Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech