Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقاشی آخر «میکائیل»؛ کودکی که شب قبل از حمله، موشکهایی را کشید که فردا مدرسهاش را ویران کردند
الناز محمدی، روزنامهنگار ایرانی، در روایتی تکاندهنده از زندگی کوتاه میکائیل میردورَقی، کودک ۹ سالهای نوشته است که در نخستین روز جنگ در مدرسهاش در میناب کشته شد؛ کودکی که شب قبل از مرگش، نقاشیای کشیده بود که انگار سرنوشت فردای خود و همکلاسیهایش را پیشبینی میکرد.
به نوشته او، ۱۱ ساعت پیش از صبح مرگبار شنبه نهم اسفند، میکائیل روی برگهای از دفتر نقاشیاش تصویری کشیده بود:
«یک برگه سفید از دفتر نقاشی سیمدار که رویش ساختمان مدرسه است، روی آن پرچم ایران، پنج بچه در حیاط مدرسه و سه موشک که بر سر آنها فرود میآیند.»
روی آسمان نقاشی، با دستخط کودکانه دو جمله هم نوشته بود:
«پچهها مردن» و «نیروی نزامی».
او کلمات «بچهها» و «نظامی» را اشتباه نوشته بود؛ اشتباههایی که اگر فردای آن روز بمبها به مدرسه نمیرسیدند، شاید معلمش آنها را برایش اصلاح میکرد.
به روایت این گزارش، آن شب میکائیل نقاشیاش را به برادرش کوروش نشان داد و بعد با هم «سنگربازی» کردند؛ بازیای کودکانه که در آن میکائیل «ایران» شده بود و کوروش «آمریکا». سنگرها بالشهای رنگی بودند و تفنگها چند مداد کنار هم.
در پایان بازی، میکائیل با اطمینان به مادرش گفت:
«ایران برنده شد.»
اما صبح روز بعد، موشکها به مدرسه غیرانتفاعی «شجره طیبه» در میناب اصابت کردند. در آن حمله، میکائیل و ۱۶۷ دانشآموز دختر و پسر کشته شدند.
مادر او، شکیبا دریکوند، ۳۱ ساله، نقاشی را تا روز بعد ندیده بود؛ نقاشی زمانی به دستش رسید که پسرش را در ماشین سردخانه شناسایی کرده بود. او بعدها گفت که فرزندش را با صورتی خونی اما بدنی سالم، در حالی که کولهپشتی مدرسهاش را بغل کرده بود پیدا کرد.
میکائیل، دانشآموز کلاس سوم دبستان بود. خانوادهاش اهل اندیمشک بودند و به دلیل شغل پدرش به میناب مهاجرت کرده بودند. پیکر او سه روز بعد در قطعه شهدای «بهشت زهرا لور» اندیمشک به خاک سپرده شد.
از میکائیل تنها یک یادگاری عجیب باقی مانده است: همان نقاشی. نقاشیای که در آن، به شکل دردناکی حتی تعداد موشکهایی را که فردای آن روز مدرسهاش را ویران کردند، کشیده بود.
اما حقیقت تلخ این است که مرگ میکائیل فقط نتیجه یک موشک نبود.
اگر جمهوری اسلامی طی این همه سال نفرتپراکنی، دشمنسازی و جنگطلبی نمیکرد و کشور را در مسیر تقابل دائمی با جهان قرار نمیداد، امروز شاید این کودک زنده بود.
شاید حالا نقاشیهایش پر از رنگهای چهارشنبهسوری و نوروز بود.
شاید با شوق، کنار مادرش سفره هفتسین میچید و تخممرغهای رنگی درست میکرد.
اما میکائیل هم، مانند بسیاری از کودکان دیگر، قربانی حکومتی شد که طی ۴۷ سال گذشته با ایدئولوژی اسلام رادیکال و سیاستهای غربستیزانه و تنشزا، زندگی نسلهای زیادی از ایرانیان را به کام مرگ و ویرانی کشانده است.
