💫
در شهر هِی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود، که آخر زیاد شد
اینقدرهام نصفجهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد!
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
در شهر هِی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود، که آخر زیاد شد
اینقدرهام نصفجهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد!
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
@AdabSar
چقدر ساده بههم ریختی روان مرا
بریده غصهی دلکندنت امان مرا
قبول کن که مخاطبپسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شبهای خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا
سریع پیر شدم! آنچنان که آینه نیز-
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزهای تازه بودم و ناگاه-
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلختر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبیست، بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
چقدر ساده بههم ریختی روان مرا
بریده غصهی دلکندنت امان مرا
قبول کن که مخاطبپسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شبهای خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا
سریع پیر شدم! آنچنان که آینه نیز-
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزهای تازه بودم و ناگاه-
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلختر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبیست، بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
💫
دلیل اینهمه احساس را نمیدانم
نپرس اینکه چرا تو؟ جواب راحت نیست
به من نگو که بهدردت نمیخورم، زیرا
قبولکردن حرف حساب راحت نیست!
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
دلیل اینهمه احساس را نمیدانم
نپرس اینکه چرا تو؟ جواب راحت نیست
به من نگو که بهدردت نمیخورم، زیرا
قبولکردن حرف حساب راحت نیست!
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
@AdabSar
به ظاهر گرچه میخندم، به ظاهر گرچه آرامم
درونم آتشی برپاست از فکر سرانجامم
اگر مست و خرابم، دوست دارم این خرابی را
که از ترکان نیشابورم و از نسل خیامم
نمیدانم جهان عاصیست یا من عاصیام از خود
که اینسان در نبودت سرد و بیروحاند ایامم
شبیه شاه شطرنجم که پیش چشم من هر شب
به روی خاک میافتند سربازان گمنامم
گناهم چیست، جرمم چیست، آخر اشتباهم چیست؟
که محکومم، که دربندم، که میخواهند اعدامم
دعا کن خیر باشد چون که هر شب خواب میبینم
که تشت کهنهی رسواییام افتاد از بامم
بهاری یا زمستان، هر چه هستی زندگیسازی
که از آغوش گرمابخش تو عمریست ناکامم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
به ظاهر گرچه میخندم، به ظاهر گرچه آرامم
درونم آتشی برپاست از فکر سرانجامم
اگر مست و خرابم، دوست دارم این خرابی را
که از ترکان نیشابورم و از نسل خیامم
نمیدانم جهان عاصیست یا من عاصیام از خود
که اینسان در نبودت سرد و بیروحاند ایامم
شبیه شاه شطرنجم که پیش چشم من هر شب
به روی خاک میافتند سربازان گمنامم
گناهم چیست، جرمم چیست، آخر اشتباهم چیست؟
که محکومم، که دربندم، که میخواهند اعدامم
دعا کن خیر باشد چون که هر شب خواب میبینم
که تشت کهنهی رسواییام افتاد از بامم
بهاری یا زمستان، هر چه هستی زندگیسازی
که از آغوش گرمابخش تو عمریست ناکامم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
💫
از جنس خاک این حوالی نیست
خاکی که دنیا بر سرم کرده
کل پزشکان حرفشان این شد
احساس در جسمم ورم کرده
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
از جنس خاک این حوالی نیست
خاکی که دنیا بر سرم کرده
کل پزشکان حرفشان این شد
احساس در جسمم ورم کرده
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
@AdabSar
افتاده راه طالعِ تارم به هیچکس
دیدی وفا نکرد بهارم به هیچکس
تو رفتهای، دلیل ندارد بیان شود
جای دقیقِ سنگ مزارم به هیچکس
دیگر مسیر طیشده فرقی نمیکند
وقتی رسیده ریل قطارم به هیچکس
با اینکه خاطر تو برایم عزیز بود
افسوس! اعتماد ندارم به هیچکس
فهمیدهام که غیر خدا عاشقی خطاست
یعنی مباد دل بسپارم به هیچکس
این شعر آخرین غزلِ من برای توست
تقدیم شد به دار و ندارم، به "هیچکس"
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
افتاده راه طالعِ تارم به هیچکس
دیدی وفا نکرد بهارم به هیچکس
تو رفتهای، دلیل ندارد بیان شود
جای دقیقِ سنگ مزارم به هیچکس
دیگر مسیر طیشده فرقی نمیکند
وقتی رسیده ریل قطارم به هیچکس
با اینکه خاطر تو برایم عزیز بود
افسوس! اعتماد ندارم به هیچکس
فهمیدهام که غیر خدا عاشقی خطاست
یعنی مباد دل بسپارم به هیچکس
این شعر آخرین غزلِ من برای توست
تقدیم شد به دار و ندارم، به "هیچکس"
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
بگذار که آتش بزنم حاشیهام را
تا پر کنم از عطر وجودت ریهام را
کارم شده تلقین بکنم غصه ندارم
افسردگیِ مطلق هر ثانیهام را
زیباتر از آنی که به تشبیه بگنجی
نظم تنِ تو ریخت به هم قافیهام را
من مرد عمودی زمین بودم و امروز
از مرحمت عشق ببین زاویهام را
در هندسهی گیج جهان آنچه مهم است
اسم تو سند خورده دلِ عاریهام را
توجیه من این است دلم مال خودم نیست
با قاعدهی عشق بخوان فرضیهام را
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
بگذار که آتش بزنم حاشیهام را
تا پر کنم از عطر وجودت ریهام را
کارم شده تلقین بکنم غصه ندارم
افسردگیِ مطلق هر ثانیهام را
زیباتر از آنی که به تشبیه بگنجی
نظم تنِ تو ریخت به هم قافیهام را
من مرد عمودی زمین بودم و امروز
از مرحمت عشق ببین زاویهام را
در هندسهی گیج جهان آنچه مهم است
اسم تو سند خورده دلِ عاریهام را
توجیه من این است دلم مال خودم نیست
با قاعدهی عشق بخوان فرضیهام را
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
💫
حیف با این که دوستت دارم
سهم دستانم از تو پرهیز است
قسمتم نیستی و این یعنی
زندگی واقعا غمانگیز است
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
حیف با این که دوستت دارم
سهم دستانم از تو پرهیز است
قسمتم نیستی و این یعنی
زندگی واقعا غمانگیز است
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
دلیل اینهمه احساس را نمیدانم
نپرس اینکه چرا تو؟ جواب راحت نیست
به من نگو که بهدردت نمیخورم، زیرا
قبولکردن حرف حساب راحت نیست!
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
دلیل اینهمه احساس را نمیدانم
نپرس اینکه چرا تو؟ جواب راحت نیست
به من نگو که بهدردت نمیخورم، زیرا
قبولکردن حرف حساب راحت نیست!
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
چقدر ساده بههم ریختی روان مرا
بریده غصهی دلکندنت امان مرا
قبول کن که مخاطبپسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شبهای خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا
سریع پیر شدم! آنچنان که آینه نیز-
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزهای تازه بودم و ناگاه-
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلختر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبیست، بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
چقدر ساده بههم ریختی روان مرا
بریده غصهی دلکندنت امان مرا
قبول کن که مخاطبپسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شبهای خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا
سریع پیر شدم! آنچنان که آینه نیز-
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزهای تازه بودم و ناگاه-
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلختر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبیست، بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم
کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم، در سینهام آتشفشان دارم
پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینهای از آسمان دارم
پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!
چه حسّ نادری، با فتح الماس حضور تو
تمام لحظهها احساس میکردم "جهاندار"م!
اگرچه لحظههای خوب، عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم
نفسهای تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
"هوا"ی روزهای بودنت را همچنان دارم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم
کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم، در سینهام آتشفشان دارم
پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینهای از آسمان دارم
پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!
چه حسّ نادری، با فتح الماس حضور تو
تمام لحظهها احساس میکردم "جهاندار"م!
اگرچه لحظههای خوب، عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم
نفسهای تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
"هوا"ی روزهای بودنت را همچنان دارم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
افتاده راه طالعِ تارم به هیچکس
دیدی وفا نکرد بهارم به هیچکس
تو رفتهای، دلیل ندارد بیان شود
جای دقیقِ سنگ مزارم به هیچکس
دیگر مسیر طیشده فرقی نمیکند
وقتی رسیده ریل قطارم به هیچکس
با اینکه خاطر تو برایم عزیز بود
افسوس! اعتماد ندارم به هیچکس
فهمیدهام که غیر خدا عاشقی خطاست
یعنی مباد دل بسپارم به هیچکس
این شعر آخرین غزلِ من برای توست
تقدیم شد به دار و ندارم، به "هیچکس"
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
افتاده راه طالعِ تارم به هیچکس
دیدی وفا نکرد بهارم به هیچکس
تو رفتهای، دلیل ندارد بیان شود
جای دقیقِ سنگ مزارم به هیچکس
دیگر مسیر طیشده فرقی نمیکند
وقتی رسیده ریل قطارم به هیچکس
با اینکه خاطر تو برایم عزیز بود
افسوس! اعتماد ندارم به هیچکس
فهمیدهام که غیر خدا عاشقی خطاست
یعنی مباد دل بسپارم به هیچکس
این شعر آخرین غزلِ من برای توست
تقدیم شد به دار و ندارم، به "هیچکس"
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم
کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم، در سینهام آتشفشان دارم
پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینهای از آسمان دارم
پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!
چه حسّ نادری، با فتح الماس حضور تو
تمام لحظهها احساس میکردم "جهاندار"م!
اگرچه لحظههای خوب، عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم
نفسهای تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
"هوا"ی روزهای بودنت را همچنان دارم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!
ولی از تو چه پنهان، روح و جسمی ناتوان دارم
کسی از ظاهر یک کوه، حالش را نمیفهمد
به ظاهر ساکتم، در سینهام آتشفشان دارم
پس از تو باختم خورشید خوش رنگ زمینم را!
پس از تو نفرتِ دیرینهای از آسمان دارم
پُر از دلشوره بودم در کلاس گرمِ آغوشت
و باور کرده بودم پای عشقت امتحان دارم!
چه حسّ نادری، با فتح الماس حضور تو
تمام لحظهها احساس میکردم "جهاندار"م!
اگرچه لحظههای خوب، عمرِ کمتری دارند
ولی نام عزیزت را همیشه بر زبان دارم
نفسهای تو را آن روزها در شیشه پُر کردم
"هوا"ی روزهای بودنت را همچنان دارم
#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار