تاریخ محمد
1.09K subscribers
16 photos
2 videos
174 files
21 links
🔶 تاریخ راست زندگانی و کوششهای محمد و پیدایش اسلام.

🔹 ترجمه‌ی تاریخ ابن‌هشام

🖌 برگرداننده : فرهیزش

کانال پاکدینی (احمد کسروی)

@pakdini
Download Telegram
85ـ داستان نخستين كسي كه از دين بازگرديد.

86ـ داستان جُوَيريه

87ـ داستان زكات بني‌مُصطَلِق


👇👇👇👇👇👇
85 - 86 - 87.pdf
79.5 KB
85ـ داستان نخستين كسي كه از دين بازگرديد.
86ـ داستان جُوَيريه
87ـ داستان زكات بني‌مُصطَلِق

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
88ـ داستان عايشه [بخش یکم]

محمد پسر اسحاق گويد كه عايشه خود بازگفت كه محمد شيوه‌ي او چنان بودي كه هرگاه كه بجنگ رفتي ، قرعه ميان زنان زدي و هر كس كه قرعه برو افتادي او را با خود بردي. پس چون بجنگ بني‌مُصطَلِق مي‌رفت ، قرعه به من افتاده بود و مرا با خود برده بود. و زنان عرب در آن هنگام خوراك كمتر خوردندي و فربهي و تنومندی بر ايشان كمتر ...


👇👇👇👇👇👇
88- d^st^ne ^yewe 1.pdf
88.9 KB
88ـ داستان عايشه [بخش یکم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
88ـ داستان عايشه [بخش دوم]

و محمد چون سخن مردم بسيار شنيد ، بر منبر رفت و خدا را ستود و بسيار پنديد و پس از آن گفت : « اين گروه دورويان را چه افتاده است كه مرا مي‌رنجانند و بر خانواده‌ي من دروغ مي‌بندند و زبان تهمت درباره‌ي ايشان همي‌گشايند؟ بخدا كه من از خانواده‌ي خود جز پاكدامني و نيكي نديدم و از اين مرد كه دروغ برو مي‌بندند (يعني صَفوان ابن مُعَطَّل) جز نيكي و ...


👇👇👇👇👇👇
88- d^st^ne ^yewe 2.pdf
93.3 KB
88ـ داستان عايشه [بخش دوم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش یکم]

چون محمد از جنگ بني‌مُصطَلِق بازگرديد ، رمضان بود. و رمضان و شوّال را در مدينه نشست. پس در ماه ذیقعده ، بآهنگ حج و عمره بيرون آمد و اين در آخر سال ششم بود. و نُمَيلة ابن عبدالله لَيثي را بجانشيني خود در مدينه بازداشت. محمد با آنکه نه بآهنگ جنگي بيرون رفته بود ، ليكن انديشيد كه چون قریش دانند كه او آهنگ مكه دارد ، لشكر كنند و بجنگش بيرون آيند و باين شُوند ، لشكري از مدينه و تيره‌هاي عرب كه در پيرامون مدينه ...


👇👇👇👇👇👇
89- jange Hidaybiye 1.pdf
90.5 KB
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش یکم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش دوم]

قریش چون نازکدلی او را ديدند و سخنش را شنيدند ، برو ريشخند بسيار كردند و باو گفتند : « اي حُلَيس ، تو مرد ساده‌ي بيابان‌نشيني و به ژرفي كارها نرسي و نداني. اكنون ، تو خاموش بنشين ـ كه ما خود چنانكه بايد كرد كنيم.»
حُلَيس از سخن ایشان خشم گرفت و گفت : « اي قریش ، ما تيره‌ها چون با شما همسوگندي كرديم ، نه از بهر آن كرديم كه چون كسي آهنگ زيارت كعبه كند ، شما ...

👇👇👇👇👇👇
89- jange Hidaybiye 2.pdf
80.6 KB
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش دوم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش سوم]

پس محمد ، عثمان را خواند و او را به مكه پيش قریش فرستاد. عثمان به مكه رفت و فرستادگي محمد را گزارد و مي‌خواست كه بازگردد. قریش باو گفتند : « اگر مي‌خواهي بربخيز و طواف خانه بكن.»
عثمان گفت : « من طواف خانه نكنم تا نخست محمد طواف كند.»
ایشان از سخنش خشم گرفتند و او را زنداني کردند.
به محمد آگاهي آوردند كه : « عثمان را كشتند.» محمد بسيار دلتنگ گرديد. پس از آن ، گفت : « از اين جا نروم تا آنچه با قریش مي‌بايد كرد كنم.»
پس برخاست و در زير درختي نشست و ياران و لشكر ...

👇👇👇👇👇👇
89- jange Hidaybiye 3.pdf
85.7 KB
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش سوم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش چهارم]

چون اين سازش‌نامه را نوشتند ، ديدند كه ابوجَندَل ـ پسر سُهَيل ابن عمرو ـ با پايبند آهنين كه بر پا داشت و در پاي او گزارده بودند ، از پيش قریش گريخته و آمده بود. و ابوجَندَل مسلمان بود و قریش او را در مكه زنداني كرده و بند بر پايش گزارده بودند.
از خواهشهاي قریش كه در آن سازش‌نامه نوشته بودند یکی آن بود كه : « هر كس كه از ايشان گريزد و پيش مسلمانان آيد ، او را بازپس فرستند و هر كس كه از پيش مسلمانان گريزد و بپيش ايشان آيد او را بازپس نفرستند.» سُهَيل چون پسر خود را ديد كه ...


👇👇👇👇👇👇
89- jange Hidaybiye 4.pdf
83.6 KB
89ـ جنگ بيست و دوم ـ جنگ حُدَيبيه [بخش چهارم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
90ـ گروش عمرو ابن عاص باسلام

پسر اسحاق گويد كه عمرو ابن عاص خود از گروشش باسلام بازگفت كه چون قریش و غَطَفان از مدينه تهیدست بازگرديدند و هيچ گشايشي نيافتند و هرگز در میان عرب گروهي چنان گرد نگرديده بود و چنان دست يكي نگردانيده بودند ، مرا بيگمان گرديد كه كار محمد بالايي خواهد گرفت. پس ، به مكه بازرفتم و با گروهي از خويشان خود گفتم : « اي خاندان ، بدانيد كه كار محمد بالايي خواهد گرفت ، چنانكه در عرب ازو بالاتر هيچ كس نباشد. اكنون ، چاره‌ي كار خود را بينديشيد.» ...


👇👇👇👇👇👇
90- geravewe AmrIbne^s beEsl^m.pdf
85.3 KB
90ـ گروش عمرو ابن عاص باسلام

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com
91ـ داستان ابوبَصير

چون محمد از آشتي حُدَيبيه آسوده گرديد و به مدينه آمد ، دير برنيامد كه ابوبَصير عُتبة ابن اَسيد از مكه گريخت و به مدينه آمد. ابوبَصير مسلمان گرديده و در دست بيدينان قریش زنداني بود. چون قریش آگاهيدند كه ابوبَصير گريخت ، نامه‌اي به محمد نوشتند و كس فرستادند تا ابوبَصير را رها گردانند و او را به مكه فرستند.
چون نامه‌ي قریش رسيد ، محمد ابوبَصير ...


👇👇👇👇👇👇
91- d^st^ne AbuBasir.pdf
79.2 KB
91ـ داستان ابوبَصير

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com

@ahmad_kasravi
92ـ جنگ بيست و سوم ـ جنگ خَيبَر [بخش یکم]

چون محمد پس از آنكه از حُدَيبيه بازگرديده بود ، بازمانده‌ي ماه ذیحجّه و محرم را در مدينه نشست و در آخر ماه محرم سال هفتم ، بجنگ خَيبَر بيرون رفت ، و نُمَيلۀ ابن عبدالله لَيثي را بجانشيني خود در مدينه بازداشت و درفش خود را به علي ابن ابي¬طالب داد. و چنين گويند كه آن درفش سفيد بود.
شيوه‌ي محمد چنان بود كه چون شبيخون بسر خانداني از بيدينان بردي ، چون در شب بنزديك ايشان رسيدي ، آنجا آراميدي تا بامداد برآمدي. پس اگر بانگ نماز از ميان ايشان شنيدي ، دست از ايشان داشتي و نتاراجيدي. چون بنزديك ...


👇👇👇👇👇👇
92- jange Xaybar 1.pdf
91.2 KB
92ـ جنگ بيست و سوم ـ جنگ خَيبَر [بخش یکم]

#تاریخ_راست_بنیادگزار_اسلام :
@tarikhe_mohammad

همبستگی با ما :
farhixt@gmail.com

@ahmad_kasravi