#میکائیل_میردورقی #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
الناز محمدی، روزنامهنگار ایرانی، در روایتی تکاندهنده از زندگی کوتاه میکائیل میردورَقی، کودک ۹ سالهای نوشته است که در نخستین روز جنگ در مدرسهاش در میناب کشته شد؛ کودکی که شب قبل از مرگش، نقاشیای کشیده بود که انگار سرنوشت فردای خود و همکلاسیهایش را پیشبینی میکرد.
به نوشته او، ۱۱ ساعت پیش از صبح مرگبار شنبه نهم اسفند، میکائیل روی برگهای از دفتر نقاشیاش تصویری کشیده بود:
«یک برگه سفید از دفتر نقاشی سیمدار که رویش ساختمان مدرسه است، روی آن پرچم ایران، پنج بچه در حیاط مدرسه و سه موشک که بر سر آنها فرود میآیند.»
روی آسمان نقاشی، با دستخط کودکانه دو جمله هم نوشته بود:
«پچهها مردن» و «نیروی نزامی».
او کلمات «بچهها» و «نظامی» را اشتباه نوشته بود؛ اشتباههایی که اگر فردای آن روز بمبها به مدرسه نمیرسیدند، شاید معلمش آنها را برایش اصلاح میکرد.
به روایت این گزارش، آن شب میکائیل نقاشیاش را به برادرش کوروش نشان داد و بعد با هم «سنگربازی» کردند؛ بازیای کودکانه که در آن میکائیل «ایران» شده بود و کوروش «آمریکا». سنگرها بالشهای رنگی بودند و تفنگها چند مداد کنار هم.
در پایان بازی، میکائیل با اطمینان به مادرش گفت:
«ایران برنده شد.»
اما صبح روز بعد، موشکها به مدرسه غیرانتفاعی «شجره طیبه» در میناب اصابت کردند. در آن حمله، میکائیل و ۱۶۷ دانشآموز دختر و پسر کشته شدند.
مادر او، شکیبا دریکوند، ۳۱ ساله، نقاشی را تا روز بعد ندیده بود؛ نقاشی زمانی به دستش رسید که پسرش را در ماشین سردخانه شناسایی کرده بود. او بعدها گفت که فرزندش را با صورتی خونی اما بدنی سالم، در حالی که کولهپشتی مدرسهاش را بغل کرده بود پیدا کرد.
میکائیل، دانشآموز کلاس سوم دبستان بود. خانوادهاش اهل اندیمشک بودند و به دلیل شغل پدرش به میناب مهاجرت کرده بودند. پیکر او سه روز بعد در قطعه شهدای «بهشت زهرا لور» اندیمشک به خاک سپرده شد.
از میکائیل تنها یک یادگاری عجیب باقی مانده است: همان نقاشی. نقاشیای که در آن، به شکل دردناکی حتی تعداد موشکهایی را که فردای آن روز مدرسهاش را ویران کردند، کشیده بود.
اما حقیقت تلخ این است که مرگ میکائیل فقط نتیجه یک موشک نبود.
اگر جمهوری اسلامی طی این همه سال نفرتپراکنی، دشمنسازی و جنگطلبی نمیکرد و کشور را در مسیر تقابل دائمی با جهان قرار نمیداد، امروز شاید این کودک زنده بود.
شاید حالا نقاشیهایش پر از رنگهای چهارشنبهسوری و نوروز بود.
شاید با شوق، کنار مادرش سفره هفتسین میچید و تخممرغهای رنگی درست میکرد.
اما میکائیل هم، مانند بسیاری از کودکان دیگر، قربانی حکومتی شد که طی ۴۷ سال گذشته با ایدئولوژی اسلام رادیکال و سیاستهای غربستیزانه و تنشزا، زندگی نسلهای زیادی از ایرانیان را به کام مرگ و ویرانی کشانده است.
#میکائیل_میردورقی #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
ارتش اسرائیل اعلام کرد که در حملهای در «قلب تهران»، غلامرضا سلیمانی، فرمانده سازمان بسیج مستضعفان، کشته شده است.
در بیانیه منتشرشده، ارتش اسرائیل مدعی شد حذف او بخشی از سلسله حملاتی است که طی آن «دهها فرمانده ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی» هدف قرار گرفتهاند و این اقدام را «ضربهای به ساختار فرماندهی و کنترل امنیتی» جمهوری اسلامی توصیف کرد.
