Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی خواهر جاویدنام پارسا امینی؛
«تو نقطه قوت زندگیمون بودی»
جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در فردیس کشته شد. او پنجشنبه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به کمر جان باخت.
خواهر پارسا با انتشار ویدئویی از برادرش نوشته:
#پارسا_امینی
💸 tavaanatech
«تو نقطه قوت زندگیمون بودی»
جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در فردیس کشته شد. او پنجشنبه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به کمر جان باخت.
خواهر پارسا با انتشار ویدئویی از برادرش نوشته:
«یکی یدونمون بودی پارسا
تو نقطه قوت زندگیمون بودی
ته تغاری که هیچ وقت لوس نشد
نمیدونم این روزا چجوری داره بدون تو میگذره …»
#پارسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت دلتنگی مادر پارسا امینی
مادر جاویدنام محمدپارسا امینی با انتشار ویدئویی از خندههای فرزندش نوشت:
محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس (کرج)، در جریان اعتراضات مردمی این شهر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه شکم از سوی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، او پس از اصابت گلوله به درمانگاه منتقل شد اما در همانجا جان باخت. خانوادهاش پیکر او را از درمانگاه تحویل گرفته و به منزل منتقل کردند و تا صبح روز بعد در حیاط خانه نگه داشتند. در نهایت، پس از گذشت چهار روز، موفق به دریافت مجوز دفن شدند و پیکر او را به خاک سپردند.
#پارسا_امینی
💸 tavaanatech
مادر جاویدنام محمدپارسا امینی با انتشار ویدئویی از خندههای فرزندش نوشت:
«پارسا جانِ مامان…
تو همهی دنیای من بودی؛
تو رو ازم گرفتن و با تو، تمامِ دنیامو بردن…
از وقتی رفتی، خونهام بوی دلتنگی میده
و من هر شب، با حسرتِ شنیدن صدات میخوابم…
پسرم، هیچکس نمیدونه نبودنت با قلبِ یک مادر چه میکنه. 🖤»
محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس (کرج)، در جریان اعتراضات مردمی این شهر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه شکم از سوی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، او پس از اصابت گلوله به درمانگاه منتقل شد اما در همانجا جان باخت. خانوادهاش پیکر او را از درمانگاه تحویل گرفته و به منزل منتقل کردند و تا صبح روز بعد در حیاط خانه نگه داشتند. در نهایت، پس از گذشت چهار روز، موفق به دریافت مجوز دفن شدند و پیکر او را به خاک سپردند.
#پارسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام پارسا امینی:
این برادر منه… همون مردی که برای مردمش ایستاد و تا آخر کم نیاورد
خواهر پارسا امینی با انتشار ویدئویی از برادرش، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
🔸محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله و کوچکترین فرزند خانواده بود. دو خواهر بزرگترش ازدواج کرده بودند و به گفته نزدیکانش، پارسا پس از پدر، تکیهگاه خواهرانش به شمار میرفت. او نوجوانی پرانرژی و علاقهمند به جنگل و طبیعتگردی بود و حضورش خانه را با خنده و شادی پر میکرد.
پارسا تا کلاس دهم درس خوانده بود، اما پس از آن تحصیل را رها کرد و وارد بازار کار شد. او معتقد بود باید زودتر مستقل شود و روی پای خودش بایستد. صبحها در یک شرکت تبلیغاتی کار میکرد و عصرها به خانه بازمیگشت. او با کودکان کار ارتباط نزدیکی داشت، از حقوق خود برای آنها غذا میخرید و رابطهه صمیمانهای با این کودکان داشت.
نزدیکان پارسا میگویند او ایران را دوست داشت و حاضر نبود کشورش را ترک کند. چند روز پیش از کشته شدن نیز با اشتیاق از آینده ایران و آرزوهایش سخن گفته بود. خرید یک خودروی فولکسواگن گلف و داشتن موتورسیکلت از آرزوهای او بود. مدتی پیش از کشته شدن، از مادرش خواسته بود حقوقش را پسانداز کند و با آن برایش طلا بخرد و نگه دارد.
