینها باید در این جنگ آموخته باشند که این پایگاه ها نه تنها برای آنها امنیت ایجاد نکرده، بلکه امنیت‌شان را به خطر نیز انداخته است. امنیت واردکردنی نیست، ساختنی است.
@syjebraily
اسکات بسنت وزیر خزانداری آمریکا گفته است آمریکا ممکن است تحریم نفت روی آب ایران را بردارد. میزان نفت مذکور حدود ۱۴۰ میلیون بشکه برآورد می‌شود. یعنی با احتساب قیمت ۱۳۵ دلاری سبد نفتی اوپک، حدود ۱۹ میلیارد دلار درآمد برای ایران!
هدف آمریکا از این اقدام تزریق نفت بیشتر به بازار با هدف کنترل قیمت نفت است، اما هرچه باشد، در راستای منافع ایران است.
درس این ماجرا این است که تحریم را زبان دیپلماسی رفع نمی‌کند، زبان قدرت رفع می‌کند.
از سردار تنگسیری اولا بابت افزایش درآمدهای نفتی کشور از طریق افزایش قیمت نفت و ثانیا اجبار آمریکا به رفع تحریم نفتی ایران سپاسگزاریم.
@syjebraily
✨ اف ۳۵ فقط یک هواپیما نیست

اهمیت هدف قرار دادن جنگنده اف ۳۵ بسیار فراتر از یک موفقیت تاکتیکی است. معنی این اتفاق آن است که آمریکا دیگر نمی‌تواند با اطمینان سابق به مفهوم «نفوذ کم‌هزینه» تکیه کند. وقتی احتمال کشف و اصابت بالا رفت، کل هندسه عملیات هوایی تغییر می‌کند: ارتفاع پرواز، مسیر نفوذ، نیاز به اسکورت، اتکا به جنگ الکترونیک، تعداد سورتی، فاصله شلیک و زمان ماندگاری در منطقه همگی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
اما اهمیت راهبردی این موفقیت، نسبت به بعد فنی بسیار مهم‌تر است. آمریکا بخش مهمی از بازدارندگی خود را نه فقط بر توان واقعی، بلکه بر «تصور شکست‌ناپذیری» بنا کرده است. در این معماری، اف ۳۵ فقط یک هواپیما نیست، نماد برتری صنعتی، اطلاعاتی و هوایی غرب است.
در جریان جنگ، شکستن نمادها بسیار مهم‌تر از انهدام سخت‌افزارهاست. آنچه رخ داده، صرفاً اصابت به یک جنگنده نیست؛ شکاف برداشتن در اسطوره‌ای است که سال‌ها به‌عنوان ستون برتری غرب معرفی می‌شد.
قبلا نوشتم که استراتژی ایران در این جنگ، یک استراتژی نامتقارن است. در چارچوب این استراتژی، هدف ایران کسب برتری مطلق نیست، مختل کردن محاسبات دشمن است. ایران باید در این جنگ نشان دهد که تهاجم به آن، عقلانی و کم ریسک نیست؛ و به خوبی نشان داده است.
شکار اف۳۵ پیامی فراتر از میدان جنگ نیز دارد و آن پایان عصر انحصار تکنولوژیک غرب است. جهان در حال ورود به دوره‌ای است که در آن، بازیگران مستقل می‌توانند با اتکا به نوآوری بومی، شبکه‌سازی هوشمند و ترکیب ابزارهای ساده و پیچیده، بر سامانه‌های فوق‌پیشرفته غلبه کنند. این همان منطقی است که ایران پیش‌تر با موشک و پهپاد و شهپاد به نمایش گذاشته بود.
لحظه اصابت به اف ۳۵، لحظه‌ای بود افسانه «مصونیت مطلق» فرو ریخت و جای خود را به واقعیت «آسیب‌پذیری متقابل» داد.
یادمان نرود پیروز جنگ، لزوما طرف قوی‌تر از حیث نظامی نیست، بلکه برنده کسی است که بتواند «هزینه بیشتری تحمیل» و «درد بیشتری تحمل» کند. ایران امروز در این موقعیت قرار دارد.
نصرت خدا از راه رسیده است...
@syjebraily
✨تسری منطق تحریم اقتصادی به منطق تخاصم نظامی

آمریکایی‌ها وقتی صادرات نفت ایران را تحریم کردند، ادعایشان این بود که چون تهران پول نفت را صرف برنامه هسته‌ای می‌کند، ما می‌خواهیم با تحریم نفت، منابع مالی برنامه هسته‌ای ایران را قطع کنیم.
امروز با همین منطق، هر شرکت و تاسیساتی در منطقه که فعالیت آن ارتباطی با بودجه دولت آمریکا پیدا کند، یک هدف مشروع برای ایران است.
تاسیسات LNG قطر یک نمونه از این اهداف مشروع است. وزیر انرژی قطر به صراحت گفته است که شرکت اکسون موبیل آمریکا سهامدار تأسیسات LNG قطر است.
این امر، یعنی فعالیت تاسیسات LNG قطر باعث سودآوری شرکت اکسون موبیل می‌شود، شرکت اکسون موبیل به رژیم آمریکا مالیات پرداخت می‌کند، و نهایتا این درآمد مالیاتی صرف خرید تجهیزات و مهمات نظامی می‌شود که علیه ایران استفاده می‌شود.
بنابراین، جرم قطر صرفا تقدیم خاک به آمریکا برای احداث پایگاه نظامی نیست؛ تامین مالی حمله به ایران نیز هست.
لذا کشور دوست و برادر ما قطر، علاوه بر اینکه باید زحمت کشیده و پایگاه هوایی العدید و کمپ السیلیه را تعطیل نماید، شرکت اکسون موبیل را نیز باید از سهامداری تاسیسات LNG خارج کند. این قاعده برای تمامی شرکت‌ها و تاسیسات مستقر در حاشیه خلیج فارس برقرار است.
آمریکایی‌ها به طرف‌های تجاری ایران می‌گفتند باید بین تجارت با ایران و تجارت با آمریکا یکی را انتخاب کنید. امروز ایران به شرکای اقتصادی آمریکا می‌گوید بین شراکت با آمریکا و موشک‌های ایران باید یکی را انتخاب کنید!
@syjebraily
اقتصاد مقاومتی؛ معماری نوین قدرت ملی در پیوند وحدت اجتماعی و امنیت پایدار

تاملی راهبردی در شعار سال ۱۴۰۵


متن کامل این یادداشت را در سایت حکمران بخوانید:

https://hokmran.com/post/5052/
✨بازدارندگی؛ خط قرمز واقعی آمریکا و رژیم صهیونی

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری از پس غبار روایت‌های رسمی و ادعاهای تکراری آشکار شده، یک حقیقت راهبردی است: مسئله آمریکا و رژیم صهیونیستی هرگز «بمب» به‌مثابه ابزار آفندی نبوده است؛ مسئله، «بمب» به‌مثابه ستونِ بازدارندگی است. آنچه آنان را نگران می‌کند، نه امکان آغاز جنگ از سوی ایران، بلکه «ناممکن شدن جنگ علیه ایران» است.
اگر دغدغه‌ واقعی، «آفند هسته‌ای» بود، منطق سیاست خارجی آنان ایجاب می‌کرد که با همان شدت و حساسیت، با سایر دارندگان سلاح هسته‌ای نیز مواجه شوند؛ حال آنکه تجربه تاریخی نشان می‌دهد نه تنها چنین نیست، بلکه در برابر قدرت‌های هسته‌ای تثبیت‌شده مانند چین و روسیه و حتی بازیگران غیرمتعارف‌تری چون کره شمالی، منطق تعامل، مهار و همزیستی جایگزین تهدید و اقدام نظامی شده است. چرا؟ چون «هزینه حمله» در آنجا از آستانه قابل‌تحمل عبور کرده است.
در واقع، آنچه در قبال ایران دنبال می‌شود، نه یک سیاست منع اشاعه بی‌طرفانه، بلکه «حفظ عدم‌توازن راهبردی» است؛ یعنی نگه داشتن ایران در نقطه‌ای که بتوان آن را تهدید کرد، تحریم کرد و در صورت لزوم، مورد تهاجم قرار داد، بدون آنکه با پاسخ ویرانگر و غیرقابل‌کنترل مواجه شد. به بیان روشن‌تر، آنان نمی‌گویند «ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد»؛ آنان عملاً می‌گویند «ایران نباید به سطحی از بازدارندگی برسد که هزینه حمله به آن، غیرقابل‌محاسبه شود.»
در این چارچوب، «هسته‌ای شدن» نه یک هدف تهاجمی، بلکه یک «تغییر پارادایم امنیتی» است: گذار از وضعیت آسیب‌پذیری ساختاری به وضعیت موازنه تهدید. و دقیقاً همین گذار است که با منافع راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تضاد قرار می‌گیرد. زیرا با تحقق آن، گزینه نظامی از روی میز آنان عملاً برداشته می‌شود و ابزارهای فشار، کارایی خود را از دست می‌دهند.
بنابراین، نزاع اصلی نه بر سر «داشتن یا نداشتن یک سلاح»، بلکه بر سر «تعریف نسبت قدرت» است. آنچه آنان از آن بیم دارند، ظهور ایرانی است که دیگر نتوان با آن از موضع تهدید سخن گفت؛ ایرانی که نه به‌دنبال جنگ، بلکه به‌دنبال بستن درهای جنگ است. شاید وقت تجدیدنظر در دکترین هسته‌ای کشور فرارسیده باشد...
@syjebraily
✨بهترین پدافند، آفند موثر است