در این بیانیه همچنین آمده است که نیروهای بسیج، بهعنوان بخشی از ساختار نظامی جمهوری اسلامی، در سرکوب اعتراضات داخلی نقش داشتهاند و تحت فرماندهی سلیمانی، «اقدامات خشونتآمیز و بازداشتها» علیه معترضان را هدایت کردهاند.
سوابق غلامرضا سلیمانی
غلامرضا سلیمانی متولد سال ۱۳۴۳ در استان چهارمحال و بختیاری بود و از سال ۱۳۶۰ بهعنوان نیروی داوطلب به بسیج و سپس سپاه پاسداران پیوست. او در طول جنگ ایران و عراق در سمتهای مختلف فرماندهی، از جمله فرمانده گروهان و گردان، فعالیت داشت و در چندین عملیات نظامی حضور داشت.
پس از جنگ، سلیمانی در ردههای مختلف فرماندهی سپاه ارتقا یافت؛ از جمله فرماندهی تیپ و لشکرهای مختلف و همچنین فرمانده سپاه استان اصفهان بهمدت بیش از یک دهه. او در سالهای اخیر (از سال ۱۳۹۸) بهعنوان رئیس سازمان بسیج مستضعفان فعالیت میکرد.
سلیمانی بهدلیل نقش در سرکوب اعتراضات مردمی، از سوی نهادهای بینالمللی تحریم شده بود.
اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۱ او را بهدلیل نقش در سرکوب خشونتبار اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تحریم کرد. همچنین وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک) و دولت بریتانیا نیز او را در فهرست تحریمهای خود قرار دادهاند؛ از جمله در ارتباط با سرکوب اعتراضات سراسری و نقض حقوق بشر.
در سالهای اخیر، نام او بهعنوان یکی از چهرههای کلیدی در مدیریت و هدایت نیروهای بسیج در برخورد با اعتراضات داخلی مطرح بوده است.
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در بیانیه منتشرشده، ارتش اسرائیل مدعی شد حذف او بخشی از سلسله حملاتی است که طی آن «دهها فرمانده ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی» هدف قرار گرفتهاند و این اقدام را «ضربهای به ساختار فرماندهی و کنترل امنیتی» جمهوری اسلامی توصیف کرد.
در این بیانیه همچنین آمده است که نیروهای بسیج، بهعنوان بخشی از ساختار نظامی جمهوری اسلامی، در سرکوب اعتراضات داخلی نقش داشتهاند و تحت فرماندهی سلیمانی، «اقدامات خشونتآمیز و بازداشتها» علیه معترضان را هدایت کردهاند.
سوابق غلامرضا سلیمانی
غلامرضا سلیمانی متولد سال ۱۳۴۳ در استان چهارمحال و بختیاری بود و از سال ۱۳۶۰ بهعنوان نیروی داوطلب به بسیج و سپس سپاه پاسداران پیوست. او در طول جنگ ایران و عراق در سمتهای مختلف فرماندهی، از جمله فرمانده گروهان و گردان، فعالیت داشت و در چندین عملیات نظامی حضور داشت.
پس از جنگ، سلیمانی در ردههای مختلف فرماندهی سپاه ارتقا یافت؛ از جمله فرماندهی تیپ و لشکرهای مختلف و همچنین فرمانده سپاه استان اصفهان بهمدت بیش از یک دهه. او در سالهای اخیر (از سال ۱۳۹۸) بهعنوان رئیس سازمان بسیج مستضعفان فعالیت میکرد.
سلیمانی بهدلیل نقش در سرکوب اعتراضات مردمی، از سوی نهادهای بینالمللی تحریم شده بود.
اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۱ او را بهدلیل نقش در سرکوب خشونتبار اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تحریم کرد. همچنین وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک) و دولت بریتانیا نیز او را در فهرست تحریمهای خود قرار دادهاند؛ از جمله در ارتباط با سرکوب اعتراضات سراسری و نقض حقوق بشر.
در سالهای اخیر، نام او بهعنوان یکی از چهرههای کلیدی در مدیریت و هدایت نیروهای بسیج در برخورد با اعتراضات داخلی مطرح بوده است.
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech