🇮🇷👸🏻 @AdabSar
زن در ایران باستان
سراینده #توران_شهریاری
نگه کن به تاریخ پیشینیان
به آیینهی روشن باستان
به بگذشتهها رفتهها دورها
به سرچشمهی روشن نورها
زن و مرد با هم برابر بُدند
زنان کاردانان کشور بُدند
بسی کار را زن بگرفتی به دست
که در آن نبودیش ضعف و شکست
چو مردان به نیروی دانشوری
بگردید شایستهی سروری
گهی گشت الهامبخش هنر
ز سر پنجهاش شد هنر جلوهگر
گهی رزمجو گه سیاستمدار
گهی شد روان از پی کشتوکار
گهی جای بگرفت بر پشت زین
که برخاست از مرد و زن آفرین
گهی کارگر شد به میدان کار
پذیرفت گه نقش آموزگار
ز دانایی و مهر و خودباوری
بشد زن سزاوار بر مادری
چو «دغدویه» آن مادر پاکزاد
که در پیش اهریمنان ایستاد
«پوروچیستا» دختر زردهشت
زنی بود نیکو و دانا سرشت
ز «رکسان» به یاد آر و از« پانتهآ»
ز «موزا» و «آرتا» و از «ارشیا»
گهی «آرتمیس» و «کاساندان» شدند
کهی هم «پروشات» و «ماندان» شدند
«آتوسا» که مام خشایار بود
گرامی زنی راد و بیدار بود
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیمها را بیاراسته است
همان عهد در گوشهای از جهان
چه بسیار دختر یکان بر یکان
به دست پدر زنده در گور شد
بر او روز چو شام دیجور شد
ستمها به زن رفت و بیدادها
که هرگز نخواهد شد از یادها
ولیکن در آن دور و آن روزگار
به ایران زمین بود زن شهریار
که در رای و دانشوری سر بُد است
سزاوار دیهیم و افسر بُد است
به شهنامه بس بانوی نامدار
بود نامشان مایهی افتخار
چنان خواهران جم سرفراز
یکی «شهرناز» و یکی «ارنواز»
«فرانک» زنی راد و آزاده بود
فریدون آزاده را زاده بود
خردمند «سیندخت» فرخنده رای
که بود آگه و بخرد و رهنمای
ز «رودابه» راد نیکو نهاد
جهان پهلوانی چو رستم بزاد
چو یادآوری نام «تهمینه» را
ز شوق آکنی از نفس سینه را
نبینی تو گُردی چو «گردآفرید»
دلیر و خردمند و با فر و شید
«فرنگیس» بانوی نام آوریست
سرافراز و آزاده و پاک زیست
پر آوازه «بانوگشسب» دلیر
که بودست مردفکن و شیرگیر
هم او دختر رستم زال بود
نکو نام و فرخنده احوال بود
«منیژه» که بُد بانویی نامور
ز فرمان عشق نپیچد سر
«کتایون» که او بانوی شاه بود
خردمند و دانا و آگاه بود
«هما» شاه بانوی نیکو نهاد
نمادیست از دانش و دین و داد
به دوران ساسانیان بارها
سرافراشت زن، در گران کارها
ز «پوران» خسرو نماییم یاد
که دیهیم شاهی به سر بر نهاد
بجا مانده نام نکو یادگار
ز «آذرمیدخت» آن زن شهریار
دگر «کردیه» خواهری چارهگر
که روشن روان بود و نیکوگهر
چو برگشت بهرام چوبین ز شاه
به او روز سختی نمایاند راه
خردمند «شیرین» بیدار دل
که ماه فلک شد ز رویش خجل
نمادیست از بانویی دیدهور
نکوچهر و دانا و نیکوگهر
در آن دورهی شامخ باستان
گرانقدر بودند یکسر زنان
نه کمتر بود دختری از پسر
گرامی تر آنکو خردمندتر!
#سپندارمذگان #اسپندگان
🇮🇷👸🏻 @AdabSar
زن در ایران باستان
سراینده #توران_شهریاری
نگه کن به تاریخ پیشینیان
به آیینهی روشن باستان
به بگذشتهها رفتهها دورها
به سرچشمهی روشن نورها
زن و مرد با هم برابر بُدند
زنان کاردانان کشور بُدند
بسی کار را زن بگرفتی به دست
که در آن نبودیش ضعف و شکست
چو مردان به نیروی دانشوری
بگردید شایستهی سروری
گهی گشت الهامبخش هنر
ز سر پنجهاش شد هنر جلوهگر
گهی رزمجو گه سیاستمدار
گهی شد روان از پی کشتوکار
گهی جای بگرفت بر پشت زین
که برخاست از مرد و زن آفرین
گهی کارگر شد به میدان کار
پذیرفت گه نقش آموزگار
ز دانایی و مهر و خودباوری
بشد زن سزاوار بر مادری
چو «دغدویه» آن مادر پاکزاد
که در پیش اهریمنان ایستاد
«پوروچیستا» دختر زردهشت
زنی بود نیکو و دانا سرشت
ز «رکسان» به یاد آر و از« پانتهآ»
ز «موزا» و «آرتا» و از «ارشیا»
گهی «آرتمیس» و «کاساندان» شدند
کهی هم «پروشات» و «ماندان» شدند
«آتوسا» که مام خشایار بود
گرامی زنی راد و بیدار بود
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیمها را بیاراسته است
همان عهد در گوشهای از جهان
چه بسیار دختر یکان بر یکان
به دست پدر زنده در گور شد
بر او روز چو شام دیجور شد
ستمها به زن رفت و بیدادها
که هرگز نخواهد شد از یادها
ولیکن در آن دور و آن روزگار
به ایران زمین بود زن شهریار
که در رای و دانشوری سر بُد است
سزاوار دیهیم و افسر بُد است
به شهنامه بس بانوی نامدار
بود نامشان مایهی افتخار
چنان خواهران جم سرفراز
یکی «شهرناز» و یکی «ارنواز»
«فرانک» زنی راد و آزاده بود
فریدون آزاده را زاده بود
خردمند «سیندخت» فرخنده رای
که بود آگه و بخرد و رهنمای
ز «رودابه» راد نیکو نهاد
جهان پهلوانی چو رستم بزاد
چو یادآوری نام «تهمینه» را
ز شوق آکنی از نفس سینه را
نبینی تو گُردی چو «گردآفرید»
دلیر و خردمند و با فر و شید
«فرنگیس» بانوی نام آوریست
سرافراز و آزاده و پاک زیست
پر آوازه «بانوگشسب» دلیر
که بودست مردفکن و شیرگیر
هم او دختر رستم زال بود
نکو نام و فرخنده احوال بود
«منیژه» که بُد بانویی نامور
ز فرمان عشق نپیچد سر
«کتایون» که او بانوی شاه بود
خردمند و دانا و آگاه بود
«هما» شاه بانوی نیکو نهاد
نمادیست از دانش و دین و داد
به دوران ساسانیان بارها
سرافراشت زن، در گران کارها
ز «پوران» خسرو نماییم یاد
که دیهیم شاهی به سر بر نهاد
بجا مانده نام نکو یادگار
ز «آذرمیدخت» آن زن شهریار
دگر «کردیه» خواهری چارهگر
که روشن روان بود و نیکوگهر
چو برگشت بهرام چوبین ز شاه
به او روز سختی نمایاند راه
خردمند «شیرین» بیدار دل
که ماه فلک شد ز رویش خجل
نمادیست از بانویی دیدهور
نکوچهر و دانا و نیکوگهر
در آن دورهی شامخ باستان
گرانقدر بودند یکسر زنان
نه کمتر بود دختری از پسر
گرامی تر آنکو خردمندتر!
#سپندارمذگان #اسپندگان
🇮🇷👸🏻 @AdabSar
🌹❤️
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیمها را بیاراسته است!
#توران_شهریاری
#اسپندگان #سپندارمذگان
🌹❤️ @AdabSar
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیمها را بیاراسته است!
#توران_شهریاری
#اسپندگان #سپندارمذگان
🌹❤️ @AdabSar