اظهار «غلط کردیم» ترامپ پس از هدف قرار دادن تاسیسات LNG قطر توسط ایران پیرو حمله اسرائیل به پارس جنوبی، یک‌بار دیگر ثابت کرد که «بهترین پدافند، آفند موثر است».
قصه نیروگاه‌ها نیز همین است. اگر به یک نیروگاه ایرانی حمله شود و در پاسخ، چند نیروگاه کلیدی در منطقه خاموش شود، یک «غلط کردم» دیگر از ترامپ خواهیم شنید.
@syjebraily
تقلای آمریکا برای پایین آوردن قیمت نفت را می‌بینید؟ از برداشتن تحریم‌های نفتی ایران و روسیه تا تمنا از رفقا برای کمک به گشودن تنگه هرمز تا التماس به ایران برای هدف قرار ندادن تاسیسات انرژی منطقه.
در همین چارچوب، اشغال جزیره خارک هم یک بلوف بیشتر نیست. ایران بخواهد، آمریکا حاضر است در همین خارک انواع خدمات را هم برای افزایش صادرات نفت ایران ارائه کند.
@syjebraily
در میانه جنگ، در شرایطی که دشمن صریحا اعلام کرده است که به دنبال شورش داخلی است، در شرایطی که آشوب پس از گران‌سازی ارز و انرژی را مکرر تجربه کرده‌ایم، دولت اعلام کرده است که سهمیه بنزین خودروها را از اول فروردین کاهش داده است.
امروز هر صدایی برای گران‌سازی بلند شود، صدای آمریکا و اسرائیل است. از آقای دکتر پزشکیان می‌خواهم نفوذی‌های اقتصادی آمریکا و اسرائیل را از دولت بیرون کنند.
@syjerbaily
✨چرا ایده «تضمین عدم تجاوز» بی معنی است؟

در میانه رویارویی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، برخی فعالان سیاسی ایده «اخذ تضمین عدم تجاوز» را مطرح کرده‌اند. این ایده، بیش از آنکه یک راهبرد سنجیده باشد، بازتابی از درکی نادقیق نسبت به منطق حاکم بر سیاست بین‌الملل است. در نظام بین‌الملل، تعهدات نه بر مبنای اراده حقوقی یا اخلاقی، بلکه بر پایه موازنه قدرت معنا می‌یابند. هر توافقی تنها تا زمانی اعتبار دارد که توازن قوا آن را پشتیبانی کند؛ با تغییر این توازن، تعهدات نیز عملاً کارکرد خود را از دست می‌دهند. از همین رو، جنگ‌ها اساساً ابزار بازتعریف موازنه قدرت هستند و این، طرف پیروز است که در نهایت، نه‌تنها نتیجه میدان نبرد، بلکه قواعد نظم پس از آن را نیز تعیین می‌کند.
واشنگتن و تل آویو با این پیش فرض وارد این تقابل شدند که فضا برای شورش مردم ایران علیه حاکمیت و تغییر نظام سیاسی کاملا مهیاست. چه، نفوذی‌های اقتصادی‌شان با گران‌سازی ارز و انرژی بستر نارضایتی عمومی و شورش اجتماعی را فراهم کرده بودند و فاجعه دیماه، دشمن را به طمع انداخت(در فرصت مقتضی مفصل به نقش نفوذی‌های اقتصادی در شهادت رهبر عزیزمان خواهیم پرداخت). لذا سیاست حذف راس هرم (Decapitation) و ترور مقامات سیاسی و نظامی را با هدف ایجاد خلاء در راس حاکمیت اجرا کردند.
با این حال، بصیرت مثال زدنی مردم و حضور بی سابقه آنان در خیابان ها در پشتیبانی از نظام، اجازه فعال شدن هسته‌های آشوب را نداد و پروژه در نطفه خفه شد. شجاعت و درایت خبرگان ملت در تعیین ولی فقیه جدید، در سطح دیگری دشمن را مایوس کرد.
در وضعیت کنونی، آمریکا نه اهداف عملیاتی قابل تحققی را با شفافیت تعریف کرده است، نه «تصویر پیروزی» قابل اتکایی دارد و نه راهبرد خروجی که بتواند هزینه‌های این درگیری را توجیه کند. این وضعیت، نشانه‌ای از اختلال در سطح راهبردی طرف مقابل است.
در مقابل، ایران توانسته منطق تقابل را از سطح درگیری مستقیم نظامی به سطحی گسترده‌تر و پیچیده‌تر منتقل کند؛ سطحی که در آن، هزینه‌ها برای طرف مقابل به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یابد و صرفا برتری سخت‌افزاری در این جنگ تعیین‌کننده نیست. برتری ایران نه تک‌بعدی، بلکه حاصل هم‌افزایی چند مؤلفه کلیدی است: انسجام اجتماعی و حضور مؤثر مردم به‌عنوان پشتوانه راهبردی، تثبیت سریع ساختار رهبری و تداوم ظرفیت تصمیم‌گیری، استمرار ضربات هدفمند به منافع و زیرساخت‌های حیاتی دشمن و بهره‌گیری از گلوگاه‌های انرژی و تجارت جهانی به‌عنوان اهرم فشار. این جابه‌جایی در سطح بازی، معادله جنگ را به‌نحو محسوسی تغییر داده است.
در چنین چارچوبی، طرح مباحثی نظیر «آتش‌بس» یا اخذ «تضمین» پیش از تثبیت برتری، نه‌تنها فاقد پشتوانه واقعی است، بلکه می‌تواند به توقف در نقطه‌ای منجر شود که هنوز به تغییر پایدار موازنه قدرت نینجامیده است. تجربه آتش بس پس از جنگ 12 روزه نشان می‌دهد که در فقدان تحمیل هزینه‌های قاطع و تغییر ملموس در موازنه، هرگونه تعهد از سوی طرف مقابل، ماهیتی تاکتیکی و موقتی خواهد داشت و به‌سرعت قابل نقض است. چه بسا اگر ایران در انتهای جنگ 12 روزه آتش بس را نمی‌پذیرفت و جبهه نبرد را در همین ابعاد کنونی تعریف و آفند می‌کرد، خیلی از اتفاقات نمی‌افتاد.
منطق راهبردی وضعیت کنونی اقتضا می‌کند که اهداف ایران با صراحت و در سطحی تعریف شوند که ریشه‌های بازتولید تهدید را هدف قرار دهد. در این چارچوب، پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه به‌عنوان یک هدف محوری قابل طرح است؛ چراکه تداوم این حضور، بستر ساختاری استمرار ناامنی و مداخله را فراهم می‌سازد. خروج آمریکا از منطقه، نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه پیش‌شرط شکل‌گیری نظمی جدید در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن، قواعد بازی توسط هژمون جدید منطقه (یعنی ایران) و هم‌پیمانانش نوشته خواهد شد.
بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً پایان یک درگیری جاری نیست، بلکه تعیین شکل و قواعد نظم پس از آن است. هرگونه شتاب‌زدگی در پذیرش ترتیباتی که فاقد پشتوانه در موازنه قدرت باشند، می‌تواند به بازتولید چرخه تهدید در آینده منجر شود. در مقابل، تثبیت برتری و تعریف اهداف راهبردی در سطحی ساختاری، امکان شکل‌دهی به نظمی پایدارتر و مبتنی بر واقعیت‌های جدید قدرت را فراهم خواهد کرد.
@syjebraily
دکمه خاموشی کویت زده شد. از این بابت متاثر هستیم. چون نیروگاه‌های برق ایران تهدید شده بود، برنامه‌ریزی برای تلافی صورت گرفته بود و توئیت دوم ترامپ را بچه‌ها ندیده بودند!
@syjebraily
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک توضیح مهم درباره اعتراف جهانی به نقش قیمت نفت در ایجاد تورم/ ضرورت اصلاحات اقتصادی برای جلوگیری از انتقال شوک‌های جهانی به سفره مردم
@syjebraily
یک مقام سیاسی امنیتی کشور، پنج شرط زیر را برای پایان جنگ اعلام کرده است:
«۱- تجاوز و ترور توسط دشمن پایان یابد.
۲- شرایطی عینی ایجاد شود که جنگ بار دیگر تکرار نخواهد شد.
۳- پرداخت خسارت‌ها و غرامت جنگ تضمین شده و به روشنی تعیین تکلیف شود.
۴- خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها و در مورد همه گروه‌های مقاومت که در این نبرد مشارکت داشتند، در سراسر منطقه به اجرا درآید.
۵- اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز حق طبیعی و قانونی ایران بوده و خواهد بود و نیز تضمین اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل است و باید به رسمیت شناخته شود».
در این ۱۵ دقیقه، این ۵ شرط هم از نظر مبانی و از نظر تاکتیکی نقد شده است.
@syjebraily
دو ایده اصلی رهبر شهید درباره منطقه باید شرط پایان جنگ باشد:
۱- خروج تمام و کمال آمریکا از منطقه و تعطیلی تمامی پایگاه‌های نظامی آن
۲- برگزاری رفراندوم در فلسطین اشغالی برای تعیین نوع نظام سیاسی
@syjebraily
✨افشاگری ‌بی‌سابقه گروسی از کارکرد آژانس و حضور بی‌معنی ایران در NPT

رافائل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته است برنامه هسته‌ای ایران «تنها با بمب اتم قابل نابودی است».
گروسی بدون اینکه خواسته باشد، یک افشاگری بی‌سابقه درباره ماموریت ذاتی آژانس در ایران کرده است: طراحی نحوه نابودسازی برنامه هسته‌ای ایران!
بر اساس ماده ۲ اساسنامه آژانس، مأموریت بنیادین این نهاد «تسریع و گسترش سهم انرژی اتمی در صلح، سلامت و رفاه» است و در ماده ۳ (بندهای A1 و A2) آژانس به‌طور مشخص مکلف شده «تحقیق، توسعه و کاربرد عملی انرژی اتمی برای مقاصد صلح‌آمیز را تشویق و مساعدت کند» و «مواد، خدمات و تجهیزات لازم را برای این مقاصد فراهم یا تسهیل نماید»؛ این تعهدات در سطحی بالاتر با ماده ۴ معاهده NPT تکمیل می‌شود که «حق غیرقابل انکار» همه اعضا برای توسعه و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را تضمین کرده و هم‌زمان همه طرف‌ها را به «تسهیل همکاری و مبادله فناوری» ملزم می‌کند.
وقتی عالی‌ترین مقام اجرایی آژانس به‌جای صیانت از این حق و اجرای این تکلیف، از نحوه نابودسازی برنامه هسته‌ای ایران سخن می‌گوید، این صرفاً یک لغزش زبانی نیست، بلکه نشانه‌ای از واژگونی کارکرد آژانس است. نهادی که باید ضامن توسعه صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران باشد، عملاً به ابزاری برای جاسوسی، مهار و حتی طراحی سناریوهای نابودی ظرفیت‌های هسته‌ای ایران تبدیل شده بوده است.
این گسست میان «حق مکتوب» و «رفتار نهادی» پیام روشنی دارد: رژیمی که قرار بود توازن میان عدم اشاعه و حق توسعه را برقرار کند، تبدیل به یک سازوکار یک‌طرفه مدیریت و مهار شده است.
در چنین شرایطی، استمرار عضویت کشوری مانند ایران در چارچوب NPT، بیش از آنکه یک انتخاب حقوقی متوازن باشد، به یک ریسک راهبردی تبدیل شده است. این است که فی‌الفور باید از این معاهده خسارت بار خارج شد.
@syjebraily
این تصور که «اگر بزنیم می‌زنند»، آفند ما را واکنشی کرده است.
حمله به فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان نشان داد باید سیاست واکنش را کنار گذاشت.
اگر تا الان، با تلافی، دشمن را از ضربه بعدی منصرف می‌کردیم، اینک باید با ضربات ابتدائی، از حمله دشمن پیشگیری کنیم.
@syjebraily
✨پرده واقعیتی که جنگ رمضان کنار زد

روزنامه نیویورک تایمز از دومین شوک بزرگ قیمتی در ۳ دهه اخیر خبر داده و نوشته است: «هر آمریکایی برای پر کردن باک خودروی خود، ۲۷ درصد بیش از ماه قبل هزینه می‌پردازد. این رخداد که از کم‌ سابقه‌ترین بحران‌های انرژی در ۳ دهه اخیر آمریکاست، به زنجیره تأمین کالا سرایت کرده و فشار مستقیمی بر بودجه روزانه خانوارها وارد می‌کند».
فارین پالیسی نیز نوشته است: «بسته شدن عملی تنگه هرمز صادرات انرژی و کود را به شدت محدود کرده و قیمت این نهاده کلیدی کشاورزی را افزایش داده است. مجموع این شوک‌ها می‌تواند به افزایش قیمت مواد غذایی در سراسر جهان منجر شود و فشار بیشتری بر مصرف‌کنندگان وارد کند.»
این ایام از این دست اخبار فراوان است و رسانه‌های ما نیز به خوبی و به درستی در حال انتشار آنها هستند. چراکه یک واقعیت غیرقابل کتمان است.
این واقعیات، علاوه بر اینکه دست برتر ایران در این جنگ را به نمایش می‌گذارند، یک حقیقت را نیز اثبات می‌کنند و آن اینکه افزایش قیمت نفت و گاز و بنزین، می‌تواند قیمت همه چیز، حتی محصولات کشاورزی و غذا را افزایش دهد.
اما نئولیبرال‌های ایرانی که امروز روشن شده است نفوذی‌های آمریکا و اسرائیل در اقتصاد ایران بوده‌اند و هدفشان از گران‌سازی، ایجاد شورش داخلی‌ و بسترسازی برای حمله نظامی دشمن بوده، می‌گفتند تورم هیچ علتی جز نقدینگی ندارد! در یک موردی، یکی از نئولیبرال‌های ریشدار حتی گفت که اگر قیمت بنزین افزایش یابد، قیمت سایر اقلام کاهش هم می‌یابد!
متاسفانه برخی سخنرانان مذهبی و مهدوی نیز در خدمت این جریان قرار گرفتند، به حرف‌های غلط اینها ضریب دادند و به جریان انقلابی که مخالف گران‌سازی ارز و انرژی و فروش نفت به داخل به قیمت جهانی بودند، تهمت کمونیست زدند.
اگر این عزیزان با مشاهده این واقعیات، از کرده خود پشیمان شوند و از اردوگاه نئولیبرال‌های گران‌ساز خارج شوند، می‌توان این را از برکات جنگ برای جبهه انقلاب دانست.
تقاضای ما از دوستان دولت و مجلس نیز این است که پروژه گران‌سازی انرژی را که در سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی در دست اجراست، متوقف سازند.
یک خبر خوب این است که وزارت نفت، به بورس انرژی و بورس کالا نامه زده و ابلاغ کرده است که فرآورده‌های پالایشی و پتروشیمی که به قیمت جهانی به داخل کشور فروخته می‌شود، با قیمت قبل از آغاز جنگ محاسبه شود تا شوک افزایش قیمت نفت به داخل منتقل نشود. این یعنی می‌توان منابع ملی را به قیمت جهانی و دلاری به ملت خودمان نفروخت. ان‌شاءالله دلارزدایی از اقتصاد نیز از برکات این جنگ باشد...
@syjebraily
خبر شهادت برادر عزیزم، سردار رشید و شجاع اسلام، حاج علیرضا تنگسیری، جگرسوز بود.
ایشان به اتفاق یارانش، چنان گلوی آمریکای جنایتکار را در تنگه هرمز چنان فشرد که ترامپ قمارباز، هدف جنگ را از سرنگونی نظام ایران به گشودن تنگه هرمز، تغییر داد.
من یقین دارم که خبر شهادت تنگسیری عزیز، عزم یارانش را برای پایان دادن به حضور شوم آمریکا در خلیج فارس بیشتر خواهد کرد. یقین دارم که این خون‌ها، ملت ما را بیدارتر و مقاوم‌تر خواهد کرد.
نام سردار تنگسیری، این دلاور رشید تنگستان، همچون رئیسعلی دلواری، در تاریخ مبارزه با استعمار و استکبار خواهد درخشید.
بهشت برین و همنشینی اولیای الهی، پاداش یک عمر مجاهدت خستگی‌ناپذیر ایشان است.

سید یاسر جبرائیلی
دهم فروردین ۱۴۰۴

@syjebraily
امیدوارم ادعای ترامپ درباره دریافت مجوز برای عبور ۱۰ کشتی از تنگه هرمز تکذیب شود.
@syjebraily