شامگاه ۱۸ دیماه، پارسا تصمیم گرفت از خانه بیرون برود. مادرش که نگران جان او بود، تلاش کرد مانع رفتنش شود. پارسا در پاسخ گفته بود:
سپس برای آرام کردن مادرش گفت به گیمنت میرود و زود بازمیگردد.
بر اساس روایت خانواده، پارسا آن شب به فلکه پنجم فردیس رفت. در جریان شلیکها، هنگامی که برای کمک به یکی از مجروحان خم شده بود، گلولهای به کمرش اصابت کرد و به سمت قلبش کمانه کرد. مردم او را به درمانگاهی در حومه فردیس رساندند، اما پارسا در مسیر جان باخت.
یکی از پرستاران با خانواده او تماس گرفت و خواست هرچه سریعتر خود را به درمانگاه برسانند تا ماموران پیکرش را منتقل نکنند. پیکر پارسا تا صبح در کنار خانوادهاش باقی ماند و سپس به سردخانه بهشت سکینه انتقال یافت.
خانواده محمد پارسا امینی نمیخواستند فرزندشان در مکانی دور به خاک سپرده شود. پیکر این نوجوان در امامزاده ابراهیم ملارد، قطعه ۲۵، ردیف ۲۳، شماره ۲ دفن شد. پارسا از خانه بیرون رفت و به مادرش قول داد زود بازگردد؛ اما آن شب، گلوله به زندگی نوجوانی پایان داد که تنها ۱۷ سال داشت و هنوز بسیاری از آرزوهایش را تجربه نکرده بود.
◾️شبکههای اجتماعی میتوانند روایت خانوادههای داغدار و دادخواه را از سکوت و فراموشی بیرون بیاورند. انعکاس و بازنشر روایت جانباختگان، به شنیدهشدن صدای این خانوادهها، ثبت حقیقت و زندهماندن خواسته آنان برای دادخواهی کمک میکند.
#پارسا_امینی
💸 tavaanatech
این برادر منه… همون مردی که برای مردمش ایستاد و تا آخر کم نیاورد
خواهر پارسا امینی با انتشار ویدئویی از برادرش، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
رفتنت کمرم رو شکست، اما راهی که با شجاعت رفتی، باعث میشه با تمام اشکهام سرم رو بالا بگیرم و بگم: «این برادر منه… همون مردی که برای مردمش ایستاد و تا آخر، کم نیاورد.» 🖤
🔸محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله و کوچکترین فرزند خانواده بود. دو خواهر بزرگترش ازدواج کرده بودند و به گفته نزدیکانش، پارسا پس از پدر، تکیهگاه خواهرانش به شمار میرفت. او نوجوانی پرانرژی و علاقهمند به جنگل و طبیعتگردی بود و حضورش خانه را با خنده و شادی پر میکرد.
پارسا تا کلاس دهم درس خوانده بود، اما پس از آن تحصیل را رها کرد و وارد بازار کار شد. او معتقد بود باید زودتر مستقل شود و روی پای خودش بایستد. صبحها در یک شرکت تبلیغاتی کار میکرد و عصرها به خانه بازمیگشت. او با کودکان کار ارتباط نزدیکی داشت، از حقوق خود برای آنها غذا میخرید و رابطهه صمیمانهای با این کودکان داشت.
نزدیکان پارسا میگویند او ایران را دوست داشت و حاضر نبود کشورش را ترک کند. چند روز پیش از کشته شدن نیز با اشتیاق از آینده ایران و آرزوهایش سخن گفته بود. خرید یک خودروی فولکسواگن گلف و داشتن موتورسیکلت از آرزوهای او بود. مدتی پیش از کشته شدن، از مادرش خواسته بود حقوقش را پسانداز کند و با آن برایش طلا بخرد و نگه دارد.
شامگاه ۱۸ دیماه، پارسا تصمیم گرفت از خانه بیرون برود. مادرش که نگران جان او بود، تلاش کرد مانع رفتنش شود. پارسا در پاسخ گفته بود:
«مگر خون من رنگینتر است؟ مردم برای وطنشان میروند، من هم میروم.»
سپس برای آرام کردن مادرش گفت به گیمنت میرود و زود بازمیگردد.
بر اساس روایت خانواده، پارسا آن شب به فلکه پنجم فردیس رفت. در جریان شلیکها، هنگامی که برای کمک به یکی از مجروحان خم شده بود، گلولهای به کمرش اصابت کرد و به سمت قلبش کمانه کرد. مردم او را به درمانگاهی در حومه فردیس رساندند، اما پارسا در مسیر جان باخت.
یکی از پرستاران با خانواده او تماس گرفت و خواست هرچه سریعتر خود را به درمانگاه برسانند تا ماموران پیکرش را منتقل نکنند. پیکر پارسا تا صبح در کنار خانوادهاش باقی ماند و سپس به سردخانه بهشت سکینه انتقال یافت.
خانواده محمد پارسا امینی نمیخواستند فرزندشان در مکانی دور به خاک سپرده شود. پیکر این نوجوان در امامزاده ابراهیم ملارد، قطعه ۲۵، ردیف ۲۳، شماره ۲ دفن شد. پارسا از خانه بیرون رفت و به مادرش قول داد زود بازگردد؛ اما آن شب، گلوله به زندگی نوجوانی پایان داد که تنها ۱۷ سال داشت و هنوز بسیاری از آرزوهایش را تجربه نکرده بود.
◾️شبکههای اجتماعی میتوانند روایت خانوادههای داغدار و دادخواه را از سکوت و فراموشی بیرون بیاورند. انعکاس و بازنشر روایت جانباختگان، به شنیدهشدن صدای این خانوادهها، ثبت حقیقت و زندهماندن خواسته آنان برای دادخواهی کمک میکند.
#پارسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رقص پارسا امینی در قاب دلتنگی مادر؛ زندگی میکنم، اما با خودم نیستم
مادر جاویدنام پارسا امینی با انتشار ویدویی از رقص فرزندش و در قسمتی از متن اینگونه نوشته است:
«پسرم باز به یادت افتادم، یادخندههای شیرینت، یاد رقصیدنات، یاد حرف زدنات، یاد نوازش کردنهات،یاد شوخیهات، روزی صدبار تو مغزم مرور میشوی، مثل یک نوار کاست قدیمی که تموم میشه دوباره برش میگردونی و اون طرف دیگهاش رو میذاری، تو شیرینی قصه زندگیم بودی، با تو همه چی تموم شد.
زندگی میکنم اما با خودم نیستم، کاش همون شب منم تمام میشدم....»
محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس (کرج)، در جریان اعتراضات مردمی این شهر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه شکم از سوی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، او پس از اصابت گلوله به درمانگاه منتقل شد اما در همانجا جان باخت. خانوادهاش پیکر او را از درمانگاه تحویل گرفته و به منزل منتقل کردند و تا صبح روز بعد در حیاط خانه نگه داشتند. در نهایت، پس از گذشت چهار روز، موفق به دریافت مجوز دفن شدند و پیکر او را به خاک سپردند.
#پارسا_امینی
💸 tavaanatech
مادر جاویدنام پارسا امینی با انتشار ویدویی از رقص فرزندش و در قسمتی از متن اینگونه نوشته است:
«پسرم باز به یادت افتادم، یادخندههای شیرینت، یاد رقصیدنات، یاد حرف زدنات، یاد نوازش کردنهات،یاد شوخیهات، روزی صدبار تو مغزم مرور میشوی، مثل یک نوار کاست قدیمی که تموم میشه دوباره برش میگردونی و اون طرف دیگهاش رو میذاری، تو شیرینی قصه زندگیم بودی، با تو همه چی تموم شد.
زندگی میکنم اما با خودم نیستم، کاش همون شب منم تمام میشدم....»
محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس (کرج)، در جریان اعتراضات مردمی این شهر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه شکم از سوی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، او پس از اصابت گلوله به درمانگاه منتقل شد اما در همانجا جان باخت. خانوادهاش پیکر او را از درمانگاه تحویل گرفته و به منزل منتقل کردند و تا صبح روز بعد در حیاط خانه نگه داشتند. در نهایت، پس از گذشت چهار روز، موفق به دریافت مجوز دفن شدند و پیکر او را به خاک سپردند.
#پارسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر پارسا امینی با انتشار تصاویر کودکی فرزندش نوشت: «۱۷ بهار دید؛ پارسا خود زندگی بود»
مادر پارسا امینی با انتشار تصاویری از کودکی پارسا نوشت:
جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله و کوچکترین فرزند خانواده بود. دو خواهر بزرگترش ازدواج کرده بودند و به گفته نزدیکانش، پارسا پس از پدر، تکیهگاه خواهرانش به شمار میرفت. او نوجوانی پرانرژی و علاقهمند به جنگل و طبیعتگردی بود و حضورش خانه را با خنده و شادی پر میکرد.
پارسا تا کلاس دهم درس خوانده بود، اما پس از آن تحصیل را رها کرد و وارد بازار کار شد. او معتقد بود باید زودتر مستقل شود و روی پای خودش بایستد. صبحها در یک شرکت تبلیغاتی کار میکرد و عصرها به خانه بازمیگشت. او با کودکان کار ارتباط نزدیکی داشت، از حقوق خود برای آنها غذا میخرید و رابطهه صمیمانهای با این کودکان داشت.
شامگاه ۱۸ دیماه، پارسا تصمیم گرفت از خانه بیرون برود. مادرش که نگران جان او بود، تلاش کرد مانع رفتنش شود. پارسا در پاسخ گفته بود:
«مگر خون من رنگینتر است؟ مردم برای وطنشان میروند، من هم میروم.»
سپس برای آرام کردن مادرش گفت به گیمنت میرود و زود بازمیگردد.
بر اساس روایت خانواده، پارسا آن شب به فلکه پنجم فردیس رفت. در جریان شلیکها، هنگامی که برای کمک به یکی از مجروحان خم شده بود، گلولهای به کمرش اصابت کرد و به سمت قلبش کمانه کرد. مردم او را به درمانگاهی در حومه فردیس رساندند، اما پارسا در مسیر جان باخت.
#پارسا_امینی
💸 tavaanatech
مادر پارسا امینی با انتشار تصاویری از کودکی پارسا نوشت:
«داشتم تو لپتاپ دنبال فیلم وعکسات میگشتم که یهو چشمم افتاد به پوشه پارسا جانانم، بله پارسا جانم نبود، جانانم بود عشق بود. صفای زندگیم بود از وقتی به دنیا اومد تا وقتی که از پیش ما رفت ۱۷ تا بهار دید، پارسا سرشار از انرژی بود خود زندگی بود هر روز به بودنش وداشتنش ذوق میکردم»
جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله و کوچکترین فرزند خانواده بود. دو خواهر بزرگترش ازدواج کرده بودند و به گفته نزدیکانش، پارسا پس از پدر، تکیهگاه خواهرانش به شمار میرفت. او نوجوانی پرانرژی و علاقهمند به جنگل و طبیعتگردی بود و حضورش خانه را با خنده و شادی پر میکرد.
پارسا تا کلاس دهم درس خوانده بود، اما پس از آن تحصیل را رها کرد و وارد بازار کار شد. او معتقد بود باید زودتر مستقل شود و روی پای خودش بایستد. صبحها در یک شرکت تبلیغاتی کار میکرد و عصرها به خانه بازمیگشت. او با کودکان کار ارتباط نزدیکی داشت، از حقوق خود برای آنها غذا میخرید و رابطهه صمیمانهای با این کودکان داشت.
شامگاه ۱۸ دیماه، پارسا تصمیم گرفت از خانه بیرون برود. مادرش که نگران جان او بود، تلاش کرد مانع رفتنش شود. پارسا در پاسخ گفته بود:
«مگر خون من رنگینتر است؟ مردم برای وطنشان میروند، من هم میروم.»
سپس برای آرام کردن مادرش گفت به گیمنت میرود و زود بازمیگردد.
بر اساس روایت خانواده، پارسا آن شب به فلکه پنجم فردیس رفت. در جریان شلیکها، هنگامی که برای کمک به یکی از مجروحان خم شده بود، گلولهای به کمرش اصابت کرد و به سمت قلبش کمانه کرد. مردم او را به درمانگاهی در حومه فردیس رساندند، اما پارسا در مسیر جان باخت.
#پارسا